Search pattern جستجوی الگو Alone

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها، 1-1

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را، 1-2

ساقی بده بشارت رندان پارسا را
دل می​رود ز دستم صاحب دلان خدا را، 1-12

ساقیا برخیز و درده جام را
ساقیا برخیز و درده جام را، 1-1

ساقی به نور باده برافروز جام ما
ساقی به نور باده برافروز جام ما، 1-1

عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما، 1-6


ساقیا آمدن عید مبارک بادت
ساقیا آمدن عید مبارک بادت، 1-1

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست، 1-8

ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست، 1-4

که هر چه ساقی ما کرد عین الطاف است
کنون که بر کف گل جام باده صاف است، 1-4

دلم ز نرگس ساقی امان نخواست به جان
به کوی میکده هر سالکی که ره دانست، 1-6

ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است، 1-6

ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست، 1-1

بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی
حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست، 1-6

ساقی بیار باده و با محتسب بگو
دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت، 1-5

ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت، 1-7

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت، 1-1

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت، 1-1

کآتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت، 1-6

در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت، 1-7

ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
ای هدهد صبا به سبا می​فرستمت، 1-9

عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست
میر من خوش می​روی کاندر سر و پا میرمت، 1-3

بده ساقی شراب ارغوانی
دل من در هوای روی فرخ، 1-5

فریاد که آن ساقی شکرلب سرمست
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد، 1-5

یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد
عکس روی تو چو در آینه جام افتاد، 1-3

کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد
عکس روی تو چو در آینه جام افتاد، 1-8

بیرون ز لب تو ساقیا نیست
آن کس که به دست جام دارد، 1-5

ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد، 1-3

ساقیا جام می​ام ده که نگارنده غیب
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد، 1-5

که بود ساقی و این باده از کجا آورد
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد، 1-1

علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد، 1-6

به قول مطرب و ساقی برون رفتم گه و بی​گه
صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می​آورد، 1-5

بیا ای ساقی گلرخ بیاور باده رنگین
دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی​گیرد، 1-3

ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
ساقی ار باده از این دست به جام اندازد، 1-1

خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب
نقد صوفی نه همه صافی بی​غش باشد، 1-4

گر شرابش ز کف ساقی مه وش باشد
نقد صوفی نه همه صافی بی​غش باشد، 1-7

شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد، 1-6

ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد، 1-7

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد، 1-7

ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
سحرم دولت بیدار به بالین آمد، 1-6

خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند، 1-3

ساقی به جام عدل بده باده تا گدا
گر می فروش حاجت رندان روا کند، 1-2

چنان زند ره اسلام غمزه ساقی
مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند، 1-4

ساقی سیم ساق من گر همه درد می​دهد
سرو چمان من چرا میل چمن نمی​کند، 1-8

شراب بی​غش و ساقی خوش دو دام رهند
شراب بی​غش و ساقی خوش دو دام رهند، 1-1

دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود، 1-8

و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود، 1-1

ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود، 1-4

که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود، 1-1

دل از کرشمه ساقی به شکر بود ولی
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود، 1-4

ببوس غبغب ساقی به نغمه نی و عود
کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود، 1-2

ساقی حدیث سرو و گل و لاله می​رود
ساقی حدیث سرو و گل و لاله می​رود، 1-1

ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآید
چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید، 1-1

ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید، 1-5

چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید، 1-6

چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی
معاشران ز حریف شبانه یاد آرید، 1-3

ساقی بیا که عشق ندا می​کند بلند
بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید، 1-8

از آن افیون که ساقی در می​افکند
الا ای طوطی گویای اسرار، 1-6

ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار
عید است و آخر گل و یاران در انتظار، 1-1

کان نیز بر کرشمه ساقی کنم نثار
عید است و آخر گل و یاران در انتظار، 1-4

ساقیا عشرت امروز به فردا مفکن
ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر، 1-6

ساقیا آن قدح آینه کردار بیار
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار، 1-9

چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشک
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر، 1-7

بیار ساغر در خوشاب ای ساقی
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر، 1-8

ولی کرشمه ساقی نمی​کند تقصیر
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر، 1-9

که ساقیان کمان ابرویت زنند به تیر
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر، 1-12

حافظ که دوش از لب ساقی شنید راز
ای سرو ناز حسن که خوش می​روی به ناز، 1-9

مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز، 1-2

ساقیا یک جرعه​ای زان آب آتشگون که من
برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز، 1-3

در ازل داده​ست ما را ساقی لعل لبت
برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز، 1-7

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
دلم رمیده لولی​وشیست شورانگیز، 1-4

زهد گران که شاهد و ساقی نمی​خرند
صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش، 1-3

ساقی چو شاه نوش کند باده صبوح
صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش، 1-8

ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش، 1-7

ساقی بهار می​رسد و وجه می​نماند
در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش، 1-5

ساقیا می ده که رندی​های حافظ فهم کرد
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش، 1-9

معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش
کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش، 1-1

می​ای در کاسه چشم است ساقی را بنامیزد
کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش، 1-6

یکی چو ساقی مستان به کف گرفته ایاغ
سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ، 1-6

نیم ز شاهد و ساقی به هیچ باب خجل
به وقت گل شدم از توبه شراب خجل، 1-2

ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن
عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام، 1-2

غمزه ساقی به یغمای خرد آهخته تیغ
عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام، 1-7

ساقی چو یار مه رخ و از اهل راز بود
بشری اذ السلامه حلت بذی سلم، 1-7

بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم، 1-1

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون
سال​ها پیروی مذهب رندان کردم، 1-4

چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ
دیشب به سیل اشک ره خواب می​زدم، 1-5

ساقی به صوت این غزلم کاسه می​گرفت
دیشب به سیل اشک ره خواب می​زدم، 1-7

ساقی بیا که از مدد بخت کارساز
جوزا سحر نهاد حمایل برابرم، 1-2

دادند ساقیان طرب یک دو ساغرم
جوزا سحر نهاد حمایل برابرم، 1-16

ساقیا جامی بده تا چهره را گلگون کنم
دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم، 1-4

جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم، 1-5

صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم، 1-7

شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم
حالیا مصلحت وقت در آن می​بینم، 1-5

لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شیرینم
گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم، 1-2

و از ساقیان سروقد گلعذار هم
دیدار شد میسر و بوس و کنار هم، 1-16

در راه جام و ساقی مه رو نهاده​ایم
عمریست تا به راه غمت رو نهاده​ایم، 1-2

من از چشم تو ای ساقی خراب افتاده​ام لیکن
صلاح از ما چه می​جویی که مستان را صلا گفتیم، 1-3

من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم، 1-2

ساقیا می ده به قول مستشار موتمن
افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن، 1-10
100 (limit:100)

Home   Search   Browse

نام

محل تهیه و فروش-

ماده اولیه

مزه

عمر

زمان مصرف

خلوص و پاکی

مَی-پهلوی

شراب خانگی

می انگوری

شراب تلخ

شراب دوساله

*

می ناب

شراب

میکده

*

می خوشگوار

می سالخورده

*

شراب بی​غش

باده

میخانه

*

باده خوشگوار

می الست

*

می خام

خمر

خمخانه

*

شراب تلخ تیز

می مغان

باده شبگیر

شراب خام-دست نخورده

*

خرابات

*

شراب خوشخوار سبک

می مغانه

جام صبوحی

باده صافی

*

شرابخانه

*

می نوشین

می باقی

*

باده صاف

*

*

*

باده مشکین

*

*

می صافی

*

*

*

*

*

*

باده ناب

*

*

*

*

*

*

شراب روشن

اثر

فروشنده

مصرف

باده گردان

ظروف

رنگ

*

باده فرح بخش

خمار

میگسار

ساقی

ساغر

شراب ارغوانی

*

شراب طرب​انگیز

می فروش

میخواره

*

پیاله

باده رنگین

*

شراب فرح بخش

باده فروش

شرابخوار

*

جام

باده گلگون

*

باده مستانه

*

باده پیما

*

صراحی

باده گلرنگ

*

خُمار

*

باده نوش

*

سبو

می لعل

*

مستی

*

درکشیدن

*

قدح

شراب لعل

*

*

*

باده پرست

*

پیمانه

*

*