به این سقف و دیوار اعتماد نکن.

آدمیزاد همینه.یک لحظه اندوه و لحظه ای دیگر تظاهر به شاد بودن.جشن 29 فرودین92

پسر اکبر و پسر اکبر

دو تا اکبر

داماد و برادرزن دایی جواد

این مراسم 10 میلیون پوند هزینه روی دست ما گذاشت.

و این هم عکسی است که نشان می دهد یکی از مخالفان خانم تاچر در همین مراسم پلاکاردی در دست دارد که روی آن نوشته : این مراسم تشییع 10 میلیون پوند هزینه روی دست ما گذاشت.

گفتگو با شیخ علی آقا ناصریان رئیس هیئت مدیره موسسه خیریه الزهراء (س) آران و بیدگل


آیا  ازدواج موقت يا چند همسري هم در دستور کار مؤسسه قرار دارد؟

يکي از خطوط قرمز اين مؤسسه ازدواج موقت و چند همسري است.

ببينيد ازدواج موقت شرايط و فرهنگ خاص خود را مي طلبد که در حال حاضر در آران و بيدگل اين شرايط فراهم نيست و مؤسسه خيريه الزهرا(س) آران و بيدگل نيز به هيچ عنوان وارد آن نمي شود و يکي از خطوط قرمز ما هم همين مسأله است و برنامه اي هم براي آن نداريم.

 

 

·         آيا در اين زمينه مراجعه هم داريد؟

بسيار زياد که البته بعضي ها به تفکر غلط به اين مسائل دامن مي زنند و در اين باره مدام سؤال مي کنند اما جواب مأيوس کننده مي شنوند و ما آنها را راهنمايي مي کنيم.البته با توجه به اهميت ازدواج موقت مراکزي هستند که در اين امر مشاوره مي دهند که نمي توان در موارد عادي به سراغ آنها رفت و اين در موارد اضطرار است .

ناگفته نماند متأسفانه مؤسساتي که در اين زمينه(ازدواج موقت)فعاليت مي کنند مشکلاتي را براي جامعه بوجود آورده اند که جاي بحث دارد.http://abnews.ir/

یکی از اهداف مهم این موسسه "ازدواج آسان و پایدار است"

رژه روز ارتش در شهرستان آران و بیدگل

عکس از وحید نوروزیان

ادای احترام حجت الاسلام موسوی امام جمعه شهرستان آران و بیدگل به مقام شهیدان ارتش جمهوری اسلامی ایران

توجه :این تصویر قابل استناد علمی نیست.

توجه :این تصویر قابل استناد علمی نیست.

خواستم با اين شكل براي خودم روشن شود كه چرا وقتي عمق زلزله بيشتر است مناطق بيشتري زلزله را احساس ميكنند.

خاطرات یک شهروند افغانستانی 4

يك روزكه هوس کرده بودم کاندوم بخرم ، درپی آن بودم که ازکجا بخرم تا احساس شرمندگی كمتري كنم . با همین فکردواخانه های شهررا دید میزدم تا یک نفر هالو و بیخیال ، یا به قول هراتی ها "پخمه " تری را پیدا کنم که چندان ازشنیدن کلمه کاندم دچارخیالات نشده فکرش خراب  نشود . با همین حال وحس ، به دواخانه ی چشمم گیرکرد که دخترک کوچکی درسنین بین ده تا 12 ساله ، پشت پيشخوان دواخانه ایستاده بود مشتری راه می انداخت . با این تفکرکه این دخترک نه کاندوم را ديده ، نه می فهمد استفاده ی آن برای چی است ونه فکرش خراب میشود ،وارد دواخانه شدم .این را هم پیش خود گفتم که می روم بسته کاندم را نشانش ميدهم ومی گویم ؛ "يك بسته ازآن بده" . با همین فکروخیال داخل رفتم . پشت ویترین هرچی دید زدم کاندم را ندیدم که نشانش بدهم بلاخره مجبورشده گفتم ؛ يك بسته كاندوم بده . دخترك نگاهي توام با لبخند به سروپایم كرد وگفت : ازكدام مدل ؟

فکرکردم منظورمرا نفهمیده ، گفتم مگه کاندم مدل مدل داره ؟ گفت: آره ديگه ، بزرگ، كوچك ، خارجي افغاني ؟ درهمان حال دوسه بسته کاندم را گذاشت روی میزکه انتخاب کنم . درآخریک بسته را جداگانه گذاشت وگفت اینهم با طعم میوه ي ...

درحاليكه دهانم بازازتعجب به دخترك نگاه مي كردم دردلم گفتم : خرخودتي ( منظورم خودم بودم ) .

2

یک روزحدود ساعت یک بجه بعد ازظهررفتم به دواخانه گفتم یک بسته کاندم بده . فروشنده که مردی بود با افکارمریض ، با یک نگاه بسیارمشکوک ، ضمن اینکه کاندم را کوبید روی میز، گفت ؛ د ای سرچاشت کاندم را میخواهی چی کار؟

خاطرات یک شهروند افغانستانی 3

وقتي كودك بودم ، هزارتای این وسیله را ما ازسوداگران دوره گرد درده مان دانه يك قران ، يك روپه مي خريديم ، باد می کردیم ودورخانه می چرخیدم تا اینکه ترقی پاره میشد ، نه کسی ازدیدنش خجالت می کشید، نه به یاد عمل شرم آوری میفتاد ونه حتی کسی می فهمید چی است . حتي بزرگترا هم نمي فهميد ند ، چرا كه ده ما هم يك دهي بود شبيه به دهاتي كه درشعرهاي سهراب مي توان نظيرآنرا بسيارپيدا كرد. آن موقع نامش "پوقانه"  بود حالا شده "کاندوم".

حالا موضوع بحث ، تهيه ويا خريد كاندوم است . شاید شما هم مثل اینجانب ، اولا ضرورت به تهیه یک عدد کاندوم پیدا کرده باشید ، ثانیا شاید درخريد وتهيه ي كاندوم دچارشرمندگي ازفروشنده شده باشید . اگرنشده باشید احتمالا خيلي به گفته ي مردم كابل آدمي "چشم سفيدي" هستید . به این خاطر، شاید كوشش کنید اين وسيله حياتي را ازكسي بخرید كه لااقل سابقه آشنايي با شمارا نداشته باشد وکاملا بیگانه باشما باشد .

همه ی آنچه که دربالا ذکرش رفت مقدمه چینی برای آن بود که یکی دوخاطره کوتاه درباب کاندم براي تان تعريف کنم . مثل خیلی ازمصاحبه های تلویزونی که درآخرازآدم میخواهند یک خاطره تعریف کنند ، احتمالا شما هم توقع دارید دراین مورد یک خاطره تعریف کنم ، این هم خاطره .

خاطرات یک شهروند افغانستانی 2


اين مقدمه را گفتم كه بگويم شايد بيشترمردم ازخريد بعضي چيزها که برای استفاده های ویژه است ، دچارشرمندگی شوند . مثل خريد - گلاب به روي تان-  "کاندوم" . همينطوردراين رديف مي توانيم ازچند وسيله ديگرمثل نواربهداشتی زنانه ، موی بر، حتی تیغ وازاین قبیل چیزها ي شرم آور، نام برد . اين وسايل درعين ضرورت ، شرم آور است . خواستن وخريدن آن مايه حُجب وحيا مي شود . البته این وسایل به  خودی خود شرم آورنیست ،بلکه بسته به نوع استفاده ی که دارند ، درارتباط به اعضا وجوارح دیگرمایه ی شرمندگی می شود . واضح است كه وقتي نام بردن ازیک وسيله درجمع شرمندگي ايجاد كند ، استفاده ازآنها درحضورجمع غيرممكن است .

تا همین چند سال پیش ، شخصا كه عمري را درجامعه سپري كرده بودم نه درآسیاب ، ازچيزي به نام " کاندوم" هیچ تصویری درذهن نداشتم . وقتي مي گويم چند سال پيش ، همين چهاريا پنج سال پيش است . بحث درمورد كاندوم را زياد مي شنيدم ، ولي هيچ تصويرذهني خاصی ازآن نداشتم . اگرهم تصويرذهني گنگ داشتم ، یک چیزی درذهنم میامد که کلا قابل توصیف نیست .

خلاصه بگويم ؛ درذهنم هرگزخطورنمي كرد كه كاندوم همان "پوقانه" سابق باشد. به همین خاطر، وقتی برای اولین دفعه کاندوم را با چشم سردیدم تعجب کردم . با يك حس وحالي خاص ولحن موزون وناباورانه یي ، با خودم گفتم : اینکه همان "پوقانه"  است !!!. ازآن لحظه ابهت كاندم کاملا ازچشمم افتاد، شد يك نوع بازيچه  كه زن وشوهري را به بازي مي گيرد .


خاطرات یک شهروند افغانستانی 1

جنايتي جديد در دهكده

آمريكايي ها و اروپايي ها فكر نكنند تا ابد لت و پار شدن انسانهاي بيگناه كشورهاي ديگر را تماشا خواهند كرد اين گندي كه آنها به دنيا زده اند دامن همه ي مردم دهكده را مي گيرد.جنايت جانياني كه ديروز در شهر  بوستون ايالت ماساچوست روي داد دل هر انساني را به درد مي آورد.همه بايد به سهم خويش در پايان دادن به اين اعمال وحشيانه تلاش كنيم.به راستي اين چه دنياي كثيفي است كه درست كرده ايم؟ دولتها اين اقدام را محكوم خواهند كرد .من هم محكوم ميكنم و بي تفاوت از كنارش رد نميشوم.اين حداقل كاريست كه ميكنيم.

مناطق زلزله زده ی بوشهر

آقای مهندس جعفر نوحیان به مناطق زلزله زده ی بوشهر سفر نموده اند.عکسهای ایشان را در وبلاگشان ملاحظه فرمایید.

http://mocaken.blogfa.com/post/127

خاطرات یک شهروند افغانستانی 1

آدم وقتی درکشوری مثل افغانستان زندگی کند، گاهي ازنام بردن بعضي چيزها درجمع خجالت مي كشد ، گاهي ازاستفاده بعضي چيزها درجمع مي شرمد وگاهي ازخریدن بعضی چیزها می شرمد . البته ماهيت اين شرم نسبت به ماهيت بعضي شرمنده گي هاي ديگرفرق مي كند . مثلا اگريك نفرمتهم به دزدي شود يك نوع شرمندگي دارد واگر خداي ناكرده درجمع بادي ازكسي  صادرگردد  يك نوعي ديگرمي شرمد واگرگلاب به روی تان صورت همسرش را ببوسد وکسی اورا ببیند نوع شرمندگی کاملا فرق می کند .

این احساس شرمندگی بیشتربرمی گردد به فرهنگ اجتماعی ، تربیت خانواگی ، قیودات دینی مذهبی ونوع بارآمدن ما . مثلا دربعضی  خانواده ها نام بردن ازابزارآلات جنسی زیرناف یک عمل زشت وخلاف ادب می باشد ، ولی دربعضی خانواده ها نام بردن ازآن آلات ،خصوصا درحین جنگ وعصبانیت ویا حتی درحین گفتگوهای شدید برای کوبیدن وشکست طرف مقابل ، کاربرد ابزاری دارد. رعایت این مسائل ، به عنوان حفظ آداب معاشرت ، عفت کلام ویا احترام به ارزش ها به حساب می آید . گرچند که بسته به انسان ها موارد رعایت این ارزش ها فرق می کند وبیشترآدم ها ، ظاهرقضیه را حفظ می کنند . مثلا یک زمانی ما درده مان یک ملایی داشتیم که مسیربین ده خود ش را که خانه اش بود ومحل وظیفه اش درده ما را، با خرمیامد ومی رفت . وی ازآنجا که تلاش می کرد پابندی به آداب معاشرت داشته باشد وقتی می خواست ازخریاد کند ، نمی گفت "خر"، بلکه باکمی تمانینه ولحن خاصی ، ابتدا خطاب به مخاطب ، کلمه " گلاب به رویتان " را می آورد ، بعد میگفت : "گوش دراز" یا میگفت "چهارپا " ودرمجالس معتبرترمی گفت "مرکب ". همه ی اهالی ده می دانستند که منظورملا همان "خر" است که  ایشان روزچهاردفعه سوارش می شود ولی به خاطرحفظ عفت کلام وبه جا آوردن ادب، ازبه کاربردن نام آن زبان بسته یعنی کلمه " خر" خود داری می کرد . همین آدم درموقعش که میشد ، خصوصا وقتی اطفال بدبخت را کف پایی میزد، به قول معروف ؛ آدم را ازدهن سگ مینداخت ازماتحت اش بیرون میکرد ." بچه خر"، "اولاد سگ" و"شیرخرخورده" ازمعمول ترین کلماتی بود که نثاراطفال می کرد .

پروژه های در حال اجراي شهرداري آران و بيدگل



پرتال اطلاع رساني شهرداري آران و بيدگل

اجرای نمایش باغ آلبالو به کارگردانی محمدحسن معجونی در تماشاخانه ایرانشهر


باغ آلبالو نمایشنامه روسی، آخرین اثر آنتوان چخوف است که در سال ۱۹۰۳ نوشته شده



نمایشنامه داستان یک زن اشراف زاده روس و خانواده اش است که به علت قرض رو به ورشکستگی هستند و باغ آلبالوی خاطره انگیزشان در گرو بانک است و چون خانواده غیر از قرض عایداتی ندارد، قرار است در موعد معینی باغ و ملکشان حراج شود. در عین حال این خانواده هیچ کاری برای نجات خود و جلوگیری از فروش باغ انجام نمی‌دهند و در پایان باغ آلبالو به یک دهقانزاده تازه به ثروت رسیده فروخته می‌شود و خانواده رانوسکی باغ را ترک می‌کنند در حالیکه صدای تبری که درختهای باغ را قطع می‌کند شنیده می‌شود.

انتقال به گورستان (زلزله ی شنبه ی بوشهر)

تابوت از جنس نئوپان است چون 37 تابوت نداشته اند.

روی تابوت پرچم ایران است نمیدانم چرا؟

بر خلاف تشییع های عادی این خانم پیشاپیش تابوت حرکت میکند.



زنان سرپرست خانوار از توانمندی روانی و اجتماعی قابل توجهی برخوردار نیستند


.... سقف خانه اش چکه می کند

و او با وجود داشتن قدرت مالی برای تعمیر سقف، می گوید:

«مرد ندارم که این سقف را تعمیر کند.»



منم می خوام راهی بشم ...برم به دریا برسم ...ماهی بشم .ماهی بشم

یک اتفاق ساده

فکر اولیه ام گذاشتن عکس در عکس بود .تصادفا به این شکل در آمد .حدودا مانند یک آینه ی بزرگ که امتداد کوچه ای را که آقای عنایتی ایستاده و عکس را گرفته نشان میدهد.آقای عنایتی شاید این اولین عکسهایی است که می گیرد ولی بسیار فراتر از یک عکاس مبتدی عکس گرفته است و روح لطیف و هنری در تمام عکسها حس میشود.این عکسها برای آیندگان غنیمتی از گذشته خواهد بود.هر لحظه ممکن است تمام این کوچه ها خدای ناکرده با خاک یکسان شود.همه ی عزیزان شایسته است این عکسها را حفظ نمایند.این عکسها و آثار آقای حسین بیدگلی و سایر دوستان میتواند مجموعه ای با ارزش و دیدنی در یک فایل یا آلبوم باشد.

عکسهای زیبای آقای عنایتی را در "و اما بعد" ببینید....

آیا اصلاح طلبان نامزد معرفی خواهند کرد؟

پوتین و رئیس جمهور آینده ی ایران


آیا برای روسیه اهمیت دارد که چه کسی رئیس جمهور ایران شود؟


اقدام جالب حاجی محسن

ایشان در سردخانه حاضر شد و برای کشته شدگان عزیز زلزله ی بوشهر قبل از دفن فاتحه خواند.امیدواریم در آینده هیچ ایرانی نمیرد مگر به مرگ طبیعی.


حاجی سیف الله خدمتی و مرحوم مادرش

يا الله! كسي نباشد.



"ادخلوا البيوت من ابوابها"



زمين و زمان در بوشهر

اگر  زمين  نامهرباني كرد  زمان  مهربان بود


قابل توجه وزارت نيرو/توانير/شركتهاي توزيع برق

اگر عابري اينجا دقايقي...

زلزله بوشهر1392


بزرگترین زلزله های صد ساله ایران


در سال 1288 در منطقه سیلاخور لرستان زمین لرزه ای به بزرگی 4/7 ریشتر بوقوع پیوست که 8000 کشته و 64 تخریب روستا را به همراه داشت.

در سال 1309 زمین لرزه با بزرگی 7/4 ریشتر
سلماس را لرزاند که باعث کشته شدن 2514 نفر و تخریب 60 روستا شد.

شهر
لار در سال 1339 با یک زمین لرزه 6/7 ریشتری لرزید که 400 نفر در این حادثه کشته شده و 75 درصد شهر نیز تخریب شد.

زمین لرزه
بوئین زهرا نیز با شدت 7/2 ریشتر و 10000 کشته در سال 1341 به وقوع پیوست.

در سال 1347 نیز زمین لرزه ای به بزرگی7/4 ریشتر
دشت بیاض خراسان جنوبی را لرزاند که منجر به کشته شدن 10500 نفر و تخریب 61 روستا شد.

1351 منطقه
قیر در استان فارسبا زمین لرزه 6/9 ریشتری لرزید و 4000 نفر را به کام مرگ برد.

1356
خورگو در هرمزگانبا 7 ریشتر لرزید که در آن 128 نفر کشته شدند.

زلزله
طبس با شدت 7/7 ریشتر در سال 1357، 19600 کشته و تخریب 16 روستا را به دنبال داشت.

در سال 1358 هم
قائن با شدت7/1 ریشتر لرزید که در اثر آن 130 نفر جان باختند.

1360
سیرچ کرمانبا شدت7/4 ریشتر به لرزه درآمد و 1300 نفر کشته شدند و 85 درصد شهر هم تخریب شد.

رودبار و منجیل
در سال 1369 با شدت 7/4 ریشتر لرزید که 35000 نفر کشته به همراه داشت.

بیرجند
هم در سال 1376 با شدت7/3ریشتر لرزید و 1500 نفر کشته بر جای گذاشت.

در سال 1381 هم
آوج قزوین در اثر زمین لرزه با خسارات زیاد در شهر و روستاها روبه رو شد. شدت زلزله آوج 6/6 ریشتر بود.

بم
هم در سال 1382 با قدرت 6/5 ریشتر با خاک یکسان شد که 41000 نفر در اثر آن جان باختند.

زلزله بعدی در سال 1383 در
فیروزآباد با شدت 6/3 ریشتر آمد که منجر به ریزش کوه و خسارات شد.

زرند
هم در سال 1383 با شدت6/4 ریشتر لرزید و 612 نفر در آن کشته شدند و 10 روستا تخریب شد.

ورزقان و اهر و هریس در سال 1391

شنبه و طسوج بوشهر 1392 با شدت 6/1 ریشتر


صالح ستاری نوه ی شادروان ولی اربابی و آقای علی ستاری(شیدا)

اغتشاش بصری/"آلودگی های بصری"

مردم شهرشنبهshonbe بوشهر سال نوي خودرادرکنارگلزارمطهرشهداء آغازنموده بودند...عکس

شنبه در شونبه سیل آمد و سه شنبه زلزله شد.

خبر سیل

درپی بارندگی های شدیدروزشنبه مورخ 1392/01/17 درشهرشنبه راههای ارتباطی به خورموج وروستاههای اطراف قطع گردید.

بارندگی روزشنبه که به میزان 51میلیمترگزارش شده است باعث اختلال درتردد و زندگی روزمره ی مردم گردیدکه این مقداربارندگی طی 25 سال اخیردرشهرشنبه بی سابقه بوده است و تخریب راهها و پلهای ارتباطی،آبگرفتگی معابر شهری،اختلال درترددمردم روستاهای جنوبی شهر،ازعوامل مشکل آفرین این بارندگی محسوب می گردد.

خسارات وارده به بخش کشاورزی بسیارچشمگیربوده واغلب مزارع گندم و جو و صیفی جات و تنباکوی کشاورزان طعمه سیل گردیده است.اضافه می گردد به علت نبود پل درمسیر شهر شنبه به روستاههای درویشی وب اغان باعث شده مردم این روستاها در پشت آب نمای جنوبی شنبه معطل بمانند، هر چند در مسیر شنبه به خورموج نیز آب نمای رزم آباد نیز باعث اختلال درعبورومرور خودروهاگردید .

نجات چندین خودرو درآب نمای جنوب شهربوسیله لودر و باکمک مردم  و نیروهای شهرداری شنبه باعث شد خسارات جانی و مالی کاهش یابد و نجات 4 خانوار از عشایر منطقه توسط نیروهای شهرداری و اسکان آنان درمرکزشهر از دیگر اقدامات صورت گرفته می باشد.

به مردم روستاهای دهوک و دشت پلنگ درمنطقه ی طسوج نیزخسارات مالی فراوانی واردگردیده است.

عکس از عید92

مراسم رونمایی ازتمثال مبارک امام وشهداء بخش شنبه وطسوج باحضورفرماندار واعضای شورای اداری شهرستان دشتی برگزارگردید

آنها دیروز نمی دانستند امروز زلزله میشود...

 شهرداری کاکی درایام نوروز 92 خدماتی را به  مسافران نوروزی ارائه نمود که ذیلاً تشریح شده است:

1-      کشیک نوروزی پرسنل (هر روز دو نفر) در دو نوبت صبح و عصر

2-      برپایی کیوسک راهنمای مسافرین

3-      برگزاری نمایشگاه  معرفی آداب و رسوم  و وسایل زندگی مردم در گذشته بنام میراث نیاکان

4-      رنگ آمیزی سنگ بلوارهای ولیعصر(عج) و شهید بهشتی

5-      چاپ بروشور معرفی شهر و راهنمای  شهر کاکی جهت مسافرین

6-      تنظیف بلوارها،خیابانها و اماکن عمومی

7-      راه اندازی تلویزیون شهری در بوستان نخل

8-      نصب پرچم در بلوار ولیعصر(عج) و نیز میدان ورودی و نقاط اصلی شهر

9-      نصب بنر تبریک عید در سطح شهر 

10-  نصب بنر خوش آمدگویی در ورودی و خروجی شهر

11-   هرس درختان بلوارها و خیابانهای شهر

12-   تعمیر وسایل بازی ،چراغ های تزئینی و روشنایی پارکها

13-  برپایی پارک بادی در بوستان نخل

14-  نصب چراغ های خطر درابتدای بلوارولیعصر(عج)  - ورودی شهر

قبل از همه کار باید به فکر سیل و زلزله باشیم

ژاله ضرابي نماينده كاشان در دوره هاي 23 و 24


نوع مجلس : ملي
حوزه انتخابيه : كاشان
سال تولد : 1309
دوره نمايندگي : 23 - 24



خانم ژاله ضرابي كانديداي(نماینده) كاشان عروس تيمسار صفاري است و با اينكه كاشي است كمترين طرفداري در محل ندارد مخصوصا گروهي از اهالي كاشان با توجه به سوابق پسر سناتور صفاري كه چندي پيش شايع بود خود با پسر يكي ديگر از سرشناسان ازدواج كرده اين عمل حزب را نوعي توهين به خود تلقي مي كنند.
خانم ضرابي را اصلا كسي نمي شناسد. وي نه داراي سوابق اجتماعي است؛ بلكه او عروس تيمسار صفاري است و صفاري در لباس حزبي به عنوان قطب تجلي مي كند و خودش سناتور مي شود و عروسش از كاشان عليرغم ميل مردم سر درمي آورد و خواهرزاده اش هم از لاهيجان به مجلس مي رود.

http://www.ensani.ir/storage/Files/20101118152018-204.pdf
ابراهيم ضرابي در 1268 در كاشان تولد یافت. پس از انجام تحصیلات مقدماتى به مدارس نظامى وارد شد و دوره‏ ى آنجا را پایان داد و درجه‏ ى افسرى گرفت. وى در اثر مشاركت در چندین منازعه‏ ى داخلى، سریعا ترقى نمود و درجه‏ ى سرهنگى گرفت و داخل ژاندارمرى شد. در چند استان ریاست ژاندارمرى با او بود.
 بعد از شهریور 1320 به ریاست ژاندارمرى خوزستان منصوب شد و پس از بیست سال توقف در درجه‏ ى سرهنگى، به درجه‏ى سرتیپى رسید و فرماندهى قواى خوزستان به او محول گردید. از آنجا به فرماندهى لشكر لرستان و بعد فرماندهى لشكر سوار تهران منصوب شد.
چندى هم ریاست دادگاه تجدیدنظر نظامى با او بود.
 در سال 1324 به ریاست شهربانى كل كشور رسید. یك سال در آن سمت بود تا اینكه در وقایع آذربایجان فرمانده یكى از ستونهاى حمله به تبریز بود. پس از فرار پیشه ‏ورى و سقوط فرقه ‏ى دموكرات، ضرابى فرمانده لشكر تبریز گردید و با قدرت و حشمت زیاد در آنجا فرمانروائى مى‏كرد. در سال 1326 با احراز درجه ‏ى سرلشكرى، مجددا رئیس كل شهربانى شد.
 نزدیك به یك سال در آن سمت بود تا كنار رفت و بازنشسته شد و در سال 1352 در سن 84 سالگى در تهران درگذشت.

یكى از دختران وى یك بار به نمایندگى مجلس انتخاب شد.

http://www.rasekhoon.net/mashahir/show-119539.aspx

شش شهيد در يك مجلس /در يك عكس

http://abnews.ir/

اسامی  از چپ به راست نوشته شده است.


وداع با عسل


جانیار عرب‌نیا پسر عسل بدیعی و پدرش

http://rangopang.blogfa.com/post/5

سیاوش فرزانگان نوه ی شادروان محمد ستاری و آقای علی فرزانگان

حاج احمد آقا احمدی فرزند مرحوم حاج آقا محمد احمدی

http://mohajer-bidgoli.blogfa.com/post-97.aspx

روستای سوزن / شهرستان رزن / استان همدان


مراسم بزرگداشت چهره ماندگار حسابداری ایران در آران و بیدگل

عکس:سجاد صادقی آرانی

http://abnews.ir/

نانوایی قدیمی در قهرود


گروه شادی هدیه ی اداره ی راه و شهرسازی کاشان به مسافرین نوروزی

http://aib1963.blogfa.com/post/229

دکتر بهروز مینایی بیدگلی مدیر عامل بنیاد ملی بازیهای رایانه ای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

http://radiomoallem2.blogfa.com/post-530.aspx


شادروان دکتر غلامرضا اسلامی بيدگلي در جوانی



جلسه ي بزرگداشت شادروان دکتر غلامرضا اسلامی بيدگلي


روز جمعه  1392/1/16


از  ساعت 10 تا 12 صبح


 حسینیه توی ده بیدگل واقع در بلوار واصف

فصل سوم معاهده ی گلستان و بخشش خاک وطن به جهت ثبوت دوستی

اعلیحضرت قدر قدرت!! پادشاه اعظم مالک بالاستقلال کل ممالک ایران به جهت ثبوت دوستی و وفاقی که به اعلیحضرت خورشید رتبت، امپراطور کل ممالک روسیه دارند به این صلحنامه به عوض خود و ولیعهدان عظام تخت شاهانه ی ایران ولایات:

قراباغ و گنجه که الآن موسوم به الیزابت پول است.(مدتی هم نام گنجه کیروف آباد بود)

و الکای (سرزمین)خوانین نشین شکی، شیروان، قوبٌه، دربند، بادکوبه

و هر جا از ولایات طالش را با خاکی که الآن در تحت تصرف دولت روسیه است

و تمامی داغستان، گرجستان، محال شوره گل، آچوق باش، کورنه، مینگرلی، آبخازی

و تمامی الکا و اراضی که در میانه ی قفقازیه و سرحدات معینه الحاله بوده

و نیز آنچه از اراضی دریای قفقازیه الی کنار دریای خزر متصل است

مخصوص و متعلق به ممالک آمپیریه روسیه می داند.

جایی که هیچکی نبود...

اینجا یک حوض بود با آبی تمیز و یک ماهی که روز مبارک ساعتی کنارش نشستیم و ناهار و چای خوردیم.روبرو مسجدی می بینید که در آن یک بخاری گازی روشن بود.دستشویی اش خیلی تمیز بود.اینجا مرکز قهرود است.