بچه هامون / دلواپسی هامون

برخی از دختران و پسران در دوران نوجوانی سرگشته اند .در خانواده هایی زندگی می کنند که دارای انسجام و استحکام کافی از نظر روابط و اعتقادات و آموزش و تربیت نیستند و از الگوی خاصی پیروی نمی کنند و یا تک والدینی هستند یعنی طلاق یا مرگ یکی از والدین را از خانواده جدا کرده است .بچه ها سرگردانند.برخی از این بچه ها در لباس پوشیدن دچار افراط و تفریط می شوند.مفهوم پوشش و حجاب را به درستی درک نمی کنند.شیفته ی پوشش و طرز آرایش خوانندگان و هنرپیشه های فیلمهای غربی میشوند و توجه نمی کنند که لباسی که آنها دیده اند روی پرده ی سینما و روی جلد مجلات و سایتها و یا ویدئوها بوده و حتی آن به اصطلاح هنرمندان در زندگی معمولی خود از آن لباسها استفاده نمی کنند.لباس و آرایش خواننده ی غربی در ویدئو وقتی مورد تقلید جوان بیدگلی و آرانی و قمی و کاشانی قرار بگیرد و آن جوان در بازار هادی یا صفویه یا دره ی پریان و یا صفائیه با آن شکل و شمایل ظاهر شود یا حس ترحم و دلسوزی بزرگترها را برمی انگیزاند و یا نفرت و انزجار را و یا خنده و تمسخر را و یا سکوت و خشم را.
بسیار اندکند افرادی که لباسهای بالماسکه ای و آرایشهای سیرکی و دلقکی را در یک روز معمولی در کوچه و بازار بپسندند.
ما ایرانی هستیم و حجب و حیا را می پسندیم .ما ایرانی هستیم و همه ی بچه ها را مثل بچه های خودمان دوست داریم و دوست نداریم هیچ هموطنی در هیچ جای دنیا مورد تمسخر و خشم و نفرت قرار گیرد.
ما ایرانی هستیم و انواع آرایشها و رنگ و روغنها و عطر و بوها را در ایام خاص و در مکانهای خاص دوست داریم مثل ایام نوروز برای چند روز تعطیلی.در جشنهای عروسی و در اطاق خواب.ولی در طول سال و در کوچه و بازار خیر.
لباس کار برای محل کار و لباس خواب برای موقع خواب و لباس شنا برای استخر و ساحل و لباس عروسی برای سالن جشن عروسی مناسب است و نه برای کوچه و خیابان.
یک وقتایی یک خانواده ای برای مهمانی آماده میشوند .لباسهای شیکشان را می پوشند و بزک دوزک میکنند و می خواهند به مهمانی بروند .وسوسه می شوند در مسیر هم یک پزی بدهند .اینها هم باید بدانند که باید مواظب محیط و جامعه ی ایرانی باشند و از این میل چشم پوشی کنند .
جامعه ی ایرانی هم باید حجب و حیا داشته باشد و در کوچه و بازار چشم ندراند به روی عابرینی که از روبرویشان می آیند .زیاد فضول نباشند.وقتی یک بدشکل یا خوشگل و یا فردی غیر معمولی را دیدند به او خیره نشوند و وقتی از کنارشان رد شدند برنگردند نگاه کنند.مخصوصا اگر اهل خشم و نفرت هستند.
دخترها فکر نکنند با آرایش غلیظ و لباسهای جلف اگر به خیابان آمدند خواستگار خواهند یافت .حتی مادرهای پسران هم آنها را دوست ندارند.ایرانیان دوست دارند با خانواده هایی وصلت نمایند که به اصطلاح سنگین باشند.سبک و جلف نباشند.دانشمند و عاقل باشند.متین و خوش اخلاق و خوش رفتار و خوش گفتار باشند.
شاید هم خواستگاری یافتند ولی او هم مثل خودشان خواهد بود و زوج فرهیخته ای محسوب نخواهند شد.
برای ایرانی حجب و حیا ارزش است.وقار و متانت ارزشمند است.مال و ثروت حلال ارزشمند است.صورت و سیرت زیبا اگر جمع باشد خیلی طرفدار دارد.دین و مذهب ارزشمند است.خیلی کم هستند که طرفدار زیبایی ظاهری به ضرب و زور رنگ و روغن و کفش و لباس باشند.بنابراین دخترها پول خودشان و پدر و مادرشان را به امیدهای واهی خرج نکنند.سنگین باشند . مواظب چشم و چال و لب و لوچه و حرکات و سکناتشان باشند و امیدوار باشند که با بهبود اوضاع و احوال اگر مایل به ازدواج باشند زوج مناسب را خواهند یافت.
دخترها و پسرها ! پیامک و فیس بوک و جوک و بزک و النگ و دولنگ و لباسهای اجق وجق آینده ی شما را تباه نکند .دنبال آموزش یک فن و تخصص باشید تا مثل امثال من عاطل و باطل نشوید.وقتتان را به بطالت نگذرانید.
پای تلفن.پشت کامپیوتر.جلو آینه .کنار پنجره .دم درب خانه.بالا پشت بام.زیر لحاف.
پاشید.راشید.یاد بگیرید.خیلی چیزها باید یاد بگیرید.خیلی چیزها باید یاد بدهید.ول کنید تک چرخ زدن را.یاد بگیرید .خیاطی/آرایشگری/تعمیر موبایل/ تعمیر لوازم خانوادگی/ پرستاری کودک و سالمند/ آشپزی/شیرینی پزی/ ورزشها / نقاشی و هزاران فن و هنر .یکی را انتخاب کنید و شروع کنید.

خانه ی عروس شلوغ پلوغ است،

ساخت خانه رویایی عروس روی پایه چشم و هم چشمی
خانه ای رویایی با همه وسایل لوکس زندگی دیگر فقط آرزوی عروس و دامادها نیست بلکه تبدیل به جبری حتمی شده که چشم و هم چشمی ها بر دوش خانواده ها می گذارد و زندگی ای را برای جوانان می سازد که زیربنای آن آبی روان است.
خانه ی عروس شلوغ پلوغ است، وسایل نو و جدید خانه زیر نور لوستر ۲۴ شاخه خودنمایی و گلدانهای رنگارنگ روی میز عسلی جلوه گری می کنند.

 یکی از اقوام نزدیک نوعروس جهیزیه را یکی یکی و با لحن تفاخر آمیزی به فامیل داماد نشان می دهد و دائم از مادر و پدر عروس تشکر می کند.

خرید جهیزیه سنتی حسنه که این روزها دچار تحریف ها و کج اندیشی هایی شده که حوزه خانواده را به مخاطره جدی انداخته است.

چشم و هم چشمی ها در بین اقوام، دوستان و آشنایان در خرید لوکس ترین و گران ترین جهیزیه، افراط در تهیه اجناس غیر ضروری و گرایش به برندهای خارجی و… از فرهنگهای غلطی است که طی سالهای گذشته در بین خانواده های ایرانی ریشه دوانده و به لطف ایده های من در آوردی برخی از بلندنظران هر روز شاخه و برگ جدیدی به آن افزوده می شود.

خرید بزرگترین و اصلی ترین وسایل خانه تا جزئی ترین و ریزترین امکانات زندگی فرایندی است که این روزها خانواده های ایرانی با ازدواج دخترشان طبق یک فرهنگ غلط باید دنبال کنند و چون و چرایی هم در انجام آن برای هیچ کس وجود ندارد.

این فرهنگ غلط و نادرست موجب رونق بازار لوازم غیرضروری و لوکس که بیشتر تولید کشورهای خارجی به خصوص اروپایی و خاور دور هستند شده و سالانه میلیون ها ریال ارز را از کشور خارج می کند.

مادر و دختری همراه با هم در پاساژ کریستال و چینی فروشی های میدان شوش در حال بازدید از مغازه ها هستند و هرجنسی را که چشمشان می گیرد قیمت می کنند و بعد از آن راهی مغازه بعدی می شوند.

کریستالهای بلورین با مارکهای کشورهای چک و فرانسه زیر نورپردازی ویترینها چشم هر بیننده ای را مجذوب خود می کند و پای آن را به داخل مغازه می کشاند.

” سرویس کریستال کمتر از ۵۰۰ هزار تومان نداریم و لوکس ترین جنسمان هم حدود دو میلیون تومان است.” این را فروشنده می گوید و اضافه می کند که بر اساس انتخاب تکه های مختلف از یک سرویس قیمتهای متغیر می شود.

دختر و مادر در حال قیمت کردن کریستال های مختلف هستند و از فروشنده کمک می خواهند.” سرویس چینی و آرکوپالمان را خریده ایم، فقط سرویس کریستالمان برای دکور خانه مانده که باید بخریم و قیمتها هم بالا است.” اینها را مادر دختر می گوید و دستش را می گذارد روی سرویسی که حدود ۸۰۰ هزار تومان آب می خورد.

این طرف تر دو خواهر در حال خرید گلدان رومیزی و مجسمه برای کنار مبلمان هستند و بلندترین مجسمه از یک الهه یونانی را انتخاب کرده اند و از فروشنده می خواهند آن را بسته بندی کند.” تمام وسایل خانه را که چیدیم، یکهو دیدیم که یک جورهایی خانه بی روح و خالی است، گفتیم که چندتایی مجسمه و گلدان بخریم.”

فروشنده در حال شمردن پنج هزار تومانی هاست و رو می کند به آنها و می گوید ۱۸۰ هزار تومان برایش به صرفه نیست باید ۱۰ هزار تومان دیگر هم بپردازند.

این صحنه ها در پاساژهای معروف وسایل خانگی در بازار بزرگ تهران، شوش، سه راه امین حضور و صدها فروشگاه و مغازه دیگر وسایل برقی، مبلمان، لوکس فروشی و …در سطح کشور به راحتی نمایان است؛ عروس و دامادهای جوانی که در حال خرید هستند و با دستهای پر از فروشگاهها بیرون می آیند.

” تا همین حالا ۱۰ میلیون تومان خرج جهیزیه کرده ام و مبلمان و سرویس خواب هنوز مانده است.” اینها را مادر دختری می گوید که در یکی از بزرگترین پاساژهای معروف مبلمان کشور در حال تهیه مبل و تختخواب برای دخترش بود.

” من جنسهای لوکس و غیرضروری مثل ساندویچ ساز و تخم مرغ پز و جارو شارژری و … را نخریدم، فقط پنج میلیون تومان هزینه یخچال-فریزر، ماشین لباسشویی، اجاق گاز، اتو، جارو برقی و فرش شد، حدود سه میلیون تومان برای سرویس چینی، آرکوپال، قاشق-چنگال و سرویس آشپزخانه مثل سطل برنج و زباله و جای نان و .. شد، حدود یک میلیون تومان سرویس قابلمه، چاقو، ماکروویو خریده ام، به جز اینها ۵۰۰ هزار تومان برای وسایل خرد و ریز مثل سرویس حمام، دستشویی و رختخواب مثل پتو و بالش و .. هزینه کرده ام.”

“فکر می کنم حدود پنج میلیون تومان هم برای هزینه مبلمان، سرویس اتاق خواب، پرده نیاز داشته باشم، تمام تلاشم هم این بود که ضمن اینکه جنس خوب و مرغوب از نوع خارجی می خرم، به فکر جیب پدرش هم باشم و اجناس ارزان بخرم.”

” حدود دو میلیون تومان که وام ازدواج به ما تعلق گرفت و پنج میلیون تومان دیگر را نیز وام از بانک گرفته ایم و بقیه اش هم از پس اندازی بوده که از درآمد شوهرم داشته ایم، شوهرم یک معلم است که غیر از ساعتهای مدرسه کلاس خصوصی هم می گیرد.”

این رسوم غلط تنها در میان خانواده های متمکن از لحاظ مالی مرسوم نیست بلکه هم اکنون در میان بسیاری از خانواده های طبقات متوسط جامعه و حتی متوسط رو به پایین تبدیل به یک اپیدمی شده، پدرها و مادرهایی که از نان شبشان برای تهیه جهیزیه دخترشان می زنند تا به قول خودشان، دخترشان در زندگی مقابل خانواده همسرش سرفراز باشد.

جهیزیه های ۳۰ میلیون تومانی و حتی بالاتر اگرچه تعدادشان در جامعه اندک است اما همین تعداد کم به شیوع فرهنگ ناپسند چشم و هم چشمی در در سایر خویشاوندان دیگر دامن زده و جبری تمام نشدنی را در خرید بهترین جهیزیه ایجاد می کند.

الهه مددی جامعه شناس و مشاور در امور خانواده در این باره می گوید: ” علی رغم اطلاع رسانی وسیع و متعدد از طریق رسانه های جمعی در بین خانواده ها  بر لزوم ایجاد زمینه برای ازدواج آسان، متاسفانه شاهد هستیم که همچنان فرهنگ غلط تهیه جهیزیه های گران وجود دارد و حتی بیشتر از گذشته تقویت شده است.”

این مشاور در امور خانواده گفت: ” هم اکنون بسیاری از خانواده های ایرانی بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون جهیزیه برای دخترانشان تهیه می کنند در حالی که از پس هزینه های آن بر نمی آیند و باید از طریق وام و اقساط اقدام کنند، اما این اصرار وجود دارد که جهیزیه کامل باشد.”

مددی افزود: ” این اصرار به تهیه جهیزیه کامل متاثر از علل گوناگونی همچون گرفتن مهریه بالا است و در مقابل بر رفتار طرف مقابل برای  برگزاری مراسم عروسی مجلل، تهیه مسکن و خودرو نیز موثر است؛ در واقع تمام این موارد همچون حلقه های زنجیری هستند که تمامی ندارند و هر روز توقعات جدیدی را برای زوج های جوان و خانواده هایشان ایجاد می کند که اگر برآورده نشود قطعا مشکلات عدیده ای را در ادامه زندگی ایجاد می کند.”

به اعتقاد این جامعه شناس و مشاور، اگر در ابتدای آشنایی و در هنگام شروط عقد زوج های جوان و خانواده های آنان، سعی کنند که مهریه ای معتدل درخواست کنند در ادامه مراسم ها همچون خرید جهیزیه و برگزاری مراسم عروسی راحت تر می توانند برخورد کنند و در نتیجه ازدواج آسان تر شکل می گیرد.

وی ادامه داد: “متاسفانه علی رغم بالا رفتن سطح سواد جامعه و اطلاع رسانی های متعدد شاهد این هستیم که روند ازدواج به مدد چنین فرهنگ و رسوم غلطی هر روز برای جوانان سخت تر می شود و در نتیجه میزان آن را کاهش داده و موجب فسادهای اخلاقی دیگر در جامعه شده است.”

مددی گفت: “خانواده ها باید اجازه دهند که فرزندانشان در مسیر زندگی با درآمد خودشان، وسایل خانه شان را تهیه کنند و از داشتن آن لذت ببرند، تهیه همه وسایل خانه در ابتدای زندگی شاید کمک مالی به آنها باشد، اما میزان تلاش آنها را برای بهبود وضعیت زندگی را کاهش می دهد و تبعات منفی دیگری را بدنبال دارد.”

فروشگاهها پر و خالی می شوند، فروشندگان هرروز برندهای جدیدی را با آب و تاب به خریداران که اکثر زوج های جوان هستند معرفی می کنند و سطح توقع آنها را از شروع زندگی بالا می برند، در این میان آنچه در جامعه عیان است زندگی هایی است که ایستگاه ابتدایی آن مجلل است و ایستگاه پایانی آن در دادگاههایی است که دادخواست طلاق روی میز قاضی قرار می گیرد.

گزارش از فهیمه سادات طباطبایی

http://dozdaci.com/archives/2149

اماهر چی که هست بد مَرَضیه!

نمیدونم چشم و هم چشمی راباید یک بیماری بدونیم یا یک رذیله اخلاقی ویا یک اسم دیگه براش پیدا کنیم. اماهر چی که هست بد مَرَضیه!


چند شب پیش مراسمی داشتیم. - که به جهت جلوگیری از ایجاد اختلافات خانوادگی از دادن مشخصات مراسم فوق معذورم!-  بله! مراسمی داشتیم که همانا تنها چیزی که به وضوح در آن نمایان بود چشم و هم چشمی بود و بس. همان شب تا صبح فکرم مشغول این قضیه بود و این سوال مدام در ذهنم وُول می‌خورد که چرا؟! چرا باید یک نفر به خاطر چشم و هم چشمی کاری کند که زندگی را به شوهر و فرزندان خود تلخ کند؟


چند روزی است که پس لرزه‌های عظیم همان چشم و هم چشمی در تشریفات بعدی همان مراسم ادامه دارد و این باعث شد تا مطلبی بنویسم بلکه این سوال لعنتی ذهنم را رها کند.


مطمئنا چشم و هم چشمی در زنان چندین برابر مردان وجود دارد. کمتر مردی رادیده ام که چشم و هم چشمی کند و در عوض مردان بسیاری را دیده ام که به خاطر زنانشان دچار چشم و هم چشمی شده اند.


از نظر من فرهنگ خانوادگی، خود کم بینی و حسادت مهمترین عوامل چشم و هم چشمی‌اند.


وقتی مادر یک خانواده فرهنگ خانواده را بر اساس چشم و هم چشمی استوار سازد کودکانی که در این میان پرورش میابند، مطمئنا دچار همین مشکل در ابعاد بزرگتری خواهند بود. کودکی که از مادرش یادمیگیرد همه چیزش باید تقلید از بقیه باشد به هیچ وجه نمیتواند بفهمد که خودِ او توانایی هایی دارد که اگر آنها را بها دهد شاید دیگران از او تقلید کنند!


مطمئنا همه آنهایی که دچار چشم و هم چشمی هستند قبل از آن دچار نوعی خود کم بینی و احساس حقارت بوده‌اند چرا که توانائی‌های خود را ناچیز و یانادیده انگاشته و به دنبال تظاهر و پیشرفت، به تقلیداز دیگران هستند. در صورتی که چه بسا اگر خود را باور داشتند و تفاوت‌های خود را بادیگران درک می‌کردند با تکیه بر همان داشته‌ها می‌توانستند از بسیاری جهات بهتر از دیگران باشند. شاید این مثل که مادرم همیشه بر آن تاکیددارد همین جامصداق داشته باشد که: «خدا 5تا انگشت راهم با هم متفاوت آفرید!» مطمئنا نسبت مستقیمی میان چشم و هم چشمی با خودباوری وجوددارد. به نظر من هر چه شخص خودش را از نظر ظاهری، اخلاقی، مادی و اجتماعی قبول داشته باشد کمتر به سمت تقلید از دیگران و چشم و هم چشمی با بقیه می‌رود. شاید مشکل عمده ناشی از زاویه دید این افراداست چراکه خیال می‌کنند همانگونه که آنها بقیه افراد رامی‌بینند، بقیه هم همانطور آنهارامی‌بینند! به عبارت دیگر فکر می‌کنند چیزهایی برای آنها ملاک ارزش گذاری افراد است، برای بقیه هم همان ملاک‌ها ارزش است.


اینکه انسان نیاز دارد توسط بقیه دیده شود و به او توجه شود امری ذاتی است اما آیا کار او بدانجا کشیده است که حاضر است برای دیده شدن دست به کارهایی بزند که زندگی خود و خانواده خود را با سختی و مشکل مواجه کند؟ آخر جلب توجه به چه قیمتی؟ پُز و فیس و افاده در جائی که بقیه می‌دانند واقعا جائی خبری نیست چه دردی را داوا می‌کند؟!

http://pakdide.parsiblog.com/Posts/113/%DA%86%D8%B4%D9%85+%D9%88+%D9%87%D9%85+%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%8A/

پای چشم و هم چشمی هم به دربار باز شد!

پای شان به فرنگ باز شد! یا شاید هم پای فرنگ به ایران باز شد که پای چشم و هم چشمی هم به دربار باز شد! البته سابقه این پا گذاشتن هم به قبل ترها بر می گردد! ولی حداقل نمودش در دربار پهلوی بیش تر است. و اگرنه ملت که چیزی نداشتند که وسیله چشم و هم چشمی شود! به خودی خود مراسم ها و تشریفات فراهم بوده، خدا نکند که تولدی و ازدواجی و سالگردی می شده! آن وقت یک ملت را شریک شادی شان می کردند!!! مردمی که هزینه ازدواج خود را نداشتند، آن وقت باید می رفتند برای مراسم ازدواج شاه کوچه و خیابان هایشان را چراغانی می کردند و طاق نصرت می زدند...


بزن و بکوب های سه عروسی!

در مراسم ازدواج فوزیه و محمدرضا، 6 روز در سراسر ایران جشن و چراغانی و .. بود. به ایرانیان اکتفا نکردند! حالا یا سلیقه نداشتند یا برای کلاسش از چند متخصص برگزاری میهمانی از آلمان دعوت کردند.

مراسم ازدواج ثریا و محمدرضا هم به دلیل هم زمان بودن با نهضت ملی شدن نفت، محدودیت بیشتری داشت. با این وجود بودجه مملکت هم چنان صرف پیراهن هزار الماسه ثریا و خیاط پاریسی اش می شد!تاج و جواهرات اش هم از خزانه درست می شد.

مراسم ازدواج فرح و محمدرشا هم شباهت به داستان های افسانه ای تاریخ دارد! شاید هم مراسم سیندرلای بومی شده!! البته سیندرلا هم که کارتون بود این قدر خرج نکرده بود! لباس عروسی هم طبق معمول در پاریس دوخته شد و چند نفر از فرانسه برای طراحی مجلس به ایران آمدند. یک هواپیمای اختصاصی مدام به فرانسه می رفت و بر می گشت تا لوازم مورد نیاز جشن را بیاورد.

 جشن های 2500 ساله!

یک سال به بهانه 2500 سال شاهنشاهی خود زدند و خواندند و خوردند و بردند، حالا 2500 سال(!) باید به بهانه آن یک سال در گور بلرزند

شاه به دلیل عدم مشروعیت و برای جبران عقده بی اصل و نسبی اشی خواست با این جشن ها و تاج گذاری ها به خود جنبه تاریخی بدهد.

الکی هم نبود! تشکیلات داشت! فقط هم این تشکیلات در ایران نبود! بین المللی بود! کمیته مرکزی جشن ها در 45 کشور، 50 کمیته تشکیل شد! 29 رئیس کشور،134 نخست وزیر و ...! کنگره جهانی یهود هم علاوه بر حمایت از این جشن ها، از سازمان ها و مجامع یهودی خواست تا باشکوه ترین حق شناسی را به جا بیاوردند! اسرائیل هم بلافاصله چند خیابان را به نام کوروش و محمدرشا شاه نام گذاری کرد و ... .

فقط این جشن ها که نبود! جشن های تاج گذاری و تاج های دو کیلویی و .. که یک سال طول می کشید و کار یک ملت تعطیل می شد از جمله این چشم و هم چشمی هاست!

http://porteghalee.blogfa.com/post-66.aspx

همه بايد براي خط بطلان کشيدن بر اين‌گونه چشم و هم‌چشمي‌ها بکوشيم.

 

گفتگو با دکتر بدري‌سادات بهرامي، مشاور خانواده
 

«چون دخترخاله‌ام مبلمان خانه‌اش را نزديک عيد عوض مي‌کند، ما هم بايد اينها را عوض کنيم... برادر خانمم هر سال عيد که به شمال مي‌آيد، ماشين نويي خريده، بالاخره بايد ما هم در همان حد يک ماشين جديد بگيريم يا نه؟» اگر خودتان اهل به کار بردن اين جملات نباشيد حتما نمونه‌هاي زيادي از آن را در اطراف و خانواده خود مي‌بينيد. از اين چشم و هم‌چشمي‌ها گرفته تا چشم و هم‌چشمي‌هاي ديگري که در برخي خانواده‌ها آنقدر ريشه دوانده که به رسم و رسوم عجيب و غريبي تبديل شده است. راجع به علل اين چشم و هم‌چشمي‌ها با دکتر بدري‌السادات بهرامي گفتگويي انجام داده‌ايم که مي‌خوانيد

چرا بعضي‌ها چشم و هم‌چشمي مي‌کنند؟
 

چشم و هم‌چشمي وقتي صورت مي‌گيرد که ما دچار احساس خودکم‌بيني هستيم و يا به لحاظ شخصيتي دچار حقارت دروني باشيم. براي همين که خودمان را خالي مي‌پنداريم و از درون خود چيزي را براي آرامش و مقبوليت نمي‌يابيم، آن را از محيط بيرون طلب مي‌کنيم. بي‌اختيار هر آنچه را ديگران انجام مي‌دهند، درست مي‌بينم و هر آنچه جنبه تاييد و وجهه در جامعه پيدا مي‌کند، عمل مي‌کنيم. در واقع اين افراد توانايي‌ها و قابليت‌هاي دروني خود را پيدا نمي‌کنند نه اينکه ندارند بلکه همه آدم‌ها توانايي‌ها و شايستگي‌هاي منحصر به فرد خودشان را دارند اما چون به لحاظ شخصيتي بيمار هستند و دچار خودکم‌بيني و حقارت‌اند، اين اتفاق مي‌افتد و آنها هر کس ديگري را به جز خودشان خوب مي‌دانند و منتظرند که از آنها الگو بگيرند.

در چه گروهي چشم و هم‌چشمي طبيعي و رايج‌تر است؟
 

اين رفتار ناشي از يک تفکر بيمارگونه است و همواره غيرطبيعي مي‌باشد اما چشم و هم‌چشمي در گروه نوجوانان کمي طبيعي‌تر به نظر مي‌رسد تا بزرگسالان چون آنها در شرايط ويژه‌اي هستند و تحت تاثير تغييرات هورموني احتمال اينکه دچار افسردگي يا چشم و هم‌چشمي در دوره نوجواني بشوند، طبيعي تلقي مي‌شود که البته در اينجا نيز والدين بايد با آموزش مهارت‌هاي خاص به بچه‌ها و يادآوري قابليت‌هاي فردي بچه‌ها اين حس خود‌کم‌بيني را در آنها کم‌رنگ و درنهايت از بين ببرند. اين امر در دوره نوجواني و اينکه بچه‌‌ها نسبت به گروه هم‌سالان خود به نوعي چشم و هم‌چشمي دارند، گذراست و از بين خواهد رفت ولي اگر اين به دوره بزرگسالي منتقل شود و فرد بالغي به باجناق خود نگاه کند که اگر او پرشيا خريده، اين حتما بايد زانتيا بخرد، دقيقا بيماري است. اين آقا يا خانم يک مشکل قديمي دارد و از دوارن کودکي‌اش ريشه‌دار شده و اين موضوع به نداشتن اعتماد به نفس و ناديده گرفتن قابليت‌هاي فردي او برمي‌گردد. اگر دقت کرده باشيد، چشم و هم‌چشمي را در هر قشر و گروهي که خودشان را باور نداشته باشند، مي‌بينيد.

يعني خانواده اين افراد در راه پرورش و تربيت آنها کوتاهي کرده‌اند؟
 

به طور قطع مي‌توان با ياد دادن مهارت لازم به بچه‌ها و پرورش حس اعتماد به نفس آنها از رخ دادن چنين حالاتي در بزرگسالي پيشگيري کرد. آن آقاي دکتر مي‌گويد وقتي تخصص قبول شدم، مادرم گفت: «داخلي هم رشته بود؟ بايد با اين همه زحمتي که ما برايت کشيديم، پوست قبول مي‌شدي. هر کسي اين همه خرجش کرده بودند، به اينجا مي‌رسيد. کار شاقي نکردي!» ولي شايد يک دختر روستايي بي‌سواد که زندگي خود را پشت دار قالي مي‌گذراند، حس خوشبختي بيشتري از اين دکتر متخصص داشته باشد چون والدينش همواره به او گفتند: «ليلا جان، تو همه زندگي ما هستي، با تلاش تو بود که اين فرش را مي‌فروشيم و فلان مايحتاج را مي‌خريم.»

در حال حاضر براي افراد بزرگسالي که چنان درگير چشم و هم‌چشمي شده‌اند که از واقعيت زندگي دور مانده‌اند، چه توصيه‌اي داريد؟
 

بايد تمام قابليت‌ها و شايستگي‌هاي دروني خود را شناسايي کنند و براي مثال، روي يک کاغذ بنويسند: «من خيلي خوب صحبت مي‌کنم، من قادرم هنر گل‌سازي را به ديگران بياموزم، من خوب نقاشي مي‌کشم و...» پس بايد برنامه‌ريزي کنيد و عده‌اي را براي مثال، رايگان تحت آموزش گل‌سازي قرار دهيد، شما بازخوردهاي خوبي از اين جمع دريافت مي‌کنيد و اين به بالا رفتن اعتماد به نفس‌تان کمک مي‌کند. در ضمن، دغدغه‌اي جالب خواهيد داشت که از جمع دغدغه‌هاي فکري قبلي که «فلاني چي خريده يا چه کار کرده» دور مي‌شويد.

به نظر شما، رايج شدن اين مساله در ميان مردم چه دليل ديگري غير از نداشتن اعتماد به نفس کافي مي‌تواند داشته باشد؟
 

شايد بتوان تاثيرات اجتماعي و موج رسانه‌ها، دولت و دانشگاه‌ها را در ارزش‌گذاري يا ضدارزش معرفي کردن برخي موارد اعم از رفتار يا غيره در نظر گرفت. وقتي در سريال‌هاي تلويزيوني بيشتر خانه‌ها آن‌چناني هستند و با دکوراسيون و مبلمان خاص چيدمان شده‌اند که در واقعيت، بيشتر مردم جامعه چنين خانه‌اي ندارند و يا وقتي هنرپيشه‌هايي که نقش مثبت و تاثيرگذار دارند، اغلب ماشين‌هاي مدل بالا و گوشي‌هاي گران در فيلم استفاده مي‌کنند، الگوي زندگي کردن مردم به طور غيرمستقيم آموزش داده مي‌شود و يا وقتي مهريه مختصر يا ازدواج‌هاي ساده را به عنوان يک موضوعي نمايش مي‌دهند که چون فلاني وضع مالي‌اش خوب نبوده، مهريه کمي براي دخترش در نظر گرفته بر رفتار مردم موثر است. اما نشان داده نمي‌شود که دو نفر با عشق و علاقه با وجود داشتن اوضاع مالي خوب به سادگي مراسمي را برگزار کنند و با ماشين آخرين مدل شب عروسي به ويلاي شمال نروند.
براي همين وقتي به خواستگاري دختر آقاي دکتر فلاني مي‌آيند، ايشان هم به تعداد سال‌هاي تولد دخترش سکه طلا مهريه مي‌کند. اتفاقا چون دوستش به هجري شمسي محاسبه کرده بوده، ايشان به سال هخامنشي 2537 سکه مهريه مي‌کند و امروز نه تنها دختر سکه‌ها را بخشيده بلکه آپارتماني را که پدرش برايشان کادوي عروسي خريده بود، بخشيده تا بتواند طلاقش را بگيرد. من قانون‌گذار نيستم ولي مي‌دانم همه بايد براي خط بطلان کشيدن بر اين‌گونه چشم و هم‌چشمي‌ها بکوشيم.

http://www.tebyan-chb.ir/tebyan/News_SP/viewImage.aspx?id=5067

1.چشم هم چشمي خيلي بد و ويرانگره

  1. باعث فرو پاشي خيلي از زندگي ها مي شه
  2. خصلتى است كه بيشتر تو خانوما ديده ميشه تا اقايان
  3. پدیده ای چون چشم و هم چشمی در میان برخی افراد نشانه وجود نوعی نیاز برای جلب توجه اطرافیان و مورد تایید قرارگرفتن از سوی آنها است.
  4. چشم و هم چشمی ارتباط مستقیم با میزان پذیرفته شدن افراد از سوی خود آنها دارد بدین مفهوم که هر چه افراد وضعیت ظاهری، توانایی های فردی و مالی خود را همانگونه که هست ، قبول داشته باشند کمتر به چشم و هم چشمی با اطرافیان خود مبادرت می ورزند.
  5. زمانی که افراد واقعیات زندگی و توانایی های فردی خود را قبول داشته باشند کمتر به نظرات دیگران در مورد خود توجه می کنند و می خواهند اطرافیان آنها را همانطور که در واقعیت هستند، بپذیرند.
  6. همچنین وقتی افراد بیش از حد در پی کسب اطلاع از نظرات دیگران نسبت به خود باشند تلاش می کنند تا همانطور که دیگران دوست دارند در مقابل آنها ظاهر شوند و از همین طریق نظر مثبت آنها را نسبت به خود جلب کرده و مورد تایید آنها واقع شوند در این صورت است که این افراد از واقعیات شخصیتی و توانایی های خود غافل شده و معیار خود را تایید دیگران قرار می دهند.
  7. کمبود اعتماد به نفس نیز یکی دیگر از فاکتورهایی است که می تواند در افزایش چشم و هم چشمی افراد تاثیر بسزایی داشته باشد.
  8. علاوه بر عوامل یاد شده ، فرهنگ حاکم بر خانواده و جامعه نیز تاثیر به سزایی در نوع رفتار افراد دارد به گونه ای که وقتی افراد در محیطی رشد پیدا می کنند که مورد اهمیت و توجه کافی اعضای خانواده خود قرار گرفته و از استقلال نسبی برخوردار هستند ، به میزان کمتری برای جلب نظر و تایید اطرافیان خود تلاش می کنند.






اشتباهی به نام چشم و هم چشمی به بحران‌های جدی در زندگی‌های مشترک ختم می‌شود.

متاسفانه بسیاری از خانواده های ما بدون توجه به نیاز های واقعی زندگی خود دچار اشتباهی به نام چشم و هم چشمی می شوند ! آنها احتمالا مسیر واقعی زندگی خود را گم کرده اند به گفته اندیشمند کشورمان : آنکه در بیراهه قدم بر می دارد آرمان و هدف خویش را گم کرده است .

بسیاری از مشکلات خانواده‌ها به خاطر چشم و هم چشمی در خرید وسایل و لوازم خانه در طول زندگی است، بعضی از زنان به منظور تعویض وسایل خانه و به دنبال تشریفات و ظواهر زندگی به خصوص در نزدیکی ایام نوروز،‌ همسران خود را به هر زحمت و مشقتی می‌اندازند تا لوازم قدیمی خانه را عوض کند. ‌اکثر زنان جامعه ما زنان قانعی هستند و در مقابله با مشکلات و مسائل سخت زندگی با شوهران خود همراهی می‌کنند ولی تعدادی ‌هم هستند که در برابر خواست‌های خود گذشت نمی‌کنند ، طمع و زیاده‌خواهی در زندگی هم برای مرد و هم برای زن در بسیاری از موارد به بحران‌های جدی در زندگی‌های مشترک ختم می‌شود. داشتن تفاهم در برابر اختلافات و مسائل زندگی همچنین همفکری زوجین در موارد خاص به خصوص مشکلات مالی از جمله مهم‌ترین عوامل کاهش تنش‌ها ‌در زندگی‌‌ است.


منبع : www.zanrooz.com
http://www.niksalehi.com/public/archives/128055.php

چشم و هم چشمي به اين معناست كه فرد به بلوغ فكري كامل نرسيده است...

ديدي نرگس خانم چه گردنبندي خريد!

رفته بود بازار كه مثل گردنبند من بخره.

 اما پيدا نكرد و سهمش يك گردنبند سبك و كم عيار شد.

 البته اين كه خريد قشنگه اما اين كه نتوانست مثل مال من پيدا كند خيلي مهم است. بار اولش هم نيست. تا حالا چندبار اين كار را كرده است. پارسال هم با مجيد رفتم هند، ماه بعدش با يك تور درجه سه بلند شد رفت هند!

يا اين كه من يك پيراهن گيپور قشنگ در مراسم مهري پوشيده بودم، فرداش ديدم رفت مثل گيپور من خريد و ...
    اين يك نمونه از بازار گرم چشم و هم چشمي در ميان برخي از خانواده هاي ايراني است. چشم و هم چشمي به عنوان يكي از مؤلفه هاي ثابت رفتار برخي افراد درآمده است. نوعي تلاش براي پيش بودن و عقب نماندن كه البته وجه منفي اش پررنگ تر است و از نظر روانشناختي زماني كه معيارهاي ارزشي در وجود فرد نهادينه نشده باشد، براي او فقط ديدگاه ديگران مهم است.

 اما زماني كه معيارهاي ارزشي درون ذهن فرد جاي گرفت، آنگاه از وابستگي به نظر ديگران رها مي شود و مي تواند معيارهاي اخلاقي و رفتاري خود را كه در اثر تكامل عاطفه و انديشه او به وجود آمده است به كار ببرد، يعني در حالت اول شخص مرتباً خود را از چشم ديگران ارزيابي مي كند و به همين علت ظاهر براي او مهم است.

 در اين باره مي توان به كودكان اشاره كرد؛ به محض آن كه لباس يا اسباب بازي را در دست كودك ديگري ببينند، مي خواهند مالك آن باشند و به اين ترتيب احساس قدرت مي كنند كه البته اين موضوع در افراد بزرگسال هم ديده مي شود. اين نشان مي دهد اين افراد از نظر ذهني به پختگي نرسيده اند و مي خواهند با تملك وسايل و اشيا نظر ديگران را به خود جلب كنند و در خود به احساس قدرت دست پيدا كنند. كارشناسان معتقدند چشم و هم چشمي به اين معناست كه فرد به بلوغ فكري كامل نرسيده است. در واقع چنين فردي ضعف دروني خود را با ظواهر بيروني جبران مي كند، اما در نهايت هيچ گاه راضي نمي شود. 

 با اين همه هر چه از رقابت مثبت و دوستانه به سمت حسادت و رقابت منفي مي رويم، چشم و هم چشمي به عنوان يك پديده رفتاري و ناهنجاري اخلاقي در رفتارها آشكار مي شود و در نتيجه موجب رنج هاي بي شماري مي شود كه بسياري از آنان قابل درمان نيست. 
    چشم و هم چشمي نوعي نقص و نارسايي است كه مي تواند منجر به بيماري شود. با وجود اين برخي كارشناسان معتقدند اگر چشم و هم چشمي در خانواده اي وجود داشته باشد، كودكان اين خانواده ها نيز دچار مشكلات ويژه اي مي شوند.  از آنجا كه كودكان رفتار پدر و مادر را ملاك اعمال خود قرار مي دهند، پدر و مادري كه دچار چشم و هم چشمي و حسادت باشند، سبب بروز اين پديده در كودكان خود مي شوند. زيرا اين پدر ومادر نمي توانند به كودك بياموزند كه قدرت واقعي در دوست داشتن ديگران و از خود گذشتگي است، بلكه كودك از روي رفتار پدر و مادر به اين نتيجه مي رسد كه ظاهر و ثروت است كه ملاك برتري افراد است.
   اين ديدگاه موجب تنش، بي قراري، نارضايتي، اضطراب، افسردگي و فساد اخلاقي در كودك و نوجوان مي شود. در اين خانواده ها كودك،هدف اصلي زندگي را امكانات مادي مي داند و براي كسب امكانات مادي متوسل به روش هاي غيراخلاقي و بزهكاري نيز مي شود.
          حسد از ريشه هاي چشم و هم چشمي است.
    از سوي ديگر در زندگي روزمره خانوادگي بارها و بارها شاهد اين وضعيت بوده ايم كه برخي از افراد به گونه اي حس برتري جويي وسبقت طلبي نسبت به ديگران بويژه هم جنسان و در پاره اي از موارد اقوام و نزديكان خود داشته اند.
    رقابت، در صورتي كه در ابعاد مثبت و با مبناي اخلاقي رخ دهد مي تواند فرايندي اصلاح گر و بهبود بخش در زندگي خانوادگي باشد. اما در بسياري از موارد مسابقه و رقابت در ابعاد منفي خود به گونه اي آزاردهنده و بيمارگونه در رفتار اجتماعي پاره اي از افراد آشكار مي شود. به گفته او چشم و هم چشمي حالتي از رفتار است كه در آن فرد به دليل يك حس رقابت مادي نسبت به ديگران، حركتي را انجام مي دهد كه اين حالت از نظر رفتاري ناشي از كمبودهاي مادي و تربيتي دوران طفوليت و يا دنباله اي از حس حسادت است كه در رسيدن به برخي از اهداف مادي جلوه گر مي شود.
                
   

     
 روزنامه ايران، شماره 3584 به تاريخ 10/12/85،

تبیان:بيماري چشم و هم چشمي

  • پديده نابهنجار چشم و هم چشمي از جمله پديده ها و نابهنجاري هايي است كه در ميان مردم و به خصوص زنان به شكل گسترده وجود دارد و بيشتر افراد دست كم در موردي و يا زماني گرفتار اين نابهنجاري اجتماعي شده اند.  مولفه هاي اساسي چشم و هم چشمي را مي بايست در تظاهر، رقابت، احساس خودكم بيني و ارضاي آن به اشكال مادي و ظاهري و مانند آن دانست.
  • براساس تحقيقات انجام شده در سازمان ملي جوانان25 درصد از زنان دچار چشم و هم چشمي هستند كه 10 درصد اين افراد به دليل مشكلات رواني و كمبودهاي دوران كودكي و 15 درصد نيز به دليل حسادت و رقابت منفي چشم و هم چشمي مي كنند.

  • نهاد خانواده به عنوان نخستين نهاد اجتماعى بايد مجهز به اطلاعات تربيتى باشد تا بتواند در مقابل اين نوع پديده ها يك رفتار منطقى و عقلانى را به كار گيرد.

  • و در اين ميان رسانه هاي جمعي بويژه تلويزيون و فيلمهاي سينمايي نيز به اين پديده بيشتر دامن مي زنند تا جايي كه چشم و هم چشمي و تقليد از لباس شروع مي شود و به تدريج در تمام زمينه ها از قبيل مجالس ميهماني، معاشرتها و رفت و آمدها حتي در انتخاب مسكن و وسايل زندگي تأثير مي گذارد.

     

چشم و هم چشمی آفت است.

چشم و هم چشمی پدر مردم را در آورده است.

بنیانش از کجاست؟

چگونه باید با آن مبارزه کرد؟

شما هم از آن بیزارید؟

فقط در حرف؟

یا در عمل هم؟

چقدر سعی می نمایید زیر بارش نروید؟