تقدیم به جناب عنایتی

Atorvastatin Calcium

عوارض جانبي :
اختلالات گوارشي ، سردرد ، سر گيجه ، راشهاي پوستي ، تاري ديد ، بي خوابي ، اختلال در حس چشايي ، افزايش برگشت پذير آمينو ترانسفرازهاي كبدي ، دردعضلاني ، ميوپاتي


به بيمار توصيه شود كه در صورت بروز ضعف و درد عضلاني اين عوارض را به پزشك گزارش نماید.

شما نوشته بودید:

بعد از غروب،به تدریج بر شدت سردردهای همیشگی ام افزوده می شود.سرم پر از همهمه می شود ونمی توانم روی پا بیایستم.

هر چه از شب می گذرد دردهای عضلانی ام شدید تر می شود ودردهای استخوانی جانکاه تر.


نيتروگلسيرين

بخاطر داشته باشيد:

- همراه داشتن اين دارو براي شما كه بيماري قلبي داريد ضروري است.

 قبل از انجام فعاليت‌هايي كه احتمال درد داريد از قرص استفاده كنيد.

- قرصهاي زيرزباني را در شيشه‌هاي تيره رنگ و بدو از حرارت و رطوبت نگهداريد.

- استفاده بيش از حد و نابجا از اين دارو مي‌تواند باعث افت فشارخون شما شود كه مسائل ديگر را نيز به دنبال دارد.

 جهت استفاده از اين دارو:

- نيتروگلسيرين زير زباني را در ظرف در بسته دور از حرارت،‌ رطوبت و نور نگهداريد. زيرا اين دارو در برابر نور و حرارت فاسد مي‌شود و مي‌تواند بصورت بخار از قرص متصاعد شود.

- داروهاي ديگر را در ظرف محتوي TNG نگذاريد.

- ظرف دارو را نزديك بدن حمل نكنيد زيرا ممكن است گرماي بدن باعث كاهش قدرت دارو شود.

- اگر مرتب مجبور به استفاده از نيتروگلسيرين هستيد و يا نياز شما بيشتر شده بهتر است با پزشك خود مشورت كنيد.


  • دیلتیازم
  • چگونگی مصرف
    مقادیر متفاوتی از دیلتیازم برای موارد گوناگون تجویز می شود. مهم است که دارویتان را هر روز در ساعت یکسانی مصرف کنید.
  • شکل های طولانی اثر دیلتیازم روزی یک بار مصرف می شود. و بهتر است صبح ناشتا خورده شود تا فراموش نشود. در مواردی که روزی چند نوبت دیلتیازم تجویز می شود، باید سعی کنید که مطمئن شوید همه نوبت ها را بخورید. دیلتیازم را می توان با یا بدون غذا مصرف کرد.
  • هر روز پیش از مصرف دیلتیازم نبضتان را برای یک دقیقه بگیرید. اگر بلد نیستید از یک پرستار یا پزشک بخواهید روش آن را به شما بیاموزد. اگر نبضتان ۵۰ در دقیقه یا کمتر بود، قبل از مصرف دوز بعدی دیلتیازم با پزشکتان مشورت کنید.
  • هیچگاه بیشتر از مقدار تجویز شده مصرف نکنید. از دستورات پزشکتان به دقت پیروی کنید. اگر یک نوبت را فراموش کردید، به مجردیکه به یاد آوردید، مصرفش کنید.
  • در مواردی که دارو را روزی یک بار مصرف می کنید اگر کمتر از ۸ ساعت تا نوبت بعدی مصرف دارو مانده بود، نوبت فراموش شده را رها کرده ، به برنامه دارویی معمولتان بازگردید. اگر دیلتیازم را روزی چند بار مصرف می کنید، اگر تقریباً موقع نوبت بعدی رسیده است ، نوبت فراموش شده را حذف کنید.
  • مقدار دارو را دو برابر نکنید و پیش از هماهنگی و مشورت با پزشکتان مصرف دارو را قطع نکنید. برای قطع این دارو مقدار داروی مصرفی باید به تدریج کاهش داده شود.
  • در اکثر مواردی که دیلتیازم تجویز می شود برای مهار بیماری است نه درمان آن . بنابراین ممکن است مجبور باشید که آن را در سال ها یا حتی پایان عمر مصرف کنید، حتی اگر احساس بهبودی می کنید.
    هشدارها و عوارض جانبی
    در صورت بروز هر یک از نشانه های نادر ولی جدی زیر مصرف دیلتیازم را قطع کرده ، با پزشکتان تماس بگیرید:

درد قفسه سینه ، مشکل در تنفس ، تنگی نفس ، یا خس خس سینه ، ضربان قلب زیر ۵۰ در دقیقه ، سرگیجه یا سیاهی رفتن چشم پس از برخاستن از حالت خوابیده یا نشسته ؛ تورم دست ها و پاها یا افزایش وزن ناگهانی (۱/۵ کیلو در ۴۸-۲۴ ساعت )؛ التهاب لثه ها؛ لرزش دست و انگشتان دست ؛ سفتی عضلات بازو و ران ؛ مشکل در صحبت کردن یا بلعیدن ؛ از دست دادن تعادل ؛ بثورات جلدی ؛ افت قوای ذهنی ؛ تپش قلب (احساس حرکت سریع قلب در قفسه سینه ). علایم زیر ممکن است تا تنظیم شدن بدنتان با دارو مشاهده شوند: سردرد، خواب آلودگی ، خستگی ، خشکی دهان ، برافروختگی و احساس گرمی ، تهوع ، یا یبوست یا اسهال . اگر این علایم ادامه یافتند یا مشکل ساز شدند، موضوع را با پزشکان درمیان بگذرید.
در مورد یک سطح فعالیت بدنی بی خطر با پزشکتان مشورت کنید. دیلتیازم ممکن است درد قلبی را کاهش دهد یا آن را کاملاً رفع کند و شما درنتیجه بیشتر از مقدار قابل قبول فعالیت بدنی انجام دهید.
وزنتان را نسبت به قد و استخوان بندی تان در محدوده مناسب نگاه دارید. در صورت نیاز از پزشکتان بخواهید درکاهش وزن به شما کمک کند.
به آرامی از حالت خوابیده به نشسته یا ایستاده و یا از حالت نشسته به ایستاده تغییر وضعیت دهید تا دچار سرگیجه و سیاهی رفتن چشم نشوید.
برای جلوگیری از مشکلات دندانی و لثه ای ناشی از این دارو بهداشت دهان خود را با مسواک زدن ، استفاده از نخ دندان و مراجعه منظم به دندانپزشک حفظ کنید.
داروی کافی برای روزهای تعطیل در دسترس داشته باشید.
یک برگه شناسایی پزشکی که نشان دهد دیلتیازم مصرف می کنید همراه داشته باشید.
از آنجاییکه این دارو می تواند روی نتایج برخی آزمون های آزمایشگاهی اثر بگذارد، سایر پزشکان را از اینکه دیلتیازم مصرف می کنید، مطلع سازید.
دیلتیازم را از دسترس کودکان و دور از گرما، نور مستقیم ، حرارت مرطوب نگهداری کنید (در این شرایط دیلتیازم فاسد می شود).
دیلتیازم تاریخ مصرف گذشته را دور از دسترس کودکان در توالت دور بریزید.

http://pezeshkan.org/?p=12977


LOSATEN

عوارض جانبی:

سرگیجه- بیخوابی-سوءهاضمه-درد پشت و پا


plavix

عوارض جانبی:

افسردگی-خارش

(گفته اید:در رخت خواب هی می لوشم.هی بدنم را می خارانم.)


 (متورال® ۵۰)
عوارض جانبی :
برادی کاردی علامتی (سرگیجه ) ،اسپاسم برونش (اشکال درتنفس یاخس خس سینه )،نارسایی احتقانی قلب (تورم مچ پا واندامهای تحتانی ،تنگی نفس )،افسردگی روانی و کاهش گردش خون محیطی (سردی
دستها و پاها)با مصرف این دارو گزارش شده است .

 METFORMIN 
هشدارها و عوارض جانبی
خستگی ، دردهای عضلانی ، تنگی نفس ، خواب آلودگی ، یا معده درد. این علایم نادرند ولی باید بلافاصله با پزشک در میان گذاشته شوند. علایم خفیف تر و معمول تر عبارتند از: از دست دادن اشتها، تهوع ، استفراغ ، نفخ ، تولید گاز بیش از حد در روده ها، و اسهال . اگر این علایم مشکل ساز شدند با پزشکتان تماس بگیرید.

Trifluoperazine
 عوارض جانبی
علايم اكستراپيراميدال، پسودوپاركينسونيسم، خواب‌آلودگي، سندرم نورولپتيك بدخيم، سرگيجه، سردرد، بي‌خوابي، تشديد علايم سايكوتيك.
:CV آسيستول، هيپوتانسيون ارتوستاتيك، تاكيكاردي، سرگيجه، غش، ديس‌ريتمي، تغييرات ECG ، افزايش درد آنژيني بعداز تزريق عضلاني.
:EENT تاري ديد، وزوزگوش، ميدرياز، افزايش فشار داخل چشم.
:GI خشكي دهان، يبوست، تهوع، استفراغ، بي‌اشتهايي، اسهال.
:GU احتباس ادراري، ژنيكوماستي، هيپرمنوره، مهارانزال.
:HEMA لكوپني گذرا، آگرانولوسيتوز، ترومبوسيتوپني، آنمي.
:Local درماتيت تماسي، نكروز عضلاني در محل تزريق عضلاني.
:Other هيپرپرولاكتينمي، حساسيت به نور، افزايش اشتها، افزايش وزن، واكنش افزايش‌حساسيت.

Antihistamine decongestant آنتی هیستامین دکونژستانت

عوارض جانبی: عوارض‌ شایع‌ آن‌ شامل‌غلیظشدن‌ ترشحات‌ نایژه‌ و بروزسرفه‌های‌ خشک‌ می‌باشد. احتمال‌ بروزتاری‌ دید، اغتشاش‌ شعور، دفع‌ دشوار یادردناک‌ ادرار، سرگیجه‌ و خشکی‌ دهان‌وجود دارد.


    آلپرازولام alprazolam

عوارض جانبی خطرناک ناشی از مصرف این دارو عبارتند از:

رفتارهای پر خطر و غیر معمول، کاهش ترس از خطر
خلق افسرده، تفکر خودکشی و یا خودآزاری، بیش فعالی، آشفتگی، پرخاشگری و توهم غش، احساس سبک سری، کاهش دفع ادرار و حتی توقف آندرد ماهیچه ای یرقان
•    سرگیجه، احساس عصبانیت و خواب آلودگی فراموشی و عدم تمرکز مشکلات خوابضعف ماهیچه ای ، از دست دادن تعادل،  تاری دیدتهوع ، استفراغ، یبوست و تغییر اشتها و وزن دهان خشک و یا آبکی ، افزایش تعریق از دست دادن میل جنسی


ایبوپروفن

هشدارها و عوارض‌ جانبی‌
خستگی‌ یا خواب‌ آلودگی‌ شدید ، درد یا سوزش‌ معده‌ ، تهوع‌ یا استفراغ‌ ، مدفوع‌ سیاه‌ و قیری‌ ، علایم‌ شدید آنفلوآنزا (لرز، تب ‌، دردهای‌ عضلانی‌، به‌ ویژه‌ اگر درست‌ هنگام‌ یا پیش‌ از بروز بثورات‌ جلدی‌ رخ‌ دهند ، افزایش‌ وزن‌ ، کبودی‌ یا خونریزی‌ غیرطبیعی‌ ، بثورات‌ جلدی‌ ، زخم‌های‌ دهانی‌ ، یا تب‌ یا گلو دردی‌ که‌ پیش‌ از شروع‌ درمان‌ وجود نداشته‌ و با مشکلی‌ که‌ در حال‌ حاضر به‌ خاطرش‌ تحت‌ درمان‌ هستید ارتباطی‌ نداشته‌ باشد. بیماران‌ مسن‌ بیشتر از سایرین‌ در معرض‌ خطر مشکلات‌ گوارشی‌ و خونریزی‌ دهنده‌ هستند. یک‌ پاسخ‌ حساسیتی‌ نادر به‌ ایبوپروفن‌ آنافیلاکسی‌ است‌،   خس‌خس‌ سینه‌ یا مشکل‌ در تنفس‌

جواد استادیان از نگاه وبلاگها

امروز دوشنبه 12 اسفند 87 به اتفاق آقای مکارم­نژاد، مدیر پیشین آموزش و پرورش آران و بیدگل رفتیم عیادت همکار بازنشسته­ی فرهنگی، آقای جواد استادیان بیدگلی که در بیمارستان بهشتی کاشان بستری است. حسن عنایتی هم همراه ما بود. (مسئول امور فرهنگی شورای شهر آران و بیدگل). الحمدلله حالِ این همشهری گرامی رو به بهبودی است. عمل جراحی، روی مغز ایشان با موفقیّت انجام شده و او با بازیافتِ نسبیِ سلامتِ خود، آماده مرخّص شدن از بیمارستان است. در مدت 20 روزی که آقای استادیان در بستر بیماری است، آقای مکارم­نژاد چندین بار از طریق من و سایر دوستان، جویای احوال او شده است. قبلاً که طنین نیز منتشر می­شد، گاهی اوقات این مدیر لایق سفارش می­کرد از شعرهای جواد استفاده شود. تأکید داشت که نگذاریم بازنشسته­ها در آموزش و پرورش فراموش شوند. یک بار هم بخشی از کتاب «رو به دریا» تألیف آقای استادیان، بنا به توصیه­ی ایشان روی جلد طنین چاپ شد. چند روز پیش نیز به من زنگ زد تا با هماهنگی دوستان، به دیدار او برویم.

http://va-ama-bad.blogfa.com/8712.aspx

آقای جواد استادیان باز نشسته ی آموزش وپرورش آران وبیدگل وچهره ی آشنای محافل فرهنگی شهر چند ساعتی است که دیده از دنیا فروبسته است .ساعتی قبل من برای عرض تسلیّت خدمت جناب آقای حاج سیّدفحرالدین مصطفوی ،دایی وپدر همسر ایشان وهمچنین آقازاده ی او آقای میثم استادیان رسیدم.آقای مصطفوی دلسوزانه امّا صبورانه گریه می کرد.ولی جواب تسلّیت مردم را با تبسّم می داد.امروز بعداز ظهر مراسم تشییع شادروان استادیان به سمت گلزار شهدای آران وبیگل(امام زاده هادی بیدگل) برگزار خواهد شد.وساعت هشت ونیم شب مراسم فاتحه خوانی در حسینیّه ی فخارخانه ی بیدگل برگزار می شود.آقای استادیان علاوه بر شعر در زمینه ی نویسند گی نیزمایل به فعالیّت بود.کتاب «روبه دریا» رساله ی بلندی بود در باره ی نقش دعا در تکامل روح که چندسال قبل توسّط او منتشر شد.

 وامّابعد...

امشب شب قدر است .شب شهادت امیر مومنان علی(ع).جواد استادیان در چنین شبی از دنیا رفته است.در اینجا لزومی نمی بینم به رنج ومرارتی که در یکسال گذشته کشید، اشارتی داشته باشم.مسلما شعرها یی که او در مدح امام علی (ع)سروده است،باقیات صالحات او خواهد بود.اما برای آخرین وداع با این همکار فرهنگی این ابیات حافظ را پایان بخش مرثیه ی او قرار می دهم.

دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند

واندران ظلمت شب آب حیاتم دادند

چه مبارک سحری بود وچه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتم دادند.

   http://va-ama-bad.blogfa.com/8806.aspx


 

استاد جواد استادیان از فرهیختگان و شاعران عزیزمان در شب قدر به دیار باقی شتافت.

 روحش شاد

 در گذشت این استاد عزیز را به دوست عزیزم تسلیت عرض میکنم.

 گمان نمی کنم برای به سوی تو آمدن، وقتی باشد و زمانی چون شب قدر.

گمان نمی کنم برای به سوی تو آمدن، روز باشد و شبی چون شب قدر.

برای نزدیک شدن به تو راهی دیگر غیر از گرسنگی رمضان هم هست.

هر وقت فریاد تنهایی مرا لبیک گفتی، همان وقت شب قدر یا روز قدر است.

همان ماه، رمضان است.

همان لحظه، تمام عمر است.

چون لحظه، لحظه قدر است.از سروده های مرحوم جواد استادیان

منبع

وبلاگ وطن من بیدگل درگذشت معلم دلسوز وشاعر محترم آقای جواد استادیان بیدگلی راخدمت جامعه ادبی و فرهنگی ایران تسلیت عرض می نماید.

http://bidgoly.blogfa.com/post-155.aspx

 جواد استادیان بیدگلی

رو به دریا، ضرورت توکل به ذات بی همتا
پدیدآورنده: جواد استادیان بیدگلی
ناشر: مرنجاب - 1382
این کتاب در حال حاضر در انبار موجود نیست.

منبع

جواد استادیان مدت کوتاهی است که در بیمارستان بستری و دوران سختی را سپری می کند . دیروز که به دیدار او رفتم توانایی حرف زدن را نداشت اما نگاه او نگاه شاعرانه او بود که با رنج همراه شده بود .

آقای جواد استادیان لسانسیه علوم تربیتی و بازنشسته آموزش و پرورش است و بعد از بازنشستگی دبستان غیر انتفاعی دکتر معین را در بیدگل تاسیس کرد . اما آشنایی من با او بیشتر مربوط به شعر می شود . او شعرهای زیادی در دفتر خود دارد که تعدادی از آنها را نیز در نشریات محلی چاپ کرده و چند سال پیش یک کتاب نیز به دست چاپ سپرد . فعالیت های ادبی و فرهنگی او اگرچه سیر کاملی را نداشته اما تقریبا در مجامع فرهنگی و ادبی حضور موفق داشته است .

او مدتی قبل برای خود وبلاگی هم ترتیب داد تا شعرهایش را در دنیای مجازی به نمایش بگذارد که نتوانست توفیق شایسته ای در این راه داشته باشد .

منبع

در شب شهادت مولای متقین حضرت امیر (ع) اقای جواد استادیان بیدگلی هم دیده از جهان فرو بست

مرحوم استادیان را همه به عنوان دبیر شریف اموزش و پرورش و نیز شاعری متعهد می شناسند.

اما من ایشان را بیشتر به جهت فعالیت های اجتماعی ایشان در بیدگل می شناختم. فعالیتهایی که گاها همسو با جهت گیری های عموم فعالین نبود و این جهت مورد بی مهری هایی نیز واقع می شد، اما زمان نشان داد که استادیان اندکی بیش از پیش پایش را می دید.

روحش شاد

منبع

جواد استادیان
چهل روز از در گذشت جواد استادیان گذشت او در عرصه فرهنگ شهرمان مردی دلسوز و بی ادعا بود.این نوشته کوتاه را در همان روزهای درگذشتش قصد داشتم در وبلاگ بنویسم که تا این زمان میسر نشد:

چه تلاش بیهوده ای ست 

      درمان این درد

با آن به دنیا آمده ام

و با آن خواهم مرد

از شما چه پنهان

 دچار زندگی شده ام              

                                 فرزین - شهریور ماه ۸۸

جواد استادیان پس از یک دوره سخت بیماری دیده ازجهان فروبست . توان  نظم و پشتکار او در کارهایی که باید انجام می داد بسیار خوب بود . در بسیاری از محافل ادبی هم حضور مستمر داشت . از سالی که انجمن کوچک ادبی را در بیدگل با همراهی دوستان قدیمی شروع کرده بودیم او هم در اولین شب شعری که در سجادیه بیدگل برگزار کردیم به جمع ما پیوست و جسته و گریخته در جلسات ادبی آران و بیدگل و کاشان شرکت می کرد .

خدایش بیامرزد .

يــاد تــو در دل اسـت بــاور كـن                  دوريــت مـشـكـل اسـت بـاور كــن

منبع

انالله واناالیه راجعون

باخبرشدیم که باکمال تاسف جناب آقای جواد استادیان  همکار ودبیرباز نشسته ی آموزش وپرورش آران وبیدگل دارفانی راوداع گفته اند.این مصیبت رابه جامعه فرهنگیان وبخصوص به اقازاده ایشان جناب آقای میثم استادیان تعزیت وتسلیت عرض می نمایم.

منبع

من در زمان بچه گی ام وقتی که پا برهنه درآفتاب و گرمااز دیوار کوچه های فخّارخانه بالا می رفتم ومردم را اذیّت می کردم،همیشه دنبال آدم هایی می گشتم که بک مقدار متفاوت  فکر کنند.حالا وقتی می بینم  تعدادی از این آدم ها از همان محلهّ ی قدیمی خودم ،بر خاسته اند، واقعا احساس خوشبختی می کنم.(با کمال تاسّف در حال حاضر یکی از آنها-آقای جواد استادیان-با بیماری صعب العلاجی روبروست.و خانواده وفامیل چشم نگران او هستند)

 

http://va-ama-bad.blogfa.com/post-136. 

>خيلي ناراحت شدم از اينكه نتونستم (يعني نبودم) در هيچ يك از مراسم مرحوم جواد استاديان شركت كنم و با خانواده ايشان ابراز همدردي كنم.
 
متاسفانه با خبر شديم كه دوست عزيزمان ، ميلاد استاديان در غم از دست دادن عموي گراميشان به سوگ نشسته اند.
ضمن عرض تسليت به ايشان از خداوند منان علو درجات را براي ان مرحوم و صبر و شكيبايي براي بازماندگان خواستاريم.
اميدوارم كه اين عزيز از دست رفته با صاحب اين ايام ، حضرت علي بن ابي طالب (ع) محشور گردند
 
 
 

انتصاب مدير عامل شركت مادر تخصصي عمران شهرهاي جديد

طي حكمي از سوي  وزير مسكن و شهرسازي، آقاي مهندس جمشيد نور صالحي ( رئیس سازمان مسکن و شهرسازی استان اصفهان ) به سمت معاون وزير، رييس هيات مديره و مدير عامل شركت مادر تخصصي عمران شهرهاي جديد منصوب شد. تاريخ انتصاب: دوشنبه 27 مهر 1388

شهرهای جدید:

  1. شهر جدید پرند - در 35 کیلومتری اتوبان تهران-ساوه
  2. شهر جدید اندیشه- از غرب به محدوده کرج از جنوب و شرق به محدوده شهریار و از شمال به رودخانه کرج(در قسمت شمالی جاده شهریار کرج) محدود   می گردد.
  3. شهر جدید هشتگرد-محور تهران ـ قزوین
  4. شهر جديد پرديس-25 كيلومتري شرق تهران در مسير جاده هراز
  5. شهر جدید گلبهار 35- کیلومتری شمال غربی مشهد
  6. شهر جدید بینالود -در فاصله 55 کیلومتری جنوب غربی مشهد
  7. شهر جدید صدرا -در 15 کیلومتری شمال غرب شیراز
  8. شهر جدید بهارستان- در فاصله 15کیلومتری جنوب اصفهان
  9. شهر جدید مجلسی- در منطقه جنوب غرب اصفهان
  10. پولادشهر -شهر اصفهان
  11. شهر جدید سهند -در فاصله 20 کیلومتری جنوب غربی تبریز و در کنار محور ارتباطی تبریز-آذرشهر
  12.  شهر جدید مهاجران- در 25 کیلومتری جاده اراک-بروجرد
  13. شهر جدید عالیشهر -در فاصله 24 کیلومتری جنوب شرقی بوشهردر دامنه ی رشته کوه کلاتک
  14. شهر جدید علوی -در فاصله 60 كيلومتري  از بندرعباس
  15. شهر جدید شیرین شهر- در 35 کیلومتری جنوب غربی اهواز و شرق رودخانه کارون
  16. شهر جدید رامین  -در اراضی شمالی اهواز
  17. شهر جدید رامشــار - جاده ی زاهدان-زابل

 

 

ممدلی قاجار

نام پدر:مظفرالدین ابن ناصرالدین       نام مادر:تاج الملوک دختر امیرکبیر و دختر خواهر ناصرالدین

تاریخ تولد:۱/۴/۱۲۵۱                 تاریخ مرگ:۱۶/۱/۱۳۰۴

او مردی خرافی بود و انجام بسیاری از کارهایش را به جای اندیشیدن و رایزنی به فال و استخاره می‌سپرد. مادرش بر او چیرگی و نفوذ داشت.

وی از روز تاجگذاری سر مخالفت با مشروطه را گذاشت،در روز تاجگذاریش نمایندگان مجلس را دعوت نکرد. پس از آن به ستیز با مشروطه پرداخت و پس از چندی کش و قوس سرانجام شمشیر را از رو بسته و دستور به توپ بستن مجلس را داد.

پس از قیام مردم به سفارت روسیه و سپس به روسیه پناه برد .

مرگ او در "بندر ساوونا" در ایتالیا در تبعید  اتفاق افتاد و در کربلا دفن شد.

میگساری در زمانه ی حافظ شیرازی

Search pattern جستجوی الگو Alone

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها، 1-1

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را، 1-2

ساقی بده بشارت رندان پارسا را
دل می​رود ز دستم صاحب دلان خدا را، 1-12

ساقیا برخیز و درده جام را
ساقیا برخیز و درده جام را، 1-1

ساقی به نور باده برافروز جام ما
ساقی به نور باده برافروز جام ما، 1-1

عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما، 1-6


ساقیا آمدن عید مبارک بادت
ساقیا آمدن عید مبارک بادت، 1-1

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست، 1-8

ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست، 1-4

که هر چه ساقی ما کرد عین الطاف است
کنون که بر کف گل جام باده صاف است، 1-4

دلم ز نرگس ساقی امان نخواست به جان
به کوی میکده هر سالکی که ره دانست، 1-6

ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است، 1-6

ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست، 1-1

بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی
حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست، 1-6

ساقی بیار باده و با محتسب بگو
دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت، 1-5

ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت، 1-7

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت، 1-1

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت، 1-1

کآتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت، 1-6

در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت، 1-7

ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
ای هدهد صبا به سبا می​فرستمت، 1-9

عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست
میر من خوش می​روی کاندر سر و پا میرمت، 1-3

بده ساقی شراب ارغوانی
دل من در هوای روی فرخ، 1-5

فریاد که آن ساقی شکرلب سرمست
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد، 1-5

یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد
عکس روی تو چو در آینه جام افتاد، 1-3

کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد
عکس روی تو چو در آینه جام افتاد، 1-8

بیرون ز لب تو ساقیا نیست
آن کس که به دست جام دارد، 1-5

ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد، 1-3

ساقیا جام می​ام ده که نگارنده غیب
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد، 1-5

که بود ساقی و این باده از کجا آورد
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد، 1-1

علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد، 1-6

به قول مطرب و ساقی برون رفتم گه و بی​گه
صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می​آورد، 1-5

بیا ای ساقی گلرخ بیاور باده رنگین
دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی​گیرد، 1-3

ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
ساقی ار باده از این دست به جام اندازد، 1-1

خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب
نقد صوفی نه همه صافی بی​غش باشد، 1-4

گر شرابش ز کف ساقی مه وش باشد
نقد صوفی نه همه صافی بی​غش باشد، 1-7

شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد، 1-6

ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد، 1-7

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد، 1-7

ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
سحرم دولت بیدار به بالین آمد، 1-6

خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند، 1-3

ساقی به جام عدل بده باده تا گدا
گر می فروش حاجت رندان روا کند، 1-2

چنان زند ره اسلام غمزه ساقی
مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند، 1-4

ساقی سیم ساق من گر همه درد می​دهد
سرو چمان من چرا میل چمن نمی​کند، 1-8

شراب بی​غش و ساقی خوش دو دام رهند
شراب بی​غش و ساقی خوش دو دام رهند، 1-1

دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود، 1-8

و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود، 1-1

ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود، 1-4

که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود، 1-1

دل از کرشمه ساقی به شکر بود ولی
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود، 1-4

ببوس غبغب ساقی به نغمه نی و عود
کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود، 1-2

ساقی حدیث سرو و گل و لاله می​رود
ساقی حدیث سرو و گل و لاله می​رود، 1-1

ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآید
چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید، 1-1

ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید، 1-5

چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید، 1-6

چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی
معاشران ز حریف شبانه یاد آرید، 1-3

ساقی بیا که عشق ندا می​کند بلند
بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید، 1-8

از آن افیون که ساقی در می​افکند
الا ای طوطی گویای اسرار، 1-6

ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار
عید است و آخر گل و یاران در انتظار، 1-1

کان نیز بر کرشمه ساقی کنم نثار
عید است و آخر گل و یاران در انتظار، 1-4

ساقیا عشرت امروز به فردا مفکن
ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر، 1-6

ساقیا آن قدح آینه کردار بیار
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار، 1-9

چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشک
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر، 1-7

بیار ساغر در خوشاب ای ساقی
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر، 1-8

ولی کرشمه ساقی نمی​کند تقصیر
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر، 1-9

که ساقیان کمان ابرویت زنند به تیر
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر، 1-12

حافظ که دوش از لب ساقی شنید راز
ای سرو ناز حسن که خوش می​روی به ناز، 1-9

مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز، 1-2

ساقیا یک جرعه​ای زان آب آتشگون که من
برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز، 1-3

در ازل داده​ست ما را ساقی لعل لبت
برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز، 1-7

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
دلم رمیده لولی​وشیست شورانگیز، 1-4

زهد گران که شاهد و ساقی نمی​خرند
صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش، 1-3

ساقی چو شاه نوش کند باده صبوح
صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش، 1-8

ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش، 1-7

ساقی بهار می​رسد و وجه می​نماند
در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش، 1-5

ساقیا می ده که رندی​های حافظ فهم کرد
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش، 1-9

معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش
کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش، 1-1

می​ای در کاسه چشم است ساقی را بنامیزد
کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش، 1-6

یکی چو ساقی مستان به کف گرفته ایاغ
سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ، 1-6

نیم ز شاهد و ساقی به هیچ باب خجل
به وقت گل شدم از توبه شراب خجل، 1-2

ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن
عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام، 1-2

غمزه ساقی به یغمای خرد آهخته تیغ
عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام، 1-7

ساقی چو یار مه رخ و از اهل راز بود
بشری اذ السلامه حلت بذی سلم، 1-7

بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم، 1-1

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون
سال​ها پیروی مذهب رندان کردم، 1-4

چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ
دیشب به سیل اشک ره خواب می​زدم، 1-5

ساقی به صوت این غزلم کاسه می​گرفت
دیشب به سیل اشک ره خواب می​زدم، 1-7

ساقی بیا که از مدد بخت کارساز
جوزا سحر نهاد حمایل برابرم، 1-2

دادند ساقیان طرب یک دو ساغرم
جوزا سحر نهاد حمایل برابرم، 1-16

ساقیا جامی بده تا چهره را گلگون کنم
دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم، 1-4

جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم، 1-5

صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم، 1-7

شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم
حالیا مصلحت وقت در آن می​بینم، 1-5

لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شیرینم
گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم، 1-2

و از ساقیان سروقد گلعذار هم
دیدار شد میسر و بوس و کنار هم، 1-16

در راه جام و ساقی مه رو نهاده​ایم
عمریست تا به راه غمت رو نهاده​ایم، 1-2

من از چشم تو ای ساقی خراب افتاده​ام لیکن
صلاح از ما چه می​جویی که مستان را صلا گفتیم، 1-3

من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم، 1-2

ساقیا می ده به قول مستشار موتمن
افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن، 1-10
100 (limit:100)

Home   Search   Browse

نام

محل تهیه و فروش-

ماده اولیه

مزه

عمر

زمان مصرف

خلوص و پاکی

مَی-پهلوی

شراب خانگی

می انگوری

شراب تلخ

شراب دوساله

*

می ناب

شراب

میکده

*

می خوشگوار

می سالخورده

*

شراب بی​غش

باده

میخانه

*

باده خوشگوار

می الست

*

می خام

خمر

خمخانه

*

شراب تلخ تیز

می مغان

باده شبگیر

شراب خام-دست نخورده

*

خرابات

*

شراب خوشخوار سبک

می مغانه

جام صبوحی

باده صافی

*

شرابخانه

*

می نوشین

می باقی

*

باده صاف

*

*

*

باده مشکین

*

*

می صافی

*

*

*

*

*

*

باده ناب

*

*

*

*

*

*

شراب روشن

اثر

فروشنده

مصرف

باده گردان

ظروف

رنگ

*

باده فرح بخش

خمار

میگسار

ساقی

ساغر

شراب ارغوانی

*

شراب طرب​انگیز

می فروش

میخواره

*

پیاله

باده رنگین

*

شراب فرح بخش

باده فروش

شرابخوار

*

جام

باده گلگون

*

باده مستانه

*

باده پیما

*

صراحی

باده گلرنگ

*

خُمار

*

باده نوش

*

سبو

می لعل

*

مستی

*

درکشیدن

*

قدح

شراب لعل

*

*

*

باده پرست

*

پیمانه

*

*

 

نظرات آیت الله مکارم در باره ی خوردن  الکل و شراب

سوال :آيا خوردن شراب به مقدار كم (كه فقط و فقط براى معالجه باشد، و به هيچ وجه موجب مستى نشود، و توأم با استغفار و اكراه باشد، و معالجه هم بدين طريق ميسّر شود، به نحوى كه هيچ دارويى نتواند تا اين حد مؤثّر باشد، و در حقيقت براى حفظ جان و بقاى وجود باشد ولا غير) مجاز است؟

جواب: تنها در صورتى جايز است كه ضرورت قطعى پيدا كند و داروى منحصر به فرد باشد، و جانشينى نداشته باشد، و غالباً چنين نيست.
 
سوال : در مواردى كه الكل حكم دارو دارد (مثل مسموميّت با متانول) و خوردن آن ضرورت پيدا مى كند، در اين گونه موارد شُرب الكل چه حكمى دارد؟
جواب: در صورتى كه از الكلهاى مست كننده و در غلظت هاى قابل شرب باشد، تنها وقتى جايز است كه داروى منحصر به فرد محسوب شود و جانشينى نداشته باشد.
 
سوال :گروهى از داروهاى تزريقى به دليل مسائل فرمولاسيون حاوى مقاديرى الكل هستند. مصرف اين گونه داروها چه حكمى دارد؟
 جواب: اگر از الكلهاى طبى در آن استفاده شود و در شرايط فعلى جنبه مايع مسكر ندارد، اشكالى ندارد.

از داخل خانه به بیرون خانه

برخی از نویسندگان دوست میدارند با بیان عقاید و افکار خصوصی خود آنچه را درست میپندارند منتشر کنند و همفکری بیابند و یا همفکری بسازند و برخی خیلی دوست میدارند حتی با اخبار داخل خانه ی خود هم اگر شده مخاطب خود را سرگرم کنند  و یا فضای مرد سالارانه ی جامعه را با تجلیل از زحمات همسرشان تلطیف نمایند و بیاموزند که دیگران نیز چنین نمایند. اخیرا چند مورد از گروه اخیر را در مطالب وبلاگ نویسان شهرستان خوانده ایم مانند آقای علوی در وبلاگ باران که نوشته است:

چیدمان اسباب و وسایل هم چند روزی طول کشید..و یا:

مردان، انگار که برای حضور در معرکه‌ی سیاست به دنیا می‌آیند؛ اما زنان، بر این میدان منت می‌گذارند که پا در آن می‌نهند. هر جا زنی هست که به خاطر عدالت می‌جنگد، آن‌جا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز .

و آقای بیدگلی در وطن من بیدگل:

یک هفته ای میشد که چادر همتش را به کمر بسته بود، از تک تک آجر های زبر حیاط خانه  تا کاشی های سرد آشپزخانه و در و دیوارها را غبار روبی ودستمال کشی میکرد...

ناهید تاساعتی بعد از نصف شب مشغول شستن و آبکشی ظرفها بود و بعد هم خشک کردن . توی صورتش دیگه رنگ و رمقی نبود گفتم بزار بقیه شا فردا ،گفت نه فردا خیلی کار دارم نخوام رسید.

و جناب عنایتی در و اما بعد...:

تمام لوازم آشپز خانه به میان حیاط ریخته وشسته شده است.کتابخانه و تک تک کتاب های مرا گرد گیری کرده و آجر به آجرخانه را در این هوای غبار آلود شهری سوخته چون آران وبیدگل، گُل آنداخته است.آب کولرها باردیگر تخلیّه و نمک زدایی گردیده است. اگر بگویم هیچ زاویه ای از خانه نبوده است که از تیر رس نگاه او پنهان مانده باشد،اغراق نکرده ام.

و همینطور سایرین مثل:

لازمه بگم كه من ساعت 5.5 صبح بيدار مي شم برنج براي ناهار پسرم و همسرم رو مي شورم و نمكش را اندازه مي زنم و چون همسرم ديرتر از من بيرون مي ره اونو آماده مي كنه  خورش هم كه ديشب پختم غذاي خودش و پسرم رو تو ظرف مي كشه و آماده مي كنه. من ساعت 6 بيرون مي يام و وقتي بر مي گرديم ساعت حدود ۱۷و من تقريبا ساعت بين ساعت ۲۲ تا ۲۲.۳۰ شب مي خوابم بنابر اين تو اين فاصله به هر كاري يه توك مي زنم مثلا وقتي ديكته ي شب مي گم بلوز پسرم را مي بافم تا چاي بخوريم روزنامه يا كتاب مورد نظرم را ورق مي زنم و...... اگه خونه نياز به نظافت داشته باشه همسرم جارو مي كشه و من سرويس ها و آشپز خونه رو تميز مي كنم و يا بالعكس البته لازمه بگم همه ي خريد خونه با همسرمه و اين كار سخت رو من خيلي به ندرت انجام مي دم كار سختي نيست...

و یا این یکی که مقداری ساز مخالف میزند و به شکلی دیگر دلش برای بعضی ها سوخته:


این تابلو را به دیوار می زنی، آن قالیچه را جلوی پلکان می اندازی، راهرو را جارو می زنی، مبل ها به هم ریخته است، هنوز اتاق پذیرایی را گردگیری نکرده ای، مهمان ها دارند می رسند و هنوز لباس عوض نکرده ای. در آشپرخانه واویلاست و هنوز کارهایت مانده است. یکی از مهمان ها که الان می آید نکته بین و بهانه گیر و حسود است و چهارچشمی همه چیز را می پاید. از این اتاق به آن اتاق سر می کشی، از حیاط به توی هال می پری، از پله ها به طبقه بالا می روی، برمی گردی، پرده و قالی و سماور و میوه و گل و سفره و چای و شربت و شیرینی و میوه و حسن و حسین و  مهین و شهین... . غرقه در همین کشمکش ها و گرفتاری ها و مشغولیات و خیالاتی و می روی و می آیی و می دوی و می پری که:

 ناگهان، سر پیچ  پلکان، جلویت آینه است، از آن رد مشو!‌ لحظه ای همه چیز را رها کن، خودت را خلاص کن، بایست و با خودت روبرو شو،‌ نگاهش کن، خوب نگاهش کن، او را می شناسی؟ دقیقاً وراندازش کن، کوشش کن درست بشناسی اش، درست بجایش آوری، درست فکر کن، ببین این همان است که می خواستی باشی؟ اگر نه پس چه کسی و چه کاری فوری تر و مهمتر از این که همه این مشغله های سرسام آور و پوچ و روزمره و  تکراری و زودگذر و تقلیدی و بی دوام و بی قیمت را از دستت و دوشت بریزی و به او بپردازی؟ او را درست کنی! فرصت کم است، مگر عمر آدمی چند هزار سال است؟
چه زود هم می گذرد! مثل صفحات کتابی که باد ورق می زند. آن هم کتاب کوچکی که پنجاه شصت صفحه بیشتر ندارد. تازه چقدرش مانده است؟ جلد دومی هم ندارد. هر صفحه ای هم که ورق می خورد باد می برد!

کمی خشن

نحوه ی اجرای احکامی که منجر به اعدام می شود:

اقدامات دادگاه بدوی صادر کننده ی حکم

  • ابلاغ حکم قطعی حسب مورد به محکوم و یا وکیل وی و ارسال رونوشت حکم به مرجع قضایی مجری حکم.

چنانچه محکوم درخواست عفو نماید اجرای حکم تا اعلام نتیجه از سوی کمیسیون عفو و بخشودگی به تاخیر خواهد افتاد.

اقدامات مرجع قضایی مجری حکم

  • حداقل 48ساعت قبل از اجرای حکم مقامات و اشخاص زیر را مطلع نماید تا در محل اجرای حکم حاضر شوند:
  1. قاضی صادرکننده ی حکم بدوی
  2. رئیس اداره زندان
  3. فرمانده نیروی انتظامی محل
  4. پزشک قانونی ( معاینه ی محکوم قبل و بعد از اعدام)
  5. روحانی(تذکر به محکوم در مورد توبه-وصیت-)
  6. منشی دادگاه
  7. اولیاء دم یا وکیلشان
  8. وکیل محکوم
  9. شهود
    • از محکوم بپرسد که آیا تقاضای ملاقات با اشخاصی  را دارد؟

 

محکوم حق دارد هرگونه مطلبی را در حضور مرجع قضایی مجری حکم یا بدون حضور وی به ملاقات کنندگان کتبا یا شفاها اظهار کند.فقط رئیس زندان باید در جریان ملاقات و بیان اظهارات حاضر باشد.

اگر محکوم خوردنی یا آشامیدنی تقاضا کند مامورین مکلف به تهیه آن هستند .

اعدام ممکن است به صورت حلق آویز به چوبه ی دار-شلیک اسلحه آتشین-اتصال الکتریسیته و یا به نحو دیگر به تشخیص قاضی صادرکننده رای انجام گیرد.

زمان اجرای حکم اول طلوع آفتاب خواهد بود مگر اینکه دادگاه زمان خاصی را تعیین کرده باشد.

پس از اجرای حکم جسد تحویل پزشکی قانونی می گردد.اگر کسان جسد را نخواهند جسد به طور رایگان دفن میشود.

شعر شیدا در باره ی صباحی

بياد شاعر نامدار حاج ملا سليمان صباحي بيدگلي

كـــنـون از صـبـاحـــي سـخـــن ســركـــنــم          هــمـــي نـــام او زيـب دفــــــتــر كـــنــــم

يـكـــــي مــرد دانــــاي روشــــن ضــــمـير           اديــــب ســـخـــن پـــــرور بــي نـــظـــيــر

حـــكــيـــــــم بـــرومـنـــــــد والا گـــــــهـــر            خــــــداونــد فـضــل و كــمــال و هــنـــــر

ز دانـشــــوران جــهـــــان بـــرتــــر اســت         ابــر تـارك، شــاعــــران افـســـر اســت

بـــه حـشـمـت سـلـيـمـان نـيك اخـتر است            بــه حكمت چو لقـمـان دانـشـگـر اسـت

بــــــــــه انــــــدر دلــش مــهـــر آل عـبــــا           ده و چـــــــــار بـنـــدش مـــوثـــــق گــوا

نـــديــــــد و نــــــــه بـيـنـد دگــر روزگــــار        هــمـــانــنــد او شــاعـــــري نــامــــــدار

مـــزيـــــــن بـــه نـــامــش يـكــي انجـمـن            بــــــــود جــاي مــردان صــاحـب سـخـن

بـخـــوانــنــد اشــعــــار پـــــر بــــــــار وي            ســتـــايــنـــد طــبــــع گـــهـــربـــــار وي

دريــغــــــا ز دار فـــنــــا رخـــت بـــســــت            بــمــيــنـــو ورا گــشـــت جـــاي نشـست

دو تــــا بـيـــت خــوانــم ز سـعــدي كنـون               ســـخـنـــدان بـــرجــســـتـــه ی  ذوفـــنــون

اگــــــر پــارســـــا بــاشــــد و پــاكـــــــرو           طــريــقــت شـنــاس و نـصـيـحـت شـنــو

از ايـــن مـلك روزي كـــه دل بـــركــنــد           ســــراپــرده در مـــلـــك ديـگــــر زنـــد

چـنين گفت « شيدا » كه در خواب دوش            بــگـــــوش آمـدم ايـن نـدا از ســـروش

دهــم مــژده كــانـــدر بــهــشــت بـــريــن            ســلـيــمــان ابـا مـرتـضــي شـــد قـرين

هــمــيــشــه بــه نــيــكــي از او يـاد بـاد            روان صــبــاحــي مــــــــا شـــــاد بــــاد

قصه​ای غریب و حدیثی عجیب

امشب خواجه شمس الدین گوشه ی چشمی به ما کردند و به شهر ما تشریف بیآوردند . دوستان از برزک و نوش آباد و کاشان و آران و بیدگل از ایشان استقبال بنمودند و در منزل آقای حسین بیدگلی بیدگلی ،خواجه بنشستند و ما همه به دور او حلقه بزدیم .از کودک ۵ ساله تا پیرمرد ۸۵ ساله.خواجه برایمان شعر بخواندند و از مردم روزگارشان سخنها بگفتند.در پایان دعوت هیچکداممان را نپذیرفتند و به منزل  صباحی بیدگلی برفتند  تا با صباحی به ناله ی دف و چنگ ، جام  صبوحی بگیرند و رندانه صفایی بنمایند و خوش باشند و ترک افسانه بگویند و خرد در زنده رود بیاندازند که  صد گناه ز اغیار در حجاب  بهتر ز طاعتیست که به روی و ریا بکنند.

كتابخانه كانون فرهنگي دارالارشاد مسجد صاحب الزمان بیدگل

اواسط آبان ماه 1359 – هواكم كم روبه سردي مي گذارد. بچه ها توي كوچه هاي زير بازارچه سلمقان مشغول بازي هستند . وقتي كتابي رابدست يكي از بچه ها دادم باكمال تعجب پي به استعداد اين بچه ها بردم چراكه خلاصه اي از كتاب رابرايمان گفت . نمي دانم چرايكباره غمگين شدم . شايد براي آينده اين بچه ها ويا شايد هم براي آينده بچه هاي خودم . بگذريم مثل برق فكري از ذهن من ودوستم گذشت .

پس كمر همت يستيم وبراي انجام تصميمي كه گرفتيم راهي تهران شديم. در آنجا وباكمك كسبه نارمك مبلغ 7500 ريال جمع آوري كرديم . ازمحل فوق يك قفسه وحدود 100 جلد كتاب كودكان خريداري كرديم ودر اتاقك كنار مسجد كتابخانه اي محقر راپايه گذاري كرديم . البته از همان اول هم مخالفتها وسنگ انداز يها شروع شد وبه قولي كارمان راسبك وبچه بازي وبقولي ديگر بي سروته مي دانستند.اماباآنكه ساكن تهران بوديم حتي بدون يك لحظه غفلت دنبال كار راگرفتيم تااينكه به كمك دوستان وياري خداوند متعال كم كم حدود يكهزار وپانصد جلد كتاب جمع آوري كرديم كه غالبا كتابهاي كودكان بودودر دوباب مغازه اجاره اي كه يك باب آن راكتابخانه وديگري رابامقوا فرش نموده وسالن مطالعه كرديم. ........

....25 فروردين 1372 – آفتاب كم كم روبه غروب بود ومن بي صبرانه در انتظار طنين مرحوم آسيد آقا (مؤذن مسجد صاحب الزمان بيدگل ) بودم ، باعجله در خانه دوستم رازدم .

 خب اولين شبي بود كه به مسجد مي رفتم وبرايم همه چيز تازگي داشت .بين دونماز به مكبر خوش صداي مسجد گفتم : به امام جماعت بگو كه ما مي خواهيم در اين مسجد كتابخانه اي داير كنيم . اصلا هم نمي دانستيم كه كتابخانه اي در اين مسجد داير بوده وچند سالي است كه متروك مانده است.-كتابخانه اي باگذشته اي كه در متن قبل از زبان يوسف حقيقي ومحسن مقدم خوانديد- خلاصه بعداز كلي گفتگو بامرحوم حاج آقاي حقيقيان امام جماعت محترم مسجد  به ما دونوجوان 16و17 ساله اعتمادكردند وباهم پس ازبررسي وآشنايي بابچه ها مشغول بازسازي وراه اندازي كتابخانه شدم....

(متن فوق قسمتي از مطلبي با عنوان دارالارشاد است كه به قلم آقاي مهدي حاجي آقا مقدم در خصوص فعاليت هاي كتابخانه كانون فرهنگي دارالارشاد مسجد صاحب الزمان بیدگل نوشته ودر صفحه 5  نشريه شماره ۳ ويگل چاپ شده است.این کتابخانه درحال حاضر ۱۵۰۰۰جلد کتاب دارد واز مراکز فعال فرهنگی شهرستان اران وبیدگل به شمار می رودو در سه سال متوالي 83- 84 و85 جزو كتابخانه هاي برتر كانون هاي فرهنگي هنري مساجد استان اصفهان انتخاب شده است.)

http://vahid54321.blogfa.com/

دوستان خوب من

بازار گرم دروغ گویی و تکذیب

 

حداد اظهاراتش درباره هاشمی را تکذیب کرد

تهمينه ميلاني تکذیب کرد

BBC فارسی - ايران - روسیه قاچاق موشک برای ایران را تکذیب کرد

BBC فارسی - ايران - زهرا رهنورد اتهامات علیه برادرش را تکذیب کرد

آفتاب - دفتر آیت الله دستغیب خبر ایرنا را تکذیب کرد

آفتاب - وزیر کشور تغییرات گسترده استانداران را تکذیب کرد

چرا احمدی نژاد دخالت دولت را تکذیب کرد - roozonline.com

پايگاه خبری تحليلی فرارو - فيروزآبادي رفتن خود را تكذيب کرد

پايگاه خبری تحليلی فرارو - حداد عادل تکذیب کرد

استاندار تهران احضار راننده ها را تکذیب کرد

عربستان ماجراجویی علیه ایران را تکذیب کرد

يكي از نزديكان خانوادگي فرح پهلوي، همسر شاه مخلوع ايران خبر فوت وي را كه امروز انتشار يافته بود، تكذيب كرد.

جهان نيوز - ستاد كل نيروهاي مسلح تکذیب کرد

جهان نيوز - حدادعادل اظهارات منسوب به خودرا تکذیب کرد

دادستاني تهران تکذیب کرد: کسی آزاد نمی شود

سامی یوسف تکذیب کرد

آلودگي برنج را هند تکذيب کرد، اسنادش هم هست | پایگاه خبری تحلیلی ...

پایگاه خبری جوان : مشایی ریاست علی آبادی را تکذیب کرد

خبرگزاري فارس: مديرعامل پرسپوليس شايعه تهديد و استعفايش را تكذيب كرد

شبکه خبر :: كرانچار اظهارات خردبین را تكذیب كرد

برلوسکنی فروش میلان را تکذیب کرد - جالب نیوز

دفتر كردان تكذيب كرد - سايت خبري تحليلي سحر::سحرنيوز

رییس ستاد موسوی تکذیب کرد

TABAN::.....دادستانی آزادی ابطحی وعطریانفررا تکذیب کرد

روزنامه سرمايه - مجلس سخنان مشایی را تکذیب کرد

MediaNews.ir | مایکروسافت ساخت تلفن همراه را تکذیب کرد

روسیه تکذیب کرد

باشگاه روسی نژادپرستی را تکذیب کرد - کابل پرس: خبری، تحليلی و ...

اولروم تكذيب كرد

محسن آرمین تکذیب کرد - بازیاب

خبرگزاری جمهوری اسلامی :: سفير ايران در بحرين خبر شينهوا را تکذيب کرد

Narestan.ir : نارستان : نکونام به شدت تکذيب کرد

آقای نماینده شایعه را پخش و تکذیب کرد!

سایت خبری تحلیلی نخستین | کروبی انصراف خود را تکذیب کرد

آژانس اتمی وجود سند محرمانه در رابطه با ایران را تکذیب کرد ...

دفتر خاتمی ارتباط با جورج سوروس را تکذیب کرد | مردمک

جوان فردا :: ابوالفضل فاتح خبر ایرنا را تكذیب كرد

روزنامه خراسان: آموزش و پرورش قوچان تکذیب کرد اما مردم تأیید کردند

ایران سبز: کروبی: لاریجانی بدون تحقیق تکذیب کرد

اخبار چلسی برای هواداران - آبرامویچ پرداخت پول به کشورش را تکذیب کرد

علي احمدي تکذيب کرد: نامه احمدي نژاد را پاره نکردم

ایرنا: وزیر خارجه ایران دیدار با قانونگذاران آمریکائی را تکذیب کرد ...

........تا کی این به سخره گرفتن افکار عمومی و بی احترامی به مردم ادامه خواهد یافت؟

 

 

ترجمه ی ترانه ی لرستانی دستهایم را بگیر

 

دستهایم را بگیر تا بکُنند گل تنِ خشک درختان
تو چون میلِ زنده ماندن، چون خون، در رگهایم بگرد



شانه ات را بیار تا سر بگذارم ، زار بزنم ، سیر بگریم یار
رود راه بیاندازم، رود خونبار از چنگ به چشمانم

 

دستهایم را بگیر تا بکنند گل ،  تنِ خشک درختان
تو چون میل زنده ماندن، چون خون، در رگهایم بگرد

باریده برف ، وزیده باد ، باد بیرحم و طوفانی
خسته و درمانده ، می زنم زار سر راههای سرگردانی

گرمی دستانت یادگاری ازگرمی آتشگاه های قدیمی است
مخمل صدایت نشانه ی پیوند تو با نسیم است 

 

نه در دل توان و نه دربدن جان ، نه در پایم تاب رفتن
دستم را بگیر و بخوان برایم بیت (ترانه) کوچ را
تا ببینم خواب رفتن

 

ورود هیئتی متشکل از 2270 گاو شیرده آمریکایی به بندر بوشهر و دستگیری دختر قاسم گلی

پهلو گیری کشتی آمریکایی در بندر بوشهر

قاسم گلی کمدین معروف ایرانی مقیم آمریکا که امروز در خبرها آمده بود دخترش به نام ساحل گلی به اتهام قتل یک مرد ۴۵ ساله در تهران دستگیر شده است .البته امید است که این خبر به زودی تکذیب شود .

بیشتر در باره ی صالح وحدت

نویسنده: ح ع
سه شنبه 14 مهر1388 ساعت: 17:36
باسلام واحترام.
امروز در لینک های شما نگاهم به لینک چهره های ادبی اران وبیدگل افتاد.باز کردم .مطالب آن برایم تازه گی داشت.به خصوص آقای صالح وحدت که تا کنون اسمش را نشنیده بودم .البته یک بار از اقای سعید جندقیان شنیده بودم که خانواده ای با همین نام از بیدگل در مناطق اعیان نشین تهران ساکن هستند .ولی بعد موضوع فراموشم شد . در هر حال اگر لطف کنی واطلاعات بیشتری به من بدهی سپاس گزار خواهم بود .

ستاری:فقط میدانم که صالح از اقوام نزدیک آقای شاطریان صاحب "نشر بیدگل" در تهران میباشد.اگر صالح وحدت را به صورت "صالح وحدت" در گوگل جستجو نمایید اشعار بسیاری از او را خواهید یافت.البته فکر نکنم اعیانی خانواده ی او از لحاظ مادی باشد .

"صالح وحدت " او درسال ۱۳۱۳ خورشيدي ،در بید گل کاشان چشم به جهان گشود و سال های زیادی را در عرصه شعر و نویسندگی و تدریس ادبیات فاسی مشغول بود.

شاملو در کتاب «یک هفته با شاملو » در باره او می گوید :« نسبت به صالح وحدت احساس نزدیکی می کنم، زیرا شعرهایش را در کتاب های مختلف شعر امروز خوانده ام و پاره ای از آنها مرا گرفته و زمزمه گاه و بیگاهم شده . او کم حرف اما شیرین زبان است .»

دوران کودکی صالح وحدت به قالیبافی گذشت . در همان روزهای اول ورود به مکتب در اثر رفتار تهاجمی معلم او از مکتب فرار کرد و دیگر به آنجا باز نگشت. در سن ۱۵سالگی کلاس اول ابتدایی را شروع و تحصیلش را تا دریافت مدرک لیسانس در رشته ادبیات فارسی ادامه داد. در سال ۱۳۵۳ ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند به نام های کاوه و مهرنوش است .

اشعار بسیاری از او در مجله هایی چون فردوسی ،کلک ،چیستا ، دنیای سخن ، آدینه و بسیاری از رورنامه هابه چاپ رسیده است .

صالح وحدت در ۱۳ اسفند ۱٣٨٥در اثر سکته قلبی در گذشت.

 

آثار منتشر شده:

" خودناشناختگی " روایتی دیگر از حکایت شیخ صنعان  انتشارات زمان چاپ ۱٣۷٨

حروف آتشین – ترجمه ای از آثار جبران خلیل جبران انتشارات معین چاپ ۱٣٨۰

سرودنی دیگر – گزینه اشعار – نشربید گل چاپ ۱۳٨۲

 

آثار آماده چاپ:

برگزیده اشعار

شصت گهواره زندگی ( پاسخ به هفتاد سنگ قبر یدالله رویایی)

شعرعرفانی برای کودکان

دو منظومه

روزگار شاعر ( رمان )

دانشجوی عاشق ( رمان )

مردی با سایه اش ( داستان )

نقش زن درشاهنامه .

چند شعر از صالح در ادامه مطلب
ادامه نوشته

این موجود زیبا اهل کاشان است.

همکاران من این زیبا را در اطراف خیابان امام رضا کاشان دیده اند و از او عکس گرفته اند . شما اسم او را میدانید؟

و عکس زیر از ویکیپدیا یک مارمولک را نشان میدهد.

طول بدن مارمولک‌ها از چند سانتیمتر تا سه متر (در گونه اژدهای کومودو) متفاوت است.

از خدا چیزی را میخواهیم که نمیدانیم چیست.

 

کلماتی را بر زبان می آوریم که نمیدانیم دعاست.

میگوییم:

اهدناالصراط المستقیم

ما را به راه راست هدایت فرما

به راستی راه راست چیست؟

از کودکی دیده ایم که :

  • مادرمان با خاله مان در باره ی دیگران بد گویی میکنند و نماز هم میخوانند .به راستی که آنها  راه راست "گفتن" را نمیدانند.
  • پدرمان دروغ میگوید و نماز هم میخواند.به راستی که او راه راست "گفتن" را نمیداند.
  • مادربزرگمان پرخوری میکند و بلافاصله استفراغ میکند و  راه راست را از خدا طلب میکند .به راستی که او راه راست تغذیه را نمیداند.
  • پدربزرگ چپق میکشد و همراه با دودی که از دهانش بیرون میفرستد ذکر خدا میگوید .به راستی که او راه راست تنفس را نمیداند.
  • زن عمو برای یافتن چشم زخم زننده ای که باعث شکسته شدن گلاب پاش مرصعش شده تخم مرغ را لای پارچه میفشارد و اسامی را بر زبان می آورد و لحظاتی بعد روی به دیوار می ایستد و راه راست را از خدا میخواهد.به راستی که او هیچ نمیداند.

و حال ما همه راهی میرویم به جز راه راست و صبح میگوییم:

اهدناالصراط المستقیم

ظهر میگوییم:

اهدناالصراط المستقیم

شب میگوییم:

اهدناالصراط المستقیم

و صبحگاهان و نیمروز و شامگاه کج میرویم .کج میخوریم.کج میگوییم.کج مینویسیم.کج میشنویم.کج نفس میکشیم.کج میبینیم.کج میکنیم.کج میگیریم . کج میدهیم.کج میفروشیم.کج میخریم.کج سوار میشویم.کج پیاده میشویم.کج یاد میدهیم.کج یاد میگیریم و باز میگوییم راست میخواهیم.تا  پایان عمر تکرار میکنیم.ما را بر راه راست بدار ولی راه های راست را نمی شناسیم و به ما هم نمی شناسانند.

متن چند اثر  علیرضا ذاکر اصفهانی استاندار جدید استان اصفهان و شرح حال او

پروتستانتیسم اروپایی و اصلاح‌طلبی اخوندزاده - علیرضا ذاکر اصفهانی

http://www.porsojoo.com/fa/node/3307

کسروی و رفورماسیون دینی(1)/ علیرضا ذاکر اصفهانی

http://www.porsojoo.com/fa/node/963

(ناسیونالیزم رمانتیک) در افکار و آثار صادق هدایت

http://www.xalvat.com/Digaran/Adabi/Iran/Adabi-Iran2/Hedayat/Hedayat.Nationalisme.htm

شرح حال:

دکتر علیرضا ذاکر اصفهانی

فرزند: زین‌العابدین           شماره‌شناسنامه: 1871        متولد: 1340 – اصفهان

دارای مدرک: دکترای علوم سیاسی از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس

کارشناسی علوم سیاسی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

 

آثار علمی منتشر شده:

کتاب

الف) کتاب فرهنگ و سیاست ایران در عصر تجدد، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1386

ب) مقدمه، تصحیح و تعلیقات بر کتاب جهاد در راه خدا (بررسی روند خیزش‌های اسلامی معاصر)، نوشته ویلهلم دیتل، چاپ انتشارات دانشگاه اصفهان، 1376.

ج) سیاست منطقه‌ای ایران در قبال مسأله بحرین، انتشارات علمی، فرهنگی، زیرچاپ.

د) پرسش از ماهیت مدرنیته در ایران (مشترک)، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، 1384.

 

مقالات علمی در فصلنامه‌ها و مجلات

الف) مقاله انفصال بحرین از ایران، مجله علمی، پژوهشی دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان، چاپ بهار 1376.

ب) مقاله سیری در اندیشه سیاسی اقبال لاهوری، فصلنامه علمی – پژوهشی پژوهشگاه علوم انسانی، 1379.

ج) مقاله روشنفکران و ادبیات دوره مشروطه، مجله علمی، پژوهشی، دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، (بصورت مشترک)،  بهار 1384.

د) مقاله ایران و بازیگران جنگ ظفار، فصلنامه تاریخ روابط خارجی، علمی – ترویجی، دفتر مطالعات بین‌المللی وزارت خارجه، زمستان 1385.

هـ ) مقاله دموکراسی قدیم و جدید، نقاط اشتراک و افتراق، فصلنامه کتاب نقد، 1380.

و) مقاله کسروی و رفرماسیون دینی، فصلنامه کتاب نقد، 1378.

ز ) مقاله پروتستانتیسم اروپایی و اصلاح طلبی آخوندزاده، فصلنامه کتاب نقد، 1379.

ح) مقاله ناسیونالیسم رمانتیک در آثار صادق هدایت، فصلنامه کتاب نقد، 1381.

 

مقاله‌های علمی در مجموعه‌های تخصصی

الف) در مجموعه طرح پژوهشی مؤلفه‌های اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی (ره)، با عنوان: پروتستانیسم اسلامی و نقد آن در کشف اسرار، چاپ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1379.

ب) در مجموعه طرح پژوهشی مؤلفه‌های غربگرایی در تاریخ تحولات ایران. با عنوان: پی‌جویی هویت ایرانی در آثار باستان شناسان، چاپ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1381.

ج) در مجموعه طرح پژوهشی مؤلفه‌های هویت ملی در ایران، با عنوان: ناسیونالیسم رمانتیک در ایران، چاپ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1382.

د) در مجموعه طرح پژوهشی مؤلفه‌های تجدد در ایران، با عنوان: بازتاب آرای جامعه‌شناختی شرق‌شناسان در آثار ایرانیان، چاپ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1384.

هـ ) در مجموعه ایران معاصر و غرب جدید، با عنوان: شرق شناسی، چرا و چگونه بوجود آمد؟، چاپ مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1384.

 

سمینار‌های دانشگاهی و موضوعی

الف) مقاله امام خمینی و نفی پروتستانتیسم اسلامی در فرآیند توسعه عصر پهلوی، همایش توسعه از دیدگاه امام خمینی (ره) دانشگاه شیراز، آذر 1378.

ب) مقاله ناسیونالیسم رمانتیک در ایران، همایش تعامل اسلام و ایران در گسترة تاریخ، دانشگاه فردوسی مشهد، 1382.

ج) مقاله شرق شناسی و تاریخ‌نگاری نو در ایران، همایش نقد نظریه‌پردازی غرب درباره انقلاب اسلامی، قم مؤسسه امام خمینی، 11 خرداد 1384.

د) مقاله ریشه‌های ناسیونالیسم ایرانی در عصر انقلاب مشروطه، همایش یکصدمین سالگرد نهضت مشروطیت ایران و نقش اجتهاد شیعه در آن، قم مدرسه دارالشفاء، 23 و 24مهر 1382.

هـ ) مقاله اتحاد روشنفکران سکولار و میلیتاریسم رضاشاهی، همایش هشتادمین سالگرد شهادت حاج آقا نوراله اصفهانی، مرداد ماه 1384.

و) چرخه سوخت هسته‌ای در بالابردن روحیه و عزت ایرانی، همایش جایگاه چرخه سوخت هسته‌ای در توسعه فناوری و تحقیقات،  هتل عباسی اصفهان، آذر ماه 1385.

ز) مقاله مبانی سیاست خارجی پیامبر اعظم(ص)، همایش بین‌المللی سیره‌شناختی پیامبر اعظم‌(ص)، دانشگاه اصفهان، آذر 1385.

ح) مقاله پارادکس مبانی دیپلماسی اسلام و غرب (برآمدن عصر مهرورزی)، همایش سیره‌شناسی پیامبر اکرم، دانشگاه امام صادق (ع)، اسفند 1385.

 

جزوات درسی

الف) تاریخ اندیشه سیاسی در غرب الف، چاپ دانشگاه اصفهان، 1374.

ب) تاریخ اندیشه سیاسی در غرب ب، چاپ دانشگاه اصفهان، 1375.

ج) روانشناسی اجتماعی، چاپ دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا، 1375.

 

http://www2.ihcs.ac.ir/%D8%A7%D8%B4%D8%AE%D8%A7%D8%B5/tabid/89/mid/429/PID/296/Default.aspx

سیاست موازنه منفی مصدق

 
 
  •   ماجرای موازنه منفی، در ایران با سیاست‌های مصدق گره خورده است و دوران اتخاذ چنین خط‌ مشی سیاسی مقارن با آغاز دولت او، از اردیبهشت 1330 تا 28 مرداد 1332، به مدت 27 ماه می‌باشد. 
  •   مصدق در گزارش خود به مجلس شورای ملی (مورخ 17 شهریور 1330)  سیاست موازنه منفی را چنین توضیح می دهد: «در این مملکت سه عقیده است:
  اول عقیده هواخواهان سیاست انگلیس؛ پیروان این عقیده می‌گویند تا   دولت انگلیس منافعی از این مملکت نبرد، هرگز راضی نمی‌شود که از استقلال این مملکت دفاع کند...؛
عقیده دوم مربوط به اشخاصی است که تمایل به مرام چپ دارند...؛
و عقیده سوم، عقیده وطن پرستان است، آنها که می‌خواهند مملکت ایران عظمت تاریخی خود را حفظ کند. پیروان این عقیده می‌گویند: دولت ایران هر چه دارد، باید در دست خودش باشد. نفت هم یکی از آن چیزهایی است که کسی از آن عایدات سوء استفاده نکند، کسی به ناحق قسمتی از عایدات را به خود تخصیص ندهد».
  این سیاست وقتی از طرف مصدق عنوان شد که در سال 1323، شورویها امتیاز نفت شمال را تقاضا کردند و حزب توده و برخی نمایندگان به طرفداری از آنها خواستار برقراری «موازنه مثبت» شدند، یعنی چون نفت جنوب در اختیار انگلیس است، نفت شمال هم در اختیار شوروی باشد؛
  • مصدق نفع کشور را در برقراری موازنه منفی اعلام کرد؛ یعنی نه تنها به شوروی امتیاز نمی‌دهیم بلکه حقوق ایران را نسبت به نفت جنوب نیز که در اختیار انگلیس است، استیفا می‌کنیم.[1]
  موافقین دکترین موازنه منفی، آن را بی‌شک الهام بخش پدیده ی نهضت عدم تعهد می‌دانند و سیاست او را به خاطر ملی کردن نفت:
  • مخالفت با پیشنهاد روس‌ها مبنی بر تجدید قرارداد شیلات (انحصار خرید و نظارت بر تولید خاویار 10 سال)،
  • و نپذیرفتن شرط مقررات پیمان امنیت متقابل در روابط ایران و آمریکا (که در برابر کمک، ایران به دفاع از منافع غرب متعهد می‌شد)

و... موفق می‌دانند؛ تشخیص میزان صحت و سقم این امر  بررسی جداگانه‌ای می‌طلبد. [2]

  سر انجام سیاست موازنه منفی مصدق، به دلیل فاصله انداختن بین او و علماء - که نقش اساسی در تثبیت دولتش داشتند - و جدایی برخی همراهان، اختلافات داخلی و عدم حمایت مؤثر ملت از او در 28 مرداد 1332، و آزادی عمل و فرصت‌طلبی قدرتهای استعماری چون آمریکا و...، در پی کودتای 28 مرداد به راحتی زمینه برکناری و خانه‌نشینی او را فراهم ساخت.
  از مرحوم مدرس نقل شده  است که:
 «سیاست علمی است مانند علوم دیگر، مدارجی دارد و هر مرد سیاسی باید آن را طی کند و یکی بعد از دیگری آن مدارج را بپیماید من با نبوغی که در آقای مصدق السلطنه سراغ دارم، یقین دارم که ایشان همیشه در کلاس اول سیاستمداری خواهند ماند و به کلاس دوم هرگز ارتقاء پیدا نخواهد کرد، عمر من کفاف نمی‌دهد ولی مردم ایران و شما نمایندگان ملت، بیست سال بعد از این خواهید دید که مصدق السلطنه در همان کلاس اول باقی است و آن روز تصدیق خواهید کرد که سید حسن مدرس در شناختن مصدق السلطنه اشتباه نکرده است».[3]
بیدارشهر:احتمالا منظور ازکلاس اول - درجه یک میباشد.
 
سیاست موازنه منفی و مثبت؛ سیاست بی طرفی
 موازنه منفی آن است که اگر کشوری در امضای قراردادی احساس ضرر کرده و آن را با یکی از بازیگران مثل انگلیس فسخ نموده برای توازن باید امتیاز مشابهی را هم که به رقیب (مثل شوروی) داده است، فسخ نماید.»[4]
در سیاست موازنه مثبت «اگر کشوری در امضای قرار دادی احساس منفعت کرد و آن را با یکی از بازیگران مثل انگلیس انعقاد کرد به صورت توازن باید امتیاز مشابهی را هم به کشور رقیب (مثل شوروی) بدهد».
  در حقوق بین‌الملل سیاستی هست بنام «بیطرفی»؛ «دولت بی‌طرف دولتی است که استقلال سیاسی و تمامیت ارضی آن براساس یک توافق دسته‌‌ جمعی توسط قدرت‌های بزرگ تضمین شده باشد، مشروط بر اینکه دولت مزبور از نیروی نظامی خود، مگر در حالتی که جنبه تدافعی داشته باشد، استفاده نکند».[5]
  سیاست بی‌طرفی انواعی دارد که عبارتند از: بی‌طرفی حقوقی، بی‌طرفی سنتی، بی‌طرفی موقت، بی‌طرفی پایدار (دائمی)، بی‌طرفی مثبت و بی‌طرفی منفی؛ بی‌طرفی مثبت زمانیست که: «یک دولت سیاستی را به منظور پرهیز از جنگ و اتحادیه‌های نظامی اتخاذ می‌کند اما کوشش لازم را به جهت محدود ساختن جنگ و جلوگیری از ورود سایر دولت‌ها به صحنه درگیری به عمل می‌آورد».[6] این کوشش بیشتر جنبه اخلاقی دارد. اما، بی‌طرفی منفی سیاستی است که: «در آن دولت‌ها با موضع‌گیری انفعالی سعی می‌کنند صرفاً خود را از مناقشات بین‌المللی و منطقه‌ای دور نگه دارند و نقش فعالی در جلوگیری از جنگ ندارند».[7]
  سیاست‌های موازنه منفی و مثبت متفاوت از سیاست بی‌طرفی منفی و مثبت است، اولی (موازنه) در امور داخل کشور و بیشتر در باب امتیازات و معاملات غیرجنگی لحاظ می‌شود و دومی (بی طرفی( صرفاً سیاستی است که کشورها در ارتباط با جنگ اتخاذ می‌‌کنند، یا صرفاً در مناقشات بین‌المللی بی‌طرفند بدون هیچ دخالتی و یا به‌گونه‌ای اخلاقی سعی در اتمام جنگ یا جلوگیری از گسترش آن به کشورهای دیگر دارند.
 
 


[1] . هاشمی، سیدمحمد؛ حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، دانشگاه شهید بهشتی، پائیز 1374، چ 1، ج1، ص 378.
[2] . ذوقی، ایرج؛ سیاست موازنه منفی بحران در سیاست خارجی، مجله تاریخ روابط خارجی، شماره 2.
[3] .مکی، حسین؛ مدرس قهرمان آزادی، ص 829، به  نقل از جزوه سیری در شکل گیری و پیدایش نهضت آزادی ایران، سعید معمار منتظری.
[4] . بخشایشی اردستانی، احمد؛ اصول سیاست خارجی، ج 101، تهران، نشر آوای نور، 1375، چ 1، ص 100.
[5] . قوام، سیدعبدالعلی؛ اصول سیاست خارجی و سیاست بین‌الملل، تهران، نشر سمت،چ 7، 1380، ص 146.
[6] .ر.ک: همان، ص 160.
[7] . همان.
 

5 عکس از زاینده رود یائسه و 5 طرح آبرسانی ؟

طرح آبرسانی از زاینده رود به بافق

طرح آبرسانی از زاینده رود به کاشان

پروژه انتقال آب  زاينده رود به انارک

انتقال آب از زاينده رود به يزد

انتقال آب از زاينده رود به شهرستان آران و بيدگل

شنا در ورزش زورخانه ای


ورزشكاران چهار گونه شنا مي روند:
شناي كرسي ـ شناي دست و پا مقابل ـ شناي دو شلاقه ـ شناي پيچ. 

  1. شناي كرسي:

 در اين شنا ورزشكاران پس از اين كه تخته شنا را بر كف گود گذاشتند دو سر آن را مي گيرند و دو پا را در برابر آن تا آنجا كه بتوانند چنان از هم باز مي كنند كه كف پاهايشان از كف گود بلند نشود و سپس شنا مي روند. 

  1. شناي دست و پا مقابل:
    در اين شنا، دو دست ورزشكار بر روي تخته به فاصله بيست سانتي متر از هم قرار دارد و پاهاي او در امتداد تن كشيده و جفت است. 
  2. شناي دو شلاقه:
    شناي دو شلاقه همان شناي (دست و پا مقابل) است با اين فرق كه در آن دو بار پياپي شنا مي روند و پس از آن كمي درنگ و خستگي در مي كنند و سپس دوبار ديگر پياپي شنا مي روند. اين روش را تا پايان ورزش نگاه مي دارند. 
  3. شناي پيچ:
    در اين شنا مانند شناهاي ديگر دست هاي ورزشكار بر روي تخته از يكديگر باز است و او نخست در حركت اول سر خود را زير بغل چپ مي برد و تنه خود را به سوي راست مي چرخاند و در حركت دوم ، سر خود را زير بغل راست مي برد و تنه را به سوي چپ مي چرخاند و شنا را به همين روش ادامه مي دهد. 

دو میدان بلال دیگر

؟

بابلسر

میرحسین موسوی

« شرایط فعلی برای كشور یك فرصت است كه اگر به درستی درك و مدیریت شود می‌تواند تفاهم ملی را به حداكثر برساند.»

میرحسین موسوی:

اتفاقا اینجانب

آخرین جمعه از رمضان امسال را

در میان کسانی حاضر شدم

که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند

 و برایم آرزوی مرگ داشتند.

 در مسیر پرهیاهویی

 که بایکدیگر همراه شده بودیم

 سیمایشان را مرور می‌کردم

و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم.

میرحسین موسوی:

افغانستان و عراق

دو عبرت بزرگ

در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم.

البته این عبرت‌ها

ما را

از استیفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند،

 زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که

 بدون پرداختن چنین هزینه‌‌های سنگینی

سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.

چه خوشبخت است آنکه بگوید من تُرکم.Mustafa Kemal Atatürk

مصطفی کمال پاشا (معروف به آتاتورکبه معنای پدر ترک)

نظامی و دولت‌مرد و بنیان‌گذار جمهوری ترکیه

گفته معروف آتاتورک که شعار ملی ترکیه شده‌است: چه خوشبخت است آنکه بگوید من تُرکم.

از جمله آثار مشهور وی می توان به نطق اشاره کرد.

از روی ناچاری

 

خانم بخر قشنگ است ..گيتار مي فروشم
باور کنيد اين را ناچار مي فروشم


 

آقا بخر اصيل است؛ يک عمر (دست) من بود
چون کار نيست ناچار آچار مي فروشم


 

آقاپسر مضرّ است اين را نخر عزيزم
- لعنت به من که ناچار سيگار مي فروشم-


 

همسايه آش نذري آورده است امشب
مردم ! زنم مريض است، افطار مي فروشم!


 

يک ذره شيميايي ست اما هنوز خوبند
حرّاج!!.. کليه هاي بيمار مي فروشم


 

بچه گرسنه مانده.. جز آبرو نمانده..
لعنت به آبرو .. آي شلوار مي فروشم


http://www.sahelneshin.parsiblog.com/

بارک الله به شهرداری نوش آباد

 

شماره ی سوم خبرنامه داخلی شهرداری نوش آباد را در اداره مان دیدم . بسیار وزین و شکیل و رنگی.با مدیر مسئولی سعید عطایی شاد .

http://nooshabad.ir/

و با این تیترها:

  1. بهره برداری از سالن ورزشی
  2. کاشت بیش از ۱۰.۰۰۰ اصله نهال
  3. بهبود سیستمهای اداری مالی
  4. ساخت فیلم کوتاه مستند در باره کاشت داشت و برداشت طالبی
  5. تجهیز پارکهای لاله و شقایق به وسایل ورزشی
  6. تجهیز سالن اجتماعات شهید راحمی

 

بهتان بدترین نوع دروغ است

 

 

تهمت

  • بهتان و تهمت عبارتست از اینکه انسان در حق غیر به چیزی که راضی نیست دروغ بگوید به عبارت دیگر چیزی را به دروغ به دیگری نسبت دهد و شخصی که مرتکب گناه و عمل زشتی نشده به انجام آن متهم کند و یا عیب و نقصی را که در او نیست به او بچسباند و فرقی نیست که این نسبت دروغ در حضور او باشد یا در غیاب.
  • بهتان و تهمت از گناهان کبیره است و در قرآن مجید به شدت از آن نهی، و عذاب شدیدی برای آن ذکر گردیده است.
  • در حقیقت بهتان بدترین نوع دروغ است و چنانچه اتهام شخص در غیاب وی باشد غیبت هم بشمار می‌آید و انسان در واقع مرتکب دو گناه شده است یکی دورغ و دیگری غیبت و بزرگترین ظلم در حق برادر مؤمن آنست که او را متهم به ارتکاب گناهی کنی که هرگز آنرا انجام نداده است. بهتان باصطلاح همین برچسب زدن به این و آن است که متاسفانه همواره در جوامع بشری مطرح بوده و امروزه نیز بزرگترین ابزار دشمنان و مخالفان است.
  • نتیجه بهتان و افتراء به این و آن اینست که نظام اجتماعی دیر یا زود از هم بپاشد و عدالت اجتماعی از بین برود ،حق باطل و باطل حق جلوه کند، بیگناهان متهم و گرفتار، ‌و گناهکاران تبرئه و آزاد باشند، حسن ظن به سوء ظن نسبت بکدیگر تبدیل گردد و اعتماد عمومی مردم از یکدیگر سلب شود و زمینه‎ی هرج و مرج فراهم گردد و نا امنی و نار ضایتی رشد یابد،‌ دوستی و صمیمیت جایش را به کینه و عداوت بدهد، مردم پراکنده و متفرق و بدون ارتباط با یکدیگر زندگی کنند و از تجمع و تشکل و انسجام خبری نباشد. بدون شک چنین جامعه‌ای نمی‌تواند دوام و بقاء داشته باشد بلکه بزودی سقوط خواهد کرد و مردم آن هلاک و گرفتار انواع مشکلات و بلایا خواهند شد.
  • و لذا امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هر گاه مؤمنی برادر مؤمن خویش را متهم سازد و به او تهمت بزند ایمان از قلب او محو می‌شود همچنانکه نمک در آب ذوب می‌گردد. و وقتی ایمان مؤمن ذوب شد و دیگر اثری از ایمان در قلبش باقی نماند جایگاهش دوزخ است .
  • چنانکه پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: هر کس به مرد یا زن با ایمانی بهتان بزند یا درباره‎ی کسی چیزی بگوید که در او نیست خداوند در قیامت او را بر تلی از آتش قرار می‌دهد تا از آنچه گفته است خارج شود. و از عهده‎ی‌ گفته‎ی خود بیرون آید.
    در قرآن کریم بیش از چهل آیه درباره‎ تهمت و بهتان به مردم در رابطه با جریانات مختلفی نازل شده است.

منبع

زبان عبری

زبان عبری :

  1. عضوی از شاخه زبان‌های سامی است. و با زبان‌های عربی و آرامی همخانواده است.
  2. حدود 7 میلیون نفر که‌ به‌ طور عمده‌ در کشور اسرائیل، در ایالات متحده‌ آمریکا و جوامع یهودی در سراسر جهان به زبان عبری جدید تکلم می‌کنند.
  3. به‌ علت اینکه‌ بیشتر ساکنین اسرائیل را مهاجرین تشکیل می‌دهند، زبان عبری جدید برای بخش قابل توجهی از ساکنین این کشور زبان دوم بشمار می‌آید.
  4. این زبان در کنار زبان عربی، یکی از زبانهای رسمی کشور اسرائیل است. همچنین بسیاری از دعاها و نیایشهای یهودیان در سراسر دنیا به زبان عبری کلاسیک است.

عبرانیان

 

انجیل، سرگذشت عبرانیان را چنین بیان می کند:

  1.  حضرت ابراهیم  جد اعلای آنان، خانواده خود را در حدود ۴۰۰۰سال قبل به کنعان* آورد.
  2. قحطی، عبرانیان را وادار کرد به مصر هجرت کنند.
  3.  حضرت موسی  آنها را مجدداً به کنعان باز گرداند
  4. و در آنجا حضرت داوود قوم را علیه فلسطینیان متحد نمود.
  5.  حضرت سلیمان ، فرزند حضرت داوود ، عبادتگاهی ساخت و صندوق حاوی لوحهای مقدس قوانین و شرایع دین یهود را در آن جای داد.
  6. تاریخ و قوانین یهود در تورات (که مسیحیان آن را عهد عتیق می نامند) نوشته شده است.
  7. کلمه تورات که با معنی راهنمایی کردن می باشد، گاهی تنها به پنج کتاب اول عهد عتیق اطلاق می گردد.
  8.  مسیحیان این نسخه ها را اسفار پنج گانه می نامند.
  9.  این کتابها با داستان حضرت ابراهیم، اسحاق و یعقوب که نیاکان و بنیانگذار قوم بنی اسرائیل محسوب می گردد، آغاز می شوند و همچنین داستان موسی را بیان می کند. در مجموع، این نسخه ها اصول و مبانی یهودیت را بیان می کند .

منبع

*کنعان به سرزمینهایی واقع در شرق دریای مدیترانه گفته شده است.

عکس جدید خانم ناهید دایی جواد خواننده ترانه ی غروب کوهستان و اشکم دونه دونه

بیش از ۴۰ سال پیش این خواننده دو ترانه ی فوق را خواند و از عالم خوانندگی کنار رفت.سالها میخواستم خبری از او داشته باشم تا اینکه او را در سایت رادیو فارسی فرانسه پیدا کردم . شما میتوانید ترانه غروب کوهستان او را در بخش ترانه های ناسروده سایت نامبرده گوش کنید.

http://www.rfi.fr/actufa/articles/113/article_6342.asp

هولوکاست در ویکیپدیا .

اصل واژه ی هولوکاست  یونانی بوده‌است که واژه‌ای است مرکب:هولو یعنی به تمامی، یکسر و کاست یعنی سوزاندن.«همه‌سوزی».

هولوکاست یا «همه‌سوزی»، به کشتار دسته‌جمعی و نسل‌کشی نزدیک به شش میلیون نفر بخصوص یهودیان بر پایه نژاد، مذهب و ملیت در طی جنگ جهانی دوم بدست آلمان نازی و از ۱۹۴۱ تا انتهای ۱۹۴۵ در اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی، اطلاق می‌شود.

قربانیان

علاوه بر یهودیان اروپایی (اشکنازی) که قربانیان اصلی هولوکاست بودند، گروه‌های دیگری از جمله اسلاوها، کولی‌ها، معلولین، کمونیست‌ها، سوسیالیست‌ها و همجنس‌گرایان لایق زندگی تشخیص داده نمی‌شدند روش‌های کشتار آنان گرسنگی دادن،کار اجباری،شکنجه،اعدام با گلوله(که بعدا برداشته شد)یا اتاق گاز(گازهای سمی منوکسید کربن یا سیکلون ب) بود.

 انکارکنندگان هولوکاست

انکار یا تجدید نظر طلبی در هولوکاست به تفکری گفته می‌شود که بر اساس آن، نسل کشی مورد ادعای یهودیان در جریان جنگ دوم جهانی اتفاق نیافتاده است و یا بزرگنمایی شده است.

زیر سؤال بردن هولوکاست، در برخی کشورها مانند آلمان، فرانسه و اتریش، جرم محسوب می‌شود. دلیل تصویب چنین قوانینی در این کشورها، انکار واقعیت‌های تاریخی و جلوگیری از یهودستیزی و سوء استفاده ی طرفداران حزب نازی و نژادپرستان اعلام شده‌است.

ادامه ی نفت و سفره

وظیفه ی دولت این نیست که مبالغ نقدی ناچیزی را در فواصل زمانی بین مردم تقسیم کند .

وظیفه ی دولت این است که مبالغ نقدی ناچیزی را از مردم بگیرد و آنها را در یک حساب بانکی جمع کند و با آن پول برای مردم و توسط مردم مثلا جاده بسازد .راه آهنی بسازد.

وظیفه ی دولت این نیست که نفت بفروشد و با پولش  بنزین بخرد و هر نفر یک ماشین سوار شود و کیلومترها راه برود تا یک نفر دیگر را سوار کند و به خانه ی یک نفر دیگر ببرد تا آنجا آش بخورند و چرت و پرت بگویند و بشنوند .

وظیفه ی دولت این است که نفت بفروشد و با پولش با کمک مردم مترو بسازد تا مردم سوار آن شوند و به مزارع و کارخانه ها بروند و تولید نمایند و به قبرستانها نروند تا سر قبرها بنشینند و آب مقطر به یکدیگر بپاشند و آب غوره بگیرند و آب بینی بالا بکشند و خرما و شیرینی به یکدیگر تعارف کنند.

نفت را به سفره ی مردم بردن

با احداث جاده ای که کاشان را به سمنان متصل نماید مسیر ۴۶۰ کیلومتری "کاشان - قم - تهران - گرمسار - سمنان " ۳۰۰ کیلومتر میشود و این یعنی نفت را به سفره ی مردم بردن .

جمعه 3 مهر1388 ساعت: 6:54 توسط:بیدگلی
با چه ماشینی این نان را از این جاده خواهند آورد؟
****
جمعه 3 مهر1388 ساعت: 0:33 توسط:عباس رسول زاده
همین طوری هم لب و دهن و دستامون سیاه هست به اندازه کافی

ولی خوب مفهوم حرف شما زیباست
*****

پنجشنبه 2 مهر1388 ساعت: 20:41 توسط:فرز ین
نانهای ما چند سالی ست که بوی نفت میدهد.....
*****

پنجشنبه 2 مهر1388 ساعت: 20:13 توسط:اشنای غریبه
مبارک است

پاییز از راه رسید

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی

رهش به سرو سهی قامت بلند مباد

مرغ زیرک نزند در چمنش پرده سرای

هر بهاری که به دنباله خزانی دارد

باغبانا ز خزان بی​خبرت می​بینم

آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد

دلارهای گدا پرور و نابود کننده ی حرمت و کرامت انسانی

تعدادی از هموطنان ما که در خارج از کشور زندگی میکنند و از درآمد بالایی برخوردارند با کمک افرادی در داخل کشور  به صورت نقدی یا کالا به مستمندان کمک میکنند .اشکالاتی  وجود دارد :

  1. افراد توزیع کننده ی کمک باید در حفظ حرمت و احترام مستمندان مهارت داشته باشند.متاسفانه مشاهده میشود برخی از این افراد که بیسواد و یا کم سواد هم هستند در مجالس خصوصی و خانوادگی از مستمندان نام می برند.
  2. مردم در مراسم مختلف میگویند مرگ بر آمریکا و متاسفانه اکنون تعدادی در داخل کشور بسیار وابسته شده اند به دلارهایی که از طریق فوق توزیع میگردد و با حیثیت و آبروی هموطنان بازی میشود.
  3. در ادیان مختلف در مورد کمک پنهانی سفارش شده است ولی پیروان ادیان توجه نمیکنند.
  4. در کشوری که بیکاری هم هست برخی از این کمکهای بی برنامه جامعه را به سمت زندگی بدون تلاش هدایت میکند -" گدا پروری ".
  5. یکی از دلایل وضع به وجود آمده خروج ایرانیان با استعداد و ورود دوستان افغان ما میباشد.ایرانیان با استعداد در آمریکا ثروتمند میشوند و اشتغال می آفرینند و عدم وجود کارآفرین به اندازه ی کافی ( به دلیل مهاجرت ) مشاغل را کاهش میدهد و افغانها فرصتهای اندک اشتغال را از مردم می گیرند و این است که بدبختی و فلاکت هر روز دامنه اش گسترش می یابد .در آمارهای غیر رسمی حدود ۳ میلیون ایرانی پر انرژی در خارج از کشور هستند و حدود ۲میلیون افغانی پر انرژی در داخل کشور هستند.