سنگ آهک---> آهک زنده----->آهک زنده+آب----> آهک شکفته  یا آهک مرده------>شفته ی آهکی

اصول تهیه و بکارگیری آهک

در واقع هدف از تهیه آهک، تبدیل سنگ آن به حالت قابل مصرف و تبدیل مجدد آن به سنگ آهک، پس از مصرف می‌باشد.
بعد از تهیه سنگ آهک CaCO3 از معادن مربوطه، آنرا درون کوره‌های مخصوص قرار داده و با قراردادن آن تحت درجه حرارت ۹۰۰ درجه سانتی گراد، رطوبت همراه سنگ تبخیر شده و ترکیب CaCO3 را در کوره‌های مکانیزه یا سنتی می‌شکنند و آنرا تبدیل به آهک زنده با فرمول CaO و گاز CO2گازکربنیک به همراه سایر گازها از دودکش کوره خارج می‌گردد. می‌کنند. :
آهک زنده را با آب ترکیب و تبدیل به آهک شکفته با فرمول Ca(OH)2 می‌کنند. این ماده که از دسته قلیایی هاست میل ترکیبی فراوانی با اسیدها دارد.
در نهایت آهک شکفته را به صورت خالص، با خاک یا ماسه به عنوان شفته آهکی در اندود یا ملات به کار می‌برند.
با گذشت زمان گاز دی اکسید کربن موجود در هوا با رطوبت محیط ترکیب شده و ایجاد اسید ناپایداری می‌کند که به داخل ملات نفوذ می‌کند و با آن ترکیب شده و موجب ایجاد دوباره CaCO3 می‌شود. این عمل بسته به مکان کاربرد، رطوبت محیط، میزان گرمای هوا، ضخامت و نوع ملات، حتی تا ماه‌ها به طول می‌انجامد.
در صورت وجود ناخالصی‌های سیلیسی یا آلومینی، ملات به صورت آبی خشک می‌شود و تشکیل سیلیکات و آلومینات کلسیم می‌دهد که سبب مشابهت خواص این ملات و سیمان می‌گردد.[۲]

خواص آهک زنده

آهک زنده ماده‌ای سفیدرنگ با درجه ذوب ۲۵۰۰ درجه سانتی گراد است. به دلیل بالا بودن دمای ذوب، از آن برای اندود نمودن سطح کوره‌ها استفاده می‌کنند. این ماده میل ترکیبی فراوانی با آب دارد و به همین دلیل در نگهداری آن می‌بایست دقت خاصی مبذول شود.[۳]

معادن

مرغوب ترین سنگ آهک ایران مربوط به معدن پیربکران در ۳۰ کیلومتری اصفهان است .
این معدن توسط کارشناسان روس برای تامین سنگ آهک مورد نیاز ذوب آهن اصفهان اکتشاف گردیده‌است .

واژه های صنعت ساختمان

  1. آجر جوش: آجری که درجه حرارت و ذوب شدن آن زیاد است.
  2. آجر لعابی : برای زیبایی و جلوگیری از نفوذ مواد شیمیایی به داخل آجرها
  3. گچ گپتون : گچی که مخصوص سطوح بتنی و درزگیری استفاده می شود .
  4. گچ کشته : گچی نرم است برای پرداخت سطح کار است .
  5. مواد مضاف بتنی : موادی هستند که خاصیت بتن تازه را تغییر می دهند .
  6. U(ناودانی) : نوعی پروفیل که عمده مصرف آن در ساخت بادبند ، پل ها و ... استفاده می شود .
  7. میلگرد : نوعی پروفیل با مقطع گرد و به صورت ساده و آجدار در کارهای بتنی مسلح و مهارها بکار می رود
  8. تسمه : با مقاطع مربع ، مستطیل و برای ساخت درها ، حفاظ ها و وصله ها در ساختمان بکار میشود .
  9. چوب : که در قدیم برای نعل درگاه و ساخت درب و پنجره و حالا برای ساخت درها و ساخت قالب استفاده می شود .
  10. تخته فلزی : در کارهای آرایشی بنا ، ساخت در ، مبل و صندوقه بتن بکار می رود .
  11. پارکت : فرآیندی از چوب که برای فرش کف ساختمان استفاده می شود .
  12. شیشه : برای عبور نور و جلوگیری از هدر رفتن انرژی از ماده ای سیلیسی استفاده می شود .
  13. شیشه ایمنی: نوعی شیشه با حداقل ضخامت 13 میلیمتر که هنگام شکستن خرد نمی شود .
  14. بتانه : نوعی خمیر که عمده استفاده آن در شیشه است.
  15. قیر : نوعی فرآورده نفتی که در عایق بندی ساختمان استفاده می شود .
  16. اندود کاه گل : نوعی ملات برای عایق بندی که عمده مصرف آن در مناطق گرمسیر است .
  17. سیمنت تایل : نوعی موزاییک که ملات آن با دقت ساخته شده و ویبره می شود .
  18. رابیتس : نوعی توری به منظور نگه دارنده اندود در مقاطع با سطح نچسب و صیقلی است.
  19. بتن سبک : نوعی بتن که در آن پودر آلومینیم و پوکه اضافه شده به منظور عایق صوتی غیر سازه ای استفاده می شود.
  20. سیپورکس: آجرهای گچی که برای ساختن دیوار جداکننده یا سقف سبک بکار میرود .
  21. پانل گچی : ملات گچ پیش ساخته برای جداسازی و عایق صوتی حرارتی استفاده می شود .
  22. بتن الیافی : مخلوط بتن معمولی به اضافه الیاف فولادی که به طور یکنواخت در بتن پخش و باعث افزایش مقاومت فشاری بتن در نوع خود شده و در جاده سازی و محوطه سازی استفاده می شود .
  23. عایق پتویی : عایقی از پشم سنگ ، پشم شیشه و چوب پنبه در ضخامت 100 میلیمتر برای عایق حرارتی استفاده می شود .
  24. بتن مگر (نظافت): بتنی برای هم سطح کردن و تمیز کردن کف پی استفاده می شود عیار آن 150 کیاوگرم است.
  25. شفته آهک : ملاتی از آهک ، خاک و دانه های سنگی و آب در پی ها و کف سازی اولیه استفاده می شود .
  26. کرسی چینی: چیدن چند رج آجر روی پی اختلاف ارتفاعی بین سطوح داخلی و خارجی بوجود می آورد که کرسی گویند.
  27. چتایی : نوعی گونی که در عایق بندی به همراه قیر استفاده می شود .
  28. ایزوگام : ورق های قیر اندود که با لایه هایی از پشم شیشه یا الیاف مصنوعی همراه است .
  29. بارسنگ : مقدار بیرون زدگی سطح نمای سنگ را نسبت به بر آن بار سنگ گویند .
  30. گابیون : دیوارهای که به صورت سنگی اجرا می شوند دور آنها تورهایی مهار می کنند تا مقاومت و یکنواختی بیشتری داشته باشد .
  31. آجر سفال : خاک رس در قالب هایی سوراخ دار با حرارت در کوره برای جداکننده ساخته می شود .
  32. گچ بتونه صنعتی : برای اتصال صفحات گچی پیش ساخته استفاده می شود .
  33. نعل درگاه : تیر یک پارچه ای از بتن ، چوب ، آهن که در بالای درگاه نصب می شود .
  34. پوتر بتنی : نعل درگاه بتنی همراه با میلگرد به شکل معینی ساخته می شود .
  35. اُتکا : میلگردی که جهت تحمل نیروی برشی استفاده می شود .
  36. چارچوب : قابی که در به آن لولا و برروی آن بسته و باز می شود .
  37. آستانه : پایین چارچوب که در بالاتر از کف قرار میگرد .
  38. شمشه : قوطی های چهارضلعی که پشت آن بوسیله گچ پر می شود .
  39. رامپ : قدیمی ترین و ساده ترین وسیله ارتباطی دو سطح غیر تراز .
  40. آسانسور : وسیله ارتباطی بین طبقات در ساختمان های بلند که بوسیله موتور حرکت می کند .
  41. سرگیر : محلی در ورودی پارکینگ به ارتفاع حداکثر 150سانتیمتر
  42. کف پله : سطح فوقانی پله یعنی جایی که پا قرار میگیرد .
  43. پیشانی پله : قطعه ای عمودی که میان دو کف پله متوالی قرار دارد .
  44. گونه پله : سطح بغل پله را گونه می نامند .
  45. عرض پله : فاصله بین گونه های پله را عرض پله می گویند .
  46. پاگرد : محلی است که شخص پس از پیمودن یک ردیف پله بر آن قدم می گذارد.
  47. دست انداز پله : نرده ای که برای جلوگیری از سقوط و خطرات ناشی از آن استفاده می شود .
  48. لب پله : پیش آمدگی کف پله از پیشانی لب پله نام دارد .
  49. خط مسیر پله : خط نشان دهنده مسیر پله را خط مسیر پله گویند.
  50. شمشیری پله : تیرآهن زیر پله را شمشیری گویند .
  51. پله فرار : پله ای که خارج از ساختمان تعبیه میشود ، تا هنگام بروز خطر از آن استفاده شود .
  52. سقف : پوششی است برای جلوگیری از نفوذ عوامل طبیعی به داخل ساختمان
  53. پاکار : محل قرارگیری سقف روی دیوار در طاق ضربی را پاکار گویند .
  54. طاق ضربی : اجرای سقف بین دو تیرآهن و قرار دادن آجر با ضربه روی ملات گچ خاک .
  55. آبخور : فرو بردن آجر در آب به منظور گرفتن گرد و خاک آن.
  56. کرم بندی : با ملات های مختلف نوارهایی به عرض cm10 در یک راستا به فاصله معین ایجاد می کنند که به آن کرم گویند .
  57. خرپا : مجموعه ای از میله های مستقیم که به طور مفصلی به هم متصل شده و شبکه های مثلثی را به وجود می آورند .
  58. ایرانیت : ورق های موج داری از جنس سیمان که متداول ترین پوشش سقف کارخانجات و انبارها است .
  59. کرپی : وسیله اتصال ورق های موجدار (ایرانیت) به لاپه ها را کرپی گویند .
  60. سقف کاذب : به پوشش غیرباربر که زیر سقف اصلی قرار دارد .
  61. شمع بندی (تنگ بستن): میله چوبی یا فلزی است که بر بدنه گود یا دیوار ساختمان مجاور قرار داده می شود به منظور جلوگیری از ریزش دیوارها یا خاک های بدنه به داخل گود می شود .
  62. پی: مجموعه بخش هایی از سازه و خاک در تماس با آن که انتقال بار بین سازه و زمین از طریق آن انجام می پذیرد.
  63. ریشه در کرسی چینی : عرض کرسی از هر طرفِ دیوار باربر ، بین 5 تا 10 سانتیمتر بیشتر در نظر گرفته می شود تا توزیع وزن دیوار ، در سطح بزرگتری از پی انجام شود .
  64. یک رگی کردن : چیدن اولین رج دیوارها که این رج عامل تعیین کننده سایر رج های دیوار می باشد .
  65. دیوار باربر : دیواری در ساختمان که وظیفه انتقال بار سقف را دارد .
  66. دیوار غیر باربر : دیواری که به منظور جداسازی فضا ها استفاده می شود .پ
  67. پیوند : به انواع آرایش های شناخته شده ی آجرچینی دیوارها اطلاق می شود .
  68. پیوند کله راسته : به آجرچینی که یک در میان بصورت کله و راسته چیده می شود .
  69. سنگ قلوه :سنگ هایی که در رود خانه غلتیده اند و گوشه های تیز آنها صاف شده است .
  70. سنگ لاشه :سنگ هایی که به صورت نا منظم و گوشه دار وجود دارند .
  71. سنگ قواره : اگر گوشه های تیز سنگ لاشه را با پتک یا چکش بگیرند سنگ قواره بدست می آید .
  72. سنگ بادبر (مالن): سنگی شکل گرفته ای است که تقریبا بصورت مکعب مستطیل تراش خورده است .
  73. لاشه چینی : سنگ کوهی را با پتک قواره میکنند و به صورت کله و راسته روی هم قرار می دهند .
  74. سنگ چینی مختلط سنگ و ملات : مانند لاشه چینی است با این تفاوت که بین سنگ ها است .
  75. سیپورکس : ملاتی را با آهک ، ماسه ، تهیه می کنند و آنرا در قالب می ریزند و قطعه بدست آمده را در بخار آب تحت فشار در می آورند تا مقاوم شود قطعه بدست آمده سیپورکس نام دارد.
  76. ساندویچ پانل : از دو لایه فلز یا فایبرگلاس که بین آنها فوم پلی اورتان تزریق می کنند و به آنها ساندویچ پانل گویند.
  77. شانه قوس :محلی که قوس در اثر بار زیاد ترک بر می دارد شانه قوس گویند .
  78. پاکار : محل شروع قوس از ستون یا دیوار را پاکار گویند.
  79. شِکرگاه (شکن گاه): فاصله بین پاکار و شانه را شِکرگاه گویند.
  80. تیزه : محل برخورد دو نیمه قوس را تیزه گویند .
  81. آوارگاه : فاصله بین شانه تا محلی که طاق بر اثر بار زیاد فرو میریزد .
  82. کلاهه : فاصله بین تیزه تا محل تمام شدن آوارگاه را کلاهه گویند .
  83. آرگ (آرک): قوس تزئینی به منظور جداسازی دو فضا از یکدیگر .
  84. پله : معمول ترین وسیله ارتباطی بین دو سطح با اختلاف مختلف (در ساختمان) را پله گویند .
  85. غوری گل : گل سفت لگد مال شده را غوری گل گویند .
  86. دورچینی سقف : دور تا دور سقف دو رج دیوار چینی انجام می شود که اصطلاحا دو رگه نیز می گویند .
  87. شیب بندی بام : برای هدایت آب به ناودان شیبی ایجاد میگردد به این عمل شیب بندی گویند .
  88. زهکشی: خشکاندن یا انتقال آب های سطحی به محل مورد نظر را زهکشی گویند .
  89. میله چاه : استوانه ای که اندازه قطر آن حدود 90 سانتی متر است و به منظور رسیدن به قسمت آبکش حفر می شود.
  90. انباره چاه : به فضایی که در قسمت پایین میله کنده شده به منظور جمع آوری فضولات انباره گویند .
  91. فاضلاب : مخلوط رقیقی از انواع آبهای دور ریختنی به همراه مواد زائد را فاضلاب گویند .
  92. سپتیک تانک : مخزن سرپوشیده ای که به منظور جمع آوری آبهای زائد ساخته می شود .
  93. اِگو : مجراهایی برای انتقال فاضلاب خانگی و صنعتی به تسویه خانه را سیستم اِگو می گویند .
  94. کف سازی : سطحی است که بتواند خواسته های استفاده کننده از آن را برآورده کند .
  95. موزائیک : نوعی پوشش از جنس بتن یا ملات ماسه سیمان برای کف سازی استفاده می شود .
  96. بلوکاژ : به منظور جلوگیری از ورود رطوبت به کف ساختمان زیر آنرا از قلوه سنگ پر می کنند به این کار بلوکاژ گویند.
  97. پوکه معدنی : سنگی است متخلخل با وزن مخصوص کمتر از یک
  98. پوکه صنعتی : پوکه صنعتی را از ذوب کردن خاک رس و تغییر حالت آن بدست می آورد .
  99. دریچه بازدید:دریچه ای برای دیدن اتصالات در کانال ها.
  100. دودکش:مجرایی برای هدایت گازهای حاصل از سوخت بخاری به خارج از ساختمان.
  101. هواکش:مجرایی برای هدایت بوهای نا مطبوع.
  102. قرنیز: سنگی است که در پای دیوارهای داخلی ساختمان یا کف پنجره ها قرار می گیرد .
  103. ازاره: سنگی است که در پای دیوارهای خارجی ساختمان بکار می رود .
  104. داربست : برای ادامه کار در قسمت بالا نیاز بوسیله ای است که در زیر پا قرار گیردکه داربست نام دارد .
  105. خرک: وسیله ای که با خاموت ساخته می شود و در زیر آرموتور در کف قالب قرار می گیرد تا بتن زیر آرموتور برود .
  106. ریسمان کار : وسیله ای که برای در ی راستا قرار دادن دیوار قرار می گیرد .
  107. آجر نیمه(چارک):نصف آجر را چارک گویند.
  108. آجر سر زده:آجری که یک چهارم آن کم شده باشد.
  109. آجرکم زده:آجری که یک پنجم آن کم شده باشد.
  110. آجر کلوک:به یک هشتم از آجر کلوک گفته میشود.
  111. پوسته:خورده آجرهایی که به ضخامت 7میلی متر تا تا 5/2 سانتی متر باشد.
  112. شمشه ملات:وسیله ای است برای هموار کشیدن ملات.
  113. هشت گیر لا ریز و لابند دیوار: برای ادامه دادن دیوار در آینده دیوار را به طوری می چینند که در آینده دیوار با قسمت جدید کلاف باشد.
  114. دستک:همان ستون آجر است که معمولا30*30یا40*40ساخته میشود.
  115. جرز:به ستون آجری که بعد از اتمام کار آجر کاری کنار دیوار به اندازه 50 سانتی متر ساخته میشود.
  116. زنبه:وسیله ای است داری دو دسته که در قدیم برای حمل ملات استفاده میشده.
  117. زنجاب کردن:برای تمیز کردن آجر ها از گرد و غبار و چسبندگی بهتر به ملات آب روی آجر میریزند.
  118. هره:اگر آجر را به پهلو در کنار هم بگذاریم هره نامیده میشود.
  119. نبش: محل اتصال دیوار که بصورت 90 درجه باشد.
  120. آجر گری :آجری که از خاک رس پخته شده در کوره و به اندازه 5*10*20 ساخته میشود و دیوار حمال به کار میرود.
  121. کُرُم دلیل:کرمی که در گوشه ای برای مبنا در شیب بندی قرار میدهیم.
  122. دستوره فرش:موزاییک هایی که برای مبنا قرار دادن فرش دور فضا تعبیه میشود.
  123. رج:به هر ردیف آجر در راستای افقی یک رج گویند.
  124. سیتکا:میلگردهاییکه در آرماتور بندی جهت جلوگیری از نیروی کششی تعبیه میشود.
  125. شناژ: بتن مسلح به صورت عمودی یا افقی اجرا میشود که باعث یکپارچگی ساختمان میشود.
  126. ستون :عضو عمودی که بارهای ساختمانی را به پی و زمین منتقل میکند.
  127. یوغ:وسیله چوبی که چهار ضلع دارد و دور قالب ستون جهت نگهداری قالب عمل میکند.
  128. دکفراژ:باز کردن قالب ها را دکفراژ گویند.
  129. میلگرد انتظار:میلگردی که به اندازه 50 تا80 سانتی متر از پی بیرون می آید.
  130. دال:سقفی بتنی با ضخامت 10 سانتی متر است.
  131. دیوار حایل:دیواری است که به منظور پایداری در مقابل فشار جانبی خاک به کار میرود.
  132. راهرو:وسیله ای ارتباطی بین ورودی و خروجی ساختمان است.
  133. سازه:مجموعه ای از اعضای مثل پی و ستون و... که برای انتقال نیروهای گوناگون به زمین منتقل میکند.
  134. توجیه نقشه:منطبق کردن شمال جغرافیایی نقشه با شمال جغرافیایی محل.
  135. بولت: وسیله ای است که اتصال بین صفحه کف ستون با بتن را انجام میدهد.
  136. قید موازی:قطعه فلزی که از تسمه 9میلی متر برای وصله دو IPE بکار میرود.
  137. شاه تیر:عضو های فلزی افقی اصلی.
  138. تیر لانه زنبوری:تیر آهن هایی که از وسط جان به شکل ضلعی یا لانه زنوری جهت مقابله با خیز تیر بکار میرود.
  139. نشیمن تیر:معمولا ار نبشی در ارتفاع مختلف نشیمن هایی برای اتصال تیر به ستون به کار میرود.
  140. لچکر:ورقهای ذوزنقه ای شکل که برای اتصال تیر و ستون دور نبشی نشیمن به کار میرود.
  141. بالکن:به پیش آمدگی سقف از دیوار اصلی را بالکن یا کنسور گویند.
  142. بادبند:عضوی که در ساختمان های فلزی جهت مقابله با نیروی جانبی به شکل ضربدری یا 7 و8 یا... تعبیه میشود.
  143. ورق روسری:ورق فلزی که در اتصال خر پا روی تیر قرار میگیرد.
  144. درز انبساط:برای جلوگیری از انقباض و انبساط در بین دو ساختماندرزی تعبیه میشود.
  145. درز انقطاع:برای جلوگیری از خطرات ناشی از ضربه ی ساختماندر بین دو ساختمان درزی تعبیه میشود.
  146. جوشکاری:وسیله اتصال آهن آلات با حرارت دادن فلزات را جوشکاری گویند.
  147. جوش گوشه:جوشی که در گوشه یا زاویه90 درجه انجام میشود.
  148. بندی:خرده آجر به ضخامت یک بند انگشت را بندی گویند.
  149. پولی: خرده آجر به ضخامت یک سکه که در طاق ضربی به کار می رود.
  150. تیشه : وسیله ای است برای تخریب های سبک در ساختمان .
  151. کمچه گرد : برای پهن کردن ملات روی دیوار برای آجرکاری و فرش کف
  152. کمچه چهار گوش : وسیله ای برای سیمان کاری و پلاستر .
  153. پلاستر : اندود ملات ماسه سیمان به ضخامت 3 سانتیمتر .
  154. نرمه کشی : لایه نازک از ملات ماسه سیمان یا پودر سنگ و سیمان به ضخامت 5 میلی متر .
  155. تگری : اندود ملات ماسه سیمان با استفاده از دستگاه مخصوص .
  156. بندکشی : پر کردن درز بین کاشی ، آجر و ... با استفاده از ملات .
  157. شلنگ تراز : وسیله برای در راستا قرار دادن دو نقطه با فاصله نسبتا زیاد .
  158. تخته ماله : وسیله ای برای پهن کردن ملات با ظرافت کم .
  159. فرغون : وسیله ای برای حمل مصالح .
  160. آبچک : مقدار بیرون زدگی یا شیاری که زیر سنگ زده می شود . برای ریزش آب
  161. دوطاقه : سقف کاذبی که معمولا در فاصله 60 سانتی از سقف اصلی زده می شود .
  162. داکت : فضای برای عبور لوله های تاسیساتی
  163. خرپشته : اتاقک بالای پله .
  164. جان پناه : دور چینی اطراف پشت بام به ارتفاع 60 سانتیمتر .
  165. کانال کولر : مسیر برای هدایت کولر .
  166. زیر بنا : فضایی که سقف دارد .
  167. سیم گچ : مخلوطی از ملات گچ و سیمان .
  168. ملات باتارد : ملات ماسه ، سیمان و آهک .
  169. ملات ساروج : ملات ماسه ، سیمان ، تخم مرغ و سیفال ریز .
  170. مسنی : ارتفاع طبقه همکف از کف کوچه با خیابان .
  171. ستون فلزی : تیرآهنی برای انتقال بار سقف طبقات بالا به فنداسیون .
  172. رگلاژ سطح : آب پاشی و پوشیدن خاک روی سطح .
  173. میلگرد یکسر گونیا : میلگردی که یک سر آن زاویه 90 درجه است .
  174. رکابی : میلگردی که آنرا به شکل U در آورده اند .
  175. قلاب : برای مهار کردن دو میلگرد .
  176. رامکا : بتنی است که برای نگه داشتن قالب ها می ریزند .
  177. قالب بنایی : قالبی برای کارهای کوچک ساخته شده از آجر و گل .
  178. چاله آسانسور : چاله ای برای قرارگیری کابین آسانسور به ارتفاع 5/1 متر پایین تر از کف ساختمان .
  179. تفنگ هیلتی : وسیله ای برای پرچ در ساخمان کاربرد دارد ، با فشنگ مخصوص .
  180. اسپیسر : قطعات پلاستیکی یا بتنی برای جلوگیری از چسبیدن میلگرد به قالب .
  181. چاه جذبی : چاهی برای دفع فاضلاب سطحی .
  182. چاه ارت : بعد از کندن و قرار دادن میله مسی بعنوان انتقال دهنده برق .
  183. گَوَل : برای جلوگیری از ریزش انباره چاه درون آن تعبیه می شود .
  184. بستر جذبی : آب فاضلاب غیر مفید را به آب مفید تبدیل کرده برای مصرف غیر آشامیدنی .
  185. بیس پلیت : صفحه ستون برای قرارگیری ستون بر روی فنداسیون .
  186. دستک : عضوی در ساختمان فلزی برای تحمل نیروی پیش آمدگی ها .
  187. فارسی بُر : برش بصورت 45 درجه .
  188. بار زنده:به بار در حال جریان در ساختمان بار زنده گویند .
  189. بار مرده : بار ساختمان و اشیاء ثابت در ساختمان گویند .
  190. سیفون : وسیله ای برای جلوگیری از ورود بو داخل ساختمان .
  191. ورق آکوستیک : ورقی برای عایق بندی صدا در ساختمان .
  192. رومی : محلی است در سقف های هلالی بصورت نیم دایره .
  193. تاسیسات مکانیکی : عملیات لوله کشی آبی ، گازی و فاضلاب در ساختمان .
  194. تراس : فضایی به عرض حداکثر 5/1 متر در فضای بیرونی ساختمان .
  195. چینه : دیواری که با ملات گل رس بصورت لایه ای اجرا می شود .پ
  196. دالان : فضای ورودی ساختمانهای قدیمی .
  197. صفه : قسمت پذیرایی ساختمان های قدیمی .
  198. کنجی : اتاق قسمت انتهای ساختمانهای قدیمی که معمولا ارتفاع آن حداکثر 2 متر است .
  199. ساباط : محله ای از کوچه عبور که دارای سقف باشد .
  200. هرزاب : محل جمع آوری آب های سطحی در کوچه .
  201. منار : بناهای استونه ای شکل به ارتفاع حداقل 20 متر .
  202. جزوَل : جوی گلی که آبهای قنوات بر روی سطح زمین در آن عبور می کند .
  203. گُنبد : اطاقکی چهار ضلعی با سقف هلال در صحرا .
  204. خاکریز : تجمعی از خاک بمنظور جلوگیری از ورود سیل .
  205. شیشه خور : قسمتی از درب که شیشه در آن قرار می گیرد .
  206. شومینه : وسیله ای تزیینی برای گرم کردن ساختمان .
  207. توفال : تخته ی باریک و نازکی که به زیر تیرهای سقف باربر کوبیده می شود .
  208. آستر: اجرای لایه زیرین با یکی از ملات ها.
  209. رویه: اجرای لایه ای روی لایه آستر با ملاتی نر.
  210. پُله: محلی که در زیر دیوار آب از آن عبور می کند.
  211. پشته: همان انباری چاه جذبی.
  212. یخچال گلی: سازه ای مخروطی شکل که داخل آن گود است در قدیم به جای یخچال استفاده می شده.
  213. تقه: سکوی در جلو خانه های قدیمی.
  214. روشویی: محلی که دست و صورت را می شو ییم.
  215. بادگیر: سازه ای چهار ضلعی که ارتفاع آن از بالا ترین قسمت ساختمان بیشتر و جهت خنک کردن ساختمان های قدیمی تعبیه می شده.
  216. صحن: همان حیاط خانه است.
  217. نور گیر: محلی که برای تامین نور مورد نیاز در ساختمان تعبیه می شود.
  218. گونه دودکش : به دیوار های طرفین دودکش که آنرا از فضای خارج جدا می سازد .
  219. کاشی: پوششی برای نمای خارجی یا داخلی در ساختمان که مقاومت کمی در برابر و سایش دارد .
  220. سنگ پلاک : سنگ برش خورده ای با سطح صیقلی که در نما استفاده می شود .
  221. اندود لیسه ای : از این اندود برای زیرسازی عایق های رطوبتی مانند قیر گونی و بدنه حوض استفاده می شود .
  222. اندود تخته ماله ای : از این اندود در نمای ساختمان و سقف و دیواره ی آبریزگاه مانند سقف حمام استفاده می شود
  223. اندود شسته : در نمای ساختمان مصرف می شود و بسته به مواد مصرفی رنگ های متنوع و زیبایی به ساختمان می دهد
  224. اندود موزائیکی : سنگ موزائیک نمره بندی شده را از هر رنگ که لازم باشد به هم به نسبت دلخواه مخلوط می کنند .
  225. اندود تگرگی : روکاری تگرگی را می توان با سنگ ریز و درشت نماسازی کرد .
  226. اندود اشکی : مصالح اجرای این اندود پودر و خاک سنگ و سیمان سفید یا سیمان رنگی است که با آب مخلوط کرده و ملات نرمی بدست می آید .
  227. داربست فلزی : برای دسترسی به ارتفاعات استفاده می شود .
  228. فنداسیون: قسمتی از سازه که نیروها را از ستون به زمین انتقال می دهد .

<<تعاريف واژه هاي اصلي صنعت برق  در توليد، انتقال و توزيع برق>>

<<تعاريف واژه هاي اصلي صنعت برق  در توليد، انتقال و توزيع برق>>

نيروگاه بخاري

 نيروگاهي است كه در آن از انرژي حرارتي سوخت هاي مايع، جامد وگاز جهت توليد بخار و مصرف آن در توربين هاي بخار براي توليد برق استفاده مي شود.

 نيروگاه گازي

 نيروگاهي است كه در آن از انرژي حرارتي سوخت هاي فسيلي گاز و مايع جهت توليد گاز داغ (دود) و مصرف آن در توربين گاز براي توليد برق استفاده مي گردد .

 نيروگاه چرخه تركيبي

 نيروگاهي است كه در آن علاوه بر انرژي الكتريكي توليد شده در  توربين هاي گازي از حرارت موجود در گازهاي خروجي از توربين هاي گازي جهت توليد بخاردر يك ديگ بخار بازياب استفاده شده و بخار توليدي در يك دستگاه توربو ژنراتور بخاری توليد انرژي برق مي كند .

 نيروگاه ديزلي

نيروگاهي است كه در آن از سوخت نفت گازجهت راه اندازي موتور ديزلی استفاده کرده و انرژی مکانيکی حاصله توسط ژنراتور كوپله شده با آن ، به انرژي الكتريكي تبديل مي شود.

 نيروگاه برقابي

نيروگاهي است كه در آن از انرژي پتانسيل آب انباشته شده در پشت سدها يا انرژی جرياني آب رودخانه ها  جهت مصرف در توربين آبي براي توليد برق استفاده مي گردد .

 قدرت نامي

قدرت نامي يك دستگاه توربين يا دستگاه توليدي نيروي محركه از طرف سازنده بر روي پلاك مشخصات آن براي

شرايط معيني بر حسب  اسب بخار يا مگاوات نوشته شده است . در ماشين‎هاي كوچك قدرت نامي بر حسب  كيلووات مشخص مي گردد.

 قدرت عملي

بيشترين توان قابل توليد مولد در محل نصب با در نظر گرفتن شرايط محيطي(ارتفاع از سطح دريا، دماي محيط و رطوبت نسبی).

 قدرت عملي بيشترين

قدرت عملي در فصل زمستان (يا قدرت عملي در سرد ترين روز سال ).

 قدرت عملي كمترين

قدرت عملي در فصل تابستان (يا قدرت عملي در گرمترين روز سال ).

 ميانگين قدرت عملي

ميانگين قدرت عملي فصلي مولدهاي برق

ميانگين قدرت عملي فصلي مولدهاي برق.  

 قدرت قابل توليد نرمال

تواني است كه يك واحد در شرايط عادي و بدون هيچگونه اشكال فني و بدون اثرات سوء بر روي واحد مي‎تواند توليد كند.

 حداكثر قدرت توليد همزمان با پيك بار شبكه

حداكثر قدرت توليدي همزمان واحدها در پيك بار شبكه طي يكدوره مشخص كه ممكن است از جمع قابليت توليد واحدها كمتر و يا مساوي با آن باشد .

تذكر 1 در صورتيكه دوره انتخابي يكسال باشد ،‌ حداكثر قدرت توليد شده بعنوان پيك بار توليد شده سال آن شبكه محسوب مي گردد .

تذكر 2 از پيك بار توليد شده ساليانه مي‎توان جهت محاسبه ضريب بار شبكه استفاده نمود .

 توليد ناويژه نيروگاه

جمع انرژي توليدي مولدهاي برق يك نيروگاه كه در طي يك دوره زماني معين (مثلاً يكسال) روي پايانه خروجي مولدها بر حسب کيلووات ساعت  يا مگاوات ساعت اندازه گيري مي شود .

 مصرف داخلي واحد

مقدارانرژي الکتريکي كه توسط تجهيزات كمكي و جنبي يك واحد كه جهت راهبري آن چه در حالت كار و چه درحالت توقف لازم است برحسب كيلووات ساعت و در طول يكدوره مشخص را مصرف داخلي واحدگويند.

 مصرف داخلي نيروگاه (فني)

جمع مصارف داخلي كه مستقيماً‌ در توليد نقش دارند (در طول يكدوره مشخص بر حسب كيلووات ساعت) مصرف داخلي فني نيروگاه مي باشد.

 مصرف داخلي نيروگاه (غير فني)

جمع مصارف داخلي كه مستقيماً در توليد نقش ندارند  (در طول يك دوره مشخص بر حسب كيلووات ساعت) مصرف داخلي غير فني نيروگاه مي باشد .

 توليد ويژه واحد

تفاضل انرژي ناويژه واحد و مصرف داخلي واحد بر حسب كيلووات ساعت يا مگاوات ساعت است.

 توليد ويژه نيروگاه                                                                           

تفاضل كل انرژي توليدي ناويژه واحدها و مصرف داخلي نيروگاه بر حسب كيلووات ساعت يا مگاوات ‎ساعت است .

 حداكثر بار همزمان

در يك سيستم برق كاملاً‌ بهم پيوسته ، حداكثر بار همزمان روزانه هفتگي ماهيانه ساليانه عبارتست از مجموع بار مناطق در لحظه حداكثر بار سيستم به مگاوات (با در نظر گرفتن تلفات شبكه)

در موارديكه سيستم بهم پيوسته كل كشوررا پوشش ندهد حداكثر بار همزمان از مجموع بار حداكثر شبكه بهم پيوسته و بار مناطق مجزا به مگاوات ، بطور همزمان بدست مي آيد .

با توجه به اختلاف ساعت پيك در مناطق مختلف وابسته به يك سيستم سراسري بهم پيوسته ،‌حداكثر بار همزمان كمتر از جمع بار حداكثر مناطق مي باشد.

 حداكثر بار غير همزمان

حداكثر بار غير همزمان عبارتست از مجموع حداكثر بار مناطق مختلف به مگاوات ، شامل حداكثر بارهمزمان وابسته به سيستم بهم پيوسته و حداكثر بار مناطق مجزا كه به مگاوات مي باشد (در يك دوره زماني مانند روز، هفته، ماه، سال)

با توجه به اختلاف ساعت پيك بار مناطق مختلف مجموع حداكثر بارهاي غيرهمزمان از حداكثر بار همزمان كل كشور بيشتر مي باشد.

 ضريب بار توليدي (شبكه)

نسبت کل انرژی توليدی طی يک دوره مشخص  (عموما يک دوره يک ساله ) به حاصلضرب پيک بار سيستم و طول زمان دوره مربوطه به ساعت (عموما 8760 ساعت)

 درصد ضريب بار سيستم = ( كل انرژي توليد شبكه در طول سال / پيك باز توليدي * 8760 ساعت)    * 100

 ضريب بار واحد

نسبت کل انرژی توليد شده در يک واحد در طی يک دوره مشخص (عموما يک دوره يک ساله) به حاصلضرب قدرت عملی واحد و ساعات کارکرد در دوره مورد نظر

 درصد ضريب بار توليدی واحد = (كل انرژي توليدي شبكه در طول سال/ قدرت عملي * ساعات كار) *100 

 ضريب بار نيروگاه ميانگين وزني ضريب بار واحدهاي آن نيروگاه است.

 ضريب بهره برداري نيروگاه

نسبت كل انرژي توليد شده در يك نيروگاه طي يك دوره مشخص (عموماً يك دوره يكساله) به حاصلضرب قدرت عملي نيروگاه و طول زمان دوره مربوط به ساعت .

 درصد ضريب ‎بهره‎برداري  نيروگاه =  (انرژي توليد ناويژه / قدرت عملي *8760)       × 100

 ضريب آمادگي

   100 * (قدرت قابل توليد / قدرت عملي)   = ضريب آمادگي

 ضريب نا آمادگي

  100 *   (مجموع قدرت غير آماده بهره برداري/قدرت عملي)  = ضريب ناآمادگي

 ضريب خروج اضطراري

  100 *  (خروجي ها و محدوديت هاي اضطراري / قدرت عملي)  = ضريب خروج اضطراري

 نرخ خروج اضطراري

 100 *(خروجي ها و محدوديت هاي اضطراري/ خروجي ها و محدوديت هاي اضطراري+ذخيره گردان+توليد شده) = نرخ خروج اضطراري 

 ميزان حرارت مصرفي براي توليد هر كيلووات ساعت را گرمايشي ويژه گويند كه به كيلوكالري بر كيلووات ساعت نرخ نشان داده مي‎شود.

 (انرژي حرارتي/انرژي الكتريكي توليد ناويژه)= نرخ گرمايشي

 راندمان حرارتي

از نسبت  معادل حرارتي هر كيلووات ساعت كه 860 كيلوكالري مي باشد به نرخ گرمايشي ويژه ، راندمان حرارتي به قرار زير بدست مي آيد .

100× (860/نرخ گرمايشي)   = راندمان حرارتي به درصد

 قدرت توليد شده در پيك

تواني است كه واحد در زمان پيك توليد كرده است .

قدرت يا انرژي وارد شده (واردات)

عبارتست از مجموع قدرت يا انرژي وارد شده از طريق خطوط فرامنطقه اي (اين رقم با علامت منفي در گزارش‎هاي ديسپاچينگ ملي نمايش داده مي شود) .

 ذخيره

تفاضل توان قابل توليد و توان توليد شده درپيك است

 ذخيره گردان

تفاضل توان قابل توليد و توان توليد شده واحدهاي در مدار درزمان پيك است

 ذخيره غيرگردان

توان قابل توليد واحد يا واحدهاي خارج از مدار كه آماده بهره برداري مي باشند .

 ذخيره توليد

نسبت مجموع ذخيره هاي گردان و غيرگردان به كل قدرت قابل تأمين در زمان پيك مي باشد و نشان‎دهنده ميزان ظرفيت توليد آماده اي است كه جهت استفاده در مواقع اضطراري و تغييرات ناگهاني بار بكار مي آيد .

 قدرت يا انرژي خارج شده (صادرات)

عبارتست از مجموع قدرت يا انرژي خارج شده از طريق خطوط فرامنطقه اي  (اين رقم با علامت مثبت در گزارش‎هاي ديسپاچينگ ملي نمايش داده مي شود).

 معادل افت فركانس

بخشي از انرژي يا توان مورد نياز مصرف كه در اثر كاهش يا افزايش فركانس از حد نامي ، از بار نامي سيستم كاسته و يا افزوده مي شود .

 نياز مصرف

مجموع بار مورد نياز شبكه ، از جمع بار توليد شده توسط   مجموع توليد ناويژه نيروگاه ها ،دريافتي از كشورهاي همجوار، معادل افت فركانس ، معادل خاموشي اعمال شده را نياز مصرف مي‎گويند . نياز مصرف به صورت توان در پيك و انرژي در يك دوره زماني تعيين مي گردد.

 ضريب بار كل                   

ضريب بار كل از فرمول زير محاسبه مي گردد.

  (100*نياز مصرف انرژي كل) / (24*قدرت مصرف شده) = ضريب بار كل

 نياز مصرف اصلاح شده

مجموع نياز مصرف شبكه و معادل اعمال مديريت صنايع را نياز مصرف اصلاح شده مي گويند.

 انرژي توليد نشده ناشي از محدوديت هاي داخلي

 انرژی توليد نشده واحد به دليل معايب و محدوديت های ايجاد شده روي واحد و يا تجهيزات كمكي.

انرژي توليد نشده ناشي از محدوديت داخلي بر اساس قدرت عملي فصلي= زمان محدوديت * مقدار محدوديت در قدرت عملی فصلی نحوه محا سبه: زمان محدويت× مقدارمحدوديت درقدرت عملي فصلي برابر است با انرژي توليد نشده ناشــــــي از محدوديت داخلي بر اساس قدرت عملي فصلي.

 انرژي توليد نشده ناشي از محدوديت هاي خارجي

انرژي توليد نشده واحد به دليل معايب و  محدوديتهاي اعمال شده به نيروگاه توسط عوامل خارجي(شبكه ، سوخت ، منابع آب پشت سدها و غيره) كه بهره برداري نيروگاه در آن نقشي ندارد

 نحوه محاسبه: انرژي توليد نشده ناشي از محدوديت خارجي بر اساس قدرت عملي فصلي برابر است با

زمان محدوديت * مقدار محدوديت در قدرت عملي فصلي برابر است با انرژي توليد نشده ناشي از محدوديت هاي خارجي بر اساس قدرت عملي فصلي

 نيروگاه هاي اختصاصي

 اين نيروگاه ها متعلق به صنايع بزرگ نظير(فولاد مباركه ، ذوب آهن ، مس سرچشمه و ) هستند و برق توليد مي كنند و امكان داد و ستد انرژي با شبكه هاي وزارت نيرو در آنها وجود دارد.

 شدت انرژي الكتريكي

مصرف انرژي برق تقسيم بر توليد ناخالص داخلی كه بر حسب كيلووات ساعت بر ميليون ريال محاسبه مي گردد.

 سهم برق از مصرف انرژي نهايي

مصرف انرژي برق تقسيم بر مصرف نهايی انرژی

 مقدار آلاينده هاي محلي در توليد برق

ميزان انتشار ذرات معلق BOD,COD,SO2,NOX تقسيم بر کيلووات ساعت توليد ناخالص (هريک جداگانه)و واحدآن  ppm,ppb  است.

 كمبود ضريب ذخيره

كمبود ضريب ذخيره از رابطه زير محاسبه مي شود                    

                  ((100* حداكثر نياز مصرف – ظرفيت عملي)/ ظرفيت عملي نيروگاه ها) - 26  = كمبود ضريب ذخيره                           

مقدار مصرف سوخت به ازاي توليد برق (نرخ گرمايشي)

ميزان حرارت مصرفي براي توليد هر كيلووات ساعت را نرخ گرمايشي ويژه گويند كه به كيلوكالري بر كيلووات ساعت نشان داده مي شود.

                                                                                                           انرژی الکتریکی تولید ناویژه /انرژی حرارتی مصرفی =نرخ گرمایشی

تلفات انتقال و فوق توزيع و توزيع

مجموع تلفات انرژي است كه در شبكه هاي انتقال و فوق توزيع و در تجهيزات و خطوط توزيع يك شبكه يا سيستم معين پديدار مي شود.

ضريب بار توليدي

نسبت كل انرژي توليدي طي يك دوره مشخص (عموماً يك دوره يك ساله) به حاصلضرب پيك بار سيستم و طول زمان دوره مربوط به ساعت (عموماً 8760 ساعت)

                                                                                   100* (کل انرژی تولید شبکه در طول سال / (پیک تولیدی *8760))

كمبود ضريب ذخيره

كمبود ضريب ذخيره از رابطه زير محاسبه مي گردد:

                100*(  انرژی تحویلی/ (حداکثر نیاز مصرف -ظرفیت عملی کل نیروگاه ها))    -26=کمبود ضریب ذخیره

 http://www.tavanir.org.ir/farsi/projects/web-amar/taarif/tolid1.asp