چقدر نوجوانانمان را درک میکنیم ؟
فاصله ی کلامی و فکری بخشی از نسل نوجوان با پدربزرگشان خیلی زیاد شده اینجا سعی میکنم این مطلب را که از یک وبلاگ کپی نموده ام بفهمم .اگر اشتباه فهمیدم کمکم کنید.
سلام
من يه دو روزي مي شه كه بعد از ۱۰ روز و ۹ شب به آغوشه گرمه خونوادم برگشته م
؛ از فرودگاه با مامان جونه ( مامان بزرگم)رفتيم خونه ي مامان جونه ( مامانم ) و شبم مونديما همه هم بودندا ؛
بسي فراوان خوشانديم ( خوش گذشت)و هي از خودمون خوچحالي در كرديم ( خوش گذشت) و كاري كه در طوله ( طول )عمرمان هرگز انجام نداده ايم انجام داديم و آن هم بغل كردنه باباهه بود آن هم به طور مبسووووووووووووط و فتييييييييييييييييير ( محکم ومفصل)؛
من بسي فراوان در كاره خودم موندم كه من چه جوري و اون چه جوري و اصلا هردوتامون چه جوركي هم ديگه را بغليديم و شلپ شلپ همم بوس كرديم .
(( آيكنه : يه اطي ( اطلس ) كه يه عالمه علامته سوالو تعجب (علامت سوال و تعجب )دور سرش وول مي خوره
))
توو اين مدت كه مشهد بودم ؛ از دو استيت (حالت)خارج نبودم : يا حرم بودم يا حرم نبودم
وقتي دخترخاله هام ديدندم ( مرا دیدند)؛ هركدوم يه چيزي بهم گفتند :
شهرزادو الهام : واااااااااااي اطي ؛ چه قده نوراني شدي ؛ چه قده نورت شديده ؛ بده به من اون عينك آفتابيتا![]()
دلارام : خره اطي ؛ قيافت شده عينهو دعااااااااااااااااااااااااااااا
( از بس دعا کرذی)سميه : اطي ؛ هي انواره ( انوار )نوره كه از چشات مي پاشه بيرون![]()
خاله كوچيكه كه همون پشته تلفن بهم گفت : اطي الانه تو نور بالا مي زنياااااااا![]()
تو حرم كه بوديم يه خانومه اي ازم خوشش اومد ؛از مامان جونه شماره مونا خواسته بود ؛ اما من نزاشتم (نگذاشتم )مامان جونه شماره بده ؛ سر حساب كه شديم ديديم بععععععله ؛ طرف اهله شيرازه و دكتراي الاهيات داره و از اين حرفاااااااا ؛
همه وقتي فهميدند بهم مي گفتند چرا نزاشتم (نگذاشتم )؛
آخه يكي نيست به اينا بگه : منه (من) گاگول كه ساسي مانكن (خواننده زيرزمينی رپ فارسی) گوش مي دمو (می دهم ) و نيناش ناشم (موزيک ويدئو ی جديد ساسي مانکن) بلدم چه ربطي دارم به يكي كه دكتراي الهيات داره ؛ تازه اونم شيراز ؛ كي مي ره اين همه راهااااااااا؟؟؟؟![]()
البته ناگفته نماند كه روزه ( روز ) آخر مامانش اومد جلو مامان جونه از خودم تيليف (شماره تلفن )گرفت ؛ وقتي هم اسمما فهميد همچين پريد ماچو موچم كرد كه مامان جونه تو كفه ( کف ) سرعت عمله (عمل ) طرف مونده بود
تازه منم پروپرو (فوری) به باباهه زنگيدم كه :
شماره خونه را دادم به خانوم![]()
بابام : هااااااااان؟؟؟؟؟ برا چي چي شماره تلفنه(تلفن) خونه را دادي دسته (دست )مردم؟؟؟؟؟؟![]()
حالا يكي بياد به اين باباهه بگه كه : بابا جان ؛ خواستگاره ؛ احيانا بايد كبوتره نامه بر بفرستند؟؟؟؟؟![]()
تو حرمم كارام اينا بود :
چادرما مي زدم زيره (زیر ) بغلم ؛ دوتا صندلي هم مي زدم زيره (زیر ) بغلم ؛ دنباله(دنبال) سره (سر) مامان جونه از اين طرف به اون طرف مي بردم ؛ بعدم كه تا جون تو بدن داشتم هي راه به راه برا مامان جونه قرآن و مفاتيح خوندم
؛ چيزايي كه بار اولم بود مي خوندم ؛ بعد خب بقيه ي اونايي هم كه پير بودند ميومدند و من بلند مي خوندم و اونا آرم؟ ؛ بعد هي دعا بود كه به طرفه من سرازير مي شد
:
خدا خوشبختت كنه
؛ خدا سفيد بختت كنه
؛ خدا يه بخته خوب تو امسال نصيبت كنه ![]()
اينقده دعا مي كردند كه به مامان جونه گفتم :
به مرگه خودم اگه اين دعاها امسال مستجاب نشه من تو مسلمون بودنه(بودن ) همه تون شك مي كنم ؛ ببين كي هست كه دارم مي گمااااااااااا![]()
تازه شم من از همين الانه عزا گرفتم با اين موهاي مدله دست تو پريزه برقم ( سیخ سیخی )؛ آرايشه (آرايش) عروسا چيكار كنم؟؟؟؟؟؟
(( بياي بهم بگي متوهمه ؟ بي جنبه ي فلان فلان شده كلامون مي ره توو هم ديگه هااااااااا ؛ تازه شم ؛ اينجا خانواده رد مي شه هااااا ))
به قوله دختر خاله م : آخه اين چه وقته( وقت ) آرايشگاه رفتن تو بود ؛ مي زاشتي مي رفتي مشهد و برمي گشتي بعد اگه خبري نمي شد تيشه به ريشه ت مي زدي![]()
تبسمم كه خداااااااااي همدرديه با من : اطي اينقده به اين امام رضا سمج نشوهاااااا ؛ كار دست خودت ميدياااااااااااا![]()
تولدمم كه عالي بود ؛ اول خاله كوچيكه و شوهرش اس ام اس دادند ؛ بعد دوستم ؛ بعد اون يكي دوستم ؛ بعد اون يكي دوستم ؛ بعد تبسم
؛ بعد دخي خاله م ؛ بعد سارا ![]()
كله ي سحرم مامانم زنگ زد و تبريك گفت ؛ بعد ساعته ۸ بابام تبريك گفت ؛ بعد خاله م ؛ بعد اون خاله م ؛ بعد دخي خاله م ؛ بعد اون يكي دوستم
الهام زنگ زده بهم مي گه : اطي مي خوام يه خبره بد بهت بدم ؛ ناراحت نشيا ؛ مامانت رفته بيمارستان بستري شده ![]()
من : برا چي آخه؟؟؟؟؟؟![]()
اون : آخه رفته تورا به دنيا بياره
تولدت مبااااااااااااااارك![]()
شهرزادم كه اس ام اس داده : مي خوامت به خاطر اونت ؛ اون چيز نازت ؛ مي دوني كه چي رو مي گم؟؟؟همون چيز قشنگت ؛ اوني كه زير لباسته ؛ اون قلبه مهربونت ؛ تفلدت مووووووووباااااااااااااارررررررررررك ( تولدت مبارک ).![]()
باباهه هم كه قرار بود يه چكه (چک)سفيد امضا برام با هواپيما بده بياد كه داااااااااااد ؛ البته هواپيما تو راه گم شد ؛ (( مديوني اگه فكر كني گفت برا تولدت فرستادمت مشهد ))حالا قول داده كه تا قبله (قبل ) مهر يه كيش مي برتم ؛ تا ببينيم چي مي شه![]()
اينجا هم كه همه تون لطف داشتيند در حده ( حد) تيم ملي
؛ واقعا از لطفه همه تون ممنونم
؛ نمي دونم چه ريختي ازتون تشكر كنم ؛ حسابي منا شرمنده ي خودتون كرديند ؛ ايشالا تو عروسياتون جبران كنم ؛
تي تاپ جان (اسم دوست)مرسي ؛ مجيد مرسي ؛ كارامل(اسم دوست) مرسي ؛ اليو جون (اسم دوست)مرسي ؛ همه مرسي ؛ همه مرسي ؛ همه يه عالمه مرسي ؛ همه يه دنيا مرسي ؛ همه يه عالمه دنيا دنيا مرسي ؛
به قوله فانتازيو (اسم دوست): از طرفه من خودتونا وحشيانه بغل كنيد ؛ اگه اسمه كسي را جا انداختم دليل بر بي توجهيم نيست ؛ از بس دوستاي خوب و مهربوني دارم نمي دونم اسمه كدوما را بگم![]()
اميده پر اميده بلاگستان ؛ با چندين روز تاخير تولدت مبارك باشه جوون![]()
و اين آخري هم تقديم به همه ي شماها كه به اندازه خيلي زياد برام مهربوني به همراه داريند
:
نمي دانم تا كدامين طلوع زنده خواهم بود
نمي دانم كدامين غروب خواهم رفت
اما دوستتان دارم تا آخرين لحظه ي بودنم