به مولای عدالت و جوانمردی!
دشنام می دهند به تو روسیاه ها
کانون کینه اند و نفاق این تباه ها
دشنام می دهند، ولی حق به جانب اند
آرام و سر به زیرتر از بی گناه ها!
حق داری اینکه در دل شبها فرو بری
از دست داغهای دلت سر به چاه ها
از تیغهای سرکش دشمن هراس نیست
باید هراس داشت از این سر به راه ها!
از حرف حق اراده باطل کنند و نیست
"الا اللهی" در آن سوی این "لا اله" ها!
از لقمه های شبهه آنان خبر بگیر
تا پی بری به حکمت این اشتباه ها!
وقتی دوید آب تنعم به زیر پوست
می جوشد آب مظلمه از زیر کاه ها!
معیار حق تویی و دریغا دروغ و ظلم
همواره حکم کرده در این دادگاه ها
چون استخوان خوک به دست جذامی است
دنیا و خیره گشته بدان چشم شاه ها!
رفتی تو و... عدالت تو تا هنوز هست
چتر محبتی به سر بی پناه ها!
محمدرضا ترکی
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 14:40 توسط اکبر ستاری
|