( خلاصه و کوتاه شده توسط بیدارشهر)
آیت الله «سید محمد موسوی بجنوردی» عضو هیات امنای دائرهالمعارف بزرگ
اسلامیاست او پس از انقلاب از سوی امام به عضویت شورای عالی
قضایی منصوب شد و امروز به تدریس در دانشگاهها و در میان حوزویان مشغول
است.
سوال :در 30 سال حضورتان در نجف، آیا با پدیده ترویج و رشد خرافات در آن دیار روبرو بودید و خاطراتی را به یاد دارید؟
معمولاً خرافات در جوامعی رشد میکند که جهل و نادانی در آن محیطها حاکم
باشد. امّا در مراکز علمی در حضور دانشمند، اندیشمند، فرهیخته، عالم و
نخبه، خرافه به سرعت سرکوب میشود. مثلاً برخی اوقات شایع میشد که
فلان معجزه رخ داده و برخی مسائل را نسبت به ائمه مطرح میکردند که از ساحت
ائمه(ع) بعید بود. همچنین بعضی از افراد جاهل در برخی امور مربوط به
امامزادهها، اشخاص، استخاره گرفتنها، تعبیر خواب و... به خرافاتی اعتقاد
پیدا میکردند.
سوال :آیا علما و فقهای نجف به صراحت در برابر این ادعاها واکنش نشان میدادند؟
در این سالها بزرگانی همچون حضرات آیات شیخمحمدحسین کاشف، سیدحسین
حمامی، شیخ محمدرضا آلیاسین، مرحوم آقای حکیم، آقاسیدعبدالهادی شیرازی،
آقاسیدمحمود شاهرودی و همچنین حضرات آیات خویی، موسویبجنوردی(پدرم)،
آقاشیخ حسین حلی، آقامیرزاباقر زنجانی و از سال 44 که امام راحل به نجف
آمدند، نسبت به این مسائل واکنش سریع نشان میدادند و رد میکردند و اجازه
نمیدادند که خرافات رشد پیدا کند.
سوال :شما 14 سال شاگرد امام در نجف بودید و پس از آن نیز در ایران از نزدیکانشان بودید، نوع واکنش ایشان نسبت به خرافات چگونه بود؟
امام به شدّت برخورد و از بسط و رشد آن جلوگیری میکردند. موارد بسیاری بود
که برخی افراد ادعا میکردند که با امام زمان ارتباط دارند و خدمت آقا
میرسند. امام به شدّت با اینگونه ادعاها برخورد میکرد و قبول نمیکرد.
سوال :تمسک امام به ادعاهایی درباره امام زمان(عج) و سودجستن از جایگاه ایشان چگونه بود؟
ایشان در تمامی مقاطع
ادعاهایی درباره امام زمان یا استخارههای آنچنانی و تعبیرخواب برخی افراد
را رد میکردند.
سوال :امام در چه مسائلی به استخاره معتقد نبودند؟ جایگاه استخاره را در شریعت چگونه میدیدند؟
ا استخاره سرنوشت را مشخص نمیکند، بلکه انسان را از تردید خارج
میکند. چرا که سرنوشت انسان براساس عقلانیت و فطرت است و باید خودش آن را
تعیین کند. نمیتواند آن را به استخاره و خواب موکول کند.
سوال :یعنی تعبیرخواب را هم قبول نداشتند؟
متأسفانه مقداری از آن دکان است و مقداری موهومات. برخی افراد خوبی هستند، امّا ادعاهایشان موهومات است.
سوال :نگرش مطلوب به قیام امام حسین(ع) و روش سوگواری را باید از چه کسانی فرابگیریم؟
از فقهای شیعه. چون فقیه امکان ندارد، خلاف روش ائمه نظر بدهد. او بر طبق
موازین عمل میکند. اگر روایتی ضعیف باشد، آن را نهی میکند. در نجف مراجع
در برخی اوقات نسبت به روایات ضعیف که مداحان و روضهخوانها بیان
میکردند، ایراد میگرفتند و آنان را از بیان این روایات منع میکردند.
هر وقت قرار شد که سرنوشت عزاداریها را مداحان تعیین کنند، به رشد
خرافات میانجامد. باید نحوه سوگواری را فقها، مراجع و علمای بزرگ تعیین
بکنند. چرا که آنان براساس روایات سخن میگویند؛ آن هم روایاتی که معتبر
است.
سوال :بار دیگر به سئوال قبلی بازمیگردیم؛ در میان فقها هم اختلاف نظرهایی وجود
دارد. آیا ما باید براساس آرای مرجع تقلید خودمان یک عمل را درست بدانیم و
عمل دیگر را خرافه پنداریم؟
این مسائل تقلیدی نیست و فقط در فروع باید تقلید کرد. در این مسائل باید
ساحت ائمهاطهار(ع) را منزه نگاه داشت. باید دانست که ائمه اطهار(ع) یک
کلام خلاف شریعت و حکم عقل بیان نمیکردند. شیعه یک قاعده دارد: «کل ما حکم
به العقل، حکم به الشرع» یعنی هیچگاه احکام شرع غیرعقلانی نیست. هنگامی که
عقلای عالم یک پدیده را نیکو میپندارد، شریعت هم آن را نیکو میداند و
برعکس.
سوال :افراد غیرعالم به مسائل شرعی، روایات و احادیث، برای استخراج آیینهای صحیح و غیرخرافی باید به چه راهکاری تمسک جویند؟
خداوند به ما قوه تعقل داده است. افراد باید براساس عقلانیت خودشان عمل
کنند. امّا در مسائلی که تردید وجود دارد یا بر سر دوراهی میمانیم، باید
مشورت کنیم؛ آن هم نه با یک عالم، بلکه از علما و فضلای مختلف سئوال کرد.
الحمدلله اکنون در کشور فضای باز فرهنگی وجود دارد و نواندیشان فقهی ظهور
کردهاند که در مباحث علم معتقد به خط قرمز نیستند، از آنها استفاده شود.
سوال :برخی امور آنچنان عمومیّت مییابند که کمتر شخصی حاضر میشود، آن را خرافه بنامد. در این مسائل باید با چه ابتکاری برخورد کرد؟
برخی خرافات بَیّن هستند و برخی خفی. فرق میان این دو وجود دارد.
سوال :به عنوان مثال در برابر مسجد جمکران واکنشهایی له یا در نقد آن وجود دارد. تا چه حدودی میتوان این مساله را پذیرفت؟
مسجدی در عراق به نام سهله وجود دارد که به نام امام زمان (عج) است. این
مسجد سند دارد و یکی از اصحاب امام زمان به نام سهیل آن را ساخته است و
همچنین مقام حضرت صادق(ع) و حضرت سجاد(ع) در آن موجود است و بزرگانی همچون
سیدبحرالعلوم در آن مسجد نماز تحیت میخواندند و ... با وجود تمام این
مسائل، کثیری از مراجع میگفتند که اگر ما شب چهارشنبه به عنوان ورود
(استحباب)، آنجا برویم، بدعت است. چون دلیل نداریم که شب چهارشنبه باید به
آنجا رفت. در حالی که سندیت این مسجد بیش از مسجد جکمران است.
سوال :در برابر همچون مسائلی که در افواه عمومی غالب میشود، وظیفه عالمان دینی چیست؟
عالم باید علمش را اظهار کند. وقتی میبیند که در جامعه انحراف ایجاد شده و
برخی مسائل را به نام دین مطرح میکنند که برای دین مضرّ است، وظیفه دارد
که سکوت نکند. برخی ادعاها همچون موریانه است، وقتی ظهور میکند، همچون
موریانه دین را پوک میکند و بسیار خطرناک است. ممکن است که در برابر اظهار
علم عالم، کثیری از عوام با او بد شوند و حرفش را نپسندند، امّا باید گفت و
واقعیت را عیان کرد.
سوال :گاهی اوقات برخی عالمان دینی هم با سکوت خود یا حتی گفتار خود، مهر تأییدی بر این اعمال میزنند. در این هنگام باید چه کرد؟
یکی از الگوهای معاصر ما، در این باره امام است. ایشان در تمام این مدت به
مسجد جمکران نرفتند. همانطور که میدانید، مرحوم آقای توسلی نقل میکرد،
امام پس از 15 خرداد 42 به بازدید مردم جمکران رفت، امّا حاضر نشدند
بهعنوان خاصی به این مسجد بروند. سپس مردم از ایشان خواستند که تنها دو
رکعت نماز تحیّت مسجد را در آنجا ادا کنند که ایشان به عنوان «مسجد» این
نماز را خوانده بودند. مرحوم آقای بروجردی هم همینگونه بودند. خود بنده از
حضرت آیتالله بهجت (حفظهالله) پرسیدم که نظرتان درباره مسجد جمکران
چیست؟ ایشان پس از تأملّی فرمودند: «جایی که مردم زیاد به آنجا بروند و
عبادت کنند، خود به خود مقدس میشود.» ایشان پاسخ بسیار زیبایی دادند.
ایشان دیگر عالمی است که مورد اتفاق همه است که نظرش درباره مسجد جمکران
اینگونه است. علما حرفشان را میزنند، امّا متأسفانه برخی افراد غیرعالم و
غیرفقیه و مکّلا وارد این مسائل میشوند و عوام را به دنبال خودشان
میکشند.
سوال :چرا گاه یک عمل غیرمستند به آیات و روایت به نام عبادت و عمل ثواب فراگیر میشود و هیچ نوع مانعی در برابر آن به وجود نمیآید؟
در این هنگام محتاج علمّایی هستیم که در مردم نفوذ داشته باشند و مردم به
آنها عشق بورزند و مورد تأیید آنان باشند. این علما میتوانند از سنتهای
نادرست جلوگیری کنند. امّا زمانی که فضای ملوک الطوائفی وجود دارد، نفوذ
کلمه میان مردم به وجود نمیآید و سنت صحیح جایگزین سنت نادرست نمیشود. در
این زمان، افرادی بیسوادی میداندار میشوند که فقیه و عالم و جزو سلک
روحانیت نیستند و عوام در گرد آنان جمع میشوند و خرافه رشد مییابد. در
جامعهای که عقلانیت، حکفرما باشد، حکم عقل ارزشمند باشد، الا تعقلون و
افلا تتدبرون قرآن حاکم باشد، امکان ندارد که خرافه در آن پدید آید.
سوال :آیا در برابر رشد و رواج خرافه در جامعه، حکومت دینی میتواند به میدان
بیاید و با آن برخورد کند؟ آیا این نوع برخورد به افول خرافات میانجامد؟
حکومت نباید با صاحبان تفکرات خرافی که در میان عوام نفوذ یافتهاند،
برخورد خشن کند؛ چرا که آنان محبوبتر میشوند و مظلومنمایی میکنند.
جلوگیری از رشد خرافه، جزو اقدامات حکومتی نیست،بلکه باید کارهای فرهنگی
صورت گیرد. خرافه را باید با کارهای فرهنگی از بین برد.
سوال :چه نهاد یا مجموعهای میتواند با مروجان خرافه برخورد کند و اجازه رشد این اعتقادات را ندهد؟
نخبگان و فرهیختگان. اینها باید گردهم جمع شوند و برای برخورد با این امور
برنامهریزی کنند. سعدی بسیار زیبا روش برخورد را بیان میکند: «سعدی به
روزگاران مهری نشسته بردل / بیرون نمیتوان کرد، الاّ به روزگاران» اموری
که با روزگاران به وجود آید، با روزگاران باید از بین برود. یک شبه
نمیرود. خرافه هم همین طور است. یک دفعه به وجود نمیآید. اندکاندک رشد
میکند. برای برخورد با خرافه باید حوصله کرد و از اعمال خشن به جدّ اجتناب
ورزید. چرا که مروجان این باورها مظلوم میشوند و ادعاهای آنان در جامعه
جانی تازه مییابد. باید با حوصله، به اقدامات فرهنگی دست زد تا ریشه آن
خشکانده شود.
سوال :مبانی مذهب تشیع تا چه حدّ میتواند در مقابله با خرافات کمک کند؟
به مذهب تشیع ظلم است؛ اگر خرافه در آن وارد شود. چرا که یکی از اصول مهم
آن حکم عقل است. هیچ فرقهای همچون شیعه برای عقل جایگاه ویژهای در نظر
نمیگیرد. در سمیناری در ژاپن، یکی از بزرگان بودایی به من گفت: اسلام
ایران صحیح است یا اسلام برخی کشورهای دیگر؟ گفتم: طبیعی است که بگویم
ایران. گفت: سرّ آن چیست که حرفهای شما بیشتر از سایرین به دل ما میچسبد؟
گفتم: دلیلش این است که ایرانیها شیعه هستند و شیعه حکم عقل را یکی از
منابع تشیع میداند.
سوال :آقای بجنوردی، امروز فریاد تمامی شخصیتهای سیاسی و مملکتی طراز اول کشور
در مخالفت با ادعاهای خرافی بلند است و خواهان مقابله با این باورها هستند،
پس چرا همچنان شاهد نقل این ادعاها در مجامع عمومی هستیم و رشد آن متوقف
نمیشود؟
برای اینکه برخی افراد غیرعالم، غیراندیشمند و غیرروحانی از راههای
گوناگون، در میان مردم نفوذ کردهاند و به این باورها دامن میزنند. آنان
از ضعفهای فرهنگی عوام هم سوءاستفاده میکنند. آیا تا به حال دیدهاید که
خرافه میان دانشگاهیان یا حوزویان مطرح شود؟! حضرت امیرالمؤمنین(ع) کلامی
دارد که بسیار پراهمیت است؛ میفرمایند: «اگر به کسی چیزی گفتی و در مقابل
نگفت: چرا؟ او از فطرت انسانیت خارج است.» عوام چرا نمیگوید. در میان
اینگونه افراد، خرافه رشد میکند، امّا در جامعهای که چرا وجود دارد،
خرافه نمیتواند رشد یابد.
سوال:شما معتقدید که خرافه فقط در میان عوام رشد میکند، در حالی که برخی افراد
با تحصیلات دانشگاهی و حوزوی یا حتی در ردههای مدیریتی وجود دارند که
ادعاهایی را ترویج میکنند.
فقط ملاک تحصیلات نیست، گاهی معرفت دینی وجود ندارد. ممکن است فردی دکترا
هم داشته باشد، امّا معرفت دینی نداشته باشد و تحت تأثیر افراد شیّادی قرار
بگیرد. در این مدت، افراد شیّاد زیادی پیدا شدند که مثلاً در اطراف کرج
مجموعههای کذایی به وجود آوردند و سجادهای خالی انداختند و گفتند: امام
زمان در حال نماز خواندن است، پشت او نماز بخوانید. اگر معرفت دینی در
جامعهای ضعیف شود و مردم با معارف صحیح دینی آشنا نباشند، به دنبال آن،
این باورهای نادرست هم مطرح میشود و رشد میکند.
سوال:در گذشته این مسائل کمتر عمومیّت داشت و امروز تشدید شده است.
در گذشته هم کم و بیش بود؛ امّا با اسلوبهای دیگر. در غرب هم باورهای
خرافی زیادی وجود دارد. وقتی معارف دینی ضعیف میشود و افراد غیرمتخصص به
بیان مسائل دینی بپردازند و خواب و دیگر مسائل را با آن بیامیزند، خرافه
رشد میکند. ممکن است، فردی پیش از تحصیلات دانشگاهی این باورهای نادرست را
فراگرفته باشد که پس از آن نیز همچنان به این خرافهها باور خواهد داشت.
سوال:چرا با وجود اینکه 30 سال از حکومت دینی میگذرد، امروز شاهد بیان برخی
ادعاها در افواه عمومی هستیم که تمامی اقدامات خویش را به امام زمان محول
میکنند؟
به دلیل اینکه، برخی فکر کردند، چون حکومت اسلامی تشکیل شده است، لزومی به
بیان عقاید در منابر و مساجد نیست و حکومت به آموزش آن دست خواهد زد. پیش
از انقلاب مجالس و محافل گوناگونی بود که به آموزش عقاید میپرداختند.
مرحوم آقای مطهری بسیار جدی در این مسیر گام نهاد و اکثر سخنرانیهایش در
آن روزها، امروز در قالب کتاب منتشر شده است. کثیر علمای تهران کلاسهای
درس داشتند و عقاید میگفتند. اگر در گذشته خرافه کمتر بود، به همین دلیل
بود که آقایان بیشتر فعالیت میکردند و عقاید با مردم آموزش میدادند. امّا
الان این آموزشها ضعیف شده است.
متن کامل در:
http://www.aftabir.com/articles/view/religion/religion/c7c1224495654_superstition_p1.php/%D9%85%D8%B1%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%87
http://ensani.ir/fa/content/50787/default.aspx