امروز بعد از ظهر آقای بهروز مرادی و همسر و فرزندشان لطف نموده و به دیدار پدر آمدند .سپاسگزارم .
امروز بعد از ظهر آقای بهروز مرادی و همسر و فرزندشان لطف نموده و به دیدار پدر آمدند .سپاسگزارم .
جناب آقای حسن عظیمی آرانی
لطفا اینجانب را هم در غم از دست دادن برادر گرامیتان شادروان آقای رضا عظیمی آرانی و مادر مهربانتان شریک بدانید.
جناب آقاي اسدالله استاديان
جناب آقاي حشمت الله استاديان
درگذشت پدر گراميتان را صميمانه تسليت ميگويم و سلامتي شما را خواهانم.

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینةی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !
با تو گفتم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
شعر : فریدون مشیری
عکس کوچه : حیدر علی عنایتی بیدگلی
عکس چهره : حسین بیدگلی بیدگلی
چهره : قدرت جمالی
فتوشاپ : اکبر ستاری
تعداد شغال هاي بافت فرسوده ی كاشان روز به روز افزايش پيدا مي كنه !
بیشتر با کلیک روی عبارت زیر:
خرابه های تقریباً خالی از سکنه محل امنی برای لانه گزینی و تکثیر شغال شده است و شب ها شهر محل تردد گروهی شغال هاست که باعث ایجاد مزاحمت و ترس معدود ساکنین گردیده است.
بیشتر با کلیک روی عبارت زیر:
وقتی هوا تاریک شد صدای انواع حیوانات مثل سگ و شغال از کوچه پس کوچه ها و خانه های مخروبه شنیده می شود.

تعدادی از زندانیان وقایع 88 عصر امروز از زندان آزاد شد.
به گزارش
ایسنا، نسرین ستوده که چندی پیش به دلیل داشتن پروندهای محکوم به حبس شده
بود، عصر امروز (چهارشنبه 27 شهریور) با حکم عفو آزاد شد.
همچنین
گفته میشود، فیض الله عربسرخی، محسن امینزاده، میرطاهر موسوی، مهدی
محمودیان،عیسی سحر خیز، محمدعلی ولایتی و حسن زرینپور نیز که بعد از وقایع
سال 88 زندانی شده بودند، آزاد شدند.
در بین آزادشدگان از بند زنان
نیز بنا به اخباری که تا این لحظه تایید نشده نام مهسا امرآبادی، محبوبه
کرمی، مریم جلیلی، میترا رحیمی، فرح واضحان، ژیلا مکوندی، کفایت ملکمحمدی
به چشم میخورد.
سپاس از جهاندار هر دو جهان
شناسندهٔ آشکار و نهان
***
سپاس از جهاندار فریادرس
نگیرد به سختی جز او دست کس
***
سپاس از خدای جهان آفرین
کزویست آرام و پرخاش و کین
***
همی گفت هرکس که بودش هنر
سپاس از جهان داور دادگر
***
فردوسی

دوست گرامی
آقای مرتضی کریمشاهی
با سلام من هم در غم وفات مادر مهربانتان سوگوارم.
او که سالها با خاک انس داشت در خاک آرامش یافت...
به همه ی خانواده ی محترم اعظمیان و نزدیکان نسبی و سببی و دوستان و آشنایان شادروان حشمت الله اعظمیان تسلیت میگویم.
حضور همراه بیمار صرفاً به لحاظ مسائل روحی و روانی بوده و همراه بیمار هیچ نقشی در فرایند درمان و ارائه ی خدمت به بیمار ندارد.
تهیه ی داروها - گرفتن جواب آزمایش و کلیه ی امور پاراکلینیکی ( آزمایشگاه .رادیولوژی ) – ارسال نمونه و گرفتن جواب – استحمام بیمار – لگن گیری - تعویض لباس بیمار و تنظیم تخت بیمار – نقل و انتقال بیماران توسط کارکنان بخش صورت می پذیرد و همراه بیمار مسئولیتی در این خصوص ندارد.
بیشتر:
متادون یک داروی مخدر صنعتی قوی است که کمتر از مرفین و هروئین اعتیادآور است و غالباً به عنوان یک داروی نگهدارنده برای مهار اعتیاد به هروئین و مواد مخدر به کار میرود.[۲] متادون را مؤثرترین درمان هروئین و دیگر مواد مخدر دانستهاند.
متادون در ۱۹۳۷ در آلمان ساخته شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفت و سودمندی آن در کنترل اعتیاد در دهه ۱۹۶۰ کشف شد.
با مصرف روزانه ی متادون از بروز علائم ترک در بیمار جلوگیری میشود
و عطش او برای هروئین کاهش مییابد.
متادون نشئگی ایجاد نمیکند
و به این ترتیب شخص اشتیاق ویرانگری برای مصرف آن ندارد.
دیگر اینکه در بدن انسان تحمل دارویی نسبت به متادون ایجاد نمیشود و میزان ثابتی از آن را میتوان برای مدت طولانی مصرف کرد.
همچنین وجود متادون در بدن از بروز نشئگی شدید در هنگام مصرف هروئین جلوگیری میکند و در نتیجه جذابیت آن را برای معتاد کاهش میدهد.
و در نهایت فقدان نشئگی و مدت طولانی تأثیر متادون باعث میشود شخص در یک وضعیت طبیعی به زندگی عادی خود بپردازد.[۳]



دوست گرامی جناب آقای مهدی عموزاده
درود بر شما
شما از فرصتی که به دست آوردید برای عمران و آبادی شهر به خوبی استفاده کردید و یادگارها و خاطرات خوبی را در مدت خدمتتان در شهرداری به جای نهاده و لیاقت و قدرت مدیریتتان را به خوبی به نمایش گذاشتید.امیدوارم شورای شهر و آموزش و پرورش با تمدید ماموریت شما موافقت و مردم و شهر از توانایی های جنابعالی در مدیریت بخشهایی از امور عمرانی شهر همچنان بهره مند گردند و با درج خاطرات دوران شهرداریتان در وبلاگتان استفاده از تجاربتان را به مشتاقان آبادی شهر هدیه بفرمایید.
به سهم خویش بابت زحماتتان سپاسگزارم و برایتان راحتی و آسایش و سلامتی خواهانم.
نظری در باره ی پستتذكر به بانوان ايرانيسه شنبه 12 شهریور1392 ساعت: 13:21 |
|||||
| اتفاقا چند روز پیش به اتفاق خانواده به جزیره کیش رفته بودیم که در انجا با صحنه های عجیبی روبرو شدیم . اکثر خانمها صورت خودشون را سیاه یا به اصطلاح برنزه کرده یه مانتو به رنگ های تند فسفری یا نارنجی پوشیده یه شال بزرگ نازک با همان رنگ های زننده پوشیده بودن یه شلوارهایی هم که مث شلوار کردی خودمون بود و فقط گل منگلی هم بود به پا کرده و دقیقا شده بودند مث زنهای پاکستانی که توی پمپ بنزین گدایی می کنند.باور کنید راست می گم .تازه چقدر هم به ما که حجاب داشتیم فخر می فروختن .اگه باکلاسی وزیبایی اینه که ما هیچ وقت نمی خوایم با کلاس وزیبا باشیم. | |||||
گورستان ها به دلایل زیست محیطی و عملکردی باید در خارج از شهر قرارگیرند.
بر اساس اصول شهرسازی باید سعی نمود برای هر شهر تنها یک گورستان در نظرگرفته شود.
اندازه گورستانها در هر شهر کاملا وابسته به جمعیت آن شهر و بر اساس نرخ مرگ ومیر شهر تعیین می گردد.
اما عملکرد هرگورستان به ۲ عامل بستگی دارد :
۱- اندازه ي گورستان .
۲- فاصله از شهر .
لازم بذکر است که هرچه گورستان بزرگتر و از شهر دورتر باشد باید تاسیسات و تجهیزات شهری بیشتری را برای آن پیش بینی نمود.
در بین بیش از ۷ میلیارد و ۴۶ میلیون نفرجمعیت کره ی زمین ده نفر آدم عاقل پیدا نمی شوند در جلسه ای با هم تبادل نظر نمایند و عقلشان را به اشتراک و اجتماع بگذارند و راه حلی برای رفع اختلافات نژادی ، قومی و مذهبی و مرزی دنیا پیدا کنند و به آدم کشی ها پایان بدهند.
گاهی اذیت می شویم از یاد آوری ها ...


سلام اقای ستاری
تقریبا 7 الی 8 روز از عملیات والفجر هشت می گذشت که در منطقه
اروندکنار
آبادان براثر بمب باران آلوده به مواد شیمیایی شدم ، از انجا ما را به
بیمارستان صحرایی حضرت زهرا (س) وسپس به پایگاه گلف اهواز اعزام کردند
اکثر مصدومین را برای اعزام به تهران همان جا بستری میکردند.
درانجا صحنه های دلخراش زیادی دیده می شد
چه بسیارعزیزانی که پوست بدنشان می ریخت وبدنشان صورتی رنگ شده بود
چه بسیار عزیزانی که خودرا به شدت می خاراندند.
چه بسیار عزیزانی که چشمانشان ورم کرده وقرمز شده بود.
چه بسیارعزیزانی که دید خودرا ازدست داده بودند.
چه بسیار عزیزانی که از درون شیمیایی شده بودند وپی درپی سرفه میکردند.
پس از چند روز ما را ازانجا به تهران اعزام کردند.
بعضی ازمجروحین را که حالشان خیلی بد بود به کشورهای آلمان ، فرانسه،
انگلیس و..... اعزام میکردند
این کشورها بااینکه می دیدند چه بر سر انسانها می آیدخود تولید کننده همین مواد شیمیایی بودند.
آقای ستاری
مدتی است که جریانات شیمیایی را دروبلاگ خود می گذارید ، شایدبعضی ها
بی تفاوت از کنار آن رد شوند
اما من روی ان کلیک می کنم وهمه را می خوانم .
از اطلاع رسانی شما تشکر میکنم.
یک روز در پاسگاه زید عراق مورد اصابت هشت ترکش خمپاره قرار گرفتم
که پنج ترکش ان هنوز در بدنم هست .
اما زجر بسیار سختی را که از مواد شیمیایی کشیدم از ترکشها نکشیدم.
آقای اوباما
اعضای کنگره ی آمریکا
هر فرد یا گروهی که مسئول حمله ی شیمیایی به مردم است دلیلی نمیشود که وحشیانه ساختمانها و تاسیسات دولتی و نظامی کشور سوریه را که ثروت و دارایی های ملت سوریه است نابود کنید.



شناخت بیشتر از تجهیزات و خدمات شهری* کمک می کند تا در فرایند برنامه ریزی شهری و اصول تفکیک کاربری ها و تخصیص فضا و عملکردهای شهری ، هوشمندانه عمل نمود ه و ضمن ایجاد یک محیط مطلوب برای شهروندان ایده های توسعه ي پایدار را هم بتوان تحقق بخشید.
*تجهیزات شهری به امکاناتی گفته میشود که باعث افزایش مطلوبیت زیست در فضاهای شهری می شود و عموما تسهیلاتی هستند که تکمیل کننده زیرساختهای شهری در جهت ایجاد رفاه و آسایش برای شهروندان می باشند.
1.زیارتگاه هلال بن علی
2.زیارت تازه در محله ی آب پخش
3. شازده هادی
4.شازده محمد
5.شازده هاشم
6.شازده حسین
7.شازده علی اکبر
8.شازده اسماعیل
همان گونه که ملاحظه میشود این قبرستانها در قلب شهر و در چند متری خانه های مردم واقع شده اند و معضلات بهداشتی عدیده ای را موجب گشته اند و متاسفانه مسئولین شهر و ادارات شهر هم در این خصوص سکوت اختیار کرده اند و سر رشته ی این امر بهداشتی مهم را به دست اشخاصی سپرده اند که فاقد دانش لازم در امور شهرسازی و بهداشتی هستند ومسئولین دولتی فاقد قدرت و شهامت لازم برای مقابله با آنها هستند.
ذیلا برخی مخاطرات نزدیکی قبرستانها به مناطق مسکونی را از سایتهای دیگر استفاده و متذکر میگردم و امیدوارم که این تذکرات مکرر بالاخره موثر واقع شود.
1.دفن اموات در مركز شهر غيربهداشتي است و مساله ی بهداشت يك موضوع چند بعدي است.
2.گورستانهای شهر باید با فاصله از شهرها در نظر گرفته شوند چون از لحاظ بهداشتی صحیح نیست.
3.وجود اين قبرستان ها نه تنها به زيبايي شهر لطمه زده بلكه نگراني هايي براي ساكنان اطراف آن به لحاظ پيامدهاي بهداشتي و اجتماعي نيز به وجود آورده است.
4.مسائل بهداشتي اين قبرستان ها مشكل ساز است .گورستان ها براي افرادي كه در نزديكي آنها زندگي مي كنند، نگراني هاي روحي و رواني به وجود مي آورد.
5. برخي از افراد بر اثر بيماري هاي عفوني يا مسري فوت مي كنند، دفن آنها در نزديكي منازل مسكوني، زمين هاي كشاورزي و جوي هاي آب، زمينه ساز بروز بيماري در جامعه خواهد شد.
6.آلودگی آبهای زیرزمینی، آلودگیهای صوتی، ترافیک شدید و تهدید بهداشت روانی جامعه از جمله عواقب دفن در آرامستانهای سطح شهر به شمار میروند.
7.بوی نامطبوع در اطراف این قبرستانها و از همه مهمتر سر و صدای روزهای پنجشنبه و جمعه از دیگر مشکلات این قبرستانها هستند. ترافیک خیابانهای همجوار این آرامستانها از دیگر مشکلات و معضلاتی است که خود شهروندان حتما به صورت ملموس این مشکل را درک کردهاند.
8.جملات یک خانم خانهدار از اهالی اطراف قبرها:
" انگار آسایش در محله ی ما معنی ندارد، اینجا سر و صدا همراه همیشگی ساعات استراحت ماست، صدای بلندگوها معنی سکوت را تحت الشعاع خود قرار داده است، ما میزبان عقربها و حشرات موذی هستیم، خودم و مادر پیرم به بیماری روحی و افسردگی دچار شدهایم، پسرم هم خیلی عصبی شده است همسایه ما چند وقت پیش، خانه دو طبقه خود را که نزدیک امامزاده و محل دفن اموات بود را بعد از مدتها توانست به قیمت پایین ۳۵ میلیون تومان بفروشد اما تازه این اول سختی آنها بود زیرا اگر چه از دست سر و صدا و دیگر مشکلات محله خلاص شدند اما در عوض در چاه مشکل بیخانمانی گرفتار آمدند اگر کسی تحمل این همه مشکلات محله را نداشته باشد، بازهم چاره ای جز ماندن ندارد چون قیمت ملک در این منطقه بسیار پایین است و مثلا برای یک خانه ۱۰۰ متری بیش از ۲۰ تا ۲۱ میلیون تومان قیمت گذاری نمیشود و آنهایی هم خانه قدیمی دارند اگر بخواهند خانه خود را تعمیر کنند تا بیشتر به فروش برسد باز هم اثری ندارد اینجا در اکثر روزها ترافیک زیاد است چه در مواقعی که مراسم تشیع جنازه ای باشد و چه در مواردی که مردم برای سر زدن به اموات خود می آیند.
مخصوصا شب های جمعه و روزهای پایانی سال این ترافیک چند برابر می شود و مردم محله را حسابی کلافه و سر در گم می کند، همچنین تردد بسیار مردم باعث شده که گدایان نیز در این محله زیاد باشند"
جمعه 8 شهریور1392 ساعت: 7:24 توسط:درکوچه های بید گل سلام
دوقبرستان دیگر هم در بیدگل هست
شاهزاده علی اکبر وشاهزاده اسماعیل
درقبرستانها برای صاحب اموات گرفتاری های زیادی درست شده
مسولین فکری بکنند.
آن روز یکی از روزهای طوفانی آبادی بود.
احتمالا
ایّام بهار.
چون بیشترین روزهای طوفانی آران وبیدگل در بهار است.
خاک بود و
زوزه ی باد.
پدرم از شهر آمد با کت وشلوار سورمه ای که همیشه موقع رفتن به
شهر می پوشید.
چادر شب بسته اش را میان اتاق باز کرد.
باد در و پنجره ها را
در هم می کوبید.
پدرم عادت داشت زود به زود به شهر می رفت وخوراکی های
خوشمزه ای را برای بچه هایش می خرید.
او زن وبچه
دوست بود. و هر وقت که پول و پله ای به دستش می رسید دیگر حواسش را نمی
فهمید تا آن را هزینه کند.
آن روز از میان چادر شب بسته اش یک کتاب کم حجم
با جلد رنگی و تصویر دار بیرون آورد و گفت برای تو خریده ام.
من کلاس اول یا
دوم دبستان بودم.
ولی می توانستم آن کتاب را بخوانم.
پدرم نه سواد داشت.نه کتاب و
نویسنده می شناخت .
اما آن روز هوس کرده بود برای اولین و تنها با سواد
طایفه اش کتاب بخرد.
وقتی داستان کتاب را با واخوردگی های مداوم برایش می
خواندم قه قه می خندید.
ودر میان خنده هایش تفسیر می کرد!
اسم آن کتاب کچل کفتر باز
بود .
وقتی داستان به آنجا می رسید که دختر پادشاه از فرط دلبستگی به جوان
کفتر باز روز ها به پشت پنجره ی قصر می آمد و به انتظار می نشست،پدرم به
وجد می آمد و صدای خنده هایش بلند تر می شد.پدرم با همه ی خشونت وبد خُلقی
اش یکی از مهربا نهای روزگار بود.
مذاکراتی جهت احداث جاده آران و بیدگل به گرمسار با قرارگاه خاتم الانبیا صورت گرفته است . برای این جاده 100 میلیارد تومان تصویب شده که باید سالی 25 میلیارد اختصاص داده شود.
http://sobahi.blogfa.com/post-1038.aspx
حيدر علي عنايتي بيدگلي:
در آن زمان هنوز خیابان بهشتی فعلی کاشان احداث نشده بود و چهار راه پنجه شاه ، هنوز به سه راه پنجه شاه شهرت داشت و زمزمه هایی بود که شهردار وقت کاشان ( تهامی ) قصد دارد باع های مسیر جاده ی زیدی و قبرستان قدم گاه را درهم بکوبد و خیابان تازه ایی برخیابان های کاشان اضافه شود.
این اولیّن خیابانی بود که در کاشان با یک انحراف بی مورد و بی دلیل احداث
می شد و حرف و حدیث ها و عبارات طنزآمیزی را ورد زبان مردم شهر کرده بود.
آدرس وبلاگ جدید آقای حیدر علی عنایتی بیدگلی/لطفاَاینجا کلیک کنید.