ترجمه ی ترانه ی لرستانی دستهایم را بگیر
دستهایم را بگیر تا بکُنند گل تنِ خشک درختان
تو چون میلِ زنده ماندن، چون خون، در رگهایم بگرد
شانه ات را بیار تا سر بگذارم ، زار بزنم ، سیر بگریم یار
رود راه بیاندازم، رود خونبار از چنگ به چشمانم
دستهایم را بگیر تا بکنند گل ، تنِ خشک درختان
تو چون میل زنده ماندن، چون خون، در رگهایم بگرد
باریده برف ، وزیده باد ، باد بیرحم و طوفانی
خسته و درمانده ، می زنم زار سر راههای سرگردانی
گرمی دستانت یادگاری ازگرمی آتشگاه های قدیمی است
مخمل صدایت نشانه ی پیوند تو با نسیم است
نه در دل توان و نه دربدن جان ، نه در پایم تاب رفتن
دستم را بگیر و بخوان برایم بیت (ترانه) کوچ را
تا ببینم خواب رفتن
+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 14:41 توسط اکبر ستاری
|