اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که :

در آن متدینین، فرهنگ انتظار و فرهنگ بسیج مورد تمسخر قرار گیرد،

 صدای اذان ظهر در آن بلند نشود به بهانه اینکه به کلاسهای درس آسیبی نرساند،

 روحانی نتواند در آن وارد شود،

 نه تنها مسجد بلکه یک نمازخانه نیز نداشته باشد که بتوان نماز جماعت را اقامه کرد و ... .

  نه تنها در تمام ماه محرم و صفر بلکه در تمام طول سال کوچکترین مراسم مذهبی نیز در آن برگزار نشود و به جایش در چهارشنبه آخر سال گفته شود که اشکال ندارد برقصید و پایکوبی کنید ...

 در یک اردوی دانشجویی ماشین را نگه می ‌دارند و به دانشجویان می‌گویند "حالا می‌توانید بروید پایین و شروع کنید" و سپس آهنگ مبتذل می‌گذارند و مراسم آنچنانی برگزار می‌کنند،

 در یک کلام می گویم خوب است چنین دانشگاهی اصلا وجود نداشته باشد چون اگر این دانشگاه وجود داشته باشد مردم ایران، دانشجویان، اساتید و کارکنان دانشگاه آن را با خاک یکسان می‌کنند. مردم بدانند که خدایی ناکرده اگر چنین دانشگاهی وجود داشته باشد و بخواهد در آن مسیرها گام بردارد و عده‌ای نیز خود را پشت تصویری پنهان کنند نمی توان در چنین دانشگاهی آدم پرورش داد.

 مگر می‌شود ماه محرم برسد و استادی بدون گفتن یا اباعبدالله سر کلاس حاضر شود. وقتی می گوییم دغدغه دین داریم نمی‌توانیم علم و دین را از هم جدا بدانیم.


کامل آن رااینجا بخوانید:

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=117172