نکته
دو نفر که قصد ازدواج دارند خوب است که دوست داشتنی هایشان همانند باشد مثلا هر دو کباب کوبیده را دوست داشته باشند ولی اگر یکی از آن دو طبخ کباب کوبیده را هم دوست داشته باشد زندگی شیرین تری خواهند داشت.
دو نفر که قصد ازدواج دارند خوب است که دوست داشتنی هایشان همانند باشد مثلا هر دو کباب کوبیده را دوست داشته باشند ولی اگر یکی از آن دو طبخ کباب کوبیده را هم دوست داشته باشد زندگی شیرین تری خواهند داشت.
آیا ازدواج موقت يا چند همسري هم در دستور کار مؤسسه قرار دارد؟
يکي از خطوط قرمز اين مؤسسه ازدواج موقت و چند همسري است.
ببينيد ازدواج موقت شرايط و فرهنگ خاص خود را مي طلبد که در حال حاضر در آران و بيدگل اين شرايط فراهم نيست و مؤسسه خيريه الزهرا(س) آران و بيدگل نيز به هيچ عنوان وارد آن نمي شود و يکي از خطوط قرمز ما هم همين مسأله است و برنامه اي هم براي آن نداريم.
· آيا در اين زمينه مراجعه هم داريد؟
بسيار زياد که البته بعضي ها به تفکر غلط به اين مسائل دامن مي زنند و در اين باره مدام سؤال مي کنند اما جواب مأيوس کننده مي شنوند و ما آنها را راهنمايي مي کنيم.البته با توجه به اهميت ازدواج موقت مراکزي هستند که در اين امر مشاوره مي دهند که نمي توان در موارد عادي به سراغ آنها رفت و اين در موارد اضطرار است .
ناگفته نماند متأسفانه مؤسساتي که در اين زمينه(ازدواج موقت)فعاليت مي کنند مشکلاتي را براي جامعه بوجود آورده اند که جاي بحث دارد.http://abnews.ir/
-مرحوم آيت الله صادق خلخالي، پدر زن حجت الاسلام اسدالله كيان ارثي
ـداوود احمدينژاد برادر محمود احمدينژاد
ـحسين شبيري همسر پروين احمدي نژاد
-خانم فاطمه كروبي همسر حجت الاسلام مهدي كروبي
- مصطفي معين داماد آيت الله دستغيب
-مجتبي هاشمي ثمره خواهر زادهي محمد جواد باهنر و محمدرضا باهنر و برادر مهدي هاشمي ثمره و عبدالحميد هاشمي ثمره و برادر شوهر خانم قند فروش
-محمد حسين موسيپور داماد خواهر محمدرضا باهنر
-كامران دانشجو برادر فرهاد دانشجو و برادر خسرو دانشجو
- حجت الاسلام محمد محمدينيك ريشهري داماد آيتالله مشكيني
- حجت الاسلام عيسي ولائي داماد مرحوم آيت الله محمدرضا توسلي محلاتي
-صادق محصولي باجناق علي اكبر ولايتي
-حجت الاسلام سيدابراهيمي رئيسي داماد حجت الاسلام احمد علم الهدي
-خانم فاطمه جوادي فرزند اسماعيل واعظ جوادي آملي و برادر زاده آيتالله جوادي آملي
-آيت الله حائري شيرازي، نوه آيت الله سيد نورالدين حسني شيرازي، داماد آيت الله خزعلي و شوهر خاله رضازاده پدر محمد حسن حائري
-عبدالله جاسبي شوهر خواهر علي عباس پور
- حجت الاسلام محمدي عراقي داماد آيت اله مصباح يزدي
-سيد عطاء الله مهاجراني همسر خانم جميله كديور و شوهر خواهر حجت الاسلام محسن كديور
-مسعود حجاريان كاشاني برادر سعيد حجاريان
-خانم اشرف بروجردي خواهر علاءالدين بروجردي
-حسن كامرانهمسر خانم نيره اخوان بيطرف و باجناق حسيني
-حجت الاسلام حسن طائب داماد حجت الاسلام حسيني معروف به "حسيني اخلاق در خانواده" و باجناق سيد حسين شاهمرادي
-حجت الله غنيميفر عموي همسر* كريم ارغندهپور
-محمد قوچاني داماد عماد الدين باقي
-علي افشاري داماد خانم فريبا داوودي مهاجر
-مهدي احمدي داماد محسن رضائي
-ناصر ايماني شوهر خواهر سعيد حجاريان
-محمد بستهنگار داماد آيت الله طالقاني و شوهر خواهر خانم اعظم طالقاني
-احمد زيدآبادي داماد محمدمحمدي گرگاني
- پسر آيت الله ناصري داماد حجت السلام اختري
- پسر حجت اسلام نكونام داماد آيت الله خاتمي
http://www.andishehha.com/telex-14926.html
حجت الاسلام سيدحسن خميني، همسر خانم ندا موسوي بجنوردي و داماد آيتالله سيد محمد موسوي بجنوردي
سيدياسر خميني برادر سيد حسن، همسر خانم حورا صدر و داماد سيدمحمد صدر
-سيدعلي خميني، كوچكترين پسر سيداحمد خميني داماد آيت الله شهرستاني(داماد و نماينده آيت الله سيستاني در قم)
-خانم زهرا اشراقي، نوه امام خميني و دختر خانم صديقه مصطفوي و مرحوم آيتالله شهابالدين اشراقي همسر محمد رضا خاتمي
-خانم نفيسه اشراقي، دختر خانم صديقه مصطفوي(دختر امام خميني) و عروس محمد صادق روحاني
-نعيمه اشراقي، دختر مرحوم آيتالله شهابالدين اشراقي و خانم صديقه مصطفوي و عروس آيت الله جلال الدين طاهري
-مرتضي اشراقی همسر نوه دختري آيت الله محقق داماد و برادر زن محمد رضا خاتمي
-ليلي بروجردي دختر زهرا مصطفوي، نوه دختري آيت الله خميني، همسر عبدالحسين سلطاني طباطبايي مادر هدي زن پسر محسن رضائي
-مسيح بروجردي، پسر محمود بروجردي و خانم زهرا مصطفوي(دختر امام خميني)، داماد محمد ميرمحمدي
-فاطمه طباطبائي(همسر مرحوم سيد احمد خميني) خواهر صادق طباطبائي، خواهرزادهي امام موسي صدر و دختر خاله خانم زهره صادقي (همسر سيد محمد خاتمي)
-خانم فرشته اعرابي، تنها فرزند محمد حسن اعرابي و خانم فريده مصطفوي(دختر امام خميني)، نوه دختري امام خميني، همسر سيد مرتضي سلطاني طباطبائي(شهردار اسبق تهران قبل از كرباسچي) و دخترخاله خانم ليلي بروجردي (دختر زهرا مصطفوي)
-خانم فاطمه خاتمي دختر محمد رضا خاتمي و خانم زهرا اشراقي، عروس سيد صادق خرازي(برادر زاده كمال خرازي و سفير سابق ايران در فرانسه)
-سيدمحمد خاتمي دائي عروس محمد هاشميان، برادر زن محمد صدوقي
-آيت الله سيدمحسن خرازي پدر سيد صادق خرازي، برادر سيد كمال خرازي و پدر زن سيد مسعود خامنه اي فرزند مقام معظم رهبري
- حجت الاسلام سيد مصطفي خامنهاي، فرزند مقام معظم رهبري، داماد عزيز خوشوقت
-محمدحسين خوشوقت فرزند عزيز خوشوقت و برادر زن مصطفي خامنه اي(فرزند مقام معظم رهبري)
- حجت الاسلام محمدي گلپايگاني(رئيس دفتر مقام معظم رهبري)، پدر شوهر خانم بشري خامنه اي دختر مقام معظم رهبري
-مهدي احمدي داماد محسن رضائي
-حسن خجسته باقرزاده برادر زن مقام معظم رهبري
-غلامعلي حدادعادل پدر زن مجتبي خامنه اي فرزند مقام معظم رهبري
- مريم خاتمي خواهر سيد محمد خاتمي و همسر محمد علي صدوقي
- حجت الاسلام حسين هاشميان امام جمعه سابق رفسنجان، پسر عمو و شوهر خواهر اكبر هاشمي رفسنجاني و پدر داماد حجت الاسلام محمد صدوقي(شوهر خواهر محمد خاتمي)
محمد هاشميان فرزند حسين هاشميان، خواهر زاده هاشمي رفسنجاني، داماد محمد صدوقي(امام جمعه يزد و شوهر خواهر محمد خاتمي) و شوهر خواهر زاده محمد خاتمي
-علي هاشمي(از طيف موسوم به اصلاح طلب، نماينده رفسنجان در مجلس ششم و مديرعامل سابق شركت پسته كرمان) برادر زاده حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني
-حسين مرعشي پسرعموی عفت مرعشي(همسر آیت الله اكبر هاشمي رفسنجاني)
-فائزه هاشمي رفسنجاني و فاطمه هاشمي به ترتيب همسران حميد و سعيد لاهوتي (فرزندان آيت الله حسن لاهوتي)
-اسفنديار رحيم مشايي رئيس سابق سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري، مشاور و رئيس دفتر احمدي نژاد و پدر زن مهدي پسر احمدي نژاد
- حجت الاسلام سيد علي اكبر محتشمي پور پسر عموي همسران مصطفي تاج زاده(خانم فخرالسادات محتشمي پور) و مرتضي رفيق دوست
-مرحوم آيت الله محي الدين فاضل هرندي دائي حسين صفار هرندي و مصطفي تاج زاده
-آيت الله محمدي عراقي داماد آيتالله مصباح يزدي
-علي لاريجاني داماد شهيد مرتضي مطهري
- حجت الاسلام علي اكبر ناطق نوري داماد رسولي محلاتي باجناق عباس آخوندي برادر احمد ناطق نوري
http://www.andishehha.com/telex-14926.html
قهوه بدون شکر میخوره
میگه خیلی وقته که شیرینی جات نمیخورم،
از توی کیفش پاکت سیگارش رو درمیاره و فندکی میزنه زیرش و دودش رو میفرسته توی هوای پذیرایی،
ازم میخواد زیرسیگاری بهش بدم منم با خجالتی هر چه تمامتر میگم که توی خونه زیرسیگاری نداریم
و کلی توی دلم به خودم فحش نثار میدارم که ایندفعه یادم باشه دو سه تا زیرسیگاری بخرم!
پزشکه،سطح درامدی عالی داره،شوهرش یکی از بازاریهای معروفه،
مسافرتهای خارجش هر ۶ ماه پابرجاست،
مهمونیهاش رو توی ویلای بسیار زیباشون توی یکی از شهرکهای شمال برگزار میکنه،
جواهراتش رو از معروفترین جواهر فروشیها سفارش میده و خیلی چیزای دیگه که خیلیها ارزوش رو دارن…اما،اما…
میگه درونش زنی زندگی میکنه که دوست داره صبح به صبح بعد اینکه با شوهرش نون و پنیر لیقوان و چای شیرین و نون گرم شده روی بخاری رو خوردن،
شوهرش رو راهی اداره کرد،
سبد خریدش رو برداره از این سبدها که زیرش چرخ داره بره دم ایستگاه اتوبوس و بازار تره بار نزدیک خونه شون پیاده بشه…
با کارگرهای غرفه ها سر ریز و درشتی میوه ها کل کل کنه،
نگران مقدار پول خرج شده روزش باشه،
بره توی صف مرغ و تخم مرغ بایسته و با آدمای توی صف از گرونی و این مسائل حرف بزنه،
توی فکرش همش نگران اجاره سر ماه،قسط ماشین و هزار جور مسئله دیگه باشه و …
میگه توی دوگانه گی و تضاد درونی هستم ،
زنی مرفه در ظاهر ولی زنی دردمند و زحمتکش در درونم،میگه نمیدانم کدوم هستم؟
http://drdeljeen.com/
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%85%DB%8C+%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&SSOReturnPage=Check&Rand=0
امروز جشن ازدواج آقای مسعود صابری فرزند برومند آقای علیرضا صابری بود به این وسیله صمیمانه ترین تبریکاتم را خدمت این زوج خوشبخت و والدین محترمشان تقدیم می نمایم و برایشان حلاوت پایدار و مستدام این روزهای شیرین زندگانیشان را از خداوند مهربان خواهانم.
امروز جشن ازدواج آقای محمد صمیم فرزند برومند استاد عنایتی بود که با همه ی شور و اشتیاقی که برای شرکت در این جشن فرخنده داشتم این سعادت نصیبم نگردید که ضمن عذرخواهی به این وسیله صمیمانه ترین تبریکاتم را خدمت این زوج خوشبخت و والدین محترمشان تقدیم می نمایم و برایشان حلاوت پایدار و مستدام این روزهای شیرین زندگانیشان را از خداوند مهربان خواهانم.
پسردا زنش داده ای؟
چن تاشونا بیرو کرده ای؟
دخترد شوور رفته؟
برا جهیزش هندات کرده ای؟
شما هم شاید با این سوالات مواجه شده اید؟
آیا وقت آن نرسیده که قدری با احترام بیشتر در باره ی فرزندانمان صحبت کنیم؟
پسر و دختر مگر بنده های زرخرید ما هستند که ما برای آنها شریک زندگیشان را انتخاب بکنیم؟
یا خدای ناکرده معلول هستند؟
یا ما دوست داریم معلول باشند تا ما بتوانیم به جای آنها تصمیم بگیریم؟اینطوری تربیتشان کرده ایم.
براشون بدویم تا سربازی نروند.براشون کار پیدا بکنیم. شریک زندگی پیدا بکنیم. خواستگاری برویم . بپسندیم. نپسندیم.براشون جشن بگیریم. براشون خونه بسازیم. برای بچه هاشون قبل از تولد همه وسایلشون را بخریم. بچه شونا پرستاری کنیم تا آنها به محل کارشان بروند و هیچ نگرانی نداشته باشند.هی زنگ بزنیم حالشونا بپرسیم.دست ازسرشون برنداریم....
نکنیم این کارا را. هم خودمون را بیچاره میکنیم هم بچه هامون را.
روزي از ايام به ما خبر دادند كه هي فلان! آماده شو كه فردا شب قصد خواستگاري رفتن داريم از براي تو! گفتيم: كيست آن دختر خوشبخت!
گفتند:دختري است به غايت زيبا رو، با جمال و كمال!
و اين جمله كوتاه آنچنان بر دل ما نشست كه بي درنگ گفتيم برويم!
پس طبق عادت معهود در شب ديدار به همراه فك و فاميل بيكار رفتيم به ديدن يار! ياري كه شايد بشود يار غار در اين سختي هاي روزگار!
و اين جمله هاي با قافيه را از فرط خوشحالي مي سروديم.
بعد از سلام عليك مرسوم و گفتگوهاي اضافي و قبل از آمدن عروس، مادر عروس از ما پرسيد سن شما چقدر است؟ فرموديم:31 سال!
مادر عروس نگاه تعجب برانگيز ناكي به آقايشان كردند و پچ پچي كردند و دوباره اينبار به همراهان ما گفتند:
ولي به ما گفتند كه سن ايشان 41 سال است!
خنده اي كرديم و گفتيم: حالا مگر كمتر بودن سن ما ايرادي دارد؟
گفت:نه! اگر شما براي ازدواج با يك دختر 43 ساله مشكلي نداشته باشيد!
البته فكر نكنيدكه ما از آن دست مردهايي هستيم كه همسرشان بايد حتما از آنها كوچكتر باشد ولي خب....
درخیابان:
دختر:جـووون!جیگرتـو!
پسر: ایییییییییییش! گمشو!
دختر: شماره بدم زنگ میزنی؟!
پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداری! واسه چی مزاحم پسر مردم میشی!
جاناتان آلتر نویسنده و یکی از دبیران نشریه آمریکایی نیوزویک در
کتاب خود اعلام کرده است:
همسر سارکوزی در اولین دیدار با همسر اوباما،
برای وی تعریف کرده که یکی از سران کشورهای اروپایی، به خاطر اینکه سارکوزی و همسرش مشغول امور زناشویی بودهاند برای ساعتی معطل مانده است!
همچنین از وی پرسیده که آیا اتفاق مشابهی برای وی
رخ داده ؟
برونی 42 ساله که سابقاً به شغل مانکنی مشغول بوده، در این دیدار
همچنین در اظهاراتی خارج از نزاکت و عرف دیپلماتیک، به میشل اوباما اظهار داشته که همسرش نمیتواند نیازهای عاطفی او را برآورده کند.
سیسیلیا همسر دوم
سارکوزی وی را اینگونه توصیف کرده است: زنبارهای که
هیچکس جز خودش را دوست ندارد.
بیدار شهر:
آیا سرکوزی اشتباه کرد که با سبکسر و دهن لقی مثل برونی ازدواج کرد؟
آیا برونی اشتباه کرد که اسرار خانوادگیش را برای زن اوباما فاش کرد.؟
آیا زن اوباما اشتباه کرد که راز دوستش را برای یک خبرنگار تعریف کرد.؟
آیا خبرنگار باید این گفتگوی زنانه را در کتابش درج میکرد؟
این آزادیها در غرب وجود دارد خوب و بدش پای خودشان.
به گزارش :اوترا.رو" و دیگر رسانه های محلی، پلیس گشت میدان سرخ مسکو در کنار یکی از درهای ورودی به قلعه (کاخ) کرملین جوانی را بازداشت کردند که قصد داشت به زور وارد کرملین شود. به گفته رییس پلیس ناحیه "کیتای گوراد" مسکو، بختیار 35 ساله ساکن جمهوری داغستان به مامورین پلیس گفت که برای دیدار با "دمیتری مدودف" رییس جمهور روسیه عجله دارد چرا که بحث مهمی در میان است! وی برای خواستگاری از دختر رییس جمهور روسیه باید به کرملین برود!!!
به نظر می رسد که این جوان جنوبی (مانند خیلی های دیگر) پوتین و مدودف را با هم اشتباه کرده است. چرا که دمیتری مدودف دارای یک فرزند پسر متولد 1996 است، اما ولادیمیر پوتین نخست وزیر کنونی روسیه دو دختر دارد.
گفته های این جوان ناپخته قفقازی مامورین پلیس مسکو را متقاعد نکرد و این داماد نگون بخت را برای تشخیص و درمان به یکی از بیمارستان های روانی-درمانی پایتخت منتقل کردند. این در حالیست که این جوان داغستانی به گفته مامورین پلیس، بسیار ساده و متواضع بوده و لباس های پاکیزه ای به تن داشت.
آنطور که بعدا معلوم شد، این جوان داغستانی دو سال پیش برای پیدا کردن کار و تامین معاش به مسکو سفر کرده است. وی در آن زمان توانسته بود که در یکی از شرکت های ساختمانی کار مناسبی پیدا کند و طی این مدت بخشی از درآمد خویش را برای مادر، پدر و برادرش به داغستان ارسال کند.
بعد از بروز بحران مالی در کشور عملیات ساختمان سازی متوقف شد و بختیار نیز مانند بسیاری از کارگران روستایی بیکار شد. وی در آن زمان تصمیم گرفت که به فکر خوشبختی خود باشد و ازدواج کند، البته نه با هر دختری بلکه با دختر رییس جمهوری!
فاصله ی کلامی و فکری بخشی از نسل نوجوان با پدربزرگشان خیلی زیاد شده اینجا سعی میکنم این مطلب را که از یک وبلاگ کپی نموده ام بفهمم .اگر اشتباه فهمیدم کمکم کنید.
سلام
من يه دو روزي مي شه كه بعد از ۱۰ روز و ۹ شب به آغوشه گرمه خونوادم برگشته م
؛ از فرودگاه با مامان جونه ( مامان بزرگم)رفتيم خونه ي مامان جونه ( مامانم ) و شبم مونديما همه هم بودندا ؛
بسي فراوان خوشانديم ( خوش گذشت)و هي از خودمون خوچحالي در كرديم ( خوش گذشت) و كاري كه در طوله ( طول )عمرمان هرگز انجام نداده ايم انجام داديم و آن هم بغل كردنه باباهه بود آن هم به طور مبسووووووووووووط و فتييييييييييييييييير ( محکم ومفصل)؛
من بسي فراوان در كاره خودم موندم كه من چه جوري و اون چه جوري و اصلا هردوتامون چه جوركي هم ديگه را بغليديم و شلپ شلپ همم بوس كرديم .
(( آيكنه : يه اطي ( اطلس ) كه يه عالمه علامته سوالو تعجب (علامت سوال و تعجب )دور سرش وول مي خوره
))
توو اين مدت كه مشهد بودم ؛ از دو استيت (حالت)خارج نبودم : يا حرم بودم يا حرم نبودم
وقتي دخترخاله هام ديدندم ( مرا دیدند)؛ هركدوم يه چيزي بهم گفتند :
شهرزادو الهام : واااااااااااي اطي ؛ چه قده نوراني شدي ؛ چه قده نورت شديده ؛ بده به من اون عينك آفتابيتا![]()
دلارام : خره اطي ؛ قيافت شده عينهو دعااااااااااااااااااااااااااااا
( از بس دعا کرذی)سميه : اطي ؛ هي انواره ( انوار )نوره كه از چشات مي پاشه بيرون![]()
خاله كوچيكه كه همون پشته تلفن بهم گفت : اطي الانه تو نور بالا مي زنياااااااا![]()
تو حرم كه بوديم يه خانومه اي ازم خوشش اومد ؛از مامان جونه شماره مونا خواسته بود ؛ اما من نزاشتم (نگذاشتم )مامان جونه شماره بده ؛ سر حساب كه شديم ديديم بععععععله ؛ طرف اهله شيرازه و دكتراي الاهيات داره و از اين حرفاااااااا ؛
همه وقتي فهميدند بهم مي گفتند چرا نزاشتم (نگذاشتم )؛
آخه يكي نيست به اينا بگه : منه (من) گاگول كه ساسي مانكن (خواننده زيرزمينی رپ فارسی) گوش مي دمو (می دهم ) و نيناش ناشم (موزيک ويدئو ی جديد ساسي مانکن) بلدم چه ربطي دارم به يكي كه دكتراي الهيات داره ؛ تازه اونم شيراز ؛ كي مي ره اين همه راهااااااااا؟؟؟؟![]()
البته ناگفته نماند كه روزه ( روز ) آخر مامانش اومد جلو مامان جونه از خودم تيليف (شماره تلفن )گرفت ؛ وقتي هم اسمما فهميد همچين پريد ماچو موچم كرد كه مامان جونه تو كفه ( کف ) سرعت عمله (عمل ) طرف مونده بود
تازه منم پروپرو (فوری) به باباهه زنگيدم كه :
شماره خونه را دادم به خانوم![]()
بابام : هااااااااان؟؟؟؟؟ برا چي چي شماره تلفنه(تلفن) خونه را دادي دسته (دست )مردم؟؟؟؟؟؟![]()
حالا يكي بياد به اين باباهه بگه كه : بابا جان ؛ خواستگاره ؛ احيانا بايد كبوتره نامه بر بفرستند؟؟؟؟؟![]()
تو حرمم كارام اينا بود :
چادرما مي زدم زيره (زیر ) بغلم ؛ دوتا صندلي هم مي زدم زيره (زیر ) بغلم ؛ دنباله(دنبال) سره (سر) مامان جونه از اين طرف به اون طرف مي بردم ؛ بعدم كه تا جون تو بدن داشتم هي راه به راه برا مامان جونه قرآن و مفاتيح خوندم
؛ چيزايي كه بار اولم بود مي خوندم ؛ بعد خب بقيه ي اونايي هم كه پير بودند ميومدند و من بلند مي خوندم و اونا آرم؟ ؛ بعد هي دعا بود كه به طرفه من سرازير مي شد
:
خدا خوشبختت كنه
؛ خدا سفيد بختت كنه
؛ خدا يه بخته خوب تو امسال نصيبت كنه ![]()
اينقده دعا مي كردند كه به مامان جونه گفتم :
به مرگه خودم اگه اين دعاها امسال مستجاب نشه من تو مسلمون بودنه(بودن ) همه تون شك مي كنم ؛ ببين كي هست كه دارم مي گمااااااااااا![]()
تازه شم من از همين الانه عزا گرفتم با اين موهاي مدله دست تو پريزه برقم ( سیخ سیخی )؛ آرايشه (آرايش) عروسا چيكار كنم؟؟؟؟؟؟
(( بياي بهم بگي متوهمه ؟ بي جنبه ي فلان فلان شده كلامون مي ره توو هم ديگه هااااااااا ؛ تازه شم ؛ اينجا خانواده رد مي شه هااااا ))
به قوله دختر خاله م : آخه اين چه وقته( وقت ) آرايشگاه رفتن تو بود ؛ مي زاشتي مي رفتي مشهد و برمي گشتي بعد اگه خبري نمي شد تيشه به ريشه ت مي زدي![]()
تبسمم كه خداااااااااي همدرديه با من : اطي اينقده به اين امام رضا سمج نشوهاااااا ؛ كار دست خودت ميدياااااااااااا![]()
تولدمم كه عالي بود ؛ اول خاله كوچيكه و شوهرش اس ام اس دادند ؛ بعد دوستم ؛ بعد اون يكي دوستم ؛ بعد اون يكي دوستم ؛ بعد تبسم
؛ بعد دخي خاله م ؛ بعد سارا ![]()
كله ي سحرم مامانم زنگ زد و تبريك گفت ؛ بعد ساعته ۸ بابام تبريك گفت ؛ بعد خاله م ؛ بعد اون خاله م ؛ بعد دخي خاله م ؛ بعد اون يكي دوستم
الهام زنگ زده بهم مي گه : اطي مي خوام يه خبره بد بهت بدم ؛ ناراحت نشيا ؛ مامانت رفته بيمارستان بستري شده ![]()
من : برا چي آخه؟؟؟؟؟؟![]()
اون : آخه رفته تورا به دنيا بياره
تولدت مبااااااااااااااارك![]()
شهرزادم كه اس ام اس داده : مي خوامت به خاطر اونت ؛ اون چيز نازت ؛ مي دوني كه چي رو مي گم؟؟؟همون چيز قشنگت ؛ اوني كه زير لباسته ؛ اون قلبه مهربونت ؛ تفلدت مووووووووباااااااااااااارررررررررررك ( تولدت مبارک ).![]()
باباهه هم كه قرار بود يه چكه (چک)سفيد امضا برام با هواپيما بده بياد كه داااااااااااد ؛ البته هواپيما تو راه گم شد ؛ (( مديوني اگه فكر كني گفت برا تولدت فرستادمت مشهد ))حالا قول داده كه تا قبله (قبل ) مهر يه كيش مي برتم ؛ تا ببينيم چي مي شه![]()
اينجا هم كه همه تون لطف داشتيند در حده ( حد) تيم ملي
؛ واقعا از لطفه همه تون ممنونم
؛ نمي دونم چه ريختي ازتون تشكر كنم ؛ حسابي منا شرمنده ي خودتون كرديند ؛ ايشالا تو عروسياتون جبران كنم ؛
تي تاپ جان (اسم دوست)مرسي ؛ مجيد مرسي ؛ كارامل(اسم دوست) مرسي ؛ اليو جون (اسم دوست)مرسي ؛ همه مرسي ؛ همه مرسي ؛ همه يه عالمه مرسي ؛ همه يه دنيا مرسي ؛ همه يه عالمه دنيا دنيا مرسي ؛
به قوله فانتازيو (اسم دوست): از طرفه من خودتونا وحشيانه بغل كنيد ؛ اگه اسمه كسي را جا انداختم دليل بر بي توجهيم نيست ؛ از بس دوستاي خوب و مهربوني دارم نمي دونم اسمه كدوما را بگم![]()
اميده پر اميده بلاگستان ؛ با چندين روز تاخير تولدت مبارك باشه جوون![]()
و اين آخري هم تقديم به همه ي شماها كه به اندازه خيلي زياد برام مهربوني به همراه داريند
:
نمي دانم تا كدامين طلوع زنده خواهم بود
نمي دانم كدامين غروب خواهم رفت
اما دوستتان دارم تا آخرين لحظه ي بودنم
|
تمامی ساعات و روزها و شبهای یک سال مبارک و فرخنده است و هر یک از اعداد و حروف و علائم و گیاهان و جانوران و موجودات ارزش خاص خود را دارند و هیچیک نحس نیستند. آنچه نحس و ناپسند است نادانی و جهل و خرافه گرایی میباشد . همه ی دختران دم بخت باید بدانند که از علف کاری ساخته نیست و آنچه بختشان را خوش مینماید همانا کسب دانش و هنر و دوری از رفتارهای جلف و خوارکننده و روی آوردن به گفتار و پندار و کردار نیک و اخلاق خوش و حجب و حیای ایرانی میباشد . ۱۳ به در - سیزده به در - سبزه گره زدن |
|
لايحه حمايت خانواده ماده 23- اختيار همسر دائم بعدي، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانايي مالي مرد و تعهد اجراء عدالت بين همسران مي باشد. بیدارشهر: این روزها بحث در باره ی این ماده فراوان است .به نظر من <اختيار همسر دائم بعدي> درست نیست و میتواند < ازدواج دائم بعدی > جایگزین شود . از این که بگذریم چون اجازه ی همسر یا همسران قبلی بر این اساس لازم نیست و دادگاه باید اجازه بدهد موجب نگرانی زنان شده است .شکی نیست که در این زمان و در کشور ما تعداد زنانی که راضی به ازدواج بعدی شوهرشان باشند کم میباشد .از طرف دیگر گویا دین اسلام این اجازه را به مردان داده است .من بدون آنکه بخواهم وارد مسائل دینی و حقوقی بشوم چون اکثرا دید منفی به این ماده ی پیشنهادی دولت دارند از یک منظر مثبت نگاه میکنم و میگویم با عنایت به اینکه این روزها تعداد زنان بیوه و مطلقه و دختران با سنین بالا بسیار زیاد است و زنان هیچ اجباری به ازدواج با مردان متاهل ندارند این امید هست که تعدادی از زنان بی سرپرست و دختران مسن که مستاصل و درمانده هستند از این طریق زندگیشان سر و سامان بگیرد و با ازدواج با مردان متاهل دارای مال و مکنت سرپناه و سرپرستی بیابند و در این دنیای بیرحم ملال کمتری داشته باشند . و گرنه وجود چنین قانونی دلیل بر این نیست که تمامی مردان ازدواج دوم و سوم خواهند داشت و یا تمامی دختران دم بخت مشتاق ازدواج با مردان متاهل و کلمه ی غیر محبوب هوو خواهند بود باید فکر کنیم که دنیا را خیلی سخت نگیریم و قوانین را طوری بنویسیم که آزادی انسانها محدود نشود و با دست خودمان به پای خود زنجیر نبندیم و قوانین طوری باشد که خانواده به بن بست نرسد و در کنار امکان طلاق امکانات قانونی دیگر وجود داشته باشد و قوانین حمایت از زنان به طور قوی و موثر در برابر ظلم و ستم به همسر اول و دوم و ... وجود داشته باشد و به قول معروف همسر اول را از چاله به چاه نیندازیم و همسر دوم را از چاه به چاله و حتی زندگی مردان مبدل به جهنم نگردد و این وسط بچه ها ...
|
پسر جوانی در وبلاگش پرسیده است :
راستی یه سوال،یه کم نیاز به مشورت دارم:برای تولد یه دختر ۲۱-۲۲ ساله کادو تولد چی خوبه؟
و به او پاسخ داده اند:
-اون دختره هر چی گرفتی به ما ربطی نداره!!
-من عطر و روسری خیلی دوست دارم فکر کنم اونم خوشش بیاد.
-واسه اون دختره هم بهتره بزنی تو کار عطر.دخترای ایرونی خوششون میاد معمولا.
- عروسک ادکلن و یا یه ظرف تزیینی و صنایع دستی گزینه های خوبین!
- دخترهای اون سنی هم عشق تاپ و عطر و جنگولک آلات ( گوشواره , انگشتر و ...) و البته چیزهای متفرقه مثل این کمربندهای عجیب غریب و footless و ... هستند .
- من اگه باشم اول یه ملاقه یا سطل آشغال یا کفگیر می ذارم توی جعبه کادوی شیک بهش می دم( برای متفاوت بودن و سورپرایز کردن طرف) بعدم یه کادوی کوچولو مثل عطر یا بلوز یا یه دستبند .- بستگی به طرف داره خب!
- از free shop ادکلن توپ بگیر. البته زیر 50 یورو چیز خوب گیر نمی آد.
- از اون شکلات ها هم که مغزی آبکی دارند ببر برای حاج خانمها و حاج آقا ها.خیلی حال می ده.
- گل بخر .
اين خانم در بخش همسر يابي ياهو ثبت نام كرده و خودش را اينگونه معرفي كرده است :
|
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
قتل در خانه «چناران» پيشواي ورامين به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، عقربههاي ساعت، 8:30 صبح را نشان ميداد. دوم آبان ماه بود كه «محسن» به قصد خروج از منزل، به آشپزخانه رفت تا دست و صورتش را بشويد و صبحانه بخورد، اما ناگهان صداي باز و بسته شدن درب خانه، توجهش را جلب كرد. سرش را كه برگرداند با تعجب، متوجه حضور «امير» در منزلشان شد. «امير» خواستگار «م» خواهر 29 سالهاش بود. متاهل بود، اما قصد ازدواج با «م» را داشت. با اين كه همه با ازدواجشان مخالف بودند، باز هم اصرار ميكرد. چندين بار، «م» را كه معلم بود، از مسير خانه تا محل كارش تعقيب كرده بود. از گستاخي اين مرد عصباني شده بود. كارد آشپزخانه را برداشت و حملهور شد و با بالا گرفتن درگيري، شش ضربه به سينه، پهلو و ساير اعضاي بدنش وارد كرد. «امير» به شدت دچار خونريزي شده بود.
تماس با پليس و اعلام وقوع درگيري با شنيده شدن داد و فريادهاي فراوان، يكي از همسايهها با مركز فوريتهاي پليسي شهرستان ورامين تماس گرفت و موضوع درگيري را به اطلاع ماموران رساند و لحظاتي بعد، ماموران كلانتري ورامين در محل حاضر شدند و با ورود به خانه با جسد خونآلود مردي مواجه شدند كه از قسمتهاي مختلف بدن مجروح شده بود.
دستگيري متهم به قتل در اولين اقدام، «محسن» 28 ساله كه بالاي سر جسد ايستاده بود، به عنوان متهم به قتل سر صحنه دستگير و به محل كلانتري منتقل شد. در بررسيهاي تكميلي مشخص شد كه مقتول «امير» 39 ساله است. حين انتقال جسد «امير»، تلفن همراه وي به صدا درآمد. پسر 9 سالهاش پشت خط بود و به اين ترتيب ماموران با به دست آوردن شماره تلفن منزل مقتول، موضوع را با خانواده وي در ميان گذاشتند و اين در حالي بود كه پس از انتقال جسد به پزشكي قانوني، تحقيقات تكميلي از متهم به قتل نيز آغاز شد. به گفته سرهنگ قاسمخاني، فرمانده انتظامي ورامين، «محسن» در بازجوييها به قتل اعتراف و علت آن را نيز ورود مقتول به منزلشان با نيت پليد عليه خواهرش اعلام كرد. با اعترافات متهم، تحقيقات با احضار پدر «محسن» به عنوان صاحبخانه ادامه يافت. وي به ماموران گفت: دو سال پيش، مقتول به خواستگاري دخترم آمد، اما چون متأهل بود با اين ازدواج مخالفت كرديم، او همواره دخترم را تعقيب ميكرد. او مدعي شد: مقتول حتي يكروز دخترم را ربود و او را مورد آزار و اذيت قرار داد. بر اين اساس پرونده در اختيار پليس آگاهي ورامين قرار گرفت.
اعتراف به رابطه غيراخلاقي كارآگاهان جنايي در ادامه بررسيها با احضار «م» به پليس آگاهي دريافتند كه اين دختر با مقتول تماس تلفني داشته و چندين بار نيز او را ملاقات كرده است. در ادامه همسر مقتول كه از رابطه شوهرش با «م» اطلاع داشت، با مراجعه به پليس آگاهي ورامين، از ارتباط اين دو پرده برداشت و برگه آزمايش خون همسرش «امير» و «م» را به پليس نشان داد. سرهنگ قاسمخاني همچنين در اين باره به ايسنا گفت: بدين ترتيب تحقيقات از «م» از سرگرفته شد كه در بازجوييها به داشتن رابطه غيراخلاقي با مقتول اعتراف كرد و گفت: روز حادثه، «امير» براي ديدن من به خانهمان آمد كه اين اتفاق رخ داد. اين اعترافات در حالي بود كه خانواده «م» هيچ اطلاعي از اين رابطه نداشتند و به اين ترتيب با به دست آمدن اين اطلاعات، «م» به اتهام رابطه غيراخلاقي بازداشت و بردارش «محسن» نيز به عنوان متهم به قتل با حكم مقام قضايي و قرار بازداشت روانه زندان شد. |
| ||||
مشاهده ميشود انسانها دقتی را که در زمان تنظيم قرارداد خريد زمين و خانه دارند در زمان تنظيم قرارداد ازدواج ندارند و طرفين قرارداد ازدواج به جز عقدنامه ی رسمی که در آن به همه ی جزئيات اشاره نشده است سند قابل استنادی در زمان بروز اختلافات در دست ندارند و از اين رو است که در بحث های خانوادگی جملاتی اين چنينی رد و بدل ميشود که قابل استناد در داوريها و دادگاه ها نيست :
مگه تو نگفتی !
مگه تو قول ندادی !
يادت نيست گفتی !
خودت گفتی !
همه ی قول و قرارات يادت رفته .
قرارمون اين نبود ! کی من همچين حرفی زدم ؟
يادم نمياد همچين حرفی زده باشم .
خودت گفتی مادرم هم بود که گفتی .
من به دختران و پسرانی که قصد ازدواج دارند پيشنهاد ميکنم :
مواد اين قرار داد حسب علاقه و سليقه ی افراد ميتواند تغيير نمايد . يعنی به تعداد زوجهای زن و مرد جهان شکلها و محتواهای قرار دادهای متفاوت ازدواج ميتواند وجود داشته باشد .
اسامی و آدرسهای اين قرارداد فرضی ميباشد.
|
به نام خدا قرار داد ازدواج اين قرار داد بين خانم سودابه کاووسی مجدآبادی فرزند جمشيد اهل و ساکن شهر بيدارشهر و آقای مصطفی روزبه خير آبادی فرزند ماشاالله اهل و ساکن روستای خيرآباد که منبعد به ترتيب از آنها به عنوان زن و مرد نام برده خواهد شد در تاريخ ۳/۵/۸۶ منعقد گرديد .
سودابه کاووسی مجدآبادی امضا آقای مصطفی روزبه خير آبادی امضا
|
بعد از تنظيم و امضای قرار داد فوق زن و مرد بايد به صورت شفاهی نيز با جملاتی که برخی از علمای دين گفته اند حتما بايد عربی باشد مراتب رضايت خويش از اين پيوند را اعلام نمايند .ترجمه ی فارسی اين گفت و گو اين است :
زن : خودم را زن تو نمودم به مهری که معين شده .
مرد : قبول کردم اين ازدواج را .
و بعد به دفتر رسمی رفته و اين ازدواج را در دفتر قانونی ثبت و سند ( عقدنامه ) آن را دريافت ميکنند .
البته به نظر من خوب است گفت و گوی فوق به اين صورت باشد :
زن : من شما را به عنوان شريک زندگيم با شرايطی که در قرار داد خصوصی ميان خودمان درج است و شرايط عمومی که در عقدنامه ی رسمی خواهد بود انتخاب مينمايم .
مرد : متشکرم من نيز با قبول شرايط فوق با اين ازدواج موافقم.
مبارک باشد .
|
بعضی از واژه های بيگناه در طول تاريخ بد نام و بد سابقه شده اند مانند : يزيد - چنگيز - شاه - شاهنشاه - اعليحضرت - اشرف - شاهپور - شاهزاده - وليعهد - والا گهر - والا حضرت - شهر نو- علياحضرت - اسکندر - سلطان - صيغه- متعه - عادت - خواجه و ... و بايد توجه داشت که با استفاده از اين واژه ها به نوشته ها و سخنان خود لطمه نزنيم . هيچکس از ما نخواهد رنجيد اگر به جاي استفاده از واژه ي صيغه بگوييم ازدواج موقت يا كوتاه مدت . البته مشكلات ازدواج ربطي به بي هنگام و كوتاه هنگام و بلند هنگام و يا ديرهنگام بودن آن ندارد بلكه گم شدن اصل مطلب در پوششي از آداب و رسوم دست و پاگير و هزينه بر است . به قول شاعر محترم اين شعر : دين تو را در پي آرايشند – در پي آرايش و پيرايشند – بس كه ببستند بر او برگ و ساز – گر تو ببينيش نشناسيش باز از ازدواج كوته مدت صحبت ميشود ولي تا به حال يك سريال كه در آن فرايند اين گونه ازدواج را نشان دهد نديده ايم . شايد حتي يك هنرمند زن پيدا نشود كه نقش دختري را بازي كند كه با يك پسر به اين شيوه ازدواج نمايد . ولي در عمل دختران و پسراني هستند كه با هم ارتباطي نظير ازدواج موقت را دارند و خطراتي هم آنها را تهديد ميكند . خطر به وجود آمدن يك انسان ديگر – خطر طرد شدن از خانواده يا حتي مرگ – خطر ايدز – خطر بدنامي و... به احتمال زياد در اوايل که انسانها به صورت وحشی زندگی ميکرده اند رفتار های خشونت باری از طرف قويتر بروز مينموده است . به تدريج که رفتارها انسانی تر شده حقوق انسانی هم جای خود را باز نموده و رفتار زورگويانه و يکسويه در روابط بين زن و مرد به سمت کسب رضايت و عدم اجبار پيش رفته است و حالا مثلا در فرهنگ ما به صورت اين شکل ساده در آمده است که : مرد ميگويد : من تو را ميخواهم. زن ميگويد: من هم تو را ميخواهم و راضی به اين پيوند هستم .و بعد زندگی . حالا بيا ببين اين فرايند ساده در طول زمان و به تدريج چقدر به طول و عرضش اضافه شده است و چقدر پيچيده و پر راز و رمز و پر هزينه . به طوريکه آن را غول ازدواج هم ناميده اند . غول وحشتناکی که اسمش هم آرامش روان را به هم ميزند .حالا به ماجرای ازدواج فرزندان رهبر و رييس مجلس کشورمان توجه کنيد که با اينکه آنها تلاش ميکنند همه چيز در کمال سادگی برگزار شود باز چقدر از ابتدا تا انتهايش طولانيست . به نقل از ايسنا- داخل پرانتز و مشکی از من . برخي نشريات كشورمان با انتشار خاطرهاي به بيان مشي سادهزيستي رهبر معظم انقلاب پرداختهاند كه عينا نقل ميشود: دوباره ميخواهيم بياييم. خانم ما گفته بود : خانم چي شده دوباره ميخواهيد بياييد. آقا گفته بود كه :خانم ما به استخاره خيلي اعتقاد دارد و خوب نيامده .خانم آقا گفته بود: چون دخترتان دختر خوبي است و نميتوانستيم بگذريم و دختر محجبه و فرهيخته و خوبي است دوباره استخاره كردم و خوب آمد، اگر اجازه بدهيد بياييم. در آن موقع دخترمان ديپلم گرفته بود و كنكور شركت كرده بود. آمدند و وقتي مقدمات كار فراهم شد، قرار گذاشتيم پسر آقا و مادرش بيايند منزل ما و با يك قواره پارچه به عنوان هديه كه عروس را ببينند و گفتوگو كنند، آمدند و نشستند صحبت كردند و وقتي آقا مجتبي رفتند از دخترم پرسيدم نظرتان چيست؟ ايشان موافق بودند به او گفتم : خوب فكرهايت را بكن بعد از چند روز رفتم پيش آقا، آقا فرمودند: داريم خويش و قوم ميشويم. گفتم چطور! گفتند: اينها آمدند و پسنديدند و در گفتوگو به نتيجه رسيدهاند. نظر شما چيست؟ گفتم :آقا اختيار ما دست شماست. آقا گفتند:نه بالاخره شما دكتر و استاد دانشگاهيد و خانمتان هم همينطور وضع زندگي شما وضع مناسبي است ولي ما اينجور نيست. و اگر بخواهم تمام زندگيم را بار كنم غير از كتابهايم، يك وانت بار ميشود، اينجا هم دو تا اتاق اندرون داريم و يك اتاق بيروني كه آقايان و مسوولين ميآيند و با من ديدار ميكنند من پول ندارم كه خانه بخرم يك خانه اجاره كردهايم كه يك طبقه را مصطفي و يك طبقه را مجتبي زندگي ميكند، شما با دخترت صحبت كن كه خيال نكند ميخواهد عروس رهبر شود يك چيزهايي در ذهنش نباشد. ما يك زندگي اين جوري داريم شما اين جوري زندگي نكردهايد، نسبتا زندگي خوبي داريد خونه داريد، زندگي داريد حالا بخواهد وارد يك زندگي اين جوري شود مشكله. مجتبي معمم هم نيست مي خواهد روحاني شود برود قم درس بخواند زندگي بكند همه را بگو تا بداند . من آمدم با دخترم صحبت كردم و ايشان هم قبول كرد.( پايان خواستگاری ) برگشتيم و وارد مراحل بعدي شديم. آقا يك خانهاي قبل از رياست جمهوريشان داشتند توي جنوب تهران ايشان آن را اجاره دادهاند و خرج زندگيشان را از آن در ميآورند. ايشان حقوق بابت رهبري نميگيرند و از وجوهات هم استفاده نميكنند. ( تعيين ميزان مهريه ) خلاصه : خواستگار : مادر و داماد مهريه : ۱۴ عدد سکه عاقد : پدر داماد محل برگزاری مراسم عقد و ازدواج :منزل پدر داماد تعداد دعوت شدگان : حدود ۲۰۰ نفر شام : يک نوع غذا حلقه ی ازدواج عروس برای داماد: يک عدد انگشتر عقيق که برای خانواده ی عروس و داماد فقط ۶۰۰ تومان هزينه در بر داشته است . لباس عروس : رايگان - استفاده از لباس همسر برادر عروس. اتومبيلهای شب عروسی : ۴ پيکان هدايای پدران عروس و داماد :دو فرش ماشينی خانه ی محل زندگی زوج جوان : اجاره ای . |
به اميد رفع موانع ازدواج جوانان

مهمترين معضلات ازدواج بين برخى خانواده ها به قرار زيرند:
۱- ازدواج تحميلى
۲- شيربها
۳-مهريه هاى كمرشكن
۴-جهيزيه
۵-تجملات و تشريفات دست و پاگير