ديدي نرگس خانم چه گردنبندي خريد!

رفته بود بازار كه مثل گردنبند من بخره.

 اما پيدا نكرد و سهمش يك گردنبند سبك و كم عيار شد.

 البته اين كه خريد قشنگه اما اين كه نتوانست مثل مال من پيدا كند خيلي مهم است. بار اولش هم نيست. تا حالا چندبار اين كار را كرده است. پارسال هم با مجيد رفتم هند، ماه بعدش با يك تور درجه سه بلند شد رفت هند!

يا اين كه من يك پيراهن گيپور قشنگ در مراسم مهري پوشيده بودم، فرداش ديدم رفت مثل گيپور من خريد و ...
    اين يك نمونه از بازار گرم چشم و هم چشمي در ميان برخي از خانواده هاي ايراني است. چشم و هم چشمي به عنوان يكي از مؤلفه هاي ثابت رفتار برخي افراد درآمده است. نوعي تلاش براي پيش بودن و عقب نماندن كه البته وجه منفي اش پررنگ تر است و از نظر روانشناختي زماني كه معيارهاي ارزشي در وجود فرد نهادينه نشده باشد، براي او فقط ديدگاه ديگران مهم است.

 اما زماني كه معيارهاي ارزشي درون ذهن فرد جاي گرفت، آنگاه از وابستگي به نظر ديگران رها مي شود و مي تواند معيارهاي اخلاقي و رفتاري خود را كه در اثر تكامل عاطفه و انديشه او به وجود آمده است به كار ببرد، يعني در حالت اول شخص مرتباً خود را از چشم ديگران ارزيابي مي كند و به همين علت ظاهر براي او مهم است.

 در اين باره مي توان به كودكان اشاره كرد؛ به محض آن كه لباس يا اسباب بازي را در دست كودك ديگري ببينند، مي خواهند مالك آن باشند و به اين ترتيب احساس قدرت مي كنند كه البته اين موضوع در افراد بزرگسال هم ديده مي شود. اين نشان مي دهد اين افراد از نظر ذهني به پختگي نرسيده اند و مي خواهند با تملك وسايل و اشيا نظر ديگران را به خود جلب كنند و در خود به احساس قدرت دست پيدا كنند. كارشناسان معتقدند چشم و هم چشمي به اين معناست كه فرد به بلوغ فكري كامل نرسيده است. در واقع چنين فردي ضعف دروني خود را با ظواهر بيروني جبران مي كند، اما در نهايت هيچ گاه راضي نمي شود. 

 با اين همه هر چه از رقابت مثبت و دوستانه به سمت حسادت و رقابت منفي مي رويم، چشم و هم چشمي به عنوان يك پديده رفتاري و ناهنجاري اخلاقي در رفتارها آشكار مي شود و در نتيجه موجب رنج هاي بي شماري مي شود كه بسياري از آنان قابل درمان نيست. 
    چشم و هم چشمي نوعي نقص و نارسايي است كه مي تواند منجر به بيماري شود. با وجود اين برخي كارشناسان معتقدند اگر چشم و هم چشمي در خانواده اي وجود داشته باشد، كودكان اين خانواده ها نيز دچار مشكلات ويژه اي مي شوند.  از آنجا كه كودكان رفتار پدر و مادر را ملاك اعمال خود قرار مي دهند، پدر و مادري كه دچار چشم و هم چشمي و حسادت باشند، سبب بروز اين پديده در كودكان خود مي شوند. زيرا اين پدر ومادر نمي توانند به كودك بياموزند كه قدرت واقعي در دوست داشتن ديگران و از خود گذشتگي است، بلكه كودك از روي رفتار پدر و مادر به اين نتيجه مي رسد كه ظاهر و ثروت است كه ملاك برتري افراد است.
   اين ديدگاه موجب تنش، بي قراري، نارضايتي، اضطراب، افسردگي و فساد اخلاقي در كودك و نوجوان مي شود. در اين خانواده ها كودك،هدف اصلي زندگي را امكانات مادي مي داند و براي كسب امكانات مادي متوسل به روش هاي غيراخلاقي و بزهكاري نيز مي شود.
          حسد از ريشه هاي چشم و هم چشمي است.
    از سوي ديگر در زندگي روزمره خانوادگي بارها و بارها شاهد اين وضعيت بوده ايم كه برخي از افراد به گونه اي حس برتري جويي وسبقت طلبي نسبت به ديگران بويژه هم جنسان و در پاره اي از موارد اقوام و نزديكان خود داشته اند.
    رقابت، در صورتي كه در ابعاد مثبت و با مبناي اخلاقي رخ دهد مي تواند فرايندي اصلاح گر و بهبود بخش در زندگي خانوادگي باشد. اما در بسياري از موارد مسابقه و رقابت در ابعاد منفي خود به گونه اي آزاردهنده و بيمارگونه در رفتار اجتماعي پاره اي از افراد آشكار مي شود. به گفته او چشم و هم چشمي حالتي از رفتار است كه در آن فرد به دليل يك حس رقابت مادي نسبت به ديگران، حركتي را انجام مي دهد كه اين حالت از نظر رفتاري ناشي از كمبودهاي مادي و تربيتي دوران طفوليت و يا دنباله اي از حس حسادت است كه در رسيدن به برخي از اهداف مادي جلوه گر مي شود.
                
   

     
 روزنامه ايران، شماره 3584 به تاريخ 10/12/85،