" تا ابله در جهان است ، مفلس در نمی ماند !

متاسفانه ساده لوحي  برخي از هموطنانمان دست كلاهبرداران و سودجوياني را كه با روشهاي نوين از افراد زودباور و ضعيف سوء استفاده ميكنند باز گذاشته است.

به گزارش اروم نیوز؛یکی از این روشها، تبلیغات و پخش برنامه در شبکه های ماهواره ای است که سود جویان به راحتی می توانند با دادن مبلغ ناچیزی به این شبکه ها از افرادی که به راحتی با وعده های  پول دار شدن و پیدا کردن گنجینه ، شفای دردهای لاعلاج و حل شدن مشکلات زناشویی فریب می خورند، کلاهبرداری کنند.

هیچ مرجع قانونی بین المللی هم نیست تا با این افراد که غالبا با القاب قلابی دکتر، مهندس و استاد در شبکه های ماهواره ای شیادی می کنند، مقابله کند.

یکی از این شیادان که در چندین شبکه ماهواره ای فارسی زبان برنامه دارد شخصی است با نام مینا مددی. البته اسم اصلی این زن "محترم مددی" است. این فرد کلاهبردار ادعا می کند صاحب قدرت پنهانی است که می تواند هر مشکلی به غیر از مرگ را حل کند.

 

محترم مددی که زنی 51 ساله و مجرد می باشد ادعا می کند دارای دکترای افتخاری از یکی از دانشگاه های انگلستان است و همچنین چندین کالج قدرت پنهان در سرتاسر دنیا دارد این در شرایطی است که حتی سواد خواندن و نوشتن هم ندارد و به گفته مجریان دیگر شبکه های فارسی زبان ماهواره ای که او را خوب می شناسند وقتی موضوع بی سوادی او لو رفت برای اولین بار در برنامه، کاغذ و قلم آورد و اسم اشخاصی که با هماهنگی خودش با برنامه تماس می گرفتند و از او تقاضای دعا می کردند را بسیار ناشیانه در کاغذ خط خطی می کرد.

وی که حتی نمی تواند در برنامه کلمات و جملات را بطور صحیح ادا کند برای اینکه از شر سوالهای بینندگان، خود را خلاص کند می گوید: «من در این قدرت کامل نیستم و 7 استاد قدرتمند من را یاری می کنند».

 و البته هر وقت بینندگان از او خواسته اند این اساتید را در برنامه بیاورد یا حداقل اسامی آنها را بگوید در جواب می گوید وقت اساتید من بسیار پر است و نمی توانند در برنامه حاضر شوند و اگر اسامی آنها را هم من بگویم باعث می شود آنها معروف شوند و اساتید من از مشهور شدن بیزارند!

بیشتر افرادی که با این زن شیاد در برنامه اش ارتباط تلفنی برقرار می کنند خانم ها هستند که قربانیان دروغ این فرد می شوند. غالب مشکلات هم مرتبط با مسائل عشقی، خانوادگی و زناشویی است که قرار است مینا با استادانش ( همان همکاران کلاهبردارش ) برای جمعی ساده لوح، نسخه حرز کارگشا بپیچد.

وی در ابتدا ادعا می کرد این مراسم رمالی توسط وی و اساتیدش  بصورت رایگان انجام می شود و همه آنها خود را وقف کمک به بشریت کرده اند اما پس از چندی در برنامه هایش اعلام کرد که برای دعا کردن از طرف هر شخص، به یک آینه قدی صد ساله و 85 شمع گیاهی و چند متر پارچه ابریشم خالص احتیاج دارد که هزینه این وسایل به عهده شخصی که تقاضای دعا دارد است و باید ابتدا پول را به حساب این خانم واریز کرد تا پس از خرید وسایل مورد نیاز آنها را به اساتیدش بدهد و آنها مراسم را شروع کنند.

 جالب اینکه طبق ادعای مضحک این رمال، هر آینه فقط یکبار قابل استفاده است و بخاطر نحوستی که در آینه است باید بلافاصله بعد از مراسم آینه را شکست و به هیچ وجه نمی توان یک آینه را برای چند نفر استفاده کرد.

این هم روشی است که بتواند به بهانه خریدن آینه و شمع و ابریشم هر بار مبالغ هنگفتی از مردم فریب خورده اخاذی کند.

حال این کلاهبردار که ادعا می کند تا به حال چندین هزار نفر را نجات داده (همانطور که در فیلم مشاهده خواهید کرد) و برای آنها دعای 3 ساعته با آینه و ابریشم و شمع انجام داده است، اینهمه آینه قدی 100 ساله را از کجا آورده کسی خبر ندارد!!!

این زن مکار در جواب یکی از بینندگان که با او در برنامه تماس گرفت و گفت من پول آینه را نمی دهم و خودم برای شما یک آینه 100 ساله قدی می فرستم گفت: "آیا آینه شما دارای کتابچه هم هست یا نه؟!"

و احتمالا اگر این بیننده می گفت بله آینه من کتابچه هم دارد باز این شیاد می گفت آیا کتابچه شما ممهور به مهر جنیان هست یا نه! الی آخر...

مینا مددی برای برداشتن کلاه انسانهای خرافاتی در تلویزیون حمید شبخیز برنامه دارد.




اگر مایلید به گنج های پنهان دسترسی پیدا کنید و از آیندۀ خود بشتر بدانید

و یا در صدد رفع مشکلات زناشویی، تنگدستی، بیماریهای روحی، نازایی و

احتیاد ( بیدارشهر: مینا بیسواد است)هستید؛ قدرت پنهان حلال مشکلات شما می باشد.
-  صاحب 3 کالج در سراسر دنیا
-مؤلف کتاب 3 جلدی معجزات پنهان،
-
همونطور که شما عزیزان می دونید 2 کالج، یکی در در شهر "هانوور" در کشور آلمان و دیگری در  "کمبریج" انگستان افتتاح کرده بودم که به لطف استاد بزرگ که ایشان استاد هفت استاد من هست، سومین کالج در حال اتمام مراحل پایانی خویش است که به زودی خبر افتتاح آن را به شما عزیزان  خواهم داد.
-

به لطف پروردگار و با کمک استاد عزیز و گرانمایه" خانم heavenly "امروز سومین کالج در هندوستان افتتاح خواهد شد.
-من به نگهداری از 140 کودک بی سرپرست هم مشغولم.-من هیچ کدوم از حرف هایی که می زنم نظر شخصیم نیست و همه بر اساس آموزه های استادان گرانقدر و تجربه هایی ست که در این راه بدست اورده ام.
-برخی از قوانین قدرت پنهان در بین آدمهای معمولی جایی نداره. چه برسه به تناقض. لطف کن برای بیرون آمدن همزاد با 85 شمع گیاهی و یک متر پارچه ابریشم و آب مقدس از یک ایینه قدی 100 ساله یک قانون پیدا کن تا من هم در مورد نخوردن گوشت به شما قانون ارائه کنم..

کرامات و خوارق عادات- خرمشاهی، بهاالدین

.........................................................................................................................

ارزیابی و سخن آخر

بسیاری از مردم معجزه‌گرا هستند و خرق قوانین و نوامیس طبیعت را از جریان عادی ـ و در واقع معجزه‌آسای ـ خود قوانین و نوامیس خوش‌تر دارند.

چرا که شاید در ژرفنای دل خویش این طمع خام را دارند که پس در این هرج‌ومرج ، امید آن هست که محال‌ترین آرزوها برآید؛ لذا همه ی اضغاث احلام ( خوابهای آشفته) را رؤیای صادقانه می‌پندارند و به آسانی می‌پذیرند، بلکه پذیرفته ـ ناپذیرفته به دیگران می‌پذیرانند که:

کفش فلان مراد و مرشد از غیب جفت می‌شود .

و فلان زاهد و صوفی ـ بلکه مرتاض و جوکی ـ از آب و گلهای اولین سلوک درنیامده ، طی‌الارض و کیمیا و تسخیر شمس و اسم اعظم و تصرف قلوب دارد.

عصر این غرابت‌گرایی‌ها و گزاف‌گویی‌های ناسنجیده به سر آمده است.

در گذشته هم اجماع اهل علم آن را نمی‌پذیرفته است. ابوریحان و کپلر با آنکه برای تشفی خاطر دیگران یا گذران معیشت به احکام نجوم (اخترگویی و طالع‌بینی) می‌پرداختند؛ ولی بالصراحه در آثار خویش آن را بی‌پایه و موهوم خوانده‌اند.

در ازای این جنبه ی افراطی ، یک افراط یا تفریط دیگر هم که بیشتر زاده ی  قول به اصالت ماده و اصالت طبیعت و اصالت علم (نیز اصالت حس و اصالت تجربه) و مکتبهای حاد اصالت فیزیکی نظیر پوزیتیویسم منطقی است ، وجود دارد و آن انکار و تخطئه ی هرگونه عوالم و احوال و حقایق جز عالم طبیعت و احوال عادی و ادراکات حسی است ، و هیچ خارق عادتی را حتی اگر استجابت دعا یا رؤیای صادقه باشد نمی‌پذیرد و همه را حمل بر تصادف و توارد و توهم می‌کند.

نگارنده ی این سطور ، نظرگاه میانه را می‌پذیرد.

یعنی بر آن است که این‌ همه نقل متواتر که از خوارق عادات در حوزه ی تمدنهای بزرگ بشری ، از جمله تمدن اسلامی ، هندی ، چینی ، یونانی ، مصری و غیره هست و سابقه ی مکتوب بیش از دو هزار ساله دارد ، نیز آنچه در اعصار اخیر به طریق شفاهی به ما رسیده و یا در زمان خود از ثقات شنیده و یا نمونه‌های کمرنگ آن را در زندگی خویش و خویشان و دوستان و آشنایان دیده‌ایم ، و یک قرن از شروع بررسی علمی آنها در بیش از پنجاه دانشگاه و انجمن و مؤسسة علمی جهان می‌گذرد و نتایج انکارناپذیری به بار آورده است ، اذعان دارد که این پدیده یعنی خرق عادت یا پدیده‌های فراروان‌شناسی ـ اگرچه نه همة موارد و نمونه‌های آن ـ صدق و صحت دارد و راه به جایی می‌برد و یکسره تصادف و توارد و توهم نیست، و با آنکه در بعضی موارد با شیادی و ماجراجویی و دروغ و دستان آمیخته است ، اصل و نمونه‌های اصیل آن با حقیقت و با ایمان رابطه ی استواری دارد ، چنان‌که در بسیاری موارد ، ایمان را شرط رخ دادن این‌گونه پدیده‌ها شمرده‌اند.

آری، به قول شاعر: هم جهان غیبی و هم غیب جهانی دارد!

http://www.khabaronline.ir/detail/56379/weblog/khorramshahi

مرز بین دین و خرافه

(  خلاصه و کوتاه شده توسط بیدارشهر)
آیت الله «سید محمد موسوی بجنوردی» عضو هیات امنای دائره‌المعارف بزرگ اسلامی‌است  او پس از انقلاب از سوی امام به عضویت شورای عالی قضایی منصوب شد و امروز به تدریس در دانشگاه‌ها و در میان حوزویان مشغول است.
 
سوال :در 30 سال حضورتان در نجف، آیا با پدیده ترویج و رشد خرافات در آن دیار روبرو بودید و خاطراتی را به یاد دارید؟
معمولاً خرافات در جوامعی رشد می‌کند که جهل و نادانی در آن محیط‌ها حاکم باشد. امّا در مراکز علمی در حضور دانشمند، اندیشمند، فرهیخته، عالم و نخبه، خرافه به سرعت سرکوب می‌شود. مثلاً برخی اوقات شایع می‌شد که فلان معجزه رخ داده و برخی مسائل را نسبت به ائمه مطرح می‌کردند که از ساحت ائمه‌(ع) بعید بود. همچنین بعضی از افراد جاهل در برخی امور مربوط به امامزاده‌ها، اشخاص، استخاره گرفتن‌ها، تعبیر خواب و... به خرافاتی اعتقاد پیدا می‌کردند.

سوال :آیا علما و فقهای نجف به صراحت در برابر این ادعاها واکنش نشان می‌دادند؟
در این سال‌ها بزرگانی همچون حضرات آیات شیخ‌محمدحسین کاشف، سیدحسین حمامی، شیخ محمدرضا آل‌یاسین، مرحوم آقای حکیم، آقاسیدعبدالهادی شیرازی، آقاسیدمحمود شاهرودی و همچنین حضرات آیات خویی، موسوی‌بجنوردی(پدرم)، آقاشیخ حسین حلی، آقامیرزاباقر زنجانی و از سال 44 که امام راحل به نجف آمدند، نسبت به این مسائل واکنش سریع نشان می‌دادند و رد می‌کردند و اجازه نمی‌دادند که خرافات رشد پیدا کند.

سوال :شما 14 سال شاگرد امام در نجف بودید و پس از آن نیز در ایران از نزدیکانشان بودید، نوع واکنش ایشان نسبت به خرافات چگونه بود؟
امام به شدّت برخورد و از بسط و رشد آن جلوگیری می‌کردند. موارد بسیاری بود که برخی افراد ادعا می‌کردند که با امام زمان ارتباط دارند و خدمت آقا می‌رسند. امام به شدّت با اینگونه ادعاها برخورد می‌کرد و قبول نمی‌کرد.
سوال :تمسک امام به ادعاهایی درباره امام زمان(عج) و سودجستن از جایگاه ایشان چگونه بود؟
  ایشان در تمامی مقاطع ادعاهایی درباره امام زمان یا استخاره‌های آنچنانی و تعبیرخواب برخی افراد را رد می‌کردند.

سوال :امام در چه مسائلی به استخاره معتقد نبودند؟ جایگاه استخاره را در شریعت چگونه می‌دیدند؟
ا استخاره سرنوشت را مشخص نمی‌کند، بلکه انسان را از تردید خارج می‌کند. چرا که سرنوشت انسان براساس عقلانیت و فطرت است و باید خودش آن را تعیین کند. نمی‌تواند آن را به استخاره و خواب موکول کند.

سوال :یعنی تعبیرخواب را هم قبول نداشتند؟
متأسفانه مقداری از آن دکان است و مقداری موهومات. برخی افراد خوبی هستند، امّا ادعاهایشان موهومات است.

سوال :نگرش مطلوب به قیام امام حسین(ع) و روش سوگواری را باید از چه کسانی فرابگیریم؟
از فقهای شیعه. چون فقیه امکان ندارد، خلاف روش ائمه نظر بدهد. او بر طبق موازین عمل می‌کند. اگر روایتی ضعیف باشد، آن را نهی می‌کند. در نجف مراجع در برخی اوقات نسبت به روایات ضعیف که مداحان و روضه‌خوان‌ها بیان می‌کردند، ایراد می‌گرفتند و آنان را از بیان این روایات منع می‌کردند.

  هر وقت قرار شد که سرنوشت عزاداری‌ها را مداحان تعیین کنند، به رشد خرافات می‌انجامد. باید نحوه سوگواری را فقها، مراجع و علمای بزرگ تعیین بکنند. چرا که آنان براساس روایات سخن می‌گویند؛ آن هم روایاتی که معتبر است.

سوال :بار دیگر به سئوال قبلی بازمی‌گردیم؛ در میان فقها هم اختلاف نظرهایی وجود دارد. آیا ما باید براساس آرای مرجع تقلید خودمان یک عمل را درست بدانیم و عمل دیگر را خرافه پنداریم؟
این مسائل تقلیدی نیست و فقط در فروع باید تقلید کرد. در این مسائل باید ساحت ائمه‌اطهار(ع) را منزه نگاه داشت. باید دانست که ائمه اطهار(ع) یک کلام خلاف شریعت و حکم عقل بیان نمی‌کردند. شیعه یک قاعده دارد: «کل ما حکم به العقل، حکم به الشرع» یعنی هیچگاه احکام شرع غیرعقلانی نیست. هنگامی که عقلای عالم یک پدیده‌ را نیکو می‌پندارد، شریعت هم آن را نیکو می‌داند و برعکس.

سوال :افراد غیرعالم به مسائل شرعی، روایات و احادیث، برای استخراج آیین‌های صحیح و غیرخرافی باید به چه راهکاری تمسک جویند؟
خداوند به ما قوه تعقل داده است. افراد باید براساس عقلانیت خودشان عمل کنند. امّا در مسائلی که تردید وجود دارد یا بر سر دوراهی می‌مانیم، باید مشورت کنیم؛ آن هم نه با یک عالم، بلکه از علما و فضلای مختلف سئوال کرد. الحمدلله اکنون در کشور فضای باز فرهنگی وجود دارد و نواندیشان فقهی ظهور کرده‌اند که در مباحث علم معتقد به خط قرمز نیستند، از آنها استفاده شود.

سوال :برخی امور آنچنان عمومیّت می‌یابند که کمتر شخصی حاضر می‌شود، آن را خرافه بنامد. در این مسائل باید با چه ابتکاری برخورد کرد؟
برخی خرافات بَیّن هستند و برخی خفی. فرق میان این دو وجود دارد.

سوال :به عنوان مثال در برابر مسجد جمکران واکنش‌هایی له یا در نقد آن وجود دارد. تا چه حدودی می‌توان این مساله را پذیرفت؟
مسجدی در عراق به نام سهله وجود دارد که به نام امام زمان (عج) است. این مسجد سند دارد و یکی از اصحاب امام زمان به نام سهیل آن را ساخته است و همچنین مقام حضرت صادق(ع) و حضرت سجاد(ع) در آن موجود است و بزرگانی همچون سیدبحرالعلوم در آن مسجد نماز تحیت می‌خواندند و ... با وجود تمام این مسائل، کثیری از مراجع می‌گفتند که اگر ما شب چهارشنبه به عنوان ورود (استحباب)، آنجا برویم، بدعت است. چون دلیل نداریم که شب چهارشنبه باید به آنجا رفت. در حالی که سندیت این مسجد بیش از مسجد جکمران است.

سوال :در برابر همچون مسائلی که در افواه عمومی غالب می‌شود، وظیفه عالمان دینی چیست؟
عالم باید علمش را اظهار کند. وقتی می‌بیند که در جامعه انحراف ایجاد شده و برخی مسائل را به نام دین مطرح می‌کنند که برای دین مضرّ است، وظیفه دارد که سکوت نکند. برخی ادعاها همچون موریانه است، وقتی ظهور می‌کند، همچون موریانه دین را پوک می‌کند و بسیار خطرناک است. ممکن است که در برابر اظهار علم عالم، کثیری از عوام با او بد شوند و حرفش را نپسندند، امّا باید گفت و واقعیت را عیان کرد.

سوال :گاهی اوقات برخی عالمان دینی هم با سکوت خود یا حتی گفتار خود، مهر تأییدی بر این اعمال می‌زنند. در این هنگام باید چه کرد؟
یکی از الگوهای معاصر ما، در این باره امام است. ایشان در تمام این مدت به مسجد جمکران نرفتند. همانطور که می‌دانید، مرحوم آقای توسلی نقل می‌کرد، امام پس از 15 خرداد 42 به بازدید مردم جمکران رفت، امّا حاضر نشدند به‌عنوان خاصی به این مسجد بروند. سپس مردم از ایشان خواستند که تنها دو رکعت نماز تحیّت مسجد را در آنجا ادا کنند که ایشان به عنوان «مسجد» این نماز را خوانده بودند. مرحوم آقای بروجردی هم همین‌گونه بودند. خود بنده از حضرت آیت‌الله بهجت (حفظه‌الله) پرسیدم که نظرتان درباره مسجد جمکران چیست؟ ایشان پس از تأملّی فرمودند: «جایی که مردم زیاد به آنجا بروند و عبادت کنند، خود به خود مقدس می‌شود.» ایشان پاسخ بسیار زیبایی دادند. ایشان دیگر عالمی است که مورد اتفاق همه است که نظرش درباره مسجد جمکران اینگونه است. علما حرفشان را می‌زنند، امّا متأسفانه برخی افراد غیرعالم و غیرفقیه و مکّلا وارد این مسائل می‌شوند و عوام را به دنبال خودشان می‌کشند.

سوال :چرا گاه یک عمل غیرمستند به آیات و روایت به نام عبادت و عمل ثواب فراگیر می‌شود و هیچ نوع مانعی در برابر آن به وجود نمی‌آید؟
در این هنگام محتاج علمّایی هستیم که در مردم نفوذ داشته باشند و مردم به آنها عشق بورزند و مورد تأیید آنان باشند. این علما می‌توانند از سنت‌های نادرست جلوگیری کنند. امّا زمانی که فضای ملوک الطوائفی وجود دارد، نفوذ کلمه میان مردم به وجود نمی‌آید و سنت صحیح جایگزین سنت نادرست نمی‌شود. در این زمان، افرادی بی‌سوادی میدان‌دار می‌شوند که فقیه و عالم و جزو سلک روحانیت نیستند و عوام در گرد آنان جمع می‌شوند و خرافه رشد می‌یابد. در جامعه‌ای که عقلانیت، حکفرما باشد، حکم عقل ارزشمند باشد، الا تعقلون و افلا تتدبرون قرآن حاکم باشد، امکان ندارد که خرافه در آن پدید آید.

سوال :آیا در برابر رشد و رواج خرافه در جامعه، حکومت دینی می‌تواند به میدان بیاید و با آن برخورد کند؟ آیا این نوع برخورد به افول خرافات می‌انجامد؟
حکومت نباید با صاحبان تفکرات خرافی که در میان عوام نفوذ یافته‌اند، برخورد خشن کند؛ چرا که آنان محبوب‌تر می‌شوند و مظلوم‌نمایی می‌کنند. جلوگیری از رشد خرافه، جزو اقدامات حکومتی نیست،بلکه باید کارهای فرهنگی صورت گیرد. خرافه را باید با کارهای فرهنگی از بین برد.

سوال :چه نهاد یا مجموعه‌ای می‌تواند با مروجان خرافه برخورد کند و اجازه رشد این اعتقادات را ندهد؟
نخبگان و فرهیختگان. اینها باید گردهم جمع شوند و برای برخورد با این امور برنامه‌ریزی کنند. سعدی بسیار زیبا روش برخورد را بیان می‌کند: «سعدی به روزگاران مهری نشسته بردل / بیرون نمی‌توان کرد، الاّ به روزگاران» اموری که با روزگاران به وجود آید، با روزگاران باید از بین برود. یک شبه نمی‌رود. خرافه هم همین طور است. یک دفعه به وجود نمی‌آید. اندک‌اندک رشد می‌کند. برای برخورد با خرافه باید حوصله کرد و از اعمال خشن به جدّ اجتناب ورزید. چرا که مروجان این باورها مظلوم می‌شوند و ادعاهای آنان در جامعه جانی تازه می‌یابد. باید با حوصله، به اقدامات فرهنگی دست زد تا ریشه آن خشکانده شود.

سوال :مبانی مذهب تشیع تا چه حدّ می‌تواند در مقابله با خرافات کمک کند؟
به مذهب تشیع ظلم است؛ اگر خرافه در آن وارد شود. چرا که یکی از اصول مهم آن حکم عقل است. هیچ فرقه‌ای همچون شیعه برای عقل جایگاه ویژه‌ای در نظر نمی‌گیرد. در سمیناری در ژاپن، یکی از بزرگان بودایی به من گفت: اسلام ایران صحیح است یا اسلام برخی کشورهای دیگر؟ گفتم: طبیعی است که بگویم ایران. گفت: سرّ آن چیست که حرف‌های شما بیشتر از سایرین به دل ما می‌چسبد؟ گفتم: دلیلش این است که ایرانی‌ها شیعه هستند و شیعه حکم عقل را یکی از منابع تشیع می‌داند.

سوال :آقای بجنوردی، امروز فریاد تمامی شخصیت‌های سیاسی و مملکتی طراز اول کشور در مخالفت با ادعاهای خرافی بلند است و خواهان مقابله با این باورها هستند، پس چرا همچنان شاهد نقل این ادعاها در مجامع عمومی هستیم و رشد آن متوقف نمی‌شود؟
برای اینکه برخی افراد غیرعالم، غیراندیشمند و غیرروحانی از راه‌های گوناگون، در میان مردم نفوذ کرده‌اند و به این باورها دامن می‌زنند. آنان از ضعف‌های فرهنگی عوام هم سوء‌استفاده می‌کنند. آیا تا به حال دیده‌اید که خرافه میان دانشگاهیان یا حوزویان مطرح شود؟! حضرت امیرالمؤمنین(ع) کلامی دارد که بسیار پراهمیت است؛ می‌فرمایند: «اگر به کسی چیزی گفتی و در مقابل نگفت: چرا؟ او از فطرت انسانیت خارج است.» عوام چرا نمی‌گوید. در میان اینگونه افراد، خرافه رشد می‌کند، امّا در جامعه‌ای که چرا وجود دارد، خرافه نمی‌تواند رشد یابد.
  سوال:شما معتقدید که خرافه فقط در میان عوام رشد می‌کند، در حالی که برخی افراد با تحصیلات دانشگاهی و حوزوی یا حتی در رده‌های مدیریتی وجود دارند که ادعاهایی را ترویج می‌کنند.
فقط ملاک تحصیلات نیست، گاهی معرفت دینی وجود ندارد. ممکن است فردی دکترا هم داشته باشد، امّا معرفت دینی نداشته باشد و تحت تأثیر افراد شیّادی قرار بگیرد. در این مدت، افراد شیّاد زیادی پیدا شدند که مثلاً در اطراف کرج مجموعه‌های کذایی به وجود آوردند و سجاده‌ای خالی انداختند و گفتند: امام زمان در حال نماز خواندن است، پشت او نماز بخوانید. اگر معرفت دینی در جامعه‌ای ضعیف شود و مردم با معارف صحیح دینی آشنا نباشند، به دنبال آن، این باورهای نادرست هم مطرح می‌شود و رشد می‌کند.

سوال:در گذشته این مسائل کمتر عمومیّت داشت و امروز تشدید شده است.
در گذشته هم کم و بیش بود؛ امّا با اسلوب‌های دیگر. در غرب هم باورهای خرافی زیادی وجود دارد. وقتی معارف دینی ضعیف می‌شود و افراد غیرمتخصص به بیان مسائل دینی بپردازند و خواب و دیگر مسائل را با آن بیامیزند، خرافه رشد می‌کند. ممکن است، فردی پیش از تحصیلات دانشگاهی این باورهای نادرست را فراگرفته باشد که پس از آن نیز همچنان به این خرافه‌ها باور خواهد داشت.

سوال:چرا با وجود اینکه 30 سال از حکومت دینی می‌گذرد، امروز شاهد بیان برخی ادعاها در افواه عمومی هستیم که تمامی اقدامات خویش را به امام زمان محول می‌کنند؟
به دلیل اینکه، برخی فکر کردند، چون حکومت اسلامی تشکیل شده است، لزومی به بیان عقاید در منابر و مساجد نیست و حکومت به آموزش آن دست خواهد زد. پیش از انقلاب مجالس و محافل گوناگونی بود که به آموزش عقاید می‌پرداختند. مرحوم آقای مطهری بسیار جدی در این مسیر گام نهاد و اکثر سخنرانی‌هایش در آن روزها، امروز در قالب کتاب منتشر شده است. کثیر علمای تهران کلاس‌های درس داشتند و عقاید می‌گفتند. اگر در گذشته خرافه کمتر بود، به همین دلیل بود که آقایان بیشتر فعالیت می‌کردند و عقاید با مردم آموزش می‌دادند. امّا الان این آموزش‌ها ضعیف شده است.

متن کامل در:

http://www.aftabir.com/articles/view/religion/religion/c7c1224495654_superstition_p1.php/%D9%85%D8%B1%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%87

http://ensani.ir/fa/content/50787/default.aspx


آقای الهی قمشه ای آیا واقعاً چشم زدن وجود دارد؟

پاسخ:

تقریباً در همه ی فرهنگهای جهان گونه ای از اعتقاد به چشم زخم “Evil Eye” مشاهده می شود و به نظر ما نیروهايي چون حسادت ، نفرت و انتقام جويي می تواند تاثیرات منفی و آزار دهنده ای در زندگی انسانها داشته باشد و این به معنی قبول انرژی های معجزه آسا نیست بلکه گاهی چند کلمه حرف، یک نگاه و یا حتی یک حرکت دست می تواند آشوبی بر پا کند.

آدمی باید خود را از مصاحبت اینگونه افراد بر کنار دارد و به خصوص امتیازات خود را در معرض نگاه همگان نگذارد.

دشمن طاووس آمد پر او                  ای بسا شه را بکشته فّر او               مثنوی

http://sobahi.blogfa.com/post-622.aspx

مسؤول نمايندگي حوزه علميه خراسان شمالي :علت گرايش به خرافات، جهل،‌كمبود اطلاعات ديني و اعتقادات تقلي

وي با اشاره به :
وجود برخي آرامگاه‌هاي جعلي بي‌سند تاريخي
 و برگزاري برخي عزاداري‌هاي ‌جاهلانه مانند حركت دادن علامت‌هاي بزرگ و گروه‌هاي طبل‌زني
 حركتهايي مانند‌حجله بستن و قمه‌زني،‌
مسايلي نيست كه در اسلام آمده باشد و فقط ابتكارات افراد در طي ساليان مختلف بوده است.  غلوگويي در مورد رشادتهاي حضرت عباس(ع) به نوعي خرافه است و شايد براي مريدان ايشان خوشايند باشد، اما سبب مي‌شود تا اهل فكر و تعقل، زيبايي‌هاي جوانمردي ايشان را مانند نخوردن آب با وجود عطش فراوان را نديده و دچار شك و شبهه شوند.
 علت گرايش به خرافات، جهل،‌كمبود اطلاعات ديني و اعتقادات تقليدي است، مثلا اهالي يك روستا با ديدن علامت‌هاي بزرگ مي‌گويند چرا ما چنين چيزي نداشته باشيم و به صورت كوركورانه و بدون اطلاع از سند ديني از آن موضوع تقليد مي‌كنند.
  بايد امور ديني در جامعه سازماندهي شود و روحانيان و مداحان براي مجالس خود داراي سوابق علمي باشند تا مردم و اهل علم دچار شبهات ديني نشوند.
  متاسفانه در حال حاضر روحانياني بدون سابقه علمي و يا مداحاني بدون مدرك، فعاليت مي‌كنند و مرجعي نيست تا اين افراد با گرفتن مجوز از آن فعال باشند و آگاهي مردم از اسلام ناب زير سوال نرود.
http://www.hozehkhorasan.com/DefaultOld.aspx?entryID=2080

خرافات در برلین

اینجا باشه تا بعدش بخونم.کسی نخونه.

گفتگو با دکتر يوسف کريمي درباره خرافات و آدم‌هاي خرافاتي
اگر مي‌خواهيد بدانيد چرا بعضي آدم‌ها خرافاتي مي‌شوند يا اگر دوست داريد بفهميد که خانم‌ها خرافاتي‌ترند يا آقايان و اينکه خرافات ذاتي است يا اکتسابي، گفت و گوی ما را با دکتر يوسف کريمي، روانشناس و استاد دانشگاه بخوانيد.

آقاي دکتر! چه‌طور بفهميم که آدم خرافاتي هستيم يا نه؟
 

اگر رفتارهاي خرافي داشته باشيم، خيلي مشکل است که قبول کنيم اينها خرافات است. بيشتر آدم‌هاي خرافاتي، فکر نمي‌کنند که خرافاتي‌اند و خيلي جدي و طبيعي به باورهاي خرافي‌شان اعتقاد دارند و حتي ممکن است براي اثبات عقيده‌شان، جر و بحث هم بکنند و در مقابل انتقادهاي ديگران، از باور خرافي‌شان دفاع کنند. خب بالاخره همه افراد تا حدودي خرافاتي هستند، بعضي‌ها کم‌تر و بعضي‌ها بيشتر.

اصلا خرافات چه‌طور به وجود مي‌آيد؟
 

خرافات پاسخي است براي سوال‌هايي که جواب‌شان به صورت رابطه علت و معلولي مشخص نيست. مثلا در گذشته‌هاي دور، مردم براي پديده خورشيد‌گرفتگي پاسخي نداشتند، مثل حالا نمي‌دانستند که ماه بين خورشيد و زمين قرار مي‌گيرد سپس مي‌نشستند براي خودشان علتي پيدا مي‌کردند و مي‌گفتند اژدهايي خورشيد را بلعيده و براي اينکه اژدها خورشيد را ول کند، شروع مي‌کردند به ايجاد سر و صدا با کوبيدن به ظروف مسي. خب بالاخره کسوف هم تمام مي‌شد و خورشيد ظاهر مي‌شد و آنها فکر مي‌کردند به خاطر سر و صدايي که خودشان به وجود آوردند، اژدها ترسيده و خورشيد را رها کرده است.

در واقع نتيجه‌اي که مي‌گرفتند، باعث تقويت اين فکر مي‌شد؟
 

دقيقا همين‌طور است. جالب است که بدانيد رفتارهاي خرافي در حيوانات هم ديده شده مثلا کبوتري که در يک جعبه آزمايشي قرار دارد، اگر به صفحه‌اي نوک بزند، دانه مي‌ريزد. حالا اين کبوتر ممکن است يک بار قبل از اينکه مستقيم نوک بزند، يک دور هم دور خودش بچرخد و بعد نوک بزند. اين دو تا ربطي به هم ندارند چون بدون چرخيدن هم غذا دريافت مي‌کند، اما چون چرخيده و نوک زده، رفتار چرخيدن هم شکل گرفته که از نظر روان‌شناسي يک رفتار خرافي است. در واقع رفتار خرافي، رفتاري است که در پاسخ نهايي نقشي ندارد، اما به علت تقويت تصادفي شکل گرفته است. مثلا قرن‌ها پيش در يک خانه‌اي مريض در حال مرگي وجود داشته، شب جغدي آمده و بالاي سرش خوانده و بعد مريض مرده، اين اتفاق وقتي چند بار در طول تاريخ تکرار شده، يک رابطه علت و معلولي بين اينها به وجود آمده که آدم‌هاي آن زمان را به اين نتيجه رسانده که هر وقت جغد بيايد توي خانه‌اي که مريض داشته باشد، آن مريض مي‌ميرد. يا مثلا در کشور ما مي‌گويند اگر روي پشت بام خانه‌اي زاغ بخواند، مسافري از راه مي‌رسد يا اگر تفاله چاي عمودي روي ليوان بايستد، مهمان مي‌آيد.
يا مثلا عقيده به نحسي 13 که در کل دنيا رايج است که پلاک 13 را مي‌نويسند 1+12 يا از بعضي خطوط هوايي رديف 13 ندارند، چون احتمالا اگر باشد کسي نمي‌رود آنجا بنشيند. پس تمام اين عقايد بدون مصداق نبوده و در مواردي که قواعد علمي براي توجيه پديده‌ها وجود نداشته، آدم‌ها جواب سوال‌هاشان را از اين طريق پيدا مي‌کرده‌اند.

آن وقت اين عقايد چه طوري همه‌گير مي‌شوند؟ مثلا چند بار بايد جغد لب پشت‌بام مي‌‌خوانده و اتفاقا مريضي در آن خانه مي‌مرده تا جغد در همه جاي دنيا شوم و پيام‌آور مرگ شناخته شود؟
 

اولا که همه‌گير شدن درست نيست، خرافات همه جايي هست ولي همه‌گير نيست. در همه جاي دنيا يک عده معتقدند که 13 نحس است ولي عده‌ زيادي هم معتقد نيستند. خرافات در همه جاي دنيا وجود دارد، از پيشرفته‌ترين تا عقب‌مانده‌ترين کشورها ولي ميزان آن نسبي است و هرچه سطح آگاهي‌هاي مردم پايين‌تر باشد، پاسخ‌هاي غيرمعقول‌تر و غيرعلمي‌تري براي سوال‌هايشان پيدا مي‌کنند. آن وقت اين پاسخ‌ها از يکي به ديگري منتقل مي‌شوند و اعتقادات خرافي بين بعضي از مردم رواج پيدا مي‌کنند.

اين افراد معمولا چه ويژگي‌هايي دارند؟
 

اول اينکه آگاهي‌شان پايين‌تر از بقيه است براي همين پاسخ‌هاي غيرمعقول را زودتر قبول مي‌کنند، دوم اينکه جواب گرفته‌اند، مثلا کسي که به نحسي 13 اعتقاد داشته و در روز سيزدهم يک اتفاق بدي برايش افتاده، ديگر باور جدي به نحس بودن اين عدد پيدا مي‌کند. اما يک عامل ديگر هم باعث گسترش خرافات مي‌شود و آن جو اجتماعي است. وقتي فشارهاي اقتصادي و اجتماعي در جامعه زياد مي‌شود، افراد چون راهي براي رفع مشکلات‌شان نمي‌بينند، به راه‌هاي غيرمعقول و خرافي متوسل مي‌شوند. عرب‌ها ضرب‌المثلي دارند که مي‌‌گويد: «آدمي که دارد غرق مي‌شود به هر خس و خاشاکي چنگ مي‌زند.» پس رفتارهاي خرافي در محيط‌هايي که شرايط براي رشد‌شان مهياست، بيشتر رواج پيدا مي‌کنند، به خصوص اگر جامعه با خرافات مقابله نکند.

جامعه چه کار مي‌تواند بکند؟
 

جامعه بايد بلافاصله جلوي خرافات بايستد، اگر امروز يک اتفاقي افتاده و خرافه‌اي شکل گرفته، بايد مسوولان واکنش نشان دهند و از طريق رسانه‌ها به مردم بگويند که اين عقيده غلط است و مردم را از ابهام دربياورند.
از طرف ديگر الگوهاي مورد قبول جامعه، افرادي که مورد احترام و علاقه مردم هستند، بر عليه خرافات نظر بدهند و رفتارهاي غيرخرافي نشان بدهند. مثلا روز سيزدهم ماه کاري را انجام بدهند که مردم ببينند هيچ اتفاقي نمي‌افتد و اقدامات ديگر که به نسبت هر جامعه‌اي متفاوت است.
منبع:http://www.salamat.com
http://www.rasekhoon.net/article/show-82005.aspx

رفتار برخی مسلمان های سنگال در روز عاشورا/ آنان بر این باورند که تمامی این جشن‌ها به خاطر امام حسین

  1. حتی روز دهم محرم به عنوان روز عید و تعطیل رسمی از سوی مقامات این کشور اعلام شده است و مسلمانان برخلاف اعتقاد خود به واقعه ی عاشورا، این روز را جشن می‌گیرند.
  2. در این روز لباس نو بر تن می‌کنند و به دید و بازدید اقوام و خویشاوندان می‌روند؛
  3.  زنان لباس مردان و مردان لباس زنان را می‌پوشند؛
  4.  در کوچه‌ها به رقص و پایکوبی می‌پردازند!
  5. در روز عاشورا روزه می‌گیرند که البته در این زمینه علمای فقه با یکدیگر اختلاف نظر دارند؛
  6.  شب عید نیز در مراسم جشنی که به این مناسبت برگزار می‌شود غذای فراوان و چرب می‌خورند؛ زیرا بر این باورند که اگر تا حد سیری نخورند، خداوند در روز قیامت شکم‌هایشان را از آتش پر می‌کند!
  7. آن‌ها همچنین مراسم گاوکشی دارند. در این مراسم، گاو نری را مقابل مسجد، پس از اذیت و آزار فراوان می‌کشند و گوشت آن را میان مسلمانان تقسیم می‌کنند.
  8.  به عقیده آنان، دزدی در شب عاشورا حلال است!
  9. بیشتر مسلمانان سنگال در شب عاشورا به آسمان نگاه می‌کنند؛ زیرا معتقدند حضرت فاطمه3 در آسمان لباس‌های خونین اباعبدالله(ع) را می‌شوید.
  10. یادآور می‌شود، که سنگال کشوری در غرب آفریقا با 12 میلیون نفر جمعیت است، که بیش از 94 درصد آن مسلمان هستند.

http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=6296&id=69229

دنیای تاسف بار برخی از همنوعان ما

پریروز, خدیجه خانم , عروس خان عمو, با سه تا بچه ی قد و نیم قدش عرض بزرگراه پرترافیک کرج,تهران را دوان دوان رد شد و یادش نرفت که زیر لب "جهعثسنوذزظ" بخواند.  

   پارسال, پسر عموی بیست و هشت ساله اش با کلی قرض و قوله (غوله) و التماس به عمه و خاله پولی جور کرد و پرایدی خرید و افتاد به مسافر کشی. مادرش همان روز اول مرغی سر برید و خون اش را مالید چهار طرف ماشین .

   خاله ی پیر و ثروتمند سوسن خانم پریشب خواب دید که بین نوه و نتیجه ها سر ارث و میراث دعوا شده, این بود که به کامران خان, پسر ارشدش اصرار کرد تا گوسفندی بکشد و بین فقیر, فقرا تقسیم کند. 

   داداش ملوک خانم سوار بر موتور قسطی تازه اش, پنجشنبه شب همراه با اهل و عیال و بچه ی دو ماهه اش, شش ترکه سربالایی ولنجک را تخته گاز بالا رفت و در پارکینگ توچال پتو انداخت و نان و پنیر و هندوانه را نوش جان کرد و برگشتنی دستی به زنجیر آبی رنگ "چشم زخم" آویزان از آیینه موتورش کشید و کمر بند شلوارش را محکم کرد و برگشتنی از خیابان ولیعصر برگشت تا روبروی پارک ملت با خریدن آن بستنی های دراز همه را سورپرایز کند!

   باجناق اش که سالها است با پیکان پنجاه و پنج اش مسافرکشی می کند هفته ی پیش در مسجد ختم پدر زنش, سینه را جلو داده بود و گردنش را با افتخار بالا نگه داشته بود و از روزی برفی می گفت که چطور بدون برف پاک کن و یخ شکن, سالم رفته شمال و برگشته و اما بعدش, دو تا گوسفند چاق قربانی کرده و در محل خیرات داده است.

   دو ماه پیش, دختر عموی هما خانم در جشن پاتختی خواهرش, در حالی که سینه ریز طلای الله نشان اش را  با حرکت سر و گردن به نمایش گذاشته بود, به همه ی تازه عروس ها ی فامیل فخر می فروخت که چطور پای مادر شوهرش را قلم کرده و روی خواهرشوهر ها و جاری هایش را کم کرده که فقط عید به عید همدیگر را می بینند.   

   خیلی دلم می خواست این هفته از طبیعت و محیط زیست مان بنویسم و بگویم که چه بلاهایی سرش آمده و می آید. می خواستم از طبیعت آستارا بنویسم, از چنارهای ولیعصر بنویسم, از باغ های الهیه بنویسم, از پوست میوه ها و پاکتهای خالی چیپس و پفک درکه بنویسم, از لایه ی ازن بنویسم, از بازیافت زباله بنویسم, از ددت و پلاستیک و چرخه طبیعت بنویسم و از احزاب سبز بنویسم و از گرم شدن زمین و کتاب ال گور بنویسم. حتی می خواستم نظر خان عمو و خدیجه خانم و پسر عمویش و خاله ی پیرش و ناصر خان و زنش و ملوک خانم و دختر عمو هایش و داداشش و باجناقش و بقیه را هم در این مورد بپرسم, ولی نمی دانم چرا دلم نیامد دنیایشان را خراب کنم.

   گویا دنیایی که آنها دارند, دنیایی است پر از امید و در دلشان نوری است که باعث می شود تا تحمل سختی ها آسانتر شود!!!

http://afravapaeez.persianblog.ir/1387/3/

دنیای تاسف بار برخی از همنوعان ما

ممدلی قاجار

نام پدر:مظفرالدین ابن ناصرالدین       نام مادر:تاج الملوک دختر امیرکبیر و دختر خواهر ناصرالدین

تاریخ تولد:۱/۴/۱۲۵۱                 تاریخ مرگ:۱۶/۱/۱۳۰۴

او مردی خرافی بود و انجام بسیاری از کارهایش را به جای اندیشیدن و رایزنی به فال و استخاره می‌سپرد. مادرش بر او چیرگی و نفوذ داشت.

وی از روز تاجگذاری سر مخالفت با مشروطه را گذاشت،در روز تاجگذاریش نمایندگان مجلس را دعوت نکرد. پس از آن به ستیز با مشروطه پرداخت و پس از چندی کش و قوس سرانجام شمشیر را از رو بسته و دستور به توپ بستن مجلس را داد.

پس از قیام مردم به سفارت روسیه و سپس به روسیه پناه برد .

مرگ او در "بندر ساوونا" در ایتالیا در تبعید  اتفاق افتاد و در کربلا دفن شد.

عربستان سعودی 1388 سال خورشیدی بعد از حضرت محمد(ص)

  • فروش سگ و گربه در این کشور ممنوع است.
  • ورود غیر مسلمان بنا به حرمت اماکن اسلامی،به مناطق حجاز( شهرهای مکه ومدینه) ممنوع است.
  • معمار بهترین هتل مکه (هتل هیلتون) که غیر مسلمان است. مجبور شدازطریق دوربین وبرروی یکی از تپه‌های اطراف شهر پروژه ساخت هتل را نظارت وپیگیری کند.
  • سالن سینما در عربستان وجود ندارد.
  • عکسبرداری در بیشتر اماکن عمومی ممنوع است .
  • جادوگران گردن زده می‌شوند.
  • بعضی از علمای مذهبی عربستان خواهان قانونی شدن برده داری هستند.
  • در اماکن عمومی وغذاخوری‌ها جداسازی جنسیتی به شدت اجرا می‌شود.
  • براثر فشار بیش ازحد برروی زنان، آمار خودکشی زنان بالاست.
  • در عربستان مجازات اسلامی اجرا می‌شود که شامل حدودو قوانین تعزیراتی است بعنوان مثال ، چهار انگشت فرد سارق بریده می‌شود.همچنین در بعضی موارد و برای قصاص اعضای دیگر بدن نیز بریده می‌شود.
  • در این کشور افراد مجرم در ملأ عام گردن زده می‌شوند.
  • تاکنون میلیونها کتاب مذهبی اقلیت مذهبی توقیف وآتش زده شده‌است.
  • از سال ۱۹۳۲ که سلطنت سعودی بنیان نهاده شد ، این کشور پادشاهی مطلقه داشته‌است .
  •  در این کشور حزب سیاسی ، پارلمان ، و انتخابات وجود ندارد .
  • رانندگی برای زنان سعودی رانندگی زنان در عربستان سعودی ممنوع است و با وجود برخی تلاشهای انجام شده برای لغو این ممنوعیت ، به دلیل مخالفت مقامات روحانی این کشور ، این تلاشها به نتیجه نرسیده‌است.

  • دولت‌ عربستان‌ اعلام‌ کرده‌ که‌ زنان‌ نمی‌توانند در نخستین‌ انتخابات‌ سراسری‌ این‌ کشور که انتخابات شورای شهر است رای‌دهند . علما این تصمیم دولت را تایید و رای دادن زنان را موجب فساد و خلاف عفت دانستند .

  • در عربستان ، مدارس و دانشگاه‌های متفاوت برای دختران و پسران وجود دارد و هیچ مدرسهٔ مختلطی در آن جا یافت نمی‌شود . با این حال بسیاری معتقدند ، مدارس و دانشگاه‌های مربوط به زنان از کیفیت آموزشی پایین تری برخوردارند. تحصیل زنان در کلیهٔ رشته‌های فنی و مهندسی ، و نیز رشتهٔ حقوق ممنوع می‌باشد.

  • در قوانین سعودی، اشتغال زنان به هر کاری جز تدریس و پرستاری ممنوع گشته‌است.

  • تدریس برای زنان محدود به کلاس‌های دختران می‌شود و آن‌ها حق تدریس برای پسران را ندارند .

  • علما اشتغال زن به هر کاری که باعث همکاری و ارتباط با مردان نامحرم می‌شود ، را حرام اعلام کرده‌اند.

  • ورود زنان بدون همراهمی محرم به بسیاری از اماکن عمومی سعودی از جمله بانک‌ها ، رستوران‌ها ، فروشگاه‌ها ممنوع است.

  • رستوران‌های سعودی معمولاً دو بخش جدا برای مجردها و خانواده‌ها دارند . بخش خانوادگی رستوران‌ها به غرفه‌های کوچک تنظیم شده‌است که زنان می‌توانند در آن نقاب را برداشته و غذا بخورند، بدون این که مرد نامحرمی وارد شود.

  • علمای حنفی سفر زنان را بدون همراهی مردی از محارمش ممنوع می‌دانند . در عربستان سعودی این قانون به دقت اجرا می‌شود و به زنانی که محرم به همراه ندارند، اجازهٔ خروج داده نمی‌شود. این قانون هم در سفرهای درون کشور و هم در سفرهای برون کشوری صادق است.

  • مردان مجاز به ازدواج با چهار زن هستند ، طلاق دادن زنان بسیار ساده انجام می‌گیرد. مجازات زنا در کشور سعودی ، سنگسار است.

  • برداشت علمای سعودی از حجاب اسلامی، پوشاندن تمام بدن از جمله صورت و دست هاست. پلیس مذهبی عربستان همواره بر این نوع پوشش زنان تاکید داشته و زنانی را که چهره خود را در انظار عموم می‌گشودند ، به حبس و تازیانه محکوم می‌کرده‌است. قانون حجاب از عوامل محدود کنندهٔ زنان سعودیست.

  • پوشش زنان سعودی در مجامع عمومی چادر سیاه گشادی است که از سر تا پا را در بر می‌گیرد و عبایه گفته می‌شود . پوششی که صورت زنان سعودی را فرامی گیرد نقاب (روبنده) نام دارد.

  • در سال ۲۰۰۳ ، پافشاری پلیس مذهبی عربستان دربارهٔ رعایت نقاب به مرگ پانزده دختر نوجوان در آتش سوزی یک مدرسهٔ راهنمایی دخترانه در مکّه انجامید.

    عوامل وابسته به دولت ریاض، در این سانحه، مانع از آن شدند که دخترانی که صورت خود را نپوشانده بودند، از کام آتش بگریزند.

آنچه نحس و ناپسند است نادانی و جهل و خرافه گرایی میباشد .

 

تمامی ساعات و روزها و شبهای یک سال مبارک و فرخنده است و هر یک از اعداد و حروف و علائم و گیاهان و جانوران و موجودات ارزش خاص خود را دارند و هیچیک نحس نیستند.

آنچه نحس و ناپسند است نادانی و جهل و خرافه گرایی میباشد .

همه ی دختران دم بخت باید بدانند که از علف کاری ساخته نیست و آنچه بختشان را خوش مینماید همانا کسب دانش و هنر و دوری از رفتارهای جلف و خوارکننده و روی آوردن به گفتار و پندار و کردار نیک و اخلاق خوش و حجب و حیای ایرانی میباشد .

۱۳ به در - سیزده به در - سبزه گره زدن

ظهور خرافه‌پرستي و موهومات در جامعه

رييس دفتر بازرسي مقام معظم رهبري ( علی اکبر ناطق نوری) نسبت به ظهور خرافه‌پرستي و موهومات در جامعه هشدار داد و گفت:

·         عده‌اي به نام دين، ولايت، قرآن و امام زمان(عج)براي خودشان دكان باز كرده‌اند و خرافات را گسترش مي‌دهند.

·         .اسلام معتقد است هرچه سطح علم مردم بالاتر برود فهم و درك‌شان به اسلام بالاتر مي‌رود.

·     اسلام درباره‌ علم تعابيري دارد كه هيچ مكتب و مسلك و ايدئولوژي در دنيا به اندازه‌ آن درباره‌ فراگيري دانش و علم تشويق نكرده است.

·     علمي كه اسلام مي‌گويد دنبالش برويد تنها علم احكام، واجبات و محرمات نيست؛ اگر بگوييم تمام احاديثي كه درباره‌ علم بوده همه‌ مربوط به احكام و حلال و حرام است اين ديگر فضيلت محسوب نمي‌شود.

·         همه علومي كه مي‌توانند به سود دنيوي و اخروي بشر باشند مورد تاييد اسلام هستند.

·         هرچه سطح معلومات جامعه بالا برود حقايق اسلام بيشتر فهميده مي‌شود و اسلام دين دعوت به تفكر و تعقل و انديشيدن است.

·     انقلاب اسلامي باكي از فهميده شدن مردم ندارند؛ چراكه مردم هرچه بيشتر بفهمند ايمان‌شان به انقلاب اسلامي بيشتر مي‌شود.

·     متاسفانه اخيرا برخي به نام دين اسلام، اهل بيت (ع) و عشق به امام زمان (عج) و معنويت و مسائل متافيزيكي از احساسات مردم به ويژه زنان سوءاستفاده مي‌كنند. اين مسائل هيچ يك مربوط به اسلام نيست و از اين رو از صدا و سيما نيز مي‌خواهم كه اين مباحث را براي آگاه‌سازي مردم در اختيارشان بگذارند. عده‌اي از مردم به ويژه بانوان گرفتار يك مشت شياد بي‌دين هواپرست شده‌اند كه براي خود دكان باز كرده‌اند و به نام دين و ولايت و قرآن سوءاستفاده مي‌كنند.

·     بيگانه‌ها اين مسائل را دنبال مي‌كنند" پشت اين خرافه‌پرستي‌ها مسائل عجيب و غريبي وجود دارد كه نمي‌شود به آن‌ها اشاره كرد.

·     اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام به هشدارهاي مقام معظم رهبري در اين خصوص نيز اشاره كرد و گفت: مسلمان بايد زيرك باشد و بفهمد كه كساني كه خرافات را رواج مي‌دهند عده‌اي رواني هستند.

وي به چند پرونده درباره سوءاستفاده‌هاي افراد سودجو از احساسات مردم اشاره كرد و گفت:

·      در يكي از اين پرونده‌ها فردي مي‌گفت: از امام زمان(عج) تسبيح گرفته و با آن استخاره مي‌كند و وقتي كه مي‌خواستند دستگيرش كنند، مريدانش با قمه و قداره قصد دفاع از او را داشتند وقتي كه قرآن را مقابلش گذاشتيم نتوانست از رو قرآن را بخواند.

·     در پرونده‌ ديگر نيز شخصي كه خود را سيد عنوان كرده بود يك عده عوام را چهل روز به كوهي برده و در آن‌جا اعلام كرده بود كه حاجت‌تان را از امام زمان (عج) خواهيد گرفت.

ایسنا

همدان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۶/۲۱‬

داخلي. سياسي. همايش روحانيان
دادستان دادگاههاي ويژه روحانيت نسبت به گسترش و گرايش به خرافه پرستي هشدار داد.

حجت‌الاسلام " محمد سليمي " روز چهارشنبه در همايش روحانيان استان همدان افزود: برخي گروهها مردم را به خرافه گرايي و نيز اعتقادات باطل دعوت مي‌كنند تا اعتقادات ديني را منفي جلوه دهند.

وي اظهار داشت: در حال حاضر نقشه‌هاي بسيار پيچيده‌اي توسط دشمنان براي جلوگيري از گسترش دين در دنيا طراحي شده است.

وي گفت: مشكلات امروز ما در جامعه روحانيت كساني هستند كه دين را براي خود دكان قرار داده‌اند كه بايد آنان را شناسايي كرد.

وي خاطرنشان كرد: چنين افرادي در جامعه كم نيستند و وظيفه روحانيون جلوگيري از رشد اين علف‌هاي هرز در جامعه است.

وي بيان كرد: وظيفه روحانيان در موقعيت حساس كنوني به صورت نهضت عمومي ، آشنا كردن مردم با حقايق دين و خنثي كردن توطئه‌هاي دشمنان است.

سليمي خاطرنشان كرد: هيچ قشري و هيچ صدا و بلندگويي مثل صداي روحانيت رسا و همه‌گير نيست.

وي اظهار داشت: كاري كه وهابيت به نام دين انجام دادند و با پول آمريكا موجب ناامني در اين منطقه شدند ، از توطئه‌هاي اخير دشمنان است. دادستان دادگاه‌هاي ويژه روحانيت افزود : در اين راستا روحانيان با اتحاد و انسجام بايد هوشيار باشند.

همايش بزرگ روحانيت استان همدان با حضور صدها روحاني در حسينيه امام خميني (ره ) شهر همدان برگزار شد.


خرافات

خرافات

 

ادامه نوشته