سلام اقای ستاری
تقریبا 7 الی 8 روز از عملیات والفجر هشت می گذشت که در منطقه
اروندکنار آبادان براثر بمب باران آلوده به مواد شیمیایی شدم ، از انجا ما را به بیمارستان صحرایی حضرت زهرا (س) وسپس به پایگاه گلف اهواز اعزام کردند
اکثر مصدومین را برای اعزام به تهران همان جا بستری میکردند.
درانجا صحنه های دلخراش زیادی دیده می شد
چه بسیارعزیزانی که پوست بدنشان می ریخت وبدنشان صورتی رنگ شده بود
چه بسیار عزیزانی که خودرا به شدت می خاراندند.
چه بسیار عزیزانی که چشمانشان ورم کرده وقرمز شده بود.
چه بسیارعزیزانی که دید خودرا ازدست داده بودند.
چه بسیار عزیزانی که از درون شیمیایی شده بودند وپی درپی سرفه میکردند.
پس از چند روز ما را ازانجا به تهران اعزام کردند.
بعضی ازمجروحین را که حالشان خیلی بد بود به کشورهای آلمان ، فرانسه،
انگلیس و..... اعزام میکردند
این کشورها بااینکه می دیدند چه بر سر انسانها می آیدخود تولید کننده همین مواد شیمیایی بودند.

آقای ستاری
مدتی است که جریانات شیمیایی را دروبلاگ خود می گذارید ، شایدبعضی ها
بی تفاوت از کنار آن رد شوند
اما من روی ان کلیک می کنم وهمه را می خوانم .
از اطلاع رسانی شما تشکر میکنم.
یک روز در پاسگاه زید عراق مورد اصابت هشت ترکش خمپاره قرار گرفتم
که پنج ترکش ان هنوز در بدنم هست .
اما زجر بسیار سختی را که از مواد شیمیایی کشیدم از ترکشها نکشیدم.