جوانان فوتبالیست بیدگل در سال ۱۳۴۱ هجری شمسی در زمین آبگاه

این عکس را قبلا هم گذاشته بودم .مجددا برای دوستان جدید میگذارم.

از سمت راست:پرویز ستاری-شادروانان فرامرز و ایرج ستاری -هوشنگ جندقیان- علی محمد منوری-علی جندقیان فرزند امیر-اسفندیارمولایی-علی جندقیان فرزند حسین- اکبر ستاری

 

 

گامی در گذشته

بیشتر شهرهای ایران بخشی کرمو و پوسیده در داخل خویش دارند به نام بافت فرسوده که هیچ آنتی بیوتیکی فعلا برایش وجود ندارد و دولت هم که میداند قادر به نگهداری آن با پول و مدیریت نمی باشد  مردم را تشویق میکند که خشتهای خام را به محلهای مجاز در خارج از شهرها حمل کنند و وام بگیرند و به جایشان خانه های محکمتری بسازند. 

گام زدن در بافت فرسوده برای بیشتر مردم همراه با غم و افسوس و تاسف میباشد.دیروز با همسر و دخترم چند قدمی هم در بخش زرگرهای بازار کاشان جلو رفتیم ولی ناگهان گفتم برگردیم.این سه راهی که به راستی درب زنجیر نام دارد با فروشگاه های طلا و آیینه شمعدانش انسان را به یاد زنجیرهایی می اندازد که بر دست و پاهاست و پیوند بین دختران و پسران را بسیار مشکل و حتی غیرممکن ساخته است.از کنار نانوایی شیرین پزی شاید برای اولین بار وارد بافت پشت بازار شدم .مسجدی بود و گنبد گنده ای و تعدادی آرامگاه خصوصی و منجمله آرامگاه مرحوم احمد آقا زرگرزاده و سایر زرگرزاده های وداع نموده با دنیا.از وسطهای بازار دوباره وارد بازار شدیم. داخل کوچه ی درب گلان و یا درب گلدون شدیم .پدربزرگم در کاروانسرای سمت چپ این کوچه حجره ای داشت که در دوران دبیرستان ما ظهرها آنجا نهار و چای میخوردیم.کاروانسرا یک درب هم داشت که به داخل این کوچه باز میشد و یک توالت عمومی داخل کوچه بود که بسیار متعفن و ناجور بود و دیدم که به جای آن یک سرویس بهداشتی مردانه و زنانه ی بسیار تمیز ساخته اند .در سمت چپ انتهای کوچه که به پشت مسجد میدان سنگ می رسید قدیما تعدادی  خانه ی فساد وجود داشت و بانوانی بالای ۵۰ سال داخلشان کثافتکاری میکردند.خانه ی نبشی را که من داخلش را هم دیده بودم اکنون پاساژ نموده اند.متاسفانه زبان زرگری هم بلد نبودم که این توضیحات را به همسرم بدهم.از مسجد گذشتیم و وارد بازار مسگرها شدیم.دریغ از صدای یک ضربه چکش.سال ۵۸ من از یکی از مسگری ها عکسی گرفته ام .حالا دیدم به جایش فروشگاهیست که فروشنده اش دختر جوانی با مانتو کوتاه و شلوار جین است و تصادفا داشت از نردبان مغازه پایین می آمد و بدجوری بود.یک آسیاب سنگی و فروشگاه از تولید به مصرف آن برایم تازگی داشت چند بسته آرد مختلف خریدیم....به قول یکی خسته شدم .شاید وقتی دیگر.

مادر 4 شهید

«فاطمه عباسي ورده» مادر براداران شهيد جوادنيا

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=121167

خانواده های وبلاگ نویس

  1. مسعود فرزانگان بیدگلی و همسرشان نرگس حمزه ای بیدگلی
  2. عباس جندقیان بیدگلی و برادرشان اصغر جندقیان بیدگلی
  3. محمود فرزین بیدگلی و دخترشان مریم فرزین بیدگلی
  4. جعفر رسول زاده و دخترشان زهرا رسول زاده
  5. علی اصغر صائم کاشانی و دخترشان مريم السادات صائم كاشاني

شما هم دیگرانی را می شناسید؟

بروجلو قراره حسین جند قیان توپ را ولش کنه تو گل بزنی برو اون طرف !

تبانی

شاید برای جوان ها  ونوجوانان امروزی دیدن فوتبال های محلی زیاد جذاب نباشد ویا اصولا" دیگر فوتبال در شهر کوچکی مثل آران وبیدگل با وجود تماشای بهترین فوتبال های روز دنیا از تلویزیون آن گیرایی همیشگی را نداشته باشد.

 ولی مرور خاطرات ویاد آوری فوتبال آران وبیدگل در سالهای گذشته یک حس نستالوژی را به ارمغان می آورد:

سالهای 71 ،72 سالهای طلایی فوتبال آران وبیدگل محسوب می شد وبازی کردن در یکی از تیمهای دسته یک ویا دو یک ایده ال به حساب می آمد.

باشگاهای آران وبیدگل همانطوری که بسیار از پیشکسوتان این ورزش می دانند با مدیریت سر صدقه گی وپول تو جیبی بچه های بازیکن اداره می شد، وبازیکنان علاوه بر تهیه کفش وجوراب وساک می بایست مقداری ازشکم وخورد وخوراک خود بزنند تا پول هفتگی باشگاه را تهیه کنند.

من که در آن سالها یک بازیکن معمولی به حساب می آمدم بازی کردن در یک باشگاه دسته دومی غنیمت به شمار می رفت وچون قدرت سرزنی خوبی داشتم به  خوبی می توانستم در پست دفاع بازی کنم.

باشگاه نهضت که متعلق به محله درب مختص آباد بود وتحت مدیریت سید تراب سیدی وحاجی توکلی قرار داشت چند سالی می شد که مامنی برای بازهای معمولی  من قرار گرفته بود .

ولی این باشگاه به علت اختلافات درونی مدیریتی وبقول امروزی ها دچار بحران شده بود ومن با تنی چند از دوستان قدیمی به یک باشگاه دیگر در آران نقل مکان کردیم.

 باشگاه بنیاد شهید یک باشگاه نیمه دولتی بود وبا پولی  که عباس صالحی از شهرداری وبنیاد شهید می گرفت اداره می شد

و مزیتی که برای ما داشت این بود که دیگر نه تنها پول تو جیبی نمی دادیم لباس وکفش هم به ما می دادند.

بگذریم ، امرزوه اگر خسروحیدری وقتی مقابل باشگاه سابقش بازی می کند  برای تماشاگران وبازیکنان آن تیم زیاد جالب نیست و مورد اعتراض آنها قرار می گیرد ،این در مورد من هم صدق می کرد.

در یک جمعه از روزهای ماه آذر بازی حساسی بین بنیاد شهید آران که من بازیکن آن بود م وتیم نهضت یعنی باشگاه سابق من

برگزار می شد وبازی کردن من برای مسولان باشگاه نهضت حساسیت برانگیز شده بود.

شب قبل از بازی سید تراب سیدی مدیر باشگاه یا به قولی همه کاره آن باشگاه نزد من آمد و در مورد حساسیت بازی واینکه اگر نهضت ببازد به دسته پایین تر سقوط می کند واگر ببرد از گروه ش بالا می آیدو شاید به دسته یک صعود کند صحبت کرد

 ودر آخر از من خواست فردا بهانه ای بیاورم  ودر مقابل تیم سابقم بازی نکنم.

من که نمی توانستم خودم را بی خودی از یک بازی خوب ودلنشین محروم کنم  برای دست به سر کردن سید تراب به او پیشنهاد دادم: اگر من نیایم یکی دیگر جای من بازی می کنه خیلی فرقی نداره بهتر نیست من بازی کنم ویکی از توپها را رها کنم تا شما گل بزنید.

وبه او سفارش کردم که این موضوع باید کاملا" محرمانه باشد وهیچ یک از بازیکنان واعضای باشگاه بنیاد شهید ونهضت خبر دار نشوند چون برای من وشما بد می شود واو قول داد که این موضوع کاملا" محرمانه خواهد بود واز پیشنهاد چنین موضوعی در پوست خود نمی گنجید واز من خداحافظی کرد.

من که اصلا" در ذهنم فکرتبانی به سر نمی برد وفقط برای دست به سر کردن سید تراب این پیشنهاد را داده بودم نفس راحتی کشیدم وبه خانه رفتم.

فردای آن روز استادیوم تختی آران وبیدگل مملو از جمعیت بود وهمه بچه های محله درب مختص آباد ومختص آباد برای دیدن وتشویق تیم نهضت به آنجا آمده بودند وبچه های دهنو هم که تیم بنیاد شهید تقریبا" متعلق به آنها بود تک وتوکی دیده می شدند.

بازی با سوت داور آغاز شد بازی حالت آرامی را پشت سر می گذاشت که ناگهان دفاع تیم نهضت دچار اشتباه شد ورضا صالحی برادر عباس صالحی گل برتری مارا به ثمر رساند وبازی به سود ما در جریان افتاد، سید تراب در کنار زمین مثل سیر وسرکه می جو شید ومثل کسی که سرش را بریده باشند این طرف و آن طرف می دوید.

اخر سر سید تراب طاقت نیاورد وروبه حسین سقایی که در منطقه فوروارد بازی کرد فریاد کشید بروجلو قراره حسین جند قیان توپ را ولش کنه تو گل بزنی برواون طرف !

فریاد سید تراب یک طرف ورمز ورازی که قرار بود بین من واو باشد یک طرف، رازی که قرار بود بین ما دونفر باشد فقط شاهزاده هادی وهلال بن علی نفهمیده بودند.

بهر حال در پایان بازی بعد از تعویض من علی محمد دهقانی بازیک بنیاد شهید یک اشتباه کرد وبازی با تساوی به پایان رسید ودر پایان بازی ها هر دوتا تیم به سلامتی به دسته پایین تر که سوم باشد سقوط کردیم.

                                                                                     ارسال از طرف:حسین جندقیان بیدگلی

 http://taharrok.blogfa.com/post-85.aspx

شعبه ی نفت پارسا+نظرات

روبروی محل نماز جمعه یک گاراژ بود که دربهایش در ضلع غربی قرارداشت.در محوطه ی روباز این گاراژ همیشه ده بیست تا بشکه ی ۲۰۰ لیتری بود که مخصوص ذخیره ی نفت سفید بود.یک انبار سیمانی مسقف نفت سیاه هم در گوشه ی جنوب غربی حیاط بود که روی آن اطاقی بدون درب وجود داشت و نفت سیاه با یک تلمبه ی دسته بلند از انباره بیرون کشیده میشد و در ظروف ۲۰ لیتری ریخته میشد. در زیر شیر هم سوراخی بود که سرریز نفت از طریق آن به انباره بر میگشت.روبروی این مخزن در طرف دیگر ورودی سرپوشیده ی گاراژ ،تانکر نفت سفید و تانکر گازوئیل در پایین تر از سطح زمین قرار داشتند. تانکر گازوئیل توسط یک پمپ برقی شبیه  پمپ بنزینهای فعلی  تخلیه میشد.اطاقک پمپ گازوئیل و فروش نفت سفید جدا از هم در بر خیابان خاکی بودند.مینی بوسها و اتوبوسها کنار اطاقک می ایستادند و باکشان را پر میکردند.نفت سفید توسط پمپ دستی دسته کوتاهی که در دیوار نصب بود تخلیه میشد.یکی از سرگرمیها و ورزشهای ما حرکت دادن این دسته در یک زاویه ۷۵ درجه بود  .در بالای شیر ماسوره ای بود که به پشت دیوار و داخل و بالای یک بشکه ی ۲۰۰ لیتری قرار داشت آنقدر این دسته را به چپ و راست حرکت میدادیم تا بشکه از نفت مخزن اصلی پر شود و از ماسوره نفت خارج شود.آن روزها نفت با الاغ و گاری با الاغ و یا چرخ دستی جابجا میشد و به منازل و مغازه ها و نانوایی ها و خرده فروشیها و حمامها منتقل میشد. نفت داخل چلیکهای ۲۰ لیتری ریخته میشد و سپس با یک قیف بزرگ داخل ظرف ۲۰ لیتری خالی میشد .ماشاالله /محمد و کدخدا نام سه نفر از حمل کنندگان نفت بود.نفت فروشی را مرحوم آقا علی پارسا اداره میکرد و غروبها گاهی مرحوم آقا حسین پارسا می آمد و روی صندلی کنار خیابان مینشست. یک اطاق دیگر هم در محوطه بود که فقط یک درب داشت و کف اطاق خاکی بود و پر از آت و اشغال . بساط چای هم در این اطاق بود.بعضی از رانندگان تانکرها در این اطاق جلو چشم ما هروئین مصرف میکردندو چای میخوردند.

ما به تانکرهای نفتکش میگفتیم :لیلان

آن روزها روستا به قدری ساکت بود که بعضی اوقات که لیلانها بعد از غروب و در زمان تعطیلی شعبه می رسیدند بوق میزدند و مرحوم آقا علی پارسا صدای بوق را در منزلش واقع در (درب ریگ) میشنید و سوار دوچرخه اش میشد و برای تخلیه ی لیلان خود را میرساند.

نویسنده: جندقیان
پنجشنبه 25 شهریور1389 ساعت: 20:8
یادش به خیر صفهای طویلی که در سال 57 برای نفت خریدن تشکیل می شد که تا روبروی هلال احمر فعلی و بالاتر هم کشیده می شد . اکبرآقا تصویری از آن حوالی نداری ؟
نویسنده: ح ع
پنجشنبه 25 شهریور1389 ساعت: 22:18
سلام
خدا رحمت کند هردو پارسا پدر و پسر را .مرحوم حسین پارسا مرد فهمیده ای بود.
از سه نفتکشی که نام برده ای مرحوم کدخدا که با پای لنگ نفتکشی می کرد از دنیا رفته است .ماشالله نفتی مقداری خوش جنس بود . خیلی سال است او را ندیده ام . او برادر زن مرحوم قیصری اولین شهردار آران پدر مرحوم عباس قیصری بود.
محمد نفتی بچه ی باغ علوی است که هنوز هم در عسرت زندگی می کند . من هروقت اورا در خیابان می بینم حزن عمیقی در روحم نفوذ می کند.
البته سه چهار تا نفت کش دیگر هم داشتیم. حسین ناظمی از دربریگ بود. علی قمی از آران بود. حیدر خالو از فخارخانه بود . اینها خودشان هرکدام نماینده ی یک فرهنگ بودند. علی قمی که هنوز میوه فروشی دارد به نحو وحشتناکی لایه های درونی جامعه را عریان می کرد .به نظر من او تیپ کامل یک فرهنگ کوچه و بازاری بود که با زبان خاص خود از جامعه انتقام می گرفت.
امیدوارم شما روزی مجموعه ی ساختمانهای مربوط به مرحوم ستاری را که در این حوالی وجود داشت ترسیم کنی. احتمالا از داخل مدرسه عکس هایی داری.
نویسنده: عموزاده
شنبه 27 شهریور1389 ساعت: 8:24
تماشای پشکه های نفت 200لیتری راکه چرخ گاری برای شعبه نفت ارباب آقاولی اربابی در میدان سلمقان می آوردندوبرای تخلیه آنها چند لاستیک بزرگ کف کوچه می گذاشتندواز بالای گاری هل می دادند روی لاستیک ها . جزو سرگرمی های هی دوران کودکی ما بود
نویسنده: بیدگلی
شنبه 27 شهریور1389 ساعت: 15:35
سلام
من فکر می کنم منظور آقای عنایتی از حسین نفتی (حسین ناظمی)همان حسین صائبی است که چند سال پیش مرد ...
نویسنده: ح ع
شنبه 27 شهریور1389 ساعت: 22:27
سلام
حق با شماست.حسین صائبی.
نویسنده: خدمتی
یکشنبه 28 شهریور1389 ساعت: 13:57
وحال دیگرکسی ازآقامحمدنفتی (حسن زاده) که باحمل نفت درآن زمانها برای مابیدگلیهاسرماراازخانه های مامیزدودواکنون بدون بیمه و بازنشستگی بابیماریهای خودوخانواده اش دست وپنجه نرم میکندسراغی نمی گیرد.

آن مرد خوشحال است.

آن مرد محسن است.

آن مرد از جلسه ی تشخیص مصلحت بیرون می آید.

آن مرد خوش حال است.

شین کوچک    شین بزرگ

دوسوال و دو جواب

  • سلام وعرض ادب آيا شخص حضرت محمد همانند شيعه ها نماز می خوانده (دست باز) يا اهل سنت ( دست بسته) ؟

وعليکم السلام طبق نظر شيعه وسنی حضرت رسول اکرم(ص) مثل شيعه ها ( دست باز) نماز می خوانده وحتی ابابکر نيز دست باز نماز می خوانده در بعضی از فتوحات وقتی عمر نحوه تکریم غلامان را دید که دست روسینه در برابر اربابان خود می ایستند دستور داد مسلمانان نیز وقت اقامه نماز در برابر خداوند چنین بایستند واکثر برادران اهل سنت دستور عمر را بر عمل نبی مکرم اسلام (ص) مقدم داشتند.

 

  • با سلام و خسته نباشيد.سوالی داشتم در اين خصوص که تعريف فقيه چيست ؟

در تعریف فقه گروهی گفته اند : فقه عبارت از علمی است که فقیه به وسیله ی آن از معلومات حاضر به معلومات غائب دست می یابد.

http://tehrantabligh.org/FAQ/FAQ_MainF.asp?Cat=1

 

 

ادامه شعبه ی نفت

 

ما به تانکرهای نفتکش میگفتیم :لیلان

آن روزها روستا به قدری ساکت بود که بعضی اوقات که لیلانها بعد از غروب و در زمان تعطیلی شعبه می رسیدند بوق میزدند و مرحوم آقا علی پارسا صدای بوق را در منزلش واقع در (درب ریگ) میشنید و سوار دوچرخه اش میشد و برای تخلیه ی لیلان خود را میرساند.

لیلاند موتورز نام یک شرکت خودروسازی بریتانیایی بود که در سال ۱۸۹۶ تاسیس شده و کامیون و اتوبوس تولید می کرد.این شرکت پس از آنکه به بریتیش لیلاند هولدینگ پیوست،نام خود را به شرکت بریتیش لیلاند تغییر داد که بعدها نام آن به بریتیش لیلاند (بطور اختصار به بی ال) تغییر یافت.شرکت لیلاند کار خود را با احداث کارخانه تولید موتور بخار (شرکت موتور بخار لنکاشایر) در شهر لیلاند آغاز کرد.نخستین محصول این شرکت یک ون با ظرفیت ۱.۵ تن بود که موتور بخار داشت.در سال ۱۹۰۵،آنها همچنین تولید خودروهای بنزین سوز را نیز آغاز کردند.در سال ۱۹۰۷ نام این شرکت از شرکت موتور بخار لنکاشایر به لیلاند موتورز تغییر یافت.

شعبه ی نفت پارسا

روبروی محل نماز جمعه یک گاراژ بود که دربهایش در ضلع غربی قرارداشت.در محوطه ی روباز این گاراژ همیشه ده بیست تا بشکه ی ۲۰۰ لیتری بود که مخصوص ذخیره ی نفت سفید بود.یک انبار سیمانی مسقف نفت سیاه هم در گوشه ی جنوب غربی حیاط بود که روی آن اطاقی بدون درب وجود داشت و نفت سیاه با یک تلمبه ی دسته بلند از انباره بیرون کشیده میشد و در ظروف ۲۰ لیتری ریخته میشد. در زیر شیر هم سوراخی بود که سرریز نفت از طریق آن به انباره بر میگشت.روبروی این مخزن در طرف دیگر ورودی سرپوشیده ی گاراژ ،تانکر نفت سفید و تانکر گازوئیل در پایین تر از سطح زمین قرار داشتند. تانکر گازوئیل توسط یک پمپ برقی شبیه  پمپ بنزینهای فعلی  تخلیه میشد.اطاقک پمپ گازوئیل و فروش نفت سفید جدا از هم در بر خیابان خاکی بودند.مینی بوسها و اتوبوسها کنار اطاقک می ایستادند و باکشان را پر میکردند.نفت سفید توسط پمپ دستی دسته کوتاهی که در دیوار نصب بود تخلیه میشد.یکی از سرگرمیها و ورزشهای ما حرکت دادن این دسته در یک زاویه ۷۵ درجه بود  .در بالای شیر ماسوره ای بود که به پشت دیوار و داخل و بالای یک بشکه ی ۲۰۰ لیتری قرار داشت آنقدر این دسته را به چپ و راست حرکت میدادیم تا بشکه از نفت مخزن اصلی پر شود و از ماسوره نفت خارج شود.آن روزها نفت با الاغ و گاری با الاغ و یا چرخ دستی جابجا میشد و به منازل و مغازه ها و نانوایی ها و خرده فروشیها و حمامها منتقل میشد. نفت داخل چلیکهای ۲۰ لیتری ریخته میشد و سپس با یک قیف بزرگ داخل ظرف ۲۰ لیتری خالی میشد .ماشاالله /محمد و کدخدا نام سه نفر از حمل کنندگان نفت بود.نفت فروشی را مرحوم آقا علی پارسا اداره میکرد و غروبها گاهی مرحوم آقا حسین پارسا می آمد و روی صندلی کنار خیابان مینشست. یک اطاق دیگر هم در محوطه بود که فقط یک درب داشت و کف اطاق خاکی بود و پر از آت و اشغال . بساط چای هم در این اطاق بود.بعضی از رانندگان تانکرها در این اطاق جلو چشم ما هروئین مصرف میکردندو چای میخوردند.

هفت بحر خشک را ستار گشت.ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.

نفس های آخر دریاچه ارومیه

منبع


  • دریاچه هامون خشک شد
  • تراژدي خشكسالي در عمق وجود بي صداي تالاب و درياچه كهنسال هامون سالهاست كه ريشه دوانده و چيزي جز لب هاي ترك خورده و خشكيده از آن در مقابل ديدگان حيرت زده صيادان و كشاورزان باقي نگذاشته است.
  • خشك شدن رودخانه هيرمند به عنوان تنها شريان حياتي منطقه سيستان و تامين كننده آب تالاب بين المللي هامون بيش از يك دهه است كه اين منطقه را با بحران خشكسالي رو به رو كرده است.
  • هامون اكنون به كويري خشك و تپه هاي ماسه بادي و زمين هاي ترك خورده از خشكي تبديل شده است.

جام جم آنلاين:

شماره خبر: 100885672145

 


  • 90 درصد تالاب بين‌المللي گاوخوني خشک شده است و هم‌اكنون تنها لکه‌هايي از آب در اين تالاب ديده مي‌شود.
  •  
    اوضاع نامساعد اقليمي و خشكسالي، بهره‌برداري‌هاي بي‌رويه از آب زاينده رود، كاهش آب ورودي به تالاب و افزايش آلودگي آب تالاب ناشي از پسماند صنايع و كشاورزي، تالاب بين‌المللي گاوخوني را با خطر نابودي مواجه كرده است.

منبع


  • تالاب بختگان خشك شد .
  • ايسنا: كارشناس پاركداري معاونت طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به خشك شدن كامل درياچه بختگان نسبت به بروز فاجعه زيست‌محيطي در پارك ملي بختگان هشدار داد و تصريح كرد: در صورت ادامه وضعيت فعلي به‌زودي توفان شن و نمك اراضي كشاورزي اطراف اين تالاب را نابود مي‌كند.

منبع


جام جم آنلاين: قنات تاريخي روستاي کهن شهرستان راور به دليل خشکسالي پياپي در اين شهرستان خشکيد.

منبع


90 درصد دریاچه پریشان خشک شد

مدیر کل حفاظت محیط زیست استان فارس گفت: در حال حاضر 90 درصد از سطح دریاچه پریشان به دلیل بروز خشکسالیهای اخیر، کمی بارش،افزایش تبخیر و عدم مدیریت صحیح منابع آبی دچار خشکسالی شده است.

منبع


60 تا 100 درصد نخلستانهای ریگان خشک شد.

منبع


دریاچه کافتر خشک شد .

کافتر دومین دریاچه آب شیرین استان فارس همچون پریشان و بختگان که بیشتر سال را در خشکی می‌گذرانند خشک شد.

منبع


باتلاق بين المللي جازموريان خشک شد  .

منبع


300حلقه چاه آب شرب روستاهاي فارس خشک شد.

منبع


140 رشته قنات در گناباد خشك شد .

http://agriletter.ir/Pages/ViewNews.aspx?NewsId=683


رودخانه فهرج خشک شد.

منبع


 

خیانت

کارگر

کارگر

ابوالفضل

کارگر

توضیح

دوستان خوبم

سلام و درود بر شما

لطفا هر یک از مطالبی را که در آن شبهه ی اهانت وجود دارد اعلام فرمایید تا در خصوص آن توضیح بدهم و یا اصلاح و یا حذف نمایم و در غیر اینصورت از هر گونه اقدامی خود داری فرمایید.من هم مثل شما این ملت و این کشور را دوست دارم و مثل شما ممکن است دچار اشتباه بشوم . از توجهتان به این وبلاگ متشکرم .سالم و شاد باشید.

با تشکر از آقای سید مهدی باختر و آقای عباس جندقیان

کارگر

جهت اطلاع.

مدیر وبلاگ مسئول نظرات بازدید کنندگان در وبلاگ ها میباشد و اگر در نظرات به شخصی تهمت انجام یا عدم انجام کاری زده شود و یا شخصی مورد اهانت قرار گیرد و آن شخص بر علیه مدیر وبلاگ شکایت نماید دادگاه مدیر وبلاگ را محاکمه مینماید  و نه شخص نظردهنده را.

لطیف

زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند.
آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.
در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند
مگر یک چیز : یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد

در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد وپزشکان از او قطع امید کردند.
در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آوردونزد همسرش برد
پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید.
پس از او خواست تا در جعبه را باز کند.
وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود.
پیرزن گفت :هنگامی که ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من گفت که هروقت از دست توعصبانی شدم ساکت بمانم ویک عروسک ببافم.

پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش سرازیر نشود، فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد وگفت این همه پول چطور؟ پس اینها ازکجا آمده؟
در پاسخ گفت :آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست آورده ام.
http://alirezabgp.blogfa.com/

واقعا که!

به گزارش مهر رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران گفت: با توجه به پی‌گیری‌های شخص محترم ریاست جمهوری و با توجه به اصل رافت اسلامی و نگاه ویژه نظام جمهوری اسلامی ایران به شان زنان، در آستانه فرارسیدن عید سعید فطر تصمیم به آزادی ایشان گرفته شد.


دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد موضوع آزادی یکی از اتباع آمریکایی بازداشت شده در ایران منتفی است.

برشی دیگر از عکس راه پیمایی سال 57 بیدگل

 

من تعدادیرا که شناخته ام به اختصار نامگذاری کرده ام .اگر اشتباه نموده ام بگویید.

سلام ای عزیز/سلام ای شهید

شهید جواد عنایتی بیدگلی

http://shahid_enayati_jevad.mihanblog.com/

شهید علی خدمتی----شهید محمدرضا عبداللهی

http://aranvabidgoldefe.mihanblog.com/

برشی از عکس قبلی.شازده هادی

عید روزه

  • فط : فط. [ ف َ ] (اِ)مرغ آبی باشد. (فرهنگ اسدی ). بط. رجوع به بط شود. | لغت نامه دهخدا.
  • فطر در واژه به معنای «خلق کردن» و «بوجود آوردن» است و وقتی به صورت فطرت مبدل میشود؛ یعنی حالت خاصی از خلق کردن. در اصطلاح منظور از فطرت، خلقت خاص انسان است که با دیگر موجودات تفاوت دارد.
  •  
  • عید فطیر: روز پانزدهم ماه نیسان بعد از عید فصح آغاز مى شود و مدت 7 روز ادامه دارد. روز اول و آخر آن را تقدیس نمایند. در تمام این مدت نان فطیر مى خورند. این عید به مناسبت خروج بنى اسرائیل از مصر بر پا مى شود. چون حركت آنان با عجله همراه بود، نان فطیر را بدون خمیر مایه پختند و خوردند. و هم اكنون هر سال بهار، آن روز تاریخى را جشن مى گیرند و نان فطیر مى خورند و شادمانى مى كنند. طبق دستور تورات، در این هفته باید خمیر مایه را از خانه خود خارج كنند.
  • عید فطر روز اول ماه شوال و در پایان ماه رمضان است. عید فطر از مهم‌ترین جشن‌ها و اعیاد مسلمانان است. در کشورهای اسلامی، عید فطر از جمله اعیاد بسیار مهم محسوب می‌شود و معمولاً با تعطیلی رسمی همراه است. در این روز، روزه حرام است و مسلمانان نماز عید برگزار می‌کنند. [۲] پرداخت زکات فطره در این روز بر مسلمانان واجب است.

عکس جالبی از شازده هادی و راهپیمایی سال 57 در بیدگل

http://aranvabidgoldefe.mihanblog.com/

در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

والا چه عرض کنم؟

یکی گفت:

امروز رفتم بالای پشت بام در جستجوی هلال خورشید و پس از دیدن هلال خورشید با خوشحالی آمدم پایین و به زن و بچه ام گفتم : امروز ۱۷ شهریور است .پاشین پاشین.من هلالا دیدم.

پسرم گفت :زنگ بزن به عمه کبری هم خبر بده!

 

 

مراسم شب قدر در بهشت زهرا (س)

جن

این یک حدس و گمان است و قابل تحقیق و بررسی توسط کارشناسان میباشد.

امروز سوره جن را خواندم به نظرم رسید که ممکن است شایعه سازان و شایعه پراکنان همان جنیان و یا دسته ای از جنیان باشند.

شاید وبلاگ نویسان دارای نام غیر واقعی را هم بتوان در زمره ی جنیان محسوب نمود.

چه باید کرد؟

بعضی ایران را این طوری میخواهند:

  • همه ی مردم ایران شیعه ی ۱۲ امامی باشند .
  • همه  نمازهایشان را  در مسجد بخوانند.
  • همه ، همه ی آداب و رسوم مفاتیح الجنان را انجام دهند.
  • چادر سیاه پوشش  همه ی زنان باشد.
  • یک روزنامه برای همه ی کشور بس است.
  • همه ی دیش ها جمع آوری شود  و اینترنت قطع گردد.
  • دانشگاه ها دخترانه و پسرانه شود .
  • بیمارستانها و پیاده روها و اتوبوسها و مترو مردانه و زنانه شود.
  • هیچکس در منزلش سگ نگهداری نکند.
  • پخش موسیقی در اتوموبیلها ممنوع شود.
  • همه جا مراسم انواع دعا و روضه برقرار باشد.
  • همه موافق و همگام و همراه با دولت باشند.
  • همه دشمن اسرائیل و مردمش باشند.

بعضی هم ایران را اینجوری میخواهند:

  • هر کس آزاد باشد دین خود را داشته باشد.
  • پیروان همه ی دینها فرصتهای برابر برای آموزش و استخدام و انجام مراسم مذهبی داشته باشند.
  • دختران و پسران آزاد باشند هر لباسی که خواستند بپوشند.
  • کتاب و روزنامه بدون هیچ نظارتی منتشر شود.
  • ماهواره کاملا آزاد شود.
  • سرعت اینترنت مثل لندن باشد و فیلترینگ وجود نداشته باشد .
  • مدارس و دانشگاه ها و ... مختلط باشد.
  • مشروب فروشی ها و دانسینگ ها دایر گردد.
  • زنان هم آزاد باشند آواز بخوانند و صدایشان از رسانه ها پخش شود.
  • روابط دخترها و پسرها آزاد باشد.
  • سفارت اسرائیل و آمریکا بازگشایی شود.
  • احزاب و اجتماعات آزاد باشند.
  • همه ی زندانیان سیاسی آزاد شوند.
  • شورای نگهبان در هیچ انتخاباتی دخالت نکند.
  • هیچ نامزدی در هیچ انتخاباتی رد صلاحیت نشود.

بعضی هم ایران را اینجوری می خواهند:

  • نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند و خواستار اجرای کامل تمام  اصول تمام فصول قانون اساسی جمهوری اسلامی بی کم و کاست هستند .آیا سزاوار است انها را فتنه گر بنامیم؟

پرده و اهمیت آن

اگر کلمه ی پرده را در گوگل جستجو کنید متوجه میشوید که ۲۴،۳۰۰،۰۰۰نتیجه خواهد داشت.چون پرده معانی متفاوت و انواع مختلف  دارد .

  • بی پرده سخن گفتن: رک و صریح و شفاف سخن گفتن
  • پرده ی پشت پنجره/پرده ی عمودی/پرده کرکره و ...
  • پرده ی نمایش در سینما و ...
  • پرده در بدن انسان مانند پرده ی صماخ در گوش که عموما طبل گوش نامیده میشود، و پرده ی بکارت یا پرده ی دوشیزگی و پرده ی جنب در پایین ریه و پرده ی قلب (پریکارد).
  • پرده ی تبلیغاتی که روی آن مطالبی را مینویسند و یا چاپ میکنند و در میادین و یا معابر عمومی نصب میکنند.
  • پرده ی پندار مانند: مردان خدا پرده ی پندار دریدند.
  • پشت پرده مانند:  پشت پرده ی اخراج علی کریمی
  • پیش پرده: نمایشهای تبلیغی فیلمهای دیگر قبل از نمایش فیلم اصلی در سینما .
  • پیش پرده خوانی :پیش‌پرده‌خوانی از هنرهای نمایشی رایج در ایران پیش از انقلاب ۵۷ بود. از پیش‌پرده‌نویسان ایرانی می‌توان پرویز خطیبی را نام برد.
  • پرده دری:هتاکی
  • پرده داری مانند :بعدها قریش نیز چنین می کردند و پرده داری کعبه برای آنان منصبی ویژه به حساب می آمد.
  • پرده کش:نقاش پرده/ مسئول باز و بسته نمودن پرده در تاتر.
  •  سراپرده:بارگاه پادشاهان را گويند.
  • حافظ:من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم/که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
  • مولوی:رها کن این سخن​ها را بزن مطرب یکی پرده/رباب و دف به پیش آور اگر نبود تو را سرنا
  • سعدی:زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار/پرده از سر برگرفتیم آن همه تزویر را
  • فردوسی:پس پرده اندر یکی ماه روی/چو خورشید تابان پر از رنگ و بوی

همه جا روی شاش بقيه می‌شاشند ...ديگر قلمرويی وجود ندارد.

خانه‌ام نزديکِ يک پارک است.

عصرها آدم‌های زيادی سگ‌هايشان را برای هواخوری می‌آورند.

 سگ‌ها از سگ‌دو زدن در خانه‌های کوچک خسته شده‌اند و هيجان آن‌ها از رسيدن به فضای باز ديدنی است.


بعضی سگ‌ها به پای هر درخت که برسند بو می‌کشند، و يک نم می‌شاشند.


شايد در عالم وحش، رايحه‌ی اين نم شاش برای تعيين يک قلمروی وسيع برای يک حيوان کافی بوده‌است.

اما در سگ‌سارانِ امروزی پارک‌ها، سگ‌ها از تنوع بوهای مختلف، از آميختگی قلم‌روها سرگيجه می‌گيرند.

 همه جا روی شاش بقيه می‌شاشند و گويی به تجربه نهايتاً فهميده‌اند که ديگر قلمرويی وجود ندارد.

 غريزه‌ی تعيين قلم‌رو ديگر صرفاً يک تفريح است برای گفتنِ اين که «من هم هستم».


سگ‌ها در بين نشانه‌ها گم می‌شوند و با اعلام وجود خود به گم‌گشتگی ديگران می‌افزايند.

سگ‌هايی هم هستند که هيجان‌زده می‌دوند،

 آن‌ها که قلاده به گردن دارند گاهی صاحب‌شان را دنبال خودشان می‌کشند

و آن‌ها که از قلاده رها هستند اغلب به صدا زدن‌ها و سوت زدن‌های عصبی صاحبان‌شان بی‌اعتنا، دوستی هم‌گون خود می‌يابند و در حال جست و خيز او را می‌بويند.



مصراع: چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است؟

در نزديک بودن، تمايل به اعلام وجود و تعيين قلم‌رو ديگر نيست. يا لااقل آن طور رمزنگاری‌شده نیست.

http://hezartou.com/article.php?arid=2127&uid=21

بهر تو از چین بخرم شیر خشک

    مناظره

                       از روی دست پروین اعتصامی

آن نشنیدید که طفلی یتیم                       گفت به مام وطن اینسان سخن:

"در مثلی آمده یک طفل خرد                     تا که نگرید ندهندش لَبَن

شیر به پستان تو دیگر نماند                      گریه کنم بهر چه مام وطن؟

شیر نداری و شدی دایه ی                       غزه و لبنان و کومور و یمن؟

تازه همین چَن ماه پیش هائیتی                در بغلت بود که شا...به من"

 

مام وطن چون سخنش را شنید                گفت که:شرمنده ام ای طفل خرد

بهر تو از چین بخرم شیر خشک                 چو نکه دیگه اون ممه را لولو برد

http://neghabekhandeh.blogfa.com/

من هم خواب می بینم.

دیشب خواب دیدم

شب بود

یک شب مهتابی

هیچکس در کوچه و خیابان نبود

هیچ صدایی نبود

باران نم نم می بارید

من تنها در خیابان رو به روی زیارت هلال بن علی پیاده روی میکردم

مردی با قامتی خمیده از رو به رو می آمد

به من که رسید سلام کرد

من گفتم : درود بر شما پدر جان.شب به خیر.

گفت:با من بیا با هم به شازده هادی برویم.

گفتم .باشد .برویم.ولی الان هیچکس آنجا نیست.

گفت :چرا هست.

گفتم :کی؟

گفت : هاشم .قاسم.هادی.ابراهیم.اسماعیل.سلیمان.نظام.حسین.الله یار.

گفتم : اونجا چه کار دارید؟

گفت : هیچی . می نشینیم از دست این مردمی که بر سر مسائل سخیف و کم ارزش دنیوی جدل میکنند گریه میکنیم. 

من که پاک گیج شدم شما چطور؟

حجاب در دین یهود


رواج حجاب در بین زنان قوم یهود، مطلبی نیست که کسی بتواند آن را مورد انکار یا تردید خود قرار دهد. مورخین، نه تنها از مرسوم بودن حجاب در بین زنان یهود سخن گفته اند، بلکه به افراط ها و سخت گیریهای بی شمار آنان نیز در این زمینه تصریح کرده اند. در کتاب «حجاب در اسلام» آمده است: «گرچه پوشش در بین عرب مرسوم نبود و اسلام آن را به وجود آورد، ولی در ملل غیر عرب، به شدیدترین شکل، رواج داشت. در ایران و در بین یهود و مللی که از فکر یهود پیروی می کردند، حجاب به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام می خواست وجود داشت. در بین این ملتها وجه و کفین (صورت و کف دستها) هم پوشیده می شد. حتی در بعضی از ملتها سخن از پوشیدن زن و چهره زن نبود، بلکه سخن از قایم کردن زن بود و این فکر را به صورت یک عادت سفت و سخت درآورده بودند».

ویل دورانت که معمولا سعی می کند موارد برهنگی یا احیانا تزیینات و آرایش های زنان هر قوم را با آب و تاب نقل کند تا آن را طبیعی جلوه دهد، در این مورد می گوید: «در طول قرون وسطا، یهودیان همچنان زنان خویش را با البسه فاخر می آراستند، لکن به آنها اجازه نمی دادند که با سر عریان به میان مردم روند. نپوشاندن موی سر، خلافی بود که مرتکب را مستوجب طلاق می ساخت. از جمله تعالیم شرعی یکی آن بود که مرد یهودی نباید در حضور زنی که موی سرش هویداست، دست دعا به درگاه خدا بردارد».

او در توصیف زنان یهودی می گوید: «زندگی جنسی آنان علی رغم تعدد زوجات، به طرز شایان توجه، منزه از خطایا بود. زنان آنان دوشیزگانی محجوب، همسرانی ساعی، مادرانی پرزا، و امین بودند و از آنجا که زود وصلت می کردند، فحشا به حداقل، تخفیف پیدا می کرد». در کتاب مقدس یهودیان، موارد متعددی یافت می شود که به طور صریح و یا ضمنی، حجاب و پوشش زن و مسائل مربوط به آن، مورد تایید قرار گرفته است. در برخی از آنها لفظ «چادر» و «برقع» به کار رفته است که نشانگر کیفیت پوشش زنان آن عصر است.

در مورد پوشش کامل در مقابل نامحرم در «سفر پیدایش» تورات چنین می خوانیم: و رفقه، چشمان خود را بلند کرد و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد. زیرا که از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما می آید؟ و خادم گفت: آقای من است. پس برقع خود را گرفته، خود را پوشانید، (سفر پیدایش، باب24، فقره 64 و 65). و در مورد عدم تشبه مرد و زن به یکدیگر در «تورات» آمده است: «متاع مرد، بر زن روا نباشد و مرد، لباس زن نپوشد، زیرا هرکه این کند، مکروه یهود (خدای تو) است» (تورات، سفر تثنیه، باب 22، فقره5').

حتی به نزول عذاب در اثر آرایش دختران یهود برای بیگانگان پرداخته است در این زمینه در «تورات» آمده: «و خداوند می گوید از این جهت که دختران صهیون متکبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم، راه می روند و به ناز می خراماند و به پاهای خویش، خلخالها را به صدا می آورند. بنابراین، خداوند فرق سر دختران صهیون را کل خواهد ساخت و خداوند، عورت ایشان را برهنه خواهد نمود. و در آن روز، خداوند زینت خلخال ها و پیشانی بندها و هلال ها را دور خواهد کرد. و گوشوارها و دستبندها و روبندها و انگشترها و حلقه های بینی را و رداها و شال ها و کیسه ها را. و آینه ها و کتان های نازک و عمامه ها و برقع ها را. و واقع می شود که: به عوض عطریات، عفونت خواهد شد و به عوض کمربند، ریسمان و عوض موهای بافته، کلی و به عوض سینه بند، زنار پلاس و به عوض زیبایی، سوختگی خواهد بود. مردانت به شمشیر و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد. و دروازه های وی ناله و ماتم خواهند کرد و او خراب شده، بر زمین خواهد نشست. (تورات، کتاب اشعیاء نبی، باب سوم، فقره 10-8).

در تورات، از چادر و برقع و روبنده ای که زنان با آن سر و صورت و اندام خویش را می پوشانده اند، صریحا نام برده شده است، که نشانگر کیفیت پوشش زنان است. برای نمونه در کتاب «روت» می خوانیم:«بوعز گفت: زنهار کسی نفهمد که این زن به خرمن آمده است. و گفت: چادری که بر توست، بیاور و بگیر. پس آن را بگرفت و او شش کیل جو پیموده بر وی گذارد و به شهر رفت. (تورات، سفر پیدایش ، باب 38 ، فقره 14 و 15 ). در مورد عروس یهودا می خوانیم: « پس رخت بیوگی را از خویشتن بیرون کرد. برقعی به رو کشید و خود را در چادری پوشید و به دروازه عینایم که در راه تمنه است، بنشست» (تورات، سفر پیدایش، باب 38، فقره 14 و 15 ).

ویل دورانت می نویسد در مورد لزوم پوشاندن سر از نامحرمان در آیین یهود: اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانکه مثلا بی آن که چیزی برسرداشت به میان مردم می رفت، و یا در شارع عام نخ می رشت، یا بر هر سنخی از مردان، درد دل می کرد، یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت، مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه ای او را طلاق دهد. او همچنین می نویسد: ...و به استعمال سرخاب و سرمه، نکوهیده می شمردند. موافق بودند که مرد، باید برای پوشاک زن خویش سخاوتمندانه خرج کند، لکن غرض آن بود که زن، خود را برای شوهر خویش بیاراید نه برای سایر مردها. در کتاب «حکمة الحجاب و ادلة وجوب النقاب»، برای تایید این که منشا حجاب زنان یهودی، وجوب حجاب در شریعت موسی علیه السلام بوده، به داستان حضرت موسی و دختران شعیب اشاره شده است که در آن، حضرت موسی به آنان امر کرد تا پشت سر او حرکت کرده و از پشت سر، او را به منزل پدرشان هدایت کنند (حکمه الحجاب واداله وجوب النقاب ، ص 252).

http://tahoorkotob.com/docs/3f333306627.php

مراسم احياي شب نوزدهم ماه رمضان در قم

مراسم احياي شب نوزدهم ماه رمضان در مصلي تهران

رمضان 89/هلال علی

مراسم احیاء شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در حرم مطهر امام خمینی (س)

هلال علی

وقتی کودک بودیم ۲۱رمضان برای ما بسیار متفاوت از سایر روزها بود .اون روزها حتی یک سانتیمتر آسفالت هم در شهر ما نبود.همه جا خاک بود از تلگرافخانه ی کاشان تا هلال علی. یک مسیر هم بیشتر برای اتوموبیلها وجود نداشت . خیابان طالقانی کاشان - جاده ی قدیم -خیابان امام- محله ی دروازه - خیابان نواب و خیابانی باریک که مزارع آران را از دیوار روستا جدا میکرد و حالا نمیدانم اسمش چیست و هلال علی.جالب اینکه مثل بقیه ی بقعه ها از کلمه ی شازده برای هلال علی استفاده نمیشد.تا حالا نشنیده ام همشهریانم بگویند شازده هلال.ولی با اینکه سعی شده است کلمه ی امامزاده بعد از انقلاب جایگزین شود ولی هنوز تقریبا همه میگویند شازده هادی .شازده قاسم.و هلال بن علی را هم بیشتر بیدگلیها میگفتند هلال علی و بن را نمیگفتند بدون هیچ پیشوندی.خوب همه ی اتومبیلها از محله ی ما عبور میکردند و برای ما بچه ها تماشای تعداد زیادی اتومبیل های کوچک و بزرگ و رنگارنگ بسیار بسیار جالب بود.ساعتها در گرد و غبار می نشستیم و تماشا میکردیم.اون روزها به جز چند جیب و یکی دو اتوبوس و کامیون اتومبیل دیگری در تمامی روستا نبود.سواریهایی به رنگ قرمز یا آبی خیلی دیدنی بود.دیشب هم که با پدر میخواستیم به شازده هادی برویم اول از نواب رفتیم هلال علی و از خیابان جمهوری به شازده هادی رسیدیم .خیلی فرق کرده . حجله ی چله دوان با سابقه ی شهر شادروان استاد فتح الله مشتعل را  هم دیدیم.خدا میداند چله ی چند قالی را او  تنیده است.درکودکی خیلی او را در حین چله دوانی تماشا کرده ام.آرامگاه شهدای شازده هادی را دارند سر و سامان میدهند .دستشان درد نکند.مهم این بود که همه در سکوت به سخنان آقای مکارم گوش میدادند . مهم این بود که از او دعوت شده بود .

ولی پدر طاقت نیاورد و چند دقیقه قبل از اتمام سخنرانی ایشان بلند شد و ناچار من هم. گفت برویم از نزدیک ساخت و ساز آرامگاه شهدا را ببینیم .رفتیم و دقایقی روی سنگ حوض آن نشستیم.

چهارشنبه 10 شهریور1389 ساعت: 12:11 توسط:ح ع



سلام
دوست داشتم وقتی از هلال علی می گفتی از شیرش هم می گفتی و از قهوه خانه ی تازه مرد. و از حمام سر محله و... و چقدر شور داشت این کوچه های پیچ در پیچی که از سبز میدان شروع می شد و از روبروی هلال علی سر در می آورد.

 

آپاندیس

در  تصویر بالا در گوشه ی پایین سمت راست آپاندیس را مشاهده میفرمایید.در جایی که روده ی باریک به روده ی بزرگ متصل میشود.در ابتدای روده ی بزرگ و در انتهای روده ی باریک.از آنجا که هیچ عضوی در سیستم بدن اضافی نمی باشد دانشمندان حدس میزنند باکتریهایی که در آپاندیس هستند در هضم غذا نقش دارند.

تبیان:گروهی از دانشمندان معتقدند كه وظیفه اصلی آپاندیس را كه ظاهرا زایده‌ای پردردسر و بی‌مصرف است، كشف كرده‌اند. آنها می‌گویند آپاندیس برای روده، میكروب‌های خوب تولید و از آنها محافظت می‌كند.

طبق این مطالعه كه در مجله "زیست شناسی نظری" منتشر شده است، به نظر می‌رسد كه عملكرد آپاندیس با میزان زیاد باكتری‌هایی كه در دستگاه هاضمه انسان قرار دارند، ارتباط داشته باشد.

در بدن، تعداد باكتری‌ها از تعداد سلول‌های انسانی بیشتر است. بیشتر باكتری‌ها خوب هستند و به هضم غذا كمك می‌كنند.

بیماری‌هایی مانند وبا روده را از وجود باكتری‌های مفید پاك می‌سازد. در این مورد كار آپاندیس به راه انداختن دوباره دستگاه گوارش است.

"بیل پاركر" پروفسور جراحی دانشگاه دوك كه در نوشتن این مطالعه همكاری داشت، گفت، آپاندیس مانند "یك خانه امن و خوب برای باكتری ها" عمل می‌كند.

وی گفت، توجه به محلی كه آپاندیس در آن واقع شده است، از این نظریه حمایت می‌كند.

آپاندیس به شكل یك كوچه بن بست می‌باشد. 

همچنین این زایده كرمی شكل، مانند یك كارخانه تولید باكتری است كه میكروب‌های خوب را پرورش می‌دهد.

آپاندیس زمانی كه عفونی و ملتهب می‌شود(آپاندیسیت)، می‌تواند باعث مرگ انسان شود. در این مواقع آپاندیس به سرعت ملتهب می‌شود و اگر به موقع بیرون آورده نشود، برخی افراد را می‌كشد

واکنش نماینده ی محترم مردم قزوین به سخنان وزیر علوم

قدرت‌الله عليخاني نماينده ی محترم مردم قزوين:

حتي اوايل انقلاب كه منافقين و چپي‌ها نيز در دانشگاه‌ها حضور داشتند، از چنين تعابيري عليه دانشگاه استفاده نمي‌شد. اصلا بكار گيري اين الفاظ در شان وزير علوم نيست.

کامران دانشجو وزیر علوم :

اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که :

در آن متدینین، فرهنگ انتظار و فرهنگ بسیج مورد تمسخر قرار گیرد،

 صدای اذان ظهر در آن بلند نشود به بهانه اینکه به کلاسهای درس آسیبی نرساند،

 روحانی نتواند در آن وارد شود،

 نه تنها مسجد بلکه یک نمازخانه نیز نداشته باشد که بتوان نماز جماعت را اقامه کرد و ... .

  نه تنها در تمام ماه محرم و صفر بلکه در تمام طول سال کوچکترین مراسم مذهبی نیز در آن برگزار نشود و به جایش در چهارشنبه آخر سال گفته شود که اشکال ندارد برقصید و پایکوبی کنید ...

 در یک اردوی دانشجویی ماشین را نگه می ‌دارند و به دانشجویان می‌گویند "حالا می‌توانید بروید پایین و شروع کنید" و سپس آهنگ مبتذل می‌گذارند و مراسم آنچنانی برگزار می‌کنند،

 در یک کلام می گویم خوب است چنین دانشگاهی اصلا وجود نداشته باشد چون اگر این دانشگاه وجود داشته باشد مردم ایران، دانشجویان، اساتید و کارکنان دانشگاه آن را با خاک یکسان می‌کنند. مردم بدانند که خدایی ناکرده اگر چنین دانشگاهی وجود داشته باشد و بخواهد در آن مسیرها گام بردارد و عده‌ای نیز خود را پشت تصویری پنهان کنند نمی توان در چنین دانشگاهی آدم پرورش داد.

 مگر می‌شود ماه محرم برسد و استادی بدون گفتن یا اباعبدالله سر کلاس حاضر شود. وقتی می گوییم دغدغه دین داریم نمی‌توانیم علم و دین را از هم جدا بدانیم.


کامل آن رااینجا بخوانید:

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=117172

به مولای عدالت و جوانمردی!

دشنام می دهند به تو روسیاه ها
کانون کینه اند و نفاق این تباه ها

دشنام می دهند، ولی حق به جانب اند
آرام و سر به زیرتر از بی گناه ها!

حق داری اینکه در دل شبها فرو بری
از دست داغهای دلت سر به چاه ها

از تیغهای سرکش دشمن هراس نیست
باید هراس داشت از این سر به راه ها!

از حرف حق اراده باطل کنند و نیست
"الا اللهی" در آن سوی این "لا اله" ها!

از لقمه های شبهه آنان خبر بگیر
تا پی بری به حکمت این اشتباه ها!

وقتی دوید آب تنعم به زیر پوست
می جوشد آب مظلمه از زیر کاه ها!

معیار حق تویی و دریغا دروغ و ظلم
همواره حکم کرده در این دادگاه ها

چون استخوان خوک به دست جذامی است
دنیا و خیره گشته بدان چشم شاه ها!

رفتی تو و... عدالت تو تا هنوز هست
چتر محبتی به سر بی پناه ها!

 

محمدرضا ترکی

مردان بین سنین 40 تا 55 سالگی

یائسگی مردانه با تغییرات هورمونی، فیزیولوژیک و شیمیایی که معمولا در تمام مردان بین سنین 40 تا 55 سالگی رخ می دهد، آغاز می شود. گرچه این تعییرات می تواند حتی در 35 سالگی نیز رخ داده و یا تا 65 سالگی به تاخیر بیافتد. این تغییرات بر تمامی جنبه های زندگی یک مرد تاثیر می گذارد. بنابراین یائسگی مردانه یک وضعیت جسمی است که جنبه های روانی، فردی، اجتماعی و روحی متفاوتی دارد.
مشکلات  تهدید کننده ی سلامتی در مردان یائسه
 غده پروستات، آسیب پذیرترین عضو بدن در مقابل بیماریهاست و در این دوران میزان بیماریها  و عوارض مربوط به این ارگان افزایش می یابد. تمام مردان در معرض سه بیماری اصلی مربوط به این غده هستند.:
·         پروستاتیت یا التهاب پروستات،
·         بزرگ شدن خوش خیم پروستاتBPH
·         سرطان پروستات
·         تفاوتها و شباهتهای یائسگی مردان و زنان
·         یائسگی زنان معمولا در سنین محدود بین 45 تا 65 سالگی رخ می دهد. ولی در مردان از سن 35 سالگی به بعد، آندروپوز در هر زمانی رخ خواهد داد و یکی از دلایل آنکه به اغلب به فراموشی سپرده می شود، انست که اغاز آن بسیار تدریجی تر از یائسگی در زنان است اما عوارض طولانی مدت آن به فراموشی سپرده می شود و شدیدتر می باشد و گرچه آشکارترین نشانه های آن از دست دادن علاقه به فعالیت جنسی و توانایی نعوظ است که باید به عنوان بحرانی در حیات و مردانگی بیماران تلقی شود.     تفاوت مهم و اصلی آنست که هنگامی که زنان مرحله یائسگی را طی می کنند، همه آنها توانایی باروری را از دست می دهند، در حالی که مردان یائسه، هنوز این توانایی را دارا هستند.
  شکایات شایع در یائسگی مردان
 شایعترین شکایات جسمی در یائسگی مردانه عبارتند از:
·         ترمیم دیررس زخمها
·         توانایی کمتر برای فعالیت جسمی
·         احساس چاقی یا اضافه وزن
·         مشکل در خواندن نوشته های ریز و کوچک
·         فراموشکاری یا از دست دادن حافظه
·         از دست دادن و یا نازک شدن موها
·         گرگرفتگی مشابه زنان یائسه اما با شدت کمتر
 شکایات روانی شایع
·         عصبی بودن
·         کاهش حافظه و تمرکز
·         خستگی
·         اختلالات خواب
·         بی قراری
·         ترس از خطرات قریب الوقوع
·         احساس کرختی و مورمورشدن
·         هیجانزدگی
·         ناتوانی در تصمیم گیری
·         اضطراب و ترس
·         افسردگی برون گرا
·         از دست دادن اعتماد به نفس و احساس لذت
·         از دست دادن هدف و مقصد زندگی
·         احساس تنهایی وعدم جذابیت
شایعترین شکایات جنسی در یائسگی مردانه
·         طولانی تر شدن زمان رسیدن به نعوظ
·         نعوظ ناقص وعدم نعوظ کامل همچون گذشته
·         کاهش توانایی انزال
·         شکست در رسیدن به ارگاسم
·         افزایش رویاها و تصورات در مورد انجام فعالیت جنسی
·         کاهش سایز بیضه ها
·         نیاز بیشتر به دفع ادرار
·         کاهش علاقه به انجام فعالیت جنسی با همسر یا زوج قبلی
·         احساس کمبود در برابر همسران جوانتر و کنار کشیدن خود از آنها
·         افزایش مشکلات ارتباطی و دعوا بر سر مسائل جنسی ، عشقی و صمیمیت
·          در برخی موارد ،تمایل به تجربه های جدید با زوج جوانتر برای آزمودن توانایی جنسی
 حوادث همزمان با یائسگی در زندگی مردان
·         تولید هورمونها کاهش می یابد.
·         تمایل جنسی کم می شود.
·         فرزندان خانه را ترک میکنند.
·         والدین می میرند.
·         افقهای شغلی کمرنگ می شوند.
·          بسیاری از دوستان فرد، اولین حملات قلبی شان را تجربه می کنند.
·          بسیاری از شانسها از دست می روند....
برگرفته از کتاب یائسگی زنان و مردان
 ترجمه و گردآوری: دکتر شایسته جهانفر- میترا مولائی نژاد
 ترجمه پرفروشترین کتاب سال 2001 کانادا نوشته جد دیاموند

 

با اندکی خلاصه نمودن توسط بیدارشهر

http://www.pezeshkonline.ir/index.php?ToDo=ShowArticles&AID=5783

کفشداری مسجدی در تبریز

اکثر نمازگزارانی که نمازشان را در مساجد میخوانند انسانهایی پاک و ساده زیست هستند .این کفشها گویای این واقعیت است.البته ترس از گم شدن کفشها باعث میشود آنها کفش های نوشان را نپوشند.عده ای هم برای وضوی آسان با دم پایی به مسجد می روند.گفته شده است که:

مستحب است كسى كه به مسجد مى رود لباس پاكيزه و قيمتى بپوشد و خود را خوش بو نمايد.(421)

و عجیب بایکوتی؟

غذا نخوردن ، مشورت نكردن ، همسايه نشدن ، زن نگرفتن و زن ندادن به كسى كه در مسجد حاضر نمى شود از مستحبات مى باشد.(432)
تفسیر نور /تبیان هم اینطور میگوید:

شايد بتوان گفت: آنچه در قرآن با خطابِ «يا بنى آدم» بيان مى‏شود، مربوط به تمام انسان‏ها و همه‏ى اديان و از مشتركات آنان است. قرآن به مال و فرزند، «زينت» گفته است، «المال و البنون زينة الحياة الدّنيا» <71> بنابراين ممكن است آيه بيانگر اين باشد كه مال و فرزند خود را هنگام رفتن به مسجد همراه داشته باشيد، تا با مال، به حل مشكلات اقتصادى مسلمين بپردازيد و با حضور فرزند در مساجد و جماعات، مشكلات تربيتى نسل آينده را حل كنيد. در روايات، امام‏جماعتِ عادل، آراستگى ظاهر، عطر زدن ولباس زيبا پوشيدن به هنگام نماز، بلند كردن دستان به هنگام ركوع و سجود در نماز، شركت در نماز عيد و نماز جمعه،از جمله مصاديق زينت شمرده شده‏اند. <72> امام مجتبى عليه السلام به هنگام نماز و حضور در مسجد، بهترين لباس خود را مى‏پوشيد و مى‏فرمود: «انّ اللّه جميل يحبّ الجمال فاتجمّل لربّى»، خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد، و من لباس زيباى خود را براى پروردگارم مى‏پوشم و آنگاه اين آيه را تلاوت مى‏فرمودند. <73> خداوند زيبايى و زينت را دوست دارد و گرنه به آن امر نمى‏فرمود، «خذوا زينتكم» چنانكه اسلام، آيين فطرى است و انسان نيز فطرتاً از زينت لذّت مى‏برد. با زينت به مسجد رفتن، احترامى است به بندگان خدا، به عبادت خدا و همچنين سبب ايجاد جاذبه و ترغيب عملى ديگران به آمدن در آنجاست. امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: اموال، وديعه و امانت الهى در دست انسان است و مصرف بايد دور از اسراف باشد. <74> گرچه استفاده از زينت و طعام، امرى فطرى و طبيعى است، ولى در شرايط خاص مانند وجود نيازمندان و محرومان، بايد با آنان همدردى كرد. لذا در تاريخ مى‏خوانيم كه نوع لباس امام صادق عليه السلام كه مردم در رفاه نسبى به سر مى‏بردند با لباس امام على عليه السلام كه مردم فقير و ندار بودند، متفاوت بود، چون شرايط اجتماعى هر كدام فرق داشت. <75> امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه رزق يك روز خود را داشته باشد، ولى قانع نباشد و از مردم سؤال و تكدّى كند، از مسرفان است. <76> اسراف در غذا و پرخورى، منشأ بسيارى از بيمارى‏هاى جسمى و روحى و مايه‏ى سنگدلى و محروم شدن از چشيدن مزه‏ى عبادت است. چنانكه پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودند: «المعدة بيت كلّ داء» معده، كانون هر بيمارى است. پزشكى مسيحى پس از شنيدن اين آيه و حديث گفت: تمام علم طب، در اين آيه و اين سخن پيامبر شما نهفته است. <77> امام صادق عليه السلام فرمودند: آنچه باعث از بين رفتن مال و زيان رساندن به بدن باشد، اسراف است. «انّما الاسراف فيما أتلف المال و اَضرّ بالبدن» <78> و در روايت ديگرى مى‏خوانيم: آن چه در راه خدا مصرف شود هرچند بسيار زياد باشد، اسراف نيست و آنچه در راه معصيت خدا استفاده شود، هرچند اندك باشد، اسراف است. <79> 1- مسجد كه پايگاه مسلمين است، بايد آراسته، زيبا و با جاذبه باشد. «خذوا زينتكم عند كلّ مسجد» 2- بهترين وزيباترين لباس، براى بهترين مكان است.«خذوا زينتكم عندكلّ مسجد» 3- اسلام، هم به باطن نماز توجّه دارد، «فى صلاتهم خاشعون» <80> ، هم به ظاهر آن. «زينتكم عند كلّ مسجد» آرى، در اسلام، ظاهر و باطن، دنيا و آخرت بهم آميخته است. 4- زينت، اگر چه در نماز فردى هم ارزش است، اما در اجتماع و مسجد، حساب ويژه‏اى دارد. «عند كلّ مسجد» 5 - اوّل نماز، آنگاه غذا. «عند كلّ مسجد و كلوا و اشربوا» اوّل توجّه به روح و معنويّت، آنگاه توجّه به جسم. 6- صرفه‏جويى، محبوب خداوند است و بهره‏گيرى از زينت و غذا بايد دور از اسراف باشد. «ولا تسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين»

 

مراسم یکمین سال در گذشت زنده یاد جواد استادیان

مراسم یکمین سال در گذشت زنده یاد جواد استادیان

شنبه 6 شهریور1389 ساعت: 12:15 توسط:ح ع
با سلام
به اطلاع می رساند:

مراسم یکمین سال در گذشت زنده یاد جواد استادیان در سه شنبه شب آینده ( همین هفته ) در مسجد اعظم امام زاده هادی بیدگل بر گزار می شود. این مراسم در ساعت نه و نیم شب با سخنرانی آقای مسلم مکارم نژاد همراه خواهد بود.