عکس قدیمی

این عکس مربوط به نوروز حدود سال ۱۳۴۰ شمسی میباشد.

مکان : مسعود آباد آران و بیدگل (فعلا حدود ۱۰۰ متر بالا تر از درمانگاه فرهنگیان وقتی به طرف شازده هادی میرویم.)

آن زمانها کشاورزان برای آنکه آب چشمه ی شابلبل بر اراضی مسعود آباد ( مسیاباد ) سوار باشد ( اختلاف ارتفاع ایجاد شود )، خاکبرداری نموده و از انباشتن خاکها چندین تپه بلند به وجود آمده بود که از بالای تپه ها شهر پیدا بود .

در محلی که اکنون خیابان شهدا نام دارد .( حد فاصل مخابرات تا میدان شهید بهشتی) به عرض حدود ۵ متر خاکبرداری انجام نشد ه و در نتیجه جاده ای خاکی و دیوار مانند به وجود آمد ه بود که به جاده ی( جده ی ) باریکه معروف و اراضی را به دو بخش تقسیم نمود ه بود .بخش شرقی در بیدگل و بخش غربی در آران بود . ما در این عکس پشت به جاده ی باریکه و در بخش شرقی نشسته ایم . شما جاده ی باریکه را به خوبی میبینید .

درست روبروی شازده هادی ( روبروی درب و دالان غربی شازده هادی ) آب از زیر جاده توسط یک تونل ( کوره ) از غرب به شرق در جویی جریان داشت .کنار جوی هم درخت وجود داشت .اراضی کشاورزی تا داخل دیوار شهر در باغ علوی تا مختص اباد امتداد داشت . حتی کوچه ی پشتی منزل پدری هنوز به کوچه ی باغه معروف است .اگر از زیر سابات ( سباته ) جنب حسینیه محله ی دروازه بگذرید به کوچه ی باغه میرسید .کوچه ای که حجره ی حاجی ستاری و منزلش هم در آن واقع شده بود .در داخل این گندمزاری که ما نشسته ایم گلهای آبی رنگی به نام ململوسی بود که ما خیلی دوست داشتیم . هم چنین از ساقه ی تو خالی گندم هم نی لبکی به نام ( سی بی بی ) درست میکردیم .

ما لباسهای نو عید مانرا پوشیده ایم و برای گردش به مسعود آباد رفته ایم .عیدها واقعا جالب بود . در پای گلدسته های شازده هادی فالوده ی برفی می فروختند . و بساط اسباب بازی فروشی هم در دو غرفه ی ورودی زیارت گسترده بود عروسک - شیپور و... در محله ی دروازه هم آب ترشاله و فالوده و خشکبار به فروش می رسید .و یکی از سرگرمی ها سکه درون استکان داخل سطل پر آب انداختن بود . اگر سکه داخل استکان نمی رفت متعلق به صاحب سطل بود و اگر نه به برنده جایزه داده میشد .در این ایام گوش دادن به برنامه های ویژه ی رادیو هم بسیار لذت داشت .

از راست به چپ :

  1. اکبر
  2. عباس
  3. حسن ( شهید حسن خدمتی)
  4. پرویز
  5. بهرام
  6. ایرج

 احتمالا عکاس فرامرز بوده است .

گرانفروشی خرماي زاهدي

آبادان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۱۳۸۶/۶/۱۱‬

داخلي. اقتصادي. خرما. نرخ توافقي.

مدير جهاد كشاورزي آبادان قيمت خريد انواع خرماي امسال به نرخ توافقي را در آبادان اعلام كرد.

وي گفت: خرماي زاهدي نيز به قيمت هر كيلوگرم دو هزار و ‪ ۸۷۰‬ريال به صورت توافقي خريداري خواهد شد .     (۲۸۷ تومان )

ستاری- اینجا در قم تا کیلویی هزار تومان فروخته میشود.

قبیله ی کلب

 

آنطور که در کتاب کورت فریشلر ترجمه ی استاد منصوری آمده است :

در زمان صدر اسلام و در حیات پیامبر چون قبیله ی کلب مزاحم کاروانهای مسلمین میشدند عمر بن الخطاب با ۱۵۰ تن از مسلمین برای گوشمالی آنها میروند و چون غروب میرسند اردوگاه به وجود می آورند تا صبح پیکار نمایند.صبح زود روز بعد سپاه مسلمین توسط مردان و زنان کلبی غافلگیر میشوند و به سختی خود را از مهلکه نجات میدهند به جز هشت نفر که اسیر میشوند .  

کلبیها دستهای اسرا را از پشت میبندند و میبرند و زیر آفتاب نگاه میدارند.راوی میگوید :

بعد از اینکه شب فرا رسید ما تصور کردیم که دستهای ما را خواهند گشود و به ما غذا و اب خواهند داد. لیکن زنهای بی رحم کلبی اینکار را نکردند.

روز بعد هم گرسنه و تشنه با دستهای بسته در زیر آفتاب بودیم .

وقتی آفتاب سومین روز اسارت ما دمید دانستیم که ما هشت نفر امروز می میریم .وقتی آفتاب بالا آمد زن ها به ما گفتند: امروز دستهای شما را خواهیم گشود و در یک خیمه جا خواهیم داد تا اینکه آفتاب به شما نتابد ....

بعد از چند ساعت زنهای کلبی آتشی نزدیک ما روشن کردند و چند قطعه آهن در آن انداختند ...

 بعد بدون آنکه دستهای ما را باز کنند در حالیکه همچنان گرسنه و تشنه بودیم ما را عریان کردند ....

و یکی بعد از دیگری ما را مثله و خواجه کردند و بعد از بریدن ، یکی از آهنهای تفته را با انبر از آتش خارج میکردند و روی مقطع عضو بریده شده میگذاشتند تا اینکه جریان خون قطع شود...

  و تا عصر همچنان با دستهای بسته گرسنه و تشنه زیر آفتاب بودیم ...

هفت اسیر  بعد از این جنایت جان باختند و تنها من زنده ماندم و بعدا با گرفتن فدیه مرا آزاد کردند.

آداب غذا خوردن

آداب غذا خوردن

  1. بهتر است آقا و خانم میزبان در در انتهای میز غذا خوری و یا در وسط میز روبروی یکدیگر بنشینند.
  2. زوج متاهل باید روبروی یکدیگر و زوج نامزد باید در کنار یکدیگر بنشیند.
  3. باید سعی شود که گروهای سنی در کنار یکدیگر بنشینند به طوری که بزرگترهای فامیل در راس میز وجوانتر ها در سمت دیگر.
  4.             غذا باید در جهت عقربه های ساعت و از چپ به راست سرو گردد و ظروف غذا را باید از سمت راست مهمانها جمع آوری کرد.
  5.  پیش از آن که میزبان شروع به صرف غذا نکرده نباید شروع به صرف غذا کرد.
  6. اگر چیزی روی میز خواستید و دستتان نمی رسد  خودتان سعی نکنید آن را بردارید بلکه از فردی که نزدیک است بخواهید آن را به شما بدهد.
  7.  هنگامی که غذا  خوردنتان تمام شد هیچ گاه بشقابتان را به سمت جلو هل ندهید .این عمل خلاف آداب ومعاشرت است.

8.  برای بریدن و خرد کردن غذا چنگال را به دست چپ و کارد را با دست راست گرفته و سپس با چنگال آن چیزی را که می خواهید ببرید محکم نگه دارید و با چاقو آن را ببرید سپس چنگال را به دست راست منتقل و میل کنید.

9.    هیچ گاه پیش از چشیدن غذا به آن ادویه نزنید این عمل باعث بی احترامی به میزبان و آشپز است.

  1. هیچ گاه سر میز غذا سیگار روشن نکنید.

11.         هنگامی که از غذا خوردن فارغ شدید دستتان را روی زانو و یا میز (مچ دست روی لبه میز) قرار دهید. هیچ  گاه هنگام صرف غذا  آرنج را روی میز قرار ندهید.

  1. هیچ گاه سوپ را برای این که سرد شود فوت نکنید. بلکه صبر کنید تا خودش خنک شود.

13.         غذاهایی که شما مجازید با دست بخورید عبارتند از : تکه نان , بلال , گوشت دنده , بال و استخوان مرغ ,  ساندویچ , میوه های کوچک, شیرینی , سیب زمینی سرخ کرده, چیپس و پیتزا.

14.         هیچ گاه کارد و چنگال و قاشقی که استفاده می کنید مجددا روی میز قرار ندهید, بلکه آن را روی بشقاب  بگذارید.

  1. اگر قاشق یا کارد و چنگال  شما به زمین افتاد آن را بردارید و به میزبان و یا پیشخدمت بدهید و تمیز آن را درخواست کنید.
  2. پیش از نوشیدن مایعات لبهای خود را با دستمال پاک کنید تا جای لک چربی روی لیوان شما نمایان نشود.

17.         هر گاه چیزی را سهواً روی لباس میهمان دیگری ریختید با خونسردی از وی عذر خواهی کنید و بگذارید خود  فرد و یا پیشخدمت آن را تمیز کند. خودتان اقدام به تمیز کردن لباس فرد نکنید.

18.         اگر حشره ، تار مو یا هر چیز دیگر را در غذای خود یافتید آن را اعلام نکنید بلکه مخفیانه آن را از غذایتان خارج  کنید.

  1. همیشه در انتهای صرف غذا از میزبان یا آشپز تشکر کنید و از غذا تعریف کنید.

20.         هنگامی که صرف غذا یتان پایان یافت باید کارد و چنگال خود را به صورت اریب روی بشقاب قرار دهید و اگر هم  خواستید که میز را برای مدت کوتاهی ترک کنید باید کارد و چنگال را به صورت ضربدری روی بشقاب قرار دهید تا دیگران متوجه شوند که شما باز خواهید گشت.

 .net/zedegi/039.htm

Herat

 


An Afghan family prepares the body of an eight-year-old boy for burial. The child died from cold in a refugee camp near Herat

روز جهاني

 روزهاي جهاني

 

روز جهاني آب

1

روز جهاني آتشنشاني

2

روز جهاني آزادی مطبوعات

3

روز جهاني آزادي نرم افزار

4

روز جهاني ارتباطات

5

روز جهاني استاندارد

6

روز جهاني انيميشن

7

روز جهاني ايدز

8

روز جهاني بدون سيگار

9

روز جهاني بهداشت

10

روز جهاني بهداشت روان

11

روز جهاني بيابانزدايي

12

روز جهاني بينايي

13

روز جهاني پست

14

روز جهاني پناهنده

15

روز جهاني تئاتر

16

روز جهاني تالاب ها

17

روز جهاني تالاسمي

18

روز جهاني جمعيت

19

روز جهاني جهانگردي

20

روز جهاني چپ دستان

21

روز جهاني حقوق بشر

22

روز جهاني حيوانات

23

روز جهاني خانواده

24

روز جهاني خبرنگار

25

روز جهاني دارفور

26

روز جهاني دامپزشكي

27

روز جهاني دانشجو

28

روز جهاني دريانوردي

29

روز جهاني دفاع از حقوق زندانيان

30

روز جهاني ديابت

31

روز جهاني رقص

32

روز جهاني روماتيسم

33

روز جهاني رياضيات

34

روز جهاني زبان مادري

35

روز جهاني زن

36

روز جهاني زنداني سياسي

37

روز جهاني سالمند

38

روز جهاني سعدي

39

روز جهاني شير مادر

40

روز جهاني صلح

41

روز جهاني صليب سرخ و هلال احمر

42

روز جهاني صنايع دستي

43

روز جهاني عصاي سفيد

44

روز جهاني عليه مجازات اعدام

45

روز جهاني غذا

46

روز جهاني غذا

47

روز جهاني فلسفه

48

روز جهاني قدس

49

روز جهاني قلب

50

روز جهاني کودک

51

روز جهاني کوروش کبير

52

روز جهاني كارگر

53

روز جهاني كتاب

54

روز جهاني كوه

55

روز جهاني كوهستان

56

روز جهاني گرافيك

57

روز جهاني مادر

58

روز جهاني ماما

59

روز جهاني مبارزه با بيسوادي

60

روز جهاني مبارزه با بيماري هاري

61

روز جهاني مبارزه با درد در سالمندان

62

روز جهاني مبارزه با موادمخدر

63

روز جهاني محيط زيست

64

روز جهاني معلم

65

روز جهاني معلولان

66

روز جهاني مقابله با هموفوبيا

67

روز جهاني منع خشونت عليه زنان

68

روز جهاني موزه

69

روز جهاني ناشنوايان

70

روز جهاني نجوم

71

روز جهاني ورزشهاي همگاني

72

روز جهاني ورزشي نويسان

73

شير دوشي مدرن در چين

شيردوشي مدرن در چين

مشترک گرامي

 

 

 

مشترک گرامي

دسترسي به اين سايت امکان پذير نميباشد .

 

 

   

به اميد روزي كه تمام سايتهاي مستهجن از WWW برداشته شود و ديگر در هيچ جستجويي صفحه ي فوق مشاهده نشود .

انار

 

 فوايد انار براي سلامتي:

انار غني از آنتی اکسيدانهاي قوي پلي فنوليک (Polyphenol) مي باشد. 
انار از بروز سرطان جلو گيري کرده و رشد تومورهاي سرطاني را کند  مي سازد.
انار براي سلامتي قلب و عروق،جلوگيري از تصلب شريانها و سکته ها،جلوگيري از پيري زودرس و آلزایمر و پيشگيري از سرطان پروستات مفيد است.
 آب انار خاصيت ميکروب کشي و ضد عفوني کنندگي دارد.
 يک انار معمولي 40 درصد نياز روزانه بدن به ويتامينC را تامين مي کند. همچنين انار منبع خوبي از اسيد فوليک، پتاسيم وآهن مي باشد.
کاهش فشار سيستوليک خون و کلسترول نيز از ديگر خواص انار مي باشد.
آنتي اکسيدان هاي موجود در انار3 برابر ميزان آنتي اکسيدانهاي موجود در چاي سبز و شراب قرمز است.
انار تشکيل پلاک عروق را تا 30درصد کاهش مي دهد.انار ميزان نيتريک اکسايد بدن را نيز افزايش مي دهد.
انار خون ساز و تصفيه کننده خون است.
انار عطش را برطرف کرده و خنک کننده است.
 انار براي درمان اسهال،آرتريت،زردي و بوي سير مفيد است.
انار اشتها آور است.
انار در درمان کم خوني و افزايش انرژي بدن موثر و مفيد است.
انار تقويت کننده کبد و کليه ها مي باشد.
*********** خواص ديگر انار:
1. دم کرده پوست انار گلو درد را تسکين مي دهد.
2. انار براي التهاب معده مفيد است.
3. انار قابض است به ويژه پوست ريشه درخت و پوست ميوه ي آن.
4. جوشانده پوست ريشه درخت انار کرم معده را نابود ميسازد.
5. انار ادرار آور است.
6. براي درمان اسهال 30 گرم پوست انار را با 3 گرم دارچين در يک ليوان آب بجوشانيد و به صورت خنک ميل کنيد.
7. براي رفع گرفتگي صدا30 گرم پوست انار را به همراه2 گرم زاج سفيد جوشانده و غرغره کنيد.
8. براي رفع دل درد روي دانه هاي انار نمک و فلفل زده و آن را ميل کنيد.
9. براي رفع تب يک ليوان آب انار را به همراه اندکي زعفران ميل کنيد.
10. پوست انار را در زير نور آفتاب خشک کرده و تبديل به پودر کنيد.سپس آن را با اندکي فلفل سياه و نمک مخلوط کرده و همراه با خمير دندان،دندانها را مسواک بزنيد.اين مخلوط باعث سفيد و درخشان شدن دندانها و براي سلامتي لثه ها نيز مفيد است.
11. جوشانده پوست انار براي گلو درد و التهاب گلو مفيد بوده و همچنين خاصيت ضد کرم نيز دارد.
12. دانه انار براي حل کردن سنگ کليه و مثانه مفيد است.

و در عین حال تلخ

س:جسد یک مرده با چه سرعتی متلاشی می شود؟

ج:هنگامی که انسان می میرد, و آن گونه که در آلمان و اروپا متداول است, بر طبق آداب وسنن مسیحیان به خاک سپرده میشود.

قبل از آنکه تابوت را درون گور بگذارند, پدر روحانی این کلمات همیشگی وقدیمی را ادا می کند.

"پس از آنکه خدای قادر متعال اراده کرده است روح این بنده خدمتکار خود را بگیرد, ما جسم او را به عناصر وا گذار می کنیم :

از خاک به خاک, از خاکستر به خاکستر, از غبار به غبار"

با این جمله ی مقرون به حقیقت و واقعیت کلیسا می خواهد یک حقیقت بسیار ساده و در عین حال تلخ را به یاد حاضران بیندازد; حقیقتی که ما همه مشتاقیم آنرا طرد کنیم این که در حقیقت زندگی همه ما پایانی دارد و بدن ما در پایان زندگی تجزبه خواهد شد و به مدار بزرگ چرخه طبیعت باز خواهد گشت.

این تجزیه طبیعی جسد, جریانی تدریجی و مداوم است که در طول سالها انجام می شود.

طی این جریان ابتدا قسمتهای نرم بدن از بین میرود:

  • جگر, کلیه ها, ششها, روده ها, مغز و ماهیچه ها.
  • پس از آن نوبت قسمتهای شکل پذیر فرا می رسد:غضروف ها, رگها و پی ها و مفصل ها.
  • و در نهایت مقاو م ترین قسمت بدن , اسکلت هم از هم می پاشد و تجزیه می شود.

زمانی که برای طی این مراحل لازم است , از سرزمینی تا سرزمین دیگر, از مناطق جوی تا مناطق جوی دیگر و از نوع زمین تا نوع زمین دیگر متفاوت است.در واقع این زمان می تواند در هر محل و حتی در هر گورستانی و هر گوری متفاوت باشد.میانگین زمان مراحل تجزیه جسد برای اروپای مرکزی به شرح زیر است:

قسمتهای نرم ...................3 تا 4 سال

قسمتهای اتصالی..............5 تا 7 سال

اسکلت.................دهها سال

همانطور که قبلاً گفته شد, در این میانگین زمانها, تفاوتها و استثناهای زیادی وجود دارد.مثلاًاسکلتها می توانند میلیونها سال دوام آورند; اکتشافات استخوانهای جنجال بر انگیز مربوط به انسانهای ما قبل تاریخ در آفریقا و آسیا این مطلب را ثابت کرده است.و در موارد استثنایی نیز گاهی جسدی به طور کامل سالم باقی می ماند که به آن مومیایی طبیعی می گويند.http://alireza200.blogsky.com/?Date=1382-12

علی بلوک باشی میگوید :( به بهانه مراسم عید فطر در آران و بیدگل )

در مورد مراسم يادآوري مردگان نيز همين طور است. ما در آخرين روزهاي سال به ياد رفتگان خود هستيم و معتقديم كه همه در سال نو به خانواده باز مي‌گردند و با خانواده زندگي مي‌كنند. البته اين يك مورد جهاني است. مثلا زرتشتيان معتقدند در فروردينگان كه ده روز است، پنج روز آخر سال كهنه و پنج روز سال نو ارواح مردگان با مردم زندگي مي‌كنند. شبيه آن در مسيحيت نيز وجود دارد و به نام «عيد مردگان» كه روز دوم از ماه نوامبر و پايان برداشت محصول است. يا «يكشنبه اموات» كه چهارمين يكشنبه از چله پيش از عيد پاك و روز پرهيز است. در مورد مسلمانان ليله الغرائب كه نخستين جمعه ماه رجب است. ديگر روز «عرفه» (علفه) آخرين روز سال است كه همگي به بازگشت ارواح معتقدند و اين يكي از مشتركات همه آئين هاست.
http://www.aftabnews.ir/vdchizin23nk.html

شباهت مراسم عید فطر در مازندران و کاشان و آران و بیدگل

پختن آش دوغ و فاتحه اهل قبور؛ نشانه‌هاي عيد فطر در مازندران خبرگزاري فارس: سنت مازندراني‌ها در روز عيد سعيد فطر با تاريخ و آدابي كهن در ميان ديگر استان‌هاي كشور ستودني و زبانزد است.

عيد سعيد فطر براي مردم اين استان خونگرم آنچنان داراي اهيمت است كه برنامه هاي متنوعي را در اين روز بزرگ در امور آن مشاهده مي شود.
.
پس از خواندن نماز پرفيض فطر اكثر نمازگزاران به سمت خانه هاي بزرگان محل يا فاميل وخانواده هاي معظم شهدا حركت مي كنند و با حضو در جمع اين افراد عيد سعيد فطر را به آنها تبريك مي گويند.
عده اي ديگر از مردم استان مازندران در گوشه اي ديگر از استان پهناور مازندران بر سر مزار شهدا و مردگان خود حاضر مي شوند و با توزيع خرما و شيريني اين روز را جشن مي گيرند.
پختن آش نذري نيز سنتي ديگر است كه در برخي روستاها و شهر هاي استان بر سر مزار مردگان در روز عيد فطر رواج دارد.
مردم برخي شهرهاي استان با پختن آش دوغ و رشته و توزيع آن در ميان مردم بر سر مزار مردگان خود نذر خود را ادا مي كنند.

« میدان خبرنگار »

خیابانی در کاشان هست به نام پیام . یک سویش دانشگاه پیام نور و سوی دگرش خبرگزاری جمهوری اسلامی . این خیابان بین دو میدان است . یثربی و خبرنگار . چند هفته پیش با ناباواری دیدم روی تابلوی میدان به جای نام زیبای « میدان خبرنگار » نوشته شده است « میدان گاز » . گویا قدرت شرکت گاز در کنار این میدان بیش از قدرت دو سازمان فرهنگی بوده است . شاید برای تامین رضایت هر سه سازمان باید نام میدان را گذاشت « خبرنگاز  ».ولی اگر از مردم ساکن در حوالی میدان سوال شود بدون شک از کمیته نامگذاری شورای شهر کاشان خواهند خواست نام زیبای « میدان خبرنگار » را به این میدان برگردانند و روح سهراب و سپیده و محتشم را شاد نمایند

سحر از آران و بیدگل میگه.

  

۲-امروز هم رفتیم آران و بیدگل (از توابع کاشان) برای گرفتن فرم ثبت نام پیام نور خیلی خوب بود! اصلا یه همچین تصوری از این شهر نداشتم خیلی سرسبز و پر گل!! خیلی وقت بود گل از نزدیک ندیده بودم!!! واقعا خوب کار کردن، خیلی قشنگ بود، بهترین اتفاق امروز هم این بود که ماشین رو تو یه خیابون فرعی ولی زیر تابلوی مطلقا ممنوع پارک فرمودیم با این استدلال آقای همسر که بابا کو پلیس که بخواد بیاد اینجا حالا ما رو جریمه کنه و تو 10 دقیقه 4 تا پلیس اومدن!!!! خوبیشون این بود که با گفتمان مشکلشون حل شد خیلی فهمیده بودن!!

 

 

 

بي بي گل- كودكانه

 

بی بی گل جونم  

   آی بی بی گل     

قربونت برم     

آی بی بی گل

پاشو بریم به بیدگل

گیساتا وا کن 

شونتا بزن 

   تو چشمه ی شابلبل

شونه بکن        موهاتا

تو آب بذار      پاهاتا

ماتیک بزن         لباتا

سرمه بکش         چشماتا

بریز تو آب       غماتا

أگه بخوایی با م/ بیایی

باکفش نو یا با دم پایی

 أکنار ماسه بادی      با همدگه

یه سرمیریم شازده هادی با همدگه

رو سنگ حوضش میشینیم   با همدگه

آینه کاریشا میبینیم   با همدگه

یواشکی حمدو میخونیم باسوره          

برابابات و خواهرت وباخسوره         

 

آمريكا شناسي

آمریکا شناسی--  U.S.A
ايالات متحده امريكا
آمريكا
كريستف كلمب پرچمدار استعمار «قاره نو»
 
* كريستف كلمب، واقعا كيست.
كريستف كلمب از چهره هاى بحث برانگيز تاريخ است. برخى (از جمله اكثر سرخپوستان آمريكا) او را مسوول مستقيم يا غيرمستقيم كشتار ده هاميليون نفر از مردم بومى و عامل استثمار قاره آمريكا از سوى اروپا به ويژه اسپانيا مى دانند، در حالى كه ديگران به ويژه اروپايى ها، كلمب را به خاطر نقش موثرى كه در گسترش فرهنگ و تمدن غرب ايفا كرد، مى ستايند.
او اگرچه سوداگر و دريانوردى بود كه بر حسب اتفاق موفق به كشف قاره آمريكا شد، اما نتايج اين اقدامش چنان تاريخى و گسترده بود كه همچنان جهان را تحت تاثير خود قرار داده است.
كلمب كه از طرف پادشاهى «كاستيل» (بخشى از اسپانيا) ماموريت داشت تا راهى از سمت غرب به سوى هندوستان بيابد، در سال ۱۴۹۲ميلادى با سه كشتى از عرض اقيانوس اطلس گذشت اما به جاى آسيا به آمريكا رسيد. كلمب هرگز ندانست كه قاره اى ناشناخته را كشف كرده و تا آخر عمر مى پنداشت سرزمينى كه به آن قدم گذاشته، همان هندوستان است.
واقعيت آن است كه در سايه كشف او، اسپانيا و اروپا نه تنها براى حدود چهار قرن بر كشورهاى قاره آمريكا مسلط شدند، بلكه همه كشورهاى اين قاره اعم از كانادا و ايالات متحده آمريكا در شمال كه زير سيطره انگليس رفتند تا آرژانتين و شيلى در جنوب كه به اسپانيا تعلق گرفتند، هويت اصيل خود را براى هميشه از دست داده و به كشورهايى با زبان و حتى فرهنگ استعمارگران تبديل شدند.
بسيارى بر اين باور هستند كه آنچه طى سده ها پس از كشف آمريكا بر ساكنان اصلى اين سرزمين يعنى سرخپوستان گذشت بيش از آنكه به شخص كلمب مربوط باشد نتيجه شرايط اقتصادى و سياسى اروپاى بحران زده قرن پانزدهم بود كه آن چنان مشتاق كشف سرزمين هاى تازه با هدف يافتن بازارهايى جديد بود كه اگر كلمب نيز در ماموريت خود شكست مى خورد، كسان ديگرى دير يا زود قاره آمريكا را پيدا مى كردند.
در هر حال كريستف كلمب با عبور از اقيانوس اطلس بى آنكه خود بخواهد آغازگر اين راه و عصر تازه شد.
* كلمب، دريانوردى جسور
اروپاييان در عصر كلمب براى سفر به هند راهى جز حركت به سمت جنوب و دور زدن قاره آفريقا از كنار دماغه «اميدنيك» و از آنجا پيشروى در مسير شرق تا رسيدن به اقيانوس هند را نمى شناختند.
در دهه ۱۴۸۰ميلادى، كلمب نيز خيال سفر به هند را در سر داشت اما تصميم گرفت با توجه به كروى بودن زمين، براى نخستين بار با حركت مستقيم از اروپا به سوى غرب و عبور از اقيانوس اطلس به آسيا برسد.
از نظر ديگران نقشه جسورانه كلمب، كارشناسى شده، پذيرفتنى و اقتصادى نبود و براى همين، ناچار شد براى يافتن پشتيبانانى در ميان قدرتمندان و افراد صاحب نفوذ كوشش زيادى به كار برد.
بيشتر دريانوردان اروپايى معتقد بودند مسافت ميان اروپا و آسيا از سمت غرب چنان طولانى است كه با كشتى نمى توان آن را پيمود. واضح است كه حق با آنان بود و كلمب اشتباه مى كرد ولى در نهايت همچون بسيارى از مردمان موفق، پيروزى از طريقى غيرمعمول به وى روى آورد.
* گام در راه تغيير تاريخ
كريستف كلمب در آغاز در سال ۱۴۸۵ميلادى طرح خود را به دربار پرتغال ارائه داد و پيشنهاد كرد كه زير پرچم اين كشور در جزاير هند به اكتشاف بپردازد اما كارشناسان پادشاه پس از بررسى به اين نتيجه رسيدند كه خط سير سفر بسيار طولانى تر از آن چيزى است كه كلمب ادعامى كند و درخواست او پذيرفته نشد.او كه از مقامات ليسبون نوميد شده بود به اسپانيا رقيب سياسى پرتغال پناه برد تا از حاكمان آن ديار كمك بخواهد.
 در سال ۱۴۸۵ميلادى بخش اعظم اسپانياى امروزى زير سلطه فرديناند شاه آراگون و ايزابل ملكه كاستيل بود كه پس از ازدواج با يكديگر بطور مشترك بر قلمرويى بزرگ حكومت مى كردند.
كلمب در مجموع توانست نقشه اش را به متخصصان دربار اسپانيا بقبولاند اما هفت سال (تا ۱۴۹۲ميلادى) طول كشيد تا با شاه و ملكه به توافق نهايى برسد.در نهايت، قرار بر اين شد كه نيمى از بودجه سفر را سرمايه داران ايتاليايى بگذارند و نيم ديگر از سوى دولت اسپانيا فراهم شود.
اين ايام مصادف با سرنگونى حكومت اسلامى پس از ۸قرن دوام در اسپانيا و اخراج مسلمانان از اندلس بود. به همين دليل، نبردهاى سخت با مسلمانان و تصرف گرانادا خزانه سلطنتى را تهى كرده بود و پرداخت همين سهم پنجاه درصد هم براى دولت مسيحى اسپانيا آسان نبود. پيش از آغاز سفر، شاه و ملكه، كلمب را به مقام درياسالارى گماردند و سخاوتمندانه حق موروثى حكومت بر تمام سرزمين هاى كشف شده در آن سوى اقيانوس را به وى بخشيدند.
 اين سخاوت احتمالا ناشى از آن بود كه آنان گمان مى كردند كه كلمب هرگز از سفر باز نخواهد گشت.
* آغاز دوران استعمار
چگونگى رفتار با بوميان آمريكا يكى از موارد اختلاف نظر ميان كريستف كلمب و هيات حاكمه اسپانيا بود. ملكه ايزابل و فرديناند اين قوم را اعضاى آينده جامعه مسيحيت مى دانستند و خواستار برقرارى روابط دوستانه با آنان بودند، در حالى كه به عقيده كلمب براى بهره بردارى از منابع سرزمين هاى تازه لازم بود بوميان به بردگى گرفته شوند.
يكبار در ميانه سفر دوم كلمب طى نامه اى به دربار پيشنهاد دستگيرى تعدادى از بوميان ياغى خصوصا كارائيبى ها را مطرح كرد و سپس بدون توجه به مخالفت مقامات، در فوريه ۱۴۹۵ميلادى حدود ۱۶۰۰بومى «آراواك» را به عنوان برده به اسارت گرفت و ۵۵۰نفرشان را نيز به اسپانيا فرستاد. ۲۰۰نفر از بردگان در طول راه مردند و نيمى از بقيه نيز وقتى به مقصد رسيدند بيمار بودند. با اين وجود دولت اسپانيا افراد باقيمانده را پس از گذراندن مراحل قانونى به آمريكا بازگرداند.
كلمب از همان آغاز، كشف طلا را اصلى ترين هدف سفر خود قرار داده بود و براى رسيدن به مطلوبش از اعمال روش هاى افراطى و غيرانسانى ابايى نداشت.در يكى از مناطق هائيتى (هيسپانيولا) او تمام بوميان بالاى ۴۰سال را مجبور كرد كه هر يك مقدار مشخصى طلا براى او پيدا كنند و كسانى كه در موعد مقرر سهم خود را تحويل نمى دادند با مجازات قطع دست روبرو مى گشتند. او در هائيتى نوعى نظام توليتى برقرار كرده بود كه به موجب آن در ازاى مسيحى كردن اهالى بومى، حق استفاده از نيروى كار آنان منحصرا در اختيار اسپانيايى ها قرار مى گرفت. به اين ترتيب برده سازى و برده دارى صورت قانونى يافت. در مناطق زير سلطه اسپانيا بوميان بسيارى بر اثر كار شديد، بيمارى و سوء تغذيه مردند. سياست هاى اقتصادى كلمب و جانشينانش آنچنان زيانبار بود كه به گفته برخى مورخان باعث شد نسل بوميان «تاينو» جزيره هائيتى كه در سال ۱۴۹۳حدود هشت ميليون نفر تخمين زده مى شد در سال ۱۵۴۲ميلادى تقريبا منقرض شوند.
كلمب پس از سپردن امور بدست برادرانش در ۱۰مارس ۱۴۹۶ميلادى هيسپانيولا را به مقصد اروپا ترك كرد و به اين ترتيب، سفر دوم او هم به پايان رسيد.
* سومين سفر كلمب، بركنارى از منصب
كريستف كلمب در سال ۱۴۹۸ميلادى براى سومين بار به قاره آمريكا رفت. او در اين سفر پيش از رسيدن به هيسپانيولا، جزيره «ترينيداد» را در ۳۱ژانويه و بخش هايى از ريزشگاه رودخانه «اورينوكو» در خاك اصلى آمريكاى جنوبى را در اول اوت كشف كرد.
در آن دوران اوضاع در مهاجرنشين اسپانيايى ناآرام بود. مهاجرانى كه وعده هاى كلمب را شنيده و به طمع ثروت هاى بى پايان دنياى نو راهى قاره آمريكا شده بودند، اينك ناخشنود از وضعيت خود بركنارى وى را مى خواستند.
كلمب كه درگير سركوب بوميان بود، براى مقابله با فتنه جديد از خود شدت عمل نشان داد و چند نفر از افرادش را به جرم نافرمانى اعدام كرد. شمارى از ناراضيان پس از بازگشت به وطن، از كلمب به دربار اسپانيا شكايت بردند و او را به سوء مديريت و بى كفايتى متهم كردند.شاه و ملكه يك بازرس سلطنتى به نام «فرانسيسكو د بوباديلا» را مامور رسيدگى به اين شكايات كردند. او نيز پس از ورود به قاره آمريكا در سال ۱۵۰۰ميلادى بى درنگ كلمب و برادرانش را از مناصبشان خلع و همه را
تحت الحفظ به اسپانيا فرستاد.هرچند كلمب پس از مدت كوتاهى بازداشت، آزادى خود را بدست آورد ولى مقام فرماندارى ديگر به او داده نشد.
* سفر آخر
كريستف كلمب در ۹مه ۱۵۰۲ميلادى براى چهارمين و آخرين بار با اين هدف جسورانه به قاره آمريكا رفت تا براى نخستين بار كره زمين را دور بزند. او و پسر كوچك ترش «فرديناند» براى يافتن راه عبورى به سوى غرب، سراسر كرانه هاى آمريكاى مركزى را از «بليز» تا «پاناما» جستجو كردند ولى حادثه تصادف با يك كشتى بازرگانى بومى، آنان را از ادامه سفر بازداشت.
كلمب تا زمان رسيدن نيروى كمكى از هيسپانيولا، به ناچار يك سال را در جامائيكا بسر برد و سرانجام در هفتم نوامبر ۱۵۰۴ميلادى بدون آنكه بتواند آرزويش را جامه عمل پوشاند، به اسپانيا بازگشت.
كريستف كلمب در سال هاى آخر عمر طبق توافقات اوليه با دربار اسپانيا خواستار دريافت ۱۰درصد كل سودهاى بدست آمده از سرزمين هاى جديد شد اما دولت به اين بهانه كه وى ديگر به عنوان فرماندار انجام وظيفه نمى كند، قراردادهاى پيشين را معتبر ندانست و درخواست هايش را رد كرد.به اين ترتيب كريستف كلمب در ۲۰مه ۱۵۰۶ميلادى در اسپانيا درگذشت و پيكر او به مانند دوران زندگى، چند بار ميان اسپانيا و قاره آمريكا را پيمود، به گونه اى كه اكنون مشخص نيست جسد كلمب واقعا در كليساى جامع سوييا جاى گرفته يا آن طورى كه مقامهاى جمهورى دومينيكن مى گويند در كليساى جامع سانتو دومينگو قرار دارد.اگر چه معمولا تاريخ نويسان فرض را بر جنوايى بودن كلمب مى گذارند، ولى مليت واقعى او بطور دقيق روشن نيست و دانسته هااز زندگانى كلمب تا ميانه دهه ۱۴۷۰ميلادى نيز بسيار ناچيز است.به گمان برخى كلمب بيشتر مايل بوده او را اسپانيايى بدانند و به همين دليل اطلاعات و تاريخچه زندگى خود را پنهان مى كرده و حتى براى مكاتبه با ايتاليايى ها نيز زبان اسپانيايى را بكار مى برده است.بنابر برخى گزارشها، با رشد ملى گرايى در غرب قضيه مليت كلمب صورت جدى ترى به خود گرفت، به گونه اى كه در سال ۱۸۹۲ميلادى در خلال جشن هاى آغاز سده پنجم كشف آمريكا مسوولان شهردارى نيويورك مجبور شدند دو مجسمه يادبود كلمب در دو محل، يكى با زيرنويس اسپانيايى و ديگرى به ايتاليايى نصب كنند. اين درحالى است كه خود اسپانيايى ها نيز درباره اينكه كلمب مليت كدام پادشاهى اين منطقه را برعهده داشته است، اختلاف نظر دارند. شمارى از تاريخ نگاران او را باسكى مى دانند. گروهى ديگر مى گويند او يك كاتالان بوده و عده اى نيز حدس مى زنند كلمب يك «كونورسو» (يهودى اسپانيايى مسيحى شده) بود. اين در حالى است كه يونانى ها و پرتغالى ها نيز او را از شهروندان خود خوانده اند.
http://www.abrarnews.com/politic/1385/850518/html/melal.htm

 

Bottom of Form

قانون اساسي ايالات متحده آمريكا

 

مقدمه

ما مردم ايالات متحده، به منظور تشكيل اتحاديه‌اي كامل‌تر، استقرار عدالت، تأمين آسايش ملي، تضمين دفاع مشترك، ارتقاي رفاه عمومي و حفظ بركات آزادي براي خود و آيندگانمان، قانون اساسي حاضر را براي ايالات متحده آمريكا وضع و مقرر مي‌نماييم.

 

اصل اول

بخش 1

كليه اختيارات قانونگذاري اعطا شده در اين قانون اساسي، به كنگره ايالات متحده مركب از مجلس سنا و مجلس نمايندگان، واگذار مي‌گردد.

بخش 2

[1] مجلس نمايندگان متشكل از اعضايي است كه مردم ايالتهاي مختلف هر دو سال يك بار آنان را انتخاب مي‌كنند و رأي دهندگان در هر ايالت بايد از همان شرايط لازم براي رأي دهندگان ايالتي كه مجلس آن ايالت بيشترين نماينده را دارد، برخوردار باشند.

[2] هيچ كس تا زماني كه به سن بيست و پنج سالگي نرسد و هفت سال تبعه ايالات متحده نباشد و در زمان انتخاب، مقيم ايالتي كه از آن‌جا انتخاب مي‌گردد نباشد، نمي‌تواند نماينده (مجلس) شود.

[3] تعداد نمايندگان و ميزان مالياتهاي مستقيم ايالتهايي كه به اتحاديه ملحق مي‌شوند برحسب تعداد جمعيت آنها تعيين مي‌شود. تعداد جمعيت با افزودن سه پنجم ساير افراد به كل افراد آزاد معين مي‌شود. افراد آزاد شامل كساني است كه براي يك دوره چند ساله تعهد خدمت داشته باشند ولي سرخپوستان معاف از ماليات را در بر نمي‌گيرد. سرشماري اصلي ظرف سه سال پس از نخستين اجلاس كنگره ايالات متحده و در هر دوره ده سالة بعدي به طريقي انجام خواهد شد كه كنگره از طريق قانون تعيين مي‌كند. تعداد نمايندگان براي هر سي هزار نفر از يك نماينده نبايد تجاوز كند، ليكن هر ايالت بايد حداقل يك نماينده داشته باشد و تا زمان انجام سرشماري مزبور هر يك از ايالتها به تعداد ذيل نماينده انتخاب مي كنند: ايالت نيوهمپشير، سه نماينده؛ ماساچوست، هشت نماينده؛ رود آيلند و توابع، يك نماينده؛ كانكتيكت، پنج نماينده؛ نيويورك، شش نماينده؛ نيوجرسي، چهار نماينده؛ پنسيلوانيا، هشت نماينده؛ دلاوير، يك نماينده؛ ويرجينيا، ده نماينده؛ كاروليناي شمالي، پنج نماينده؛ كاروليناي جنوبي، پنج نماينده وجورجيا، سه نماينده.

[4] هر گاه كرسيهاي نمايندگي ايالتي خالي شود، مقامات اجرايي آن ايالت دستور انتخابات را براي جايگزيني آنها صادر مي‌كنند.

[5] مجلس نمايندگان رئيس و ساير «مقامات» خود را انتخاب مي‌نمايد و داراي اختيار انحصاري «اعلام جرم عليه مقامات دولتي» است.

بخش 3

[1] دو سناتور از هر ايالت كه مجلس قانونگذاري ايالتي براي مدت شش سال انتخاب مي‌كند سناي ايالات متحده را تشكيل مي‌دهند و هر سناتور داراي يك رأي است.

[2] در جلسه‌اي كه سناتورهاي مجلس سنا پس از نخستين انتخابات تشكيل مي‌دهند، سناتورها بايد بلافاصله به سه دسته در حد امكان مساوي تقسيم شوند. كرسيهاي سناتورهاي دسته نخست بايد در پايان سال دوم، كرسيهاي دسته دوم در پايان سال چهارم و كرسيهاي دسته سوم در پايان سال ششم خالي شود، به طوري كه بتوان هر دو سال يك بار يك سوم نمايندگان را دوباره انتخاب نمود و چنانچه در دوره فترت مجلس قانونگذاري ايالتي كرسي نماينده‌اي به دليل استعفا يا نظاير آن خالي شود، مقامات اجرايي آن ايالت مي‌توانند تا برگزاري اجلاس آينده مجلس قانونگذاري ايالتي كه كرسيهاي خالي را پر مي‌نمايد به طور موقت انتصابهايي را انجام دهند.

[3] هيچ‌كس تا زماني كه به سن سي سالگي نرسد و نه سال تبعه ايالات متحده نباشد و در زمان انتخاب مقيم ايالتي نباشد كه از آن انتخاب مي‌شود، نمي‌تواند سناتور سنا شود.

[4] معاون رئيس‌جمهوري ايالات متحده، رياست مجلس سنا را به عهده دارد ولي حق رأي نخواهد داشت، مگر زماني كه تعداد نمايندگان موافق و مخالف مساوي باشد.

[5] سنا ساير مقامات خود و نيز يك نفر رئيس موقت را براي مواقع غيبت معاون رئيس‌جمهور و يا زماني كه وي به جاي رئيس‌جمهور ايالات متحده انجام وظيفه مي‌نمايد، انتخاب خواهد كرد.

[6] مجلس سنا به طور انحصاري اختيار دارد كه به كليه «اعلام جرم عليه مقامات دولتي» رسيدگي كند و اعضاي آن هنگامي كه بدين منظور تشكيل جلسه مي‌دهند، بايد سوگند ياد نموده يا رسماً اظهار كنند كه جز حقيقت نگويند. زماني كه شخص رئيس‌جمهور ايالات متحده محاكمه مي‌شود، رياست جلسه با رئيس ديوان عالي كشور مي‌باشد. هيچ كس را نمي‌توان مجرم شناخت مگر اين كه دو سوم نمايندگان حاضر در اين مورد اتفاق نظر داشته باشند.

[7] در مورد اعلام جرم عليه مقامات دولتي، حكم صادره در حد عزل از سمت، سلب صلاحيت احراز هر گونه سمت افتخاري يا مسئوليت تعهدآور و يا انتفاعي در ايالات متحده خواهد بود؛ با اين حال كسي كه محكوم مي‌شود، براساس قانون تحت پيگرد، محاكمه، محكوميت و مجازات قرار مي‌گيرد.

بخش 4

[1] مجلس قانونگذاري هر ايالت، زمان، مكان و شيوه برگزاري انتخابات سنا و مجلس نمايندگان را مشخص خواهد كرد، ولي كنگره در  هر زمان، از طريق وضع قانون مي‌تواند مقررات مزبور را به جز در موارد مربوط به مكان انتخاب سناتورها، تنظيم نموده يا تغيير دهد.

[2] كنگره در هر سال حداقل يك بار تشكيل جلسه مي‌دهد، جلسه مزبور در اولين دوشنبه ماه دسامبر مي‌باشد، مگر اين‌كه نمايندگان به موجب قانون روز ديگري را تعيين نمايند.

بخش 5

[1] هر يك از مجلسين برانتخابات، گزارش آراي انتخابات و صلاحيت اعضاي خود نظارت مي‌نمايد و جلسات [آنها] با حضور اكثريت نمايندگان رسميت مي‌يابد. اما در صورت به حدنصاب نرسيدن تعداد حضار، جلسه به روز ديگري موكول خواهد شد و مجلس مجاز خواهد بود كه حضور اعضاي غايب را به شيوه و با تنبيهاتي كه خود تعيين مي‌كند الزامي سازد.

[2] هر يك از مجلسين مي‌تواند آيين‌نامه داخلي خود را تهيه و اعضاي خود را به دليل بي‌انضباطي مجازات و با اتفاق نظر دو سوم نمايندگان عضوي را اخراج نمايد.

[3] هر مجلس مشروح مذاكرات خود را در نشريه‌اي تنظيم و هراز چند گاه آن را منتشر مي‌كند و مذاكراتي را كه محرمانه ماندن آنها ضروري باشد، از انتشار مستثني مي‌نمايد؛ و آراي مثبت و منفي نمايندگان هر مجلس در زمينه مسائل مختلف بايد با تمايل يك پنجم اعضاي حاضر، در روزنامه درج گردد.

[4] هيچ يك از مجلسين در مدت تشكيل جلسات كنگره نبايد تشكيل جلسه را بدون موافقت مجلس ديگر بيش از سه روز به تعويق اندازد و يا به مكان ديگري غير از محل تشكيل جلسات دو مجلس منتقل نمايد.

بخش 6

[1] سناتورها و نمايندگان در ازاي خدمتشان حقوق و مزايايي را كه قانون تعيين مي‌كند و از محل خزانه‌داري ايالات متحده پرداخت مي‌شود، دريافت مي‌نمايند. آنان در هنگامي كه در جلسه‌هاي مجلس مربوطه حضور دارند و در زمان رفت و آمد به مجلس، در كليه موارد به جز خيانت، جنايت و اخلال در نظم عمومي از بازداشت مصون خواهند بود و براي هر گونه سخنراني يا بحثي كه در هر يك از مجلسين ايراد نمايند، در هيچ مكان ديگري نبايد مؤاخذه شوند.

[2] هيچ سناتور يا نماينده‌اي طي دوره نمايندگي خود نبايد به يك سمت دولتي در دستگاه حاكمه ايالات متحده كه در زمان تصدي مقام سناتوري ايجاد، يا موجب افزايش حقوق و مزاياي وي در طي دوره مزبور مي‌گردد، منصوب شود و شخصي كه در ايالات متحده داراي سمت دولتي باشد تا زماني كه تصدي سمت فوق را داشته باشد، نبايد به عضويت هيچ يك از مجلسين درآيد.

بخش 7

[1] كليه لوايح براي تحصيل درآمد در مجلس نمايندگان تصويب مي‌شود، ولي سنا مي‌تواند همانند ساير لوايح در مورد آنها اصلاحاتي را پيشنهاد يا با اصلاحات موافقت نمايد.

[2] هر لايحه‌اي كه به تصويب مجلس نمايندگان و سنا برسد، قبل از اينكه به صورت قانون درآيد به رئيس‌جمهور ايالات متحده تقديم خواهد شد كه آن را تأييد و امضا نمايد؛ در صورت عدم تاييد [رئيس‌جمهور] آن را، با ذكر دلايل مخالفت به مجلسي كه لايحه در آن تصويب شده است ارجاع و مجلس مزبور پس از درج موارد مخالفت در نشريه خود، در لايحه تجديدنظر خواهد كرد. چنانچه بعد از تجديدنظر فوق، لايحه‌اي با رأي دو سوم اعضاي آن تصويب شود، همراه با موارد مخالفت به مجلس ديگر ارسال خواهد شد تا به روش مشابه آن را بررسي نمايد و در صورتي كه دو سوم اعضاي مجلس مزبور نيز آن را تاييد نمايند به صورت قانون درخواهد آمد، وي در همه اين موارد آراي هر دو مجلس به صورت «آري» و «نه» مشخص خواهد شد و اسامي موافقان و مخالفان لايحه در نشريه هر يك از مجلسين به ترتيب ثبت خواهد شد. اگر لايحه‌اي پس از ارائه به رئيس‌جمهوري ظرف مدت ده روز (بدون احتساب يكشنبه‌‌ها) توسط وي اعاده نگردد، لايحه امضا شده تلقي خواهد شد و به صورت قانون درخواهد آمد، مگر اينكه كنگره طي دوره فترت از ارجاع آن امتناع ورزد كه در اين حالت، لايحه به صورت قانون درنخواهد آمد.

[3] هر گونه دستور، تصميم يا رأي كه نياز به نظر موافق سنا و مجلس نمايندگان داشته باشد (به جز مسأله تعويق) بايد به رئيس‌جمهور ايالات متحده ارائه و قبل از اجرا توسط وي تأييد شود و در صورت عدم موافقت وي لايحه را مي‌توان با رأي دو سوم اعضاي سنا و مجلس نمايندگان طبق قوانين و حدودي كه در مورد لوايح تعيين شده است دوباره بررسي و تصويب كرد.

بخش 8

[1] كنگره در موارد ذيل داراي اختيار مي‌باشد: وضع و وصول مالياتها، عوارض گمركي، تعرفه‌ها، مالياتهاي غيرمستقيم، پرداخت بدهيها و تأمين دفاع مشترك و رفاه عمومي ايالات متحده؛‌ لكن كليه عوارض گمركي، تعرفه‌ها و مالياتهاي غيرمستقيم در سراسر ايالات متحده يكسان مي‌باشد.

[2] دريافت وام با استفاده از اعتبارات ايالات متحده.

[3] وضع مقررات براي تجارت با كشورهاي خارجي، بين ايالتهاي مختلف و با قبايل سرخپوست.

[4] تهيه قانون واحد براي اعطاي تابعيت و قوانين واحد در مورد ورشكستگي در سراسر ايالات متحده.

[5]انتشار پول، تعيين ارزش آن و ارزش پول خارجي و تعيين معيارهاي وزن و اندازه‌گيري.

[6] تعيين مجازات جعل اوراق بهادار و پول رايج ايالات متحده.

[7] تأسيس ادارات پستي و ايجاد راههاي مراسلاتي.

[8] تشويق پيشرفت علم و هنرهاي سودمند از راه حفظ حق انحصاري براي تأليفات و اختراعات نويسندگان و مخترعان براي مدت زمان محدود.

[9] تشكيل دادگاه‌هاي تالي ديوان كشور.

[10] تعريف و مجازات دزديهاي دريايي و جنايات ارتكابي در درياهاي آزاد و جرائم برعليه حقوق ملل.

[11] اعلان جنگ و «صدور مجوز اقدام مقابله به مثل» و وضع قوانين مربوط به متصرفات زميني و دريايي.

[12] تشكيل ارتش و حمايت از آن؛ اختصاص هر گونه اعتبار به منظور استفاده در اين زمينه براي بيش از يك دوره دو ساله مجاز نخواهد بود.

[13] تشكيل و نگهداري نيروي دريايي.

[14] وضع مقررات براي اداره نيروهاي زميني و دريايي و ايجاد نظم در ميان آنها.

[15] فراخواني نيروهاي مردمي براي اجراي قوانين اتحاديه، سركوب شورشها و دفع تهاجمات.

[16] سازماندهي، تأمين سلاح و منظم ساختن نيروهاي شبه نظامي و ترتيب به خدمت گرفتن بخشي از آنان به طوري كه در خدمت ايالات متحده باشند؛ در عين حال، براي ايالات اختيار نصب افسران و آموزش شبه نظاميان طبق قواعد انضباطي مقرر از سوي كنگره محفوظ مي‌باشد.

[17] اعمال قانونگذاري انحصاري در همه موارد نسبت به منطقه‌اي (با مساحت حداكثر ده مايل مربع) كه با واگذاري ايالتهاي خاص و پذيرش كنگره مي‌تواند مقر حكومت ايالات متحده گردد و نيز اعمال اختيارات مشابه در مورد مكانهايي كه با موافقت مجلس قانونگذاري ايالتي براي ايجاد استحكامات، زرادخانه، وزارتخانه، كارخانه‌هاي كشتي‌سازي و ساير تأسيسات مورد نياز در آن ايالت خريداري مي‌شوند.

[18] تدوين كليه قوانين كه براي اعمال اختيارات آينده و ساير اختياراتي كه به دولت ايالات متحده و يا هر وزارتخانه يا دستگاه‌هاي اجرايي به موجب قانون اساسي واگذار شده، ضروري و مقتضي است.

بخش 9

[1] كنگره نبايد مهاجرت يا ورود افرادي را كه هر يك از ايالتهاي فعلي پذيرش آنان را تأييد مي‌كنند تا قبل از سال هزار و هشتصد و هشت ممنوع نمايد، اما مي‌تواند براي اينگونه ورود پرداخت ماليات يا عوارض گمركي را حداكثر تا ده دلار مقرر كند.

[2] حق «قرار احضار زنداني» قابل تعليق نيست، مگر در موارد شورش يا تهاجم خارجي كه امنيت عمومي آن را ايجاب نمايد.

[3] هيچ گونه لايحه‌اي داير بر مجازات افراد بدون محاكمه و يا قانوني كه عطف به ماسبق گردد، نبايد تصويب شود.

[4] هيچ گونه ماليات سرانه يا ماليات مستقيم ديگري نبايد وضع شود مگر اينكه متناسب با آمارگيري يا سرشماري پيش‌بيني شده در اين قانون باشد.

[5] هيچ گونه ماليات يا عوارض گمركي بر كالاهاي صادراتي هر يك از ايالات وضع نخواهد شد.

[6] مقررات بازرگاني يا مالياتي يك ايالت نبايد هيچ امتيازي را براي بندرهاي خود نسبت به بندرهاي ايالتهاي ديگر قايل شوند؛ كشتيهايي كه عازم ايالتي هستند و يا از آن حركت مي‌كنند، مجبور به ورود به بندر ديگر يا ترخيص از آن و يا پرداخت عوارض در آنجا نمي‌باشند.

[7] برداشت پول از خزانه‌داري فقط براساس اعتباراتي كه قانون معين مي‌كند خواهد بود و اظهارنامه‌ها و صورتحساب دريافت و پرداخت كليه وجوه دولتي به طور منظم و هر از چند گاه منتشر مي‌شود.

[8] ايالات متحده هيچ گونه عنوان اشرافي اعطا نمي‌كند: هر كسي كه در ايالات متحده داراي سمت رسمي تعهدآور يا اماني باشد نمي‌تواند بدون رضايت كنگره هيچ نوع هديه، مقرري، سمت و يا عنواني را از هيچ شاه، شاهزاده و يا كشور خارجي بپذيرد.

 

بخش 10

[1] انجام موارد ذيل براي ايالتها ممنوع است: الحاق به معاهده، اتحاديه و يا كنفدراسيون؛ صدور مجوز اقدام مقابله به مثل؛ چاپ پول؛ انتشار اوراق بهادار؛ پيشنهاد هر چيزي غير از سكه طلا و نقره براي پرداخت بدهي‌ها؛ تصويب هر نوع لايحه، مجازات افراد بدون محاكمه يا به موجب قانوني كه عطف به ماسبق شود يا قانوني كه به تعهدات قراردادي لطمه وارد آورد و اعطاي هر گونه عنوان اشرافي.

[2] هيچ ايالتي نمي‌تواند بدون موافقت كنگره هيچ گونه تعرفه يا عوارض گمركي بر واردات و صادرات وضع نمايد به جز مواردي كه براي اجراي قوانين بازرسي آن ايالت كاملاً ضروري باشد؛ سود خالص كليه عوارض گمركي و تعرفه‌ها كه هر يك از ايالتها بر واردات يا صادرات وضع نمايند بايد از طريق خزانه‌داري ايالات متحده به مصرف برسد. كنگره مي‌تواند تمامي اين قوانين را بازنگري و بر آنها نظارت نمايد.

[3] هيچ ايالتي نبايد بدون موافقت كنگره، عوارض بار يا ماليات وضع نمايد، در زمان صلح سرباز يا كشتي جنگي نگهداري كند، با ايالت ديگر و يا با يك قدرت خارجي موافقتنامه يا ميثاقي امضا نمايد يا وارد جنگ شود، مگر اينكه عملاً مورد تهاجم قرار گيرد يا در معرض خطر قريب‌الوقوعي باشد كه درنگ در برابر آن جايز نباشد.

اصل دوم

بخش 1

[1] قوه مجريه در اختيار رئيس‌جمهور ايالات متحده آمريكا قرار دارد. دوره رياست جمهوري چهار سال است و با معاون رئيس‌جمهور كه دوره وي نيز چهار سال مي‌باشد به ترتيب ذيل انتخاب خواهند شد:

[2] هر ايالت به شيوه‌اي كه مجلس قانونگذاري آن معين مي‌كند، تعدادي انتخاب كننده تعيين خواهد نمود كه تعدادشان برابر با تعداد كل سناتورها و نمايندگاني مي‌باشد كه يك ايالت مجاز به داشتن آنها در كنگره است. ولي هيچ سناتور، نماينده يا فردي كه در ايالات متحده داراي سمتي غيرانتفاعي و يا انتفاعي باشد نمي‌تواند به عنوان انتخاب كننده تعيين گردد.

[3] انتخاب كنندگان بايد در ايالتهاي خود تشكيل جلسه دهند و از طريق رأي مخفي دو نفر را كه حداقل يك نفرشان مقيم ايالت آنان نباشد انتخاب كنند و آنگاه فهرستي از افرادي را كه رأي به آنان داده شده است و همچنين تعداد آراي هر يك از آنان را تهيه و پس از امضا و تاييد به صورت مهر شده به مركز حكومت ايالات متحده و به نام شخص رئيس سنا ارسال نمايند؛ رئيس سنا در حضور نمايندگان سنا و مجلس نمايندگان كليه تأييديه‌ها را مي‌گشايد و سپس آراء شمارش مي‌شوند. شخصي كه بيشترين تعداد آراء از كل انتخاب كنندگان تعيين شده كسب نمايد، رئيس‌جمهور مي‌شود و اگر بيش از يك نفر اكثريت مزبور را به تساوي داشته باشند و تعداد آراء مساوي باشد، مجلس نمايندگان بي‌درنگ از طريق رأي مخفي يك از آنان را به سمت رياست جمهوري انتخاب مي‌نمايد، و اگر هيچ فردي حائز اكثريت آراء نباشد، در اين صورت مجلس نمايندگان مزبور به همان روش از ميان پنج نفر اول فهرست، رئيس‌جمهور را انتخاب مي‌نمايد. اما در انتخاب وي، ايالتها رأي خواهند داد و هر ايالت داراي يك رأي مي‌باشد، حد نصاب لازم براي اين منظور عبارت است از مجموع عضو يا اعضاي دو سوم ايالتها و اكثريتي از كل ايالتها براي انتخاب ضروري مي‌باشد. در هر حالت پس از انتخاب رئيس‌جمهور، شخصي كه بيشترين تعداد آراي انتخاب كنندگان را كسب نموده باشد معاون رئيس‌جمهور مي‌شود. وي اگر دو يا چند نفر باقي بمانند كه داراي آراي مساوي باشند، سنا از ميان آنان معاون رئيس‌جمهور را با رأي مخفي انتخاب مي‌كند.

[4] كنگره مي‌تواند زمان تعيين انتخاب كنندگان و روزي را كه آنان بايد آراي خود را به صندوق بريزند، معين نمايد. اين روز بايد در سراسر ايالات متحده يك روز واحد باشد.

[5] هر شخصي براي احراز مقام رياست جمهوري بايد در زمان تصويب اين قانون اساسي، شهروند بومي يا تبعه ايالات متحده، حداقل سي و پنج ساله و مدت چهارده سال مقيم ايالات متحده باشد.

[6] وظايف و اختيارات رئيس‌جمهور در صورت بركناري، فوت، كناره‌گيري يا ناتواني از انجام آنها، به معاون رئيس‌جمهور واگذار مي‌شوند. كنگره مي‌تواند به موجب قانون در موارد بركناري، فوت، كناره‌گيري يا ناتواني رئيس‌جمهور و نيز معاون وي، مقام مسئولي را به عنوان كفيل رياست جمهوري تعيين نمايد، و مقام مزبور طبق مقررات، تا زمان رفع ناتواني يا انتخاب رئيس‌جمهور، به عنوان رئيس‌جمهور انجام وظيفه مي‌نمايد.

[7] رئيس‌جمهور در ازاي خدماتش در زمانهاي معين حقوق دريافت خواهد كرد و ميزان آن در طول دوره رياست جمهوري وي افزايش يا كاهش نمي‌يابد، رئيس‌جمهور نبايد در طول دوره مزبور هيچ گونه مقرري ديگري از ايالات متحده يا هيچ يك از ايالتها دريافت نمايد.

[8] رئيس‌جمهور پيش از تصدي سمت خود به شرح ذيل سوگند ياد نموده و مراتب ذيل را تأييد مي‌نمايد:

«من رسماً سوگند ياد مي‌كنم كه مسئوليت رياست جمهوري ايالات متحده را صادقانه انجام دهم و تا آنجا كه در توان دارم از قانون اساسي ايالات متحده صيانت، حمايت و دفاع نمايم».

بخش 2

[1] هرگاه ارتش و نيروي دريايي ايالات متحده و نيروهاي مردمي ايالتهاي مختلف كه جهت انجام خدمت بالفعل براي ايالات متحده فراخوانده شوند، رئيس‌جمهور فرمانده كل آنان خواهد بود. وي مي‌تواند نظرات كتبي مقام عالي رتبه هر يك از «دستگاههاي اجرايي» را در مورد موضوعات مربوط به وظايف دستگاه متبوع آنها جويا شود. رئيس‌جمهور حق تعليق اجراي مجازات و يا عفو جرائم ارتكابي عليه ايالات متحده را جز در موارد «اعلام جرم عليه مقامات دولتي» دارا مي‌باشد.

[2] رئيس‌جمهور با مشورت و موافقت سنا و به شرط موافقت دو سوم سناتورهاي حاضر، داراي اختيار انعقاد معاهدات مي‌باشد و به ترتيبي كه قانون معين خواهد كرد، سفيران و ساير نمايندگان و كارداران كشور، قضات ديوان عالي و ساير مقامات ايالات متحده را كه انتصاب آنان در قانون اساسي به نحو ديگري مقرر نشده باشد، معرفي و منصوب خواهد نمود. ولي كنگره مي‌تواند به موجب قانون، اختيار انتصاب مقامات ردههاي پايين را به نحوي كه شايسته بداند به شخص رئيس‌جمهور، محاكم قضايي يا رؤساي وزارتخانه‌ها واگذار نمايد.

[3] رئيس‌جمهور مختار است براي كليه سمتهايي كه ممكن است در زمان تعطيلي موقت سنا بلاتصدي شوند با اعطاي مأموريت شخص يا اشخاصي را منصوب نمايد، مأموريت مزبور در پايان اجلاس بعدي سنا خاتمه مي‌يابد.

بخش 3

رئيس‌جمهور هر از چند گاه گزارشي در مورد وضعيت اتحاديه به كنگره ارائه و اقداماتي را كه ضروري و مقتضي تشخيص دهد براي ملاحظه اعضاي سنا پيشنهاد مي‌نمايد، وي مي‌تواند در مواقع اضطراري هر دو مجلس يا يكي از آن‌ها را [براي تشكيل جلسه] فراخواند، و در صورت [بروز] اختلاف در مورد دوره فترت، آنها را تا هر زمان ديگري كه مناسب بداند تعطيل كند؛ وي سفيران و نمايندگان خارجي را به حضور مي‌پذيرد، بر اجراي صحيح قوانين نظارت و كليه مقامات مسئول ايالات متحده را منصوب مي‌نمايد.

بخش 4

رئيس‌جمهور، معاون رئيس‌جمهور و كليه مقامات كشوري پس از اعلام جرم عليه آنان و محكوميت به خاطر ارتكاب (جرم) خيانت، ارتشاء و ساير جرائم شديد و جنحه از كار بركنار مي‌شوند.

اصل سوم

بخش 1

قوه قضاييه ايالات متحده به ديوان عالي و دادگاههاي تالي كه كنگره مي‌تواند درهر زماني تعيين نمايد و تشكيل دهد واگذار مي‌گردد. قاضيان ديوان عالي و دادگاه‌هاي تالي تا زماني كه حسن رفتار داشته باشند. در مقام خود باقي مانده و حقوق خود را در زمانهاي معين در ازاي خدمتشان دريافت مي‌كنند. ميزان اين حقوق در طول مدت عهده‌داري اين سمت كاهش نمي‌يابد.

بخش 2

[1] حيطه عمل قوه قضاييه ايالات متحده موارد ذيل را شامل مي‌شود:

          كليه دعاوي، براساس قانون و انصاف ناشي از قانون اساسي، ساير قوانين ايالات متحده و معاهداتي كه به موجب قوانين منعقد شده يا خواهند شد؛ـ كليه دعاوي مربوط به سفيران، كنسولها و ديگر مقامات بلند پايه دولتي؛ـ دعاوي دريايي و دريانوردي؛ـ اختلافاتي كه در آنها ايالات متحده يكي از طرفهاي دعوي باشد؛ـ اختلاف بين دو يا چند ايالت؛ـ بين يك ايالت و شهروندان ايالت ديگر؛ـ بين شهروندان ايالتهاي مختلف؛ـ بين شهروندان يك ايالت كه مدعي اراضي واگذار شده ايالتهاي مختلف ديگر هستند، بين يك ايالت يا شهروندان آن با كشورها، شهروندان يا اتباع خارجي.

[2] در كلية دعاوي مربوط به سفيران، كنسولها و ساير مقامات بلند پايه و در مواردي كه يك ايالت طرف دعوي است، صلاحيت اصلي را ديوان عالي خواهد داشت. در كليه موارد ديگري كه قبلاً ذكر شد، ديوان عالي صلاحيت پژوهشي را هم نسبت به «مسائل شكلي» و هم نسبت به «مسائل ماهوي» با استثنائات و براساس مقرراتي كه كنگره طبق قانون معين مي‌كند دارا خواهد بود.

[3] رسيدگي به كليه جرائم به جز موارد «اعلام جرم عليه مقامات دولتي» بايد توسط هيأت منصفه انجام شود، و چنين رسيدگي بايد در ايالت محل وقوع جرم برگزار گردد؛ ولي هرگاه محل وقوع جرم هيچ يك از ايالتها نباشد، محاكمه بايد در محل يا محلهايي كه كنگره به موجب قانون تعيين مي‌كند برگزار شود.

بخش 3

[1] خيانت به ايالات متحده، فقط شامل تحميل جنگ به آن يا طرفداري از دشمنان آن يا كمك و مساعدت به آنان مي‌باشد. هيچ فردي به (جرم ارتكاب) خيانت محكوم نمي‌شود مگر براساس گواهي دو شاهد بر يك اقدام آشكار و يا اعتراف در دادگاه علني.

[2] كنگره اختيار تعيين مجازات (جرم ارتكاب) خيانت را دارا مي‌باشد؛ ولي حكم داير بر مجازات فرد بدون محاكمه به سبب خيانت مبني بر مهدورالدم بودن يا در زمان زندگي شخص محكوم اجرا مي‌شود.

اصل چهارم

بخش 1

قوانين عمومي، سوابق و تصميمات قضايي يك ايالت در ساير ايالتها اعتبار و رسميت كامل خواهد داشت. كنگره مي‌تواند از طريق قوانين كلي شيوه احراز اصالت اين قوانين، سوابق و تصميمات مزبور و اثر آن را معين نمايد.

بخش 2

[1] شهروندان هر ايالت از تمامي امتيازات و مصونيتهاي شهروندان در ايالتهاي ديگر برخوردار خواهند شد.

[2] هرگاه شخصي در هر ايالتي متهم به (ارتكاب) خيانت، جنايت، يا جرائم ديگر گردد، (و) از چنگال عدالت بگريزد، و در ايالت ديگر يافت شود، با تقاضاي مقامات اجرايي ايالتي كه وي از آنجا گريخته است، به ايشان تحويل و به ايالتي كه صلاحيت قضايي رسيدگي به جرم را دارد، منتقل خواهد شد.

[3] شخصي كه در يك ايالت طبق قوانين آن موظف به انجام خدمت يا كاري مي‌باشد، و به ايالت ديگر فرار كند به موجب هيچ يك از قوانين يا مقررات آنجا از انجام خدمت يا كار مزبور بري‌الذمه نخواهد شد، به درخواست طرفي كه خدمت يا كار مي‌بايستي براي وي انجام مي‌شد تحويل مي‌شود.

بخش 3

[1] كنگره مي‌تواند ايالتهاي جديد را به عضويت اتحاديه بپذيرد، اما هيچ ايالت جديدي در حوزه قضايي ايالت ديگر تشكيل يا تأسيس نخواهد شد، و نيز هيچ ايالتي از الحاق دو يا چند ايالت يا بخشهايي از ايالتها، بدون موافقت مجلس قانونگذاري ايالتهاي مربوطه و كنگره تشكيل نخواهد شد.

[2] كنگره اختيار تنظيم يا تدوين كليه قوانين و مقررات مربوط به سرزمينها يا ساير املاك متعلق به ايالات متحده را دارا مي‌باشد؛ مفاد قانون اساسي به نحوي تفسير نخواهد شد كه ناقض حقوق ايالات متحده يا يك ايالت خاص باشد.

 

 

بخش 4

[1] ايالات متحده براي هر يك از ايالتهاي اتحاديه، شكل حكومت جمهوري را تضمين و در برابر تهاجم (حمله) و در صورت درخواست مجلس قانونگذاري ايالتي، يا قوه مجريه (در زماني كه نتوان مجلس مزبور را تشكيل داد) در مقابل آشوب داخلي، از آنها حمايت خواهد نمود.

اصل پنجم

هرگاه دو سوم نمايندگان دو مجلس ضروري تشخيص دهند، كنگره اصلاحاتي را براي قانون اساسي پيشنهاد خواهد داد، و يا بنا به درخواست مجلسين قانونگذاري دو سوم ايالتهاي مختلف، خواستار تشكيل مجمعي براي پيشنهاد اصلاحات خواهد گرديد. در هر دو حالت هرگاه پيشنهادها را مجلسين قانونگذاري سه چهارم ايالتهاي مختلف و يا مجامع سه چهارم ايالتها تصويب نمايند، به عنوان بخشي از اين قانون اساسي براي كليه مقاصد و اهداف معتبر خواهد بود. هر يك از دو روش اصلاحي فوق را كنگره مي‌تواند پيشنهاد نمايد. با وجود اين، هيچ اصلاحيه‌اي كه ممكن است قبل از سال يكهزار و هشتصد و هشت ميلادي به تصويب برسد به هيچ نحوي بر بندهاي اول و چهارم بخش نهم اصل اول تأثيري نخواهد گذاشت و هيچ ايالتي بدون رضايت خود از حق رأي مساوي در سنا محروم نمي‌شود.

اصل ششم

[1] كليه تعهدات و ديوني كه پيش از تصويب اين قانون اساسي پذيرفته شده‌اند، همان گونه كه به موجب كنفدراسيون براي ايالات متحده معتبر بوده‌اند، طبق قانون اساسي حاضر نيز معتبر است.

[2] اين قانون اساسي و قوانين ايالات متحده كه براساس آن وضع مي‌شوند و كليه معاهدات منعقد شده و يا معاهداتي كه به نام (و اختيار) ايالات متحده منعقد مي‌شوند، قانون برتر اين سرزمين مي‌باشند و قضات در تمام ايالتها بدون توجه به آنچه با قانون اساسي يا ساير قوانين هر يك از ايالتها مغاير است، از آن تبعيت مي‌نمايند.

[3] سناتورها و نمايندگاني كه قبلاً ذكر شدند، اعضاي مجلسين قانونگذاري ايالتهاي مختلف و تمام مقامات قضايي و اجرايي ايالات متحده و ايالتهاي مختلف با اداي سوگند يا اعلام رسمي موظف مي‌شوند از قانون اساسي حمايت نمايند، اما هيچ آزمون مذهبي به عنوان شرط لازم براي واگذاري سمت رسمي يا غيرانتفاعي در ايالت متحده وجود ندارد.

اصل هفتم

تصويب قانون اساسي از سوي مجامع نه ايالت، اين قانون را بين ايالتهايي كه آن را تصويب مي‌نمايند لازم‌الاجرا مي‌نمايد.

اصلاحات قانون اساسي ايالات متحده آمريكا و اصول افزوده شده به آن بنا به پيشنهاد كنگره و تصويب مجلسين قانونگذاري ايالتهاي مختلف، به موجب اصل پنجم قانون اساسي اوليه لازم الاجرا مي‌باشد.

 

 

اصلاحيه اول [1791]

كنگره در خصوص ايجاد مذهب، يا منع پيروي آزادانه از آن، يا محدود ساختن آزادي بيان يا مطبوعات يا حق مردم براي برپايي اجتماعات آرام و دادخواهي از حكومت براي جبران خسارت، هيچ قانوني وضع نمي‌كند.

اصلاحيه دوم [1791]

داشتن يك نيروي منظم شبه نظامي مردمي كه براي امنيت يك كشور آزاد ضروري باشد و حق مردم براي حمل و نگهداري اسلحه محترم شمرده مي‌شود.

اصلاحيه سوم [1791]

هيچ سربازي نه در زمان صلح و نه در زمان جنگ بدون رضات صاحبخانه در هيچ خانه‌اي مستقر نخواهد شد، مگر به ترتيبي كه به موجب قانون معين كند.

 

اصلاحيه چهارم [1791]

حق امنيت جان، مسكن، اوراق و اسناد و [مصونيت] داراييهاي مردم در برابر تفتيش و توقيف غير موجه تضمين مي‌شود و هيچ گونه حكم بازداشت اشخاص يا توقيف اموال صادر نمي‌شود، مگر بر پايه يك دليل محتمل با سوگند يا اعلام رسمي، و محل مورد تفتيش و اشخاص يا اموالي كه بايد توقيف شود دقيقاً بايد مشخص شود.

اصلاحيه پنجم [1791]

هيچ شخصي به سبب ارتكاب جرم سنگين يا جرم نامعين مسئول شناخته نخواهد شد، مگر براساس «كيفر خواست يا اعلام جرم» هيأت عالي منصفه، مگر در موارد مربوط به نيروهاي زميني، دريايي يا نيروهاي شبه نظامي مردمي كه عملاً در حال خدمت در زمان جنگ يا خطر عمومي باشند. هيچ كس براي يك جرم دوبار به حبس يا اعدام محكوم نخواهد شد. هيچ كس در هيچ موردي كيفري به اداي شهادت عليه خود مجبور و يا از زندگي، آزاد و دارايي خويش بدون طي مراحل قانوني لازم محروم نخواهد شد. اموال خصوصي بدون پرداخت غرامت عادلانه مورد استفاده عمومي قرار نخواهد گرفت.

اصلاحيه ششم [1791]

در كليه دادرسيهاي كيفري، متهم از حقوق ذيل برخوردار خواهد بود: حق محاكمه سريع و علني توسط هيأت منصفه بي‌طرف ايالت و منطقه‌اي كه جرم در آن رخ داده است، منطقه مزبور را بايد قانون از پيش تعيين كرده باشد؛ حق آگاهي از ماهيت و دليل اتهام؛ حق مواجهه با شهودي كه عليه او شهادت مي‌دهند؛ حق احضار شهود به نفع خود؛ و حق داشتن وكيل براي دفاع از خود.

 

 

 

 

اصلاحيه هفتم [1791]

در دعاوي حقوق نانوشته، هنگامي كه ارزش مسأله مورد اختلاف بيش از بيست دلار باشد، حق رسيدگي هيأت منصفه محفوظ خواهد بود و هر جرمي كه هيأت منصفه مورد رسيدگي قرار دهد، در هيچ دادگاه ديگري در ايالات متحده به گونه ديگري دوباره مورد رسيدگي قرار نخواهد گرفت مگر براساس قواعد حقوق نانوشته.

اصلاحيه هشتم [1791]

اخذ وجه ضمان سنگين و جزاي نقدي و يا اعمال مجازات ظالمانه يا غير متعارف ممنوع مي‌باشد.

اصلاحيه نهم [1791]

ذكر برخي حقوق در قانون اساسي به مفهوم نفي يا انكار ساير حقوقي كه مردم كسب كرده‌اند، تعبير نخواهد شد.

اصلاحيه دهم[1791]

اختياراتي كه به موجب قانون اساسي به ايالات متحده اعطا نگرديده و يا براي ايالتها ممنوع نشده باشد، براي ايالتهاي ذي‌ربط، يا مردم محفوظ خواهد بود.

اصلاحيه يازدهم [1798]

دعاوي مبتني بر قانون يا انصاف كه شهروند يك ايالت يا شهروندان يا اتباع يك دولت خارجي عليه يكي از ايالتهاي ايالات متحده اقامه نمايند، در قوه قضاييه ايالات متحده مسموع نيست.

اصلاحيه دوازدهم [1804]

رأي دهندگان در ايالتهاي متبوع خود گرد هم آمده و با رأي مخفي، رئيس‌جمهور و معاون رئيس‌جمهور را كه حداقل يك نفرشان نبايد از اهالي ايالت خود آنان باشد انتخاب مي‌كنند. آنان بايد در ورقه‌هاي رأي، نام شخصي را كه به عنوان رئيس‌جمهور به او رأي داده‌اند و در ورقه جداگانه ديگري، نام شخصي را كه به عنوان معاون رئيس‌جمهور به او رأي داده‌اند قيد نمايند و سپس فهرستي جداگانه از اسامي كساني را كه به عنوان رئيس‌جمهور و معاون رئيس‌جمهور رأي آورده‌اند همراه با سياهه تعداد آراي هر يك تهيه و پس از امضا و گواهي، ممهور و به مركز حكومت ايالات متحده به عنوان رئيس مجلس سنا ارسال كنند. رئيس سنا در حضور اعضاي سنا و مجلس نمايندگان همه تأييديه‌ها را گشوده و سپس رأيها شمارش مي‌شوند. شخصي كه بيشتري تعداد رأي را براي رياست جمهوري به دست آورده باشد، به عنوان رئيس‌جمهور معرفي مي‌شود، مشروط بر آنكه آراي اكثريت كل تعداد رأي دهندگان تعيين شده را به دست آورده باشد. چنانچه هيچ كس حائز چنين اكثريتي نباشد، در اين صورت از ميان كساني كه بيشترين تعداد آراء را دارا هستند ـ و در فهرست كساني كه به آنان به عنوان رئيس‌جمهور رأي داده شده است و تعدادشان از سه نفر تجاوز نكند ـ مجلس نمايندگان بي‌درنگ با رأي مخفي رئيس‌جمهور را انتخاب مي‌كند. به هر حال در انتخاب رئيس‌جمهور، ايالتها رأي مي‌دهند و نمايندگي‌ هر ايالت داراي يك رأي مي‌باشد. حد نصاب لازم براي اين منظور حضور عضو يا اعضاي دو سوم ايالتها مي‌باشد و رأي اكثريت تمام ايالتها براي يك انتخاب ضروري است. اگر مجلس نمايندگان هنگامي كه حق انتخاب به آن تفويض مي‌شود قبل از روز چهارم ماه مارس بعد، رئيس‌جمهور را انتخاب ننمايد، همانند مواقع فوت يا ساير ناتوانيهاي مستمر رئيس‌جمهور به موجب قانون اساسي، معاون رئيس‌جمهور به جاي رئيس‌جمهور انجام وظيفه خواهد كرد. فردي كه بيشترين تعداد آراء را به عنوان معاون رئيس‌جمهور به دست آورده باشد، چنانچه تعداد آراء، معادل اكثريت كل تعداد رأي دهندگان تعيين شده باشد، وي معاون رئيس‌جمهور مي‌شود و چنانچه هيچ فردي حائز چنين اكثريتي نباشد، مجلس سنا از ميان دو نفر از دارندگان بيشترين تعداد رأي در فهرست، معاون رئيس‌جمهور را انتخاب مي‌كند. حد نصاب لازم براي اين منظور حضور دو سوم از كل تعداد نمايندگان سنا مي‌باشد و اكثريت كل تعداد رأي براي يك انتخاب ضروري است. به هر حال شخصي كه از نظر قانون اساسي براي مقام رياست جمهوري فاقد صلاحيت باشد براي سمت معاونت رياست جمهوري ايالات متحده نيز داراي صلاحيت نمي‌باشد.

اصلاحيه سيزدهم [1865]

بخش 1

بردگي و كار اجباري جز به عنوان مجازات جرمي كه شخص طبق مقررات به آن محكوم شده باشد در ايالات متحده يا هر مكان ديگري در حوزه قضايي آنها وجود ندارد.

بخش 2

كنگره قدرت اجراي اين اصل را با تصويب قوانين مقتضي دارد.

اصلاحيه چهاردهم [1868]

بخش 1

كليه افرادي كه در ايالات متحده متولد شده يا تابعيت ايالات متحده را كسب نموده‌اند و تابع صلاحيت قضايي آن هستند تبعه ايالات متحده و تبعه ايالت محل اقامتشان مي‌باشند. هيچ ايالتي قانوني را وضع يا اعمال نخواهد كرد كه امتيازات يا مصونيتهاي اتباع ايالات متحده را كاهش دهد و هيچ ايالتي كسي را بدون طي مراحل قانوني مقتضي از زندگي، آزادي، يا حق مالكيت و نيز از حمايت مساوي قانون در حوزه قضايي خود محروم نمي‌سازد.

بخش 2

تعداد نمايندگان از ميان ايالتهاي مختلف برحسب تعداد جمعيت آنها با احتساب كل تعداد افراد در هر ايالت، به جز سرخپوستان معاف از ماليات تعيين مي‌گردند. ولي هرگاه در هر انتخاباتي براي گزينش هيأت انتخاب كنندگان رئيس‌جمهوري ومعاون رئيس‌جمهور ايالات متحده، نمايندگان كنگره، مقامات اجرايي و قضايي يك ايالت با اعضاي مجلس قانونگذاري مربوطه، حق رأي از افراد ذكور 25 ساله ساكن چنين ايالتي كه تبعه ايالات متحده باشد سلب گردد و يا به هر طريقي كاهش يابد، به جز به سبب شركت در شورش يا ساير جرائم، تعداد نمايندگان به نسبت تعداد اتباع ذكور مزبور، به تعداد كل اتباع ذكور 21 ساله در يك چنين ايالتي كاهش مي‌يابد.

بخش 3

شخصي كه به عنوان يكي از مقامات ايالات متحده يا به عنوان عضو مجلس قانونگذاري ايالتي يا در مقام يك مسئول اجرايي يا قضايي ايالتي، براي حمايت از قانون اساسي ايالات متحده قبلاً سوگند ادا نموده باشد، ولي بعداً برعليه خود ايالت شورش يا طغيان كند يا به دشمنان وابسته آن كمك و مساعدت نمايد، نمي‌تواند سناتور يا نماينده كنگره، يا عضو هيأت انتخاب كننده رئيس‌جمهور و معاون رئيس‌جمهور شود، يا هر گونه سمت كشوري و لشكري را در ايالات متحده يا در هر يك از ايالتها تصدي نمايد؛ با اين حال كنگره مي‌تواند با رأي دو سوم [اعضاي] هر يك از مجلسين عدم صلاحيت مزبور را مرتفع نمايد.

بخش 4

اعتبار بدهي دولتي ايالات متحده كه قانون مجاز شناخته است. از جمله بدهيهاي ناشي از پرداخت حقوق بازنشستگي و حقوق خدمات مربوط به سركوب شورش يا طغيان، به قوت خود باقي است، اما ايالات متحده يا هيچ يك از ايالتها هيچ نوع بدهي يا تعهدي را كه براي كمك به شورش يا طغيان برضد ايالات متحده حاصل شود و يا هيچ گونه طلبي را بابت از دست دادن يا آزادسازي برده‌اي تقبل يا پرداخت نخواهد نمود، [بلكه] كليه بدهيها، تعهدات و مطالبات فوق غيرقانوني و بي‌اعتبار هستند.

بخش 5

كنگره با وضع قوانين مقتضي، قدرت اعمال مفاد اين اصل را دارد.

اصلاحيه پانزدهم [1870]

بخش 1

ايالات متحده يا هر ايالت ديگر حق رأي شهروندان ايالات متحده را به سبب نژاد، رنگ يا شرايط سابق بردگي، نفي يا محدود نمي‌نمايد.

بخش 2

كنگره از طريق وضع قوانين مقتضي، قدرت اعمال مفاد اين اصل را دارد.

اصلاحيه شانزدهم [1913]

كنگره قدرت وضع و وصول ماليات بر درآمد را از هر منبعي كه حاصل شود، بدون تخصيص و تقسيم در ميان ايالتهاي مختلف و بدون در نظر گرفتن هر گونه آمار جمعيتي يا سرشماري، دارد.

اصلاحيه هفدهم [1913]

سناي ايالات متحده مركب از دو نماينده از هر ايالت مي‌باشد كه مردم هر ايالت براي مدت شش سال انتخاب مي‌كنند. هر عضو سنا داراي يك رأي است. انتخاب كنندگان هر ايالت بايد از شرايط لازم براي انتخاب كنندگان ايالتي كه مجلس آن ايالت بيشترين نماينده را دارد، برخوردار باشند.

          هر گاه كرسي نمايندگي ايالتي در سنا خالي شود، مقام اجرايي ايالت مزبور فرمان انتخابات را براي تصدي كرسيهاي خالي صادر خواهد نمود، مشروط بر اين‌كه مجلس قانونگذاري هر ايالت بتواند به مسئولان اجرايي تابع خود اختيار دهد تا زماني كه مردم كرسيهاي خالي را از طريق انتخابات به شيوه‌اي كه مجلس قانونگذاري ايالتي مقرر مي‌كند، پر ننموده‌اند، افرادي را به طور موقت [به عنوان نماينده] منصوب كنند.

          تفسير اصلاحيه حاضر به نحوي نمي‌باشد كه بر انتخاب يا دوره نمايندگي هر عضو سنا كه قبل از تنفيذ اصلاحيه به عنوان بخشي از قانون اساسي برگزيده مي‌شود، تأثيري بگذارد.

اصلاحيه هيجدهم [1919]

بخش 1

يك سال پس از تصويب اين اصل، توليد، فروش يا حمل و نقل مشروبات الكلي، اعم از وارد يا صادر كردن آنها، از ايالات متحده و كليه نقاط واقع در حوزه قضايي آن، به منظور مصرف آشاميدني، ممنوع مي‌گردد.

بخش 2

كنگره و ايالتها براي اجراي اصل حاضر از طريق وضع قوانين مقتضي، داراي اختيار متقارن مي‌باشند.

بخش 3

اصل حاضر لازم‌الاجرا نمي‌باشد مگر اينكه ظرف هفت سال از تاريخي كه كنگره آن را به هر يك از ايالتها ارسال مي‌كند، از سوي مجلسين قانونگذاري چندين ايالت، به ترتيب پيش‌بيني شده در قانون، به عنوان اصلاحيه قانون اساسي تصويب شود.

 

 

اصلاحيه نوزدهم [1920]

بخش 1

[دولت] ايالات متحده يا هر يك از ايالتها حق رأي شهروندان ايالات متحده را به لحاظ  جنسيت، نفي يا محدود نمي‌نمايد.

بخش 2

كنگره با وضع قوانين مقتضي قدرت اعمال اين اصل را دارد.

اصلاحيه بيستم [1933]

بخش 1

پايان دوره مأموريت رئيس‌جمهور و معاون رئيس‌جمهور در ساعت 12 ظهر روز بيستم ژانويه و دوره نمايندگي اعضاي سنا و نمايندگان مجلس در ساعت 12 ظهر روز سوم ژانويه سالي كه دوره‌هاي مزبور ـ‌چنانچه اصل حاضر به تصويب نرسيده بود ـ پايان مي‌پذيرفت، مي‌باشد و از آن پس دوره جانشينان آنان آغاز مي‌شود.

بخش 2

كنگره حداقل يك بار در سال تشكيل جلسه مي‌دهد و در صورتي كه قانوناً روز خاصي را تعيين ننمايد، جلسه مزبور در ساعت 12 روز سوم ژانويه تشكيل مي‌گردد.

بخش 3

اگر در تاريخ تعيين شده براي آغاز دوره مأموريت رياست جمهوري، رئيس‌جمهور منتخب فوت نمايد، معاون منتخب وي رئيس‌جمهور مي‌شود. چنانچه رئيس‌جمهور قبل از موعد مقرر براي آغاز دوره مأموريتش انتخاب نشده باشد و يا اگر رئيس‌جمهور منتخب حائز شرايط لازم نباشد، معاون منتخب تا زماني كه رئيس‌جمهور واجد شرايط انتخاب شود به عنوان رئيس‌جمهور انجام وظيفه مي‌نمايد. هر گاه رئيس‌جمهور منتخب و نيز معاون منتخب وي حائز شرايط لازم نباشند، كنگره مي‌تواند به موجب قانون شخص رئيس‌جمهور و نيز نحوه انتخاب وي را اعلام كند. شخص مزبور تا زماني كه رئيس‌جمهور يا معاون رئيس‌جمهور واجد شرايط شوند براساس قانون مذكور انجام وظيفه مي‌نمايد.

بخش 4

براي موارد فوت هر يك از افرادي كه مجلس نمايندگان مي‌تواند در صورت برخوردار بودن از حق انتخاب، يك نفر را از ميان آنان به عنوان رئيس‌جمهور انتخاب نمايد، و براي موارد فوت هر يك از افرادي كه مجلس سنا مي‌تواند در صورت برخوردار بودن از حق انتخاب، يك نفر را از ميان آنان به عنوان معاون رئيس‌جمهور انتخاب نمايد، كنگره از طريق قانون پيش‌بينيهاي لازم را به عمل مي‌آورد.

بخش 5

بخشهاي (1 و 2) در روز پانزدهم اكتبر پس از تاريخ تصويب اين اصل لازم‌الاجرا مي‌شوند.

 

بخش 6

اصل حاضر لازم‌الاجرا نمي‌باشد مگر اينكه ظرف هفت سال از تاريخ ارسال آن، مجلسين قانونگذاري سه چهارم ايالتها آن را به عنوان اصلاحيه قانون اساسي تصويب نمايند.

اصلاحيه بيست و يكم [1933]

بخش 1

بدين وسيله اصل هيجدهم اصلاحيه قانون اساسي ايالات متحده ملغي مي‌گردد.

بخش 2

حمل و نقل يا وارد كردن مشروبات الكلي به منظور استفاده يا تحويل آنها در هر ايالت، قلمرو، يا [مناطق] تحت تملك ايالات متحده، برخلاف قوانين آنها بدين وسيله ممنوع اعلام مي‌گردد.

بخش 3

اصل حاضر لازم‌الاجرا نمي‌باشد مگر اين كه ظرف هفت سال از تاريخي كه كنگره آن را به ايالتها ارسال مي‌كند، از سوي مجامع چندين ايالت به ترتيبي كه در قانون اساسي پيش‌بيني شده است، به عنوان اصلاحيه قانون اساسي تصويب شود.

اصلاحيه بيست و دوم [1951]

بخش 1

هيچ كس بيش از دوبار به سمت رياست جمهوري انتخاب نخواهد شد و شخصي كه بيش از دو سال تصدي سمت رياست جمهوري دوره‌اي را كه شخص ديگري به عنوان رئيس‌جمهور دوره مزبور انتخاب شده است به عهده داشته يا به عنوان كفيل رياست جمهوري انجام وظيفه كرده باشد، نمي‌تواند بيش از يك بار به سمت رياست جمهوري انتخاب گردد. اما اصل حاضر در مورد شخصي كه در زمان پيشنهاد اصل توسط كنگره، رئيس‌جمهور باشد اعمال نخواهد شد و مانع از اين نمي‌شود كه شخصي كه در طول مدت لازم‌الاجرا گرديدن اين اصل در سمت رياست جمهوري يا كفالت رياست جمهوري است، بقيه دوره مزبور را در سمت خود باقي بماند.

بخش 2

اصل حاضر لازم‌الاجرا نمي‌باشد مگر اينكه ظرف هفت سال از تاريخي كه كنگره آن را به ايالتها ارسال مي‌كند، از سوي مجالس قانونگذاري سه چهارم ايالتها، به عنوان اصلاحيه قانون اساسي تصويب شود.

اصلاحيه بيست و سوم [1961]

بخش 1

حوزه‌اي كه مقر حكومت ايالات متحده است بايد به شيوه مورد نظر كنگره تعدادي انتخاب كننده رئيس‌جمهور و معاون رئيس‌جمهور به تعداد كل سناتورها و نمايندگان مجاز حوزه مزبور در كنگره ـ در صورتي كه ايالت باشد ـ تعيين نمايد. ولي تعداد فوق نبايد به هيچ وجه از تعداد انتخاب كنندگان كم جمعيت‌ترين ايالتها بيش‌تر باشد؛ اين تعداد بر كساني كه ايالتها تعيين مي‌كنند، افزوده مي‌شود. اما آنان به منظور انتخاب رئيس‌جمهور و معاون وي، به عنوان انتخاب كنندگان منتخب يك ايالت محسوب مي‌شوند و بايد در حوزه مربوطه تشكيل جلسه داده و وظايف محوله را به موجب اصل دوازدهم اصلاحيه، به انجام برسانند.

بخش 2

كنگره با وضع قوانين مقتضي، قدرت اعمال اصل حاضر را دارد.

اصلاحيه بيست و چهارم [1964]

بخش 1

ايالات متحده يا هر يك از ايالتها حق رأي شهروندان ايالات متحده را در هر انتخابات مقدماتي يا انتخابات رياست جمهوري يا معاون رياست جمهوري براي انتخاب كنندگان رئيس‌جمهور يا معاون رئيس‌جمهور يا براي سناتورها يا نمايندگان مجلس در كنگره به دليل عدم پرداخت هر گونه ماليات سرانه يا مالياتهاي ديگر، نفي يا محدود نمي‌كند.

بخش 2

كنگره با وضع قوانين مقتضي، قدرت اعمال اصل حاضر را دارد.

اصلاحيه بيست و پنجم [1967]

بخش 1

در صورت عزل، فوت يا كناره‌گيري رئيس‌جمهور از سمت خود، معاون وي رئيس‌جمهور مي‌شود.

بخش 2

هرگاه سمت معاون رياست جمهوري بلاتصدي شود، رئيس‌جمهور يك نفر را به عنوان معاون خود نامزد مي‌نمايد كه در صورت تاييد رأي اكثريت مجالس قانونگذاري، سمت مزبور را عهده‌دار مي‌شود.

بخش 3

هرگاه رئيس‌جمهور طي اعلاميه كتبي به رئيس موقت سنا و رئيس مجلس نمايندگان اطلاع دهد كه توان استفاده از اختيارات و انجام وظايف رياست جمهوري را ندارد و تا زماني كه اعلاميه‌اي كتبي مبني بر لغو اعلاميه پيشين ارسال ننمايد، معاون وي به عنوان كفيل رئيس‌جمهور اختيارات و وظايف مزبور را عهده‌دار مي‌شود.

بخش 4

هرگاه معاون رئيس‌جمهور و اكثريتي متشكل از مقامات اصلي دستگاههاي اجرايي يا هر مرجع ديگري كه كنگره مي‌تواند به موجب قانون پيش‌بيني نمايد، طي اعلاميه‌اي كتبي به رئيس موقت سنا و رئيس مجلس نمايندگان اطلاع دهند كه رئيس‌جمهور توان استفاده از اختيارات و انجام وظايف رياست جمهوري را ندارد، معاون رئيس‌جمهور بي‌درنگ به عنوان كفيل رياست جمهوري اختيارات و وظايف فوق را به عهده مي‌گيرد.

          از آن پس در صورتي كه رئيس‌جمهور با اعلاميه‌اي كتبي به رئيس موقت سنا و رئيس مجلس نمايندگان اطلاع دهد كه ناتواني وي رفع شده است، مي‌تواند اعمال اختيارات و انجام وظايف رياست جمهوري را دوباره عهده‌دار گردد، مگر اينكه معاون رئيس‌جمهور و اكثريتي متشكل از مقامات اصلي بخشهاي اجرايي، يا مراجع ديگري كه كنگره مي‌تواند از طريق قانون پيش‌بيني كند ظرف چهار روز طي اعلاميه‌اي كتبي به رئيس موقت سنا و رئيس مجلس نمايندگان اطلاع دهند كه رئيس‌جمهور توان استفاده از اختيارات و انجام وظايف رياست جمهوري را ندارد. در اين صورت، چنانچه كنگره جلسه رسمي نداشته باشد ظرف چهل و هشت ساعت تشكيل جلسه خواهد داد و در اين مورد تصميم‌گيري مي‌كند. چنانچه كنگره ظرف بيست و يك روز پس از دريافت اعلاميه كتبي اخير، يا در صورتي كه جلسه رسمي نداشته باشد، ظرف بيست و يك روز پس از اينكه از كنگره خواسته مي‌شود، تشكيل جلسه دهد و با دو سوم آراي هر دو مجلس تشخيص دهد كه رئيس‌جمهور توان استفاده از اختيارات و انجام وظايف رياست جمهوري را ندارد، معاون رئيس‌جمهور به عنوان كفيل وي انجام همان وظايف را به عهده مي‌گيرد. در غير اين صورت رئيس‌جمهور اختيارات و وظايف خود را دوباره برعهده مي‌گيرد.

اصلاحيه بيست و ششم [1971]

بخش 1

ايالات متحده يا هر يك از ايالتها حق رأي شهروندان ايالات متحده را كه به سن هيجده سالگي يا بيشتر رسيده باشند، نفي يا محدود نمي‌كند.

بخش 2

كنگره با وضع قوانين مقتضي، قدرت اعمال اصل حاضر را دارد.

اصلاحيه پيشنهادي قانون اساسي

بخش 1

تساوي حقوق قانوني را ايالات متحده يا هيچ يك از ايالتها براساس جنسيت [افراد] نفي يا محدود نمي‌كند.

بخش 2

كنگره با وضع قوانين مقتضي، قدرت اعمال مفاد اين اصل حاضر را دارد.

بخش 3

اين اصلاحيه دو سال پس از تاريخ تصويب لازم‌الاجرا مي‌گردد.

اصلاحيه پيشنهادي قانون اساسي

بخش 1

به منظور داشتن نماينده در كنگره، انتخاب رئيس‌جمهور و معاون وي و نيز براي اجراي اصل پنجم قانون اساسي حاضر، حوزه مقر حكومتي ايالات متحده به عنوان يك ايالت محسوب مي‌شود.

 

بخش 2

شهروندان حوزه مقر حكومتي به نحوي كه كنگره مقرر مي‌كند، حقوق و اختيارات محوله به موجب اصل حاضر را اعمال مي‌كنند.

بخش 3

بدين وسيله اصلاحيه بيست و سوم قانون اساسي ملغي مي‌گردد.

بخش 4

آن توسط اصل حاضر لازم‌الاجرا نمي‌باشد مگر اينكه ظرف هفت سال از تاريخ ارسال مجلس قانونگذاري سه چهارم ايالتها به عنوان اصلاحيه قانون اساسي تصويب گردد.

 

رديف

نام ایالت

مرکز

تاریخ پیوستن به اتحاد

مخفف نام ایالت

1

آرکانزاس

لیتل راک

15ژوئن 1836 به عنوان بیست و پنجمین ایالت

Ark

2

آریزونا

فینیکس

14فوریه 1912 به عنوان چهل و هشتمین ایالت

Ariz

3

آلاباما

مونتگومری

14دسامبر 1819 به عنوان بیست و دومین ایالت

Ala

4

آلاسکا

جونو

3 ژانویه 1959 به عنوان چهل و نهمین ایالت

مخفف ندارد

5

آیداهو

بویزی

3ژانویه 1890 به عنوان چهل و سومین ایالت

مخفف ندارد

6

آیوا

دموینز

28 دسامبر 1846 به عنوان بیست و نهمین ایالت

Ia

7

اورگن

سیلم

14 فوریه 1859 به عنوان سی و و سومین ایالت

Ore

8

اوکلاهما

اوکلاهما سیتی

16 نوامبر 1907 به عنوان چهل و ششمین ایالت

Okla

9

اوهایو

کلمبوس

1 مارس 1803 به عنوان هفدهمین ایالت

مخفف ندارد

10

ایلی نوی

اسپرینگ فیلد

3 دسامبر 1818 به عنوان بیست و یکمین ایالت

Iu

11

ایندیانا

ایندیاناپلیس

11 دسامبر 1816 به عنوان نوزدهمین ایالت

Ind

12

پنسیلوانیا

هاریسبرگ

12دسامبر 1787 به عنوان دومین ایالت

Pa

13

تکزاس

آستین

29 دسامبر 1845 به عنوان بیست و هشتمین ایالت

مخفف ندارد

14

تنسی

ناشویل

1 ژوئن 1796 به عنوان شانزدهمین ایالت

Tenn

15

جورجیا

آتلانتا

2 ژانویه 1788 به عنوان چهارمین ایالت

Ga

16

داکوتای جنوبی

پیر

2 نوامبر 1889 به عنوان چهلمین ایالت

SD

17

داکوتای شمالی

بیسمارک

2 نوامبر 1889 به عنوان سی و نهمین ایالت

ND

18

دلاویر

دو ور

7 دسامبر 1787 به عنوان اولین ایالت

Del

19

رود آیلند

پراویدنس

29 مه 1790 به عنوان سیزدهمین ایالت

RI

20

فلوریدا

تالاهاسی

3 مارس 1845 به عنوان بیست و هفتمین ایالت

Fla

21

کارولینای جنوبی

کلمبیا

23 مه 1788 به عنوان هشتمین ایالت

SC

22

کارولینای شمالی

رالی

21 نوامبر 1789 به عنوان دوازدهمین ایالت

NC

23

کالیفرنیا

ساکرامنتو

9 سپتامبر 1850 به عنوان سی و یکمین ایالت

Calif

24

کانتیکات

هارتفورد

9 ژانویه 1788 به عنوان پنجمین ایالت

Conn

25

کانزاس

توپکا

29 ژانویه 1861 به عنوان سی و چهارمین ایالت

Kan::

26

کلرادو

دنور

1 اوت 1876 به عنوان سی و هشتمین ایالت

Colo

27

کنتاکی

فرانکفورت

1 ژوئن 1792 به عنوان پانزدهمین ایالت

Ky

28

لوئیزیانا

باتون روژ

30 آوریل 1812 به عنوان هیجدهمین ایالت

La

29

ماساچوست

بستون

6 فوریه 1788 به عنوان ششمین ایالت

Mass

30

مریلند

آناپلیس

28 آوریل 1788 به عنوان هفتمین ایالت

Md

31

مونتانا

هلنا

8 نوامبر 1889 به عنوان چهل و یکمین ایالت

Mont

32

میزوری

جفرسون سیتی

10 اوت 1821 به عنوان بیست و چهارمین ایالت

Mo

33

می سی سی پی

جکسون

10 دسامبر 1817 به عنوان بیستمیم ایالت

Miss

34

میشیگان

لانسینگ

26 ژانویه 1837 به عنوان بیست و ششمین ایالت

Mich

35

مین

آکوستا

15 مارس 1820 به عنوان بیست و سومین ایالت

Me

36

مینه سوتا

سنت پل

11 مه 1858 به عنوان سی و دومین ایالت

Minn

37

نبراسکا

لینکن

1 مارس 1867 به عنوان سی و هفتمین ایالت

Nebr

38

نوادا

کارسون سیتی

31 اکتبر 1864 به عنوان سی و ششمین ایالت

Nev

39

نیوجرزی

ترنتون

18 دسامبر 1787 به عنوان سومین ایالت

Nj

40

نیومکزیکو

سانتافه

6 ژانویه 1912 به عنوان چهل و هفتمین ایالت

NM

41

نیو همپشیر

کنکورد

21 ژوئن 1788 به عنوان نهمین ایالت

NH

42

نیویورک

آلبانی

26 ژوئیه 1788 به عنوان یازدهمین ایالت

NY

43

واشینگتن

المپیا

11 نوامبر 1889 به عنوان چهل و دومین ایالت

Wash

44

وایومینگ

شاین

10ژوئیه 1890 به عنوان چهل و چهارمین ایالت

Wyo

45

ورمونت

مونت پلیر

4 مارس 1791 به عنوان چهاردهمین ایالت

Vt

46

ویرجینیا

ریچموند

26 ژوئن 1788 به عنوان دهمین ایالت

Va

47

ویرجینیایی غربی

چارلستون

20 ژوئن 1863 به عنوان سی و پنجمین ایالت

Wva

48

ویسکانسین

مدیسن

29 مه 1848 به عنوان سی امین ایالت

Wise

49

هاوائی

هونولولو

21 اوت 1959 به عنوان پنجاهمین ایالت

مخفف ندارد

50

یوتا

سالت لیک سیتی

4 ژانویه 1896 به عنوان چهل و پنجمین ایالت

مخفف ندارد

51

بخش فدرال(بخش کلمبیا )

واشینگتن

DC

 

تاریخ معاصر

 

 



در آغاز قرن نوزدهم، ایالات متحد امریکا به موجب خرید لوئیزیانا مساحت کشور را دو برابر کرد. این تملک مرز ایالت متحد را به اعماق ناحیه سنترال لولندز کشاند. گسترش ایالات متحد امریکا به سوی غرب، این کشور را از ملتی عقب مانده و زراعی به قدرتی جهانی مبدل کرد که از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام وسعت داشت. در نتیجه چندین جنگ با مکزیک در دهه 1840 سرزمینهای جدید وسیعی – تکزاس ،کالیفرنیا ، آریزونا و نیومکزیکو – به اتحاد افزوده شد.


میان شمال کشور که به طور فزاینده ای صنعتی میشد و جنوب کشور که زراعی بود بر سر مسأله برده داری تنش نمایان شد. این امر تحت ریاست جمهوری آبراهام لینکلن (1809 تا 1865) منجر به جنگ داخلی گردید. شمال پیروز شد، ولی پس از خروج سربازان فدرال از جنوب در 187 تفکیک نژادی بار دیگر در جنوب برقرار شد و تا پس از جنگ جهانی دوم ادامه یافت.


بین سالهای 1880 تا 1900 امریکا به صورت غول صنعتی درآمد.


در همان زمان با سرازیری سیل مهاجرات به دنیای جدید به ویژه از آلمان و اروپای شرقی و روسیه، جمعیت کشور در حد کلانی افزایش یافت. علاقه به تجارت جهانی، درگیری آمریکا در خارج از کشور را افزایش داد شورش کوبا بر ضد سلطه اسپانیا ، امریکا را به جنگ با اسپانیا (1898) کشاند و موجب تسلط امریکا بر فیلیپین ، پوئرتوریکو و گوام شد.


بعد از پایان جنگ امریکا به سیاست انزواگرایی و حمایت از تجارت داخلی عقب نشینی کرد. برقراری قانون منع تولید و فروش مشروبات الکلی (1919 تا 1933)موجب افزایش فعالیت باندهای تبهکار و قاچاق شد، ولی دهه 1920 دوران پر رونقی بود تا اینکه در 1939 با سقوط بورس اوراق بهادار بحران اقتصادی آغاز گشت.


سرمایه گذاری و مداخله از سوی دولت فدرال به واسطه برنامه «طرح جدید» پرزیدنت فرانکلین روزولت (1882 تا 1945) به اوضاع کمک کرد. حمله ژاپن به پایگاه دریایی پرل هاربر در 1941 امریکا را وارد جنگ جهانی دوم کرد. درگیری امریکا در صحنه جنگ اروپا و اقیانوس آرام سرنوشت ساز بود ودر 1945 این کشور را متعهد به نقشی جهانی به صورت ابر قدرت کرد. مساعدت آمریکا (از طریق طرح مارشال) در بازسازی اروپا و ژاپن مؤثر بود.


طی جنگ سرد از اواخر دهه 1940 تا پایان دهه 1980، امریکا در برابر چیزی که آن را خطر جهانی اتحاد شوروی تعبیر میکرد ایستاد.


امریکا به عنوان رهبر اتحاد غرب در اروپا، خاور دور، اقیانوسهای هند و آرام پایگاههای نظامی ایجاد کرد و بدین ترتیب بلوک شوروی رابه محاصره درآورد. امریکا در جنگ کره (1950 تا 1953) با نیروهای چین و کره شمالی درگیر شد و در گواتمالا (1954)، لبنان (1958 و 1983 تا 1985) ، جمهوری دومینیکن (1965)، پاناما(1968 و 1989) و گرادانا (1983) مستقیما مداخله نظامی کرد.


ولی بزرگترین تعهد در ویتنام بود، جایی که از 1964 تا 1973 نیروهای امریکایی کوشیدند تامانع سلطه کمونیستها بر هندوچین شوند، ولی سرخوردگی فزاینده ازجنگ آمریکا را وادار به عقب نشینی کرد.


ا زدهه 1950 جنبش حقوق مدنیبه رهبری مارتین لوترکینگ (1929 تا 1968) – برای کسب حقوق کامل سیاسی برای سیاهپوستان و برای لغو جدایی نژادی در مدارس، بیمارستانها و غیره مبارزه کرد.


در اوائل دهه 1960 پرزیدنت جان فیتز جرالد کندی (1917 تا 1963) تبعیض نژادی را غیر قانونی کرد. کندی از تهاجم ناموفق کوبا از سوی تبعیدیان راستگرا در 1961 حمایت کرد، با موفقیت بر شوروی فشار آورد تا موشکهایش را از کوبا برچیند (1962). در 1963 کندی ترور شد

 .
در دهه 1970 مسائل رو به رشد اقتصادی منجر به انتخاب رونالد ریگان (متولد 1911) به ریاست جمهوری گردید.


ریگان پیرو سیاست تثبیت اقتصاد کشور با کنترل میزان پول در گردش بود. امریکا به ادامه پشتیبانی از جنبشها و دولتهایی پرداخت که حمایت از آنها را مطابق با منافع غرب تلقی میکرد.


در اوایل 1990 پرزیدنت جورج بوش (متولد 1924) برنامه های تعطیل بعضی از پایگاههای نظامی خارج از کشور را اعلام کرد.


ولی کمی بعد در همان سال پس از تهاجم عراق به کویت (2 اوت 1990) ائتلاف بین المللی بر ضد عراق را سازماندهی کرد تا بالاخره در سال 2004 رژیم بعث عراق را بر کنار کردند

اصل 90 قانون اساسی

هر كس‏ شكايتي‏ از طرز كار مجلس‏ يا قوه‏ مجريه‏ يا قوه‏ قضاييه‏ داشته‏ باشد، مي‏ تواند شكايت‏ خود را كتبا به‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ عرضه‏ كند. مجلس‏ موظف‏ است‏ به‏ اين‏ شكايات‏ رسيدگي‏ كند و پاسخ‏ كافي‏ دهد و در مواردي‏ كه‏ شكايت‏ به‏ قوه‏ مجريه‏ و يا قوه‏ قضاييه‏ مربوط است‏ رسيدگي‏ و پاسخ‏ كافي‏ از آنها بخواهد و در مدت‏ متناسب‏ نتيجه‏ را اعلام‏ نمايد و در موردي‏ كه‏ مربوط به‏ عموم‏ باشد به‏ اطلاع‏ عامه‏ برساند.

يك گوني لوبياي سفيد پاك نشده ( ویرایش دوم )

     مشتي لوبيا از يك گوني لوبياي سفيد پاك نشده برداشتم و يكي يكي با دقت به لوبياها نگاه كردم . ظاهرلوبياها نشانگر آن بود كه شكل و  اندازه و وزن هاي يكساني ندارند . شمار زيادي درشت وكاملا سفيد و  ظاهرا سالم و تعدادي نيز تيره و كوچك و بعضي هم چروكيده و نا متقارن بودند .

انسانها نيز اينگونه اند . آنچه در ساختمان هويداي انسان ها ميبينيم نشانگرآن است كه  قد و وزن و رنگ و شكل انسانها متفاوت است و بعضي از اندامها سالم نيست . يكي به چشم عينك دارد و يكي به گوش سمعك . يكي به دست عصا دارد و يكي پشت دوتا . يكي به دهان دندان مصنوعي دارد و يكي دست و يا پاي مصنوعي و تعدادي هم سالم به نظر میرسند كه اگر در استخرها به انسانها  نگاه نماييم تفاوتها ي ديگري نيز مشاهده خواهد شد .

     ولي ما داخل بدن انسانها را نمي بينيم و فقط گزارشات معاينات پزشكي و يا اظهارات انسانها ميتواند تفاوتها را مشخص نمايد . افرادي كه يك كليه دارند و يا بيماري قند يا فشار خون دارند ويا سرطان ، هپاتيت ، واريكوسل ، سينوزيت ، آسم ، سنگ كليه و يا مثانه و يا صفرا و.....

     تمام اين تفاوتها و كاستي ها را ميبينيم و مي شنويم  و ميپذيريم ولي بعضي از ما  نمي خواهيم قبول كنيم كه همانطور كه چشم ، گوش ، دست ، پا ، كليه ، كبد ، قلب ، مغز ، دندان و ششها امكان دارد كه به طور مادر زاد ناقص باشند و يا در طول زندگي در عملكردشان اختلال به وجود آيد ، در كاركرد غدد و ميزان ترشحات آنها نيز اختلال به وجود مي آيد . دستگاه توليد مثل هم مانند دستگاه تنفس دچار نقص و بيماري ميشود . اعصاب و روان هم ضعف كاركرد پيدا ميكنند و تنظيمات سيستم بدن انسان به هم ميخورد .

       يكي یافت ميشود كه با نمایی كاملا زنانه اندام زاد و ولد مردانه دارد و بالعكس. و ديگري آشکار و نهانش، مردانه است ولي احساساتش لطيف و زنانه است و بالعكس. واز حیث احساسات ، درجات مختلف انسان وجود دارد . اگر محوري را در نظر بگيريم كه يك سرش زن كامل ( 100%) و سر ديگرش مرد كامل (100% ) باشد در وسط اين محور( نقطه ي 50%) زنان و مرداني قرار ميگيرند كه نيمي ازاحساسشان زنانه و نيمي مردانه است و هر انساني  در نقطه اي از اين محور قرار دارد . يكي در نقطه ي90% نيمه ي مونث است و ديگري در نقطه ي 95% نيمه ي مذكر و ديگري 60% و 40% و ...

    و بايد همه ي انسانها را با هر نوع تفاوت مادر زادي و يا اكتسابي به يك چشم نگاه كنيم و در بين خودمان بپذيريم و رفتارمان با همه محترمانه و عاقلانه باشد ، چون فرزند ما هستند يا پدر و يا مادر و يا برادر و خواهر و يا دوست و يا هيچكدام و فقط همنوع ما هستند . انسان هموفيلي و انسان همو سكسوئل و نابيناي مادرزاد همه مخلوقات عزيز خداوند هستند و حق حيات و احترام دارند . البته فحشا و فساد اخلاقی و بی بند و باری در هر درجه ای از زنانگی و مردانگی در فرهنگ ما ضد ارزش میباشد . اگرهمسرداشتن درچهارچوب خانواده قابل احترام است و (خانم بازی) مذمت شده است مسلما (همجنس بازی) هم جایگاهی در فرهنگ ما ندارد هر چند که هر دو عملا روی میدهد و جامعه و حکومت با هر دو برخورد میکند مثل آنکه  در ماه رمضان تظاهر به روزه خواری ممنوع است در حالیکه غذا خوردن کار بدی نیست همینطور هم در هر ۱۲ ماه تظاهر به رفتارهایی که به استحکام خانواده  صدمه میزند وبه ارزشهای فرهنگی ملی و دینی دهن کجی مینماید منع شده است .

حتی اگر فرض کنیم پیامبری مانند حضرت محمد ( ص ) اصلا به دنیا نیامده بود ، ایرانی همواره نجیب و ضد فساد و هرزگی و بی بند و باری و جلف بازی و برهنگی بوده و با دیوها و سیاهی ها و پلیدی ها مبارزه کرده است .

     اين امكان وجود دارد كه بذر هاي لوبيا را اصلاح نموده و درصد لوبياهاي درشت و سالم را افزايش داد ولي هنوز بشر به نقطه اي نرسيده است كه بتواند بعضي را از توليد مثل باز دارد و در صد کم توانایی های جسمي و ذهني را در جهان  پايين آورد و یا به اصلاح نژاد  مانند آنچه در مورد دامها صورت میگیرد بپردازد به عنوان نمونه به مطلب زیر توجه فرمایید:

مر کز اصلاح نژاد دام کشور

اصلاح نژاد یکی از روشها و تکنیکهایی است که امروزه به عنوان یک ابزار قوی و مطمئن جهت رفع یا حذف عوامل نا مطلوب درموجودات زنده به کار گرفته می شود تا زمینه و بستر مناسب بهره وری و افزایش قابلیت ها فراهم گردد.

مرکز اصلاح نژاد دام کشور در این راستا در 20 سال گذشته همواره زمينه مناسبی برای استفاده از روشهای جديد اصلاح نژاد فراهم کرده تا بتواند در بهبود ظرفيت توليد و ماندگاری مطلوب جامعه دامی انجام وظيفه نمايد. اين مرکز با جمع آوری و ذخيره سازی اطلاعات صفات مختلف توليد، تيپ و توليد مثل از سطح کشور در رايانه مرکزی خود، بانک اطلاعاتی دامهای کشور را اعم از گاوهای اصيل (هلشتاين، براون سوئيس، جرسی، سمينتال، مونبيليارد) بومی، آميخته ، گاوميش، گوسفند وبز، شتر و اسب ايجاد کرده است. اطلاعات ذخيره شده پس از تجزيه و تحليل آماری به صورت گزارشهای کاربردی جهت استفاده هر جه بهتر به دامدار داده می شود.بسياری از دانشجويان تحصيلات تکميلی از اين داده ها برای گذراندن پايان نامه و انجام طرحهای تحقيقاتی استفاده می نمايند. همچنين برای حفظ ذخاير ژنتيکی دامهای بومی کشور از خطر نابودی به ايجاد بانک ژن مبادرت کرده تا آنها را برای نسلهای آينده نگهداری کند.در صفحه های مختلف اين سايت می توانيد در رابطه با فعاليتهای مرکز اصلاح نژاد دام اطلاعات مورد نياز خود را جستجو نمائيد.

http://www.abc.org.ir/Prs/home.aspx

 

پس تا آن زمان همه يكديگر را قبول كنيم و دوست بداريم .

چگونگی وفات چهار خلیفه

چگونگی وفات چهار خلیفه

  1. ابوبکر بر اثر بیماری درگذشت .
  2. عمر توسط ابو لوء لوء در مسجد مضروب و سپس وفات یافت .
  3. عثمان توسط مردم در خانه اش کشته شد .
  4. علی (ع) توسط ابن ملجم در مسجد مضروب و سپس وفات یافت .

جستجو در صفحات فارسی گوگل

*

دفعه

تهراني

1,740,000

اصفهاني

881,000

كاشاني

708,000

كاشي

556,000

قزويني

321,000

تهروني

109,000

آراني

38,400

بيدگلي

18,500

آران و بيدگلي

946

شهرام ناظری

 شهرام ناظری نشان لژیون دونور را بزرگترین هدیه ای توصیف می کند که ظرف سه دهه اخیر دریافت کرده است و می افزاید: "ارج کارهایی را که در راه معرفی مولانا انجام دادم گرفتم و خیلی از این بابت خوشحالم."


    
بزرگترین نشان فرهنگی فرانسه به نام لژیون دونور به شهرام ناظری، خواننده موسیقی سنتی ایران اهدا شد.


    
به گزارش بي بي سي، این نشان طی مراسمی در ساعت هشت شنبه شب (به وقت فرانسه) 28 سپتامبر (هفتم مهر) در تئاتر شهر پاریس (Theatre de la Ville) به شهرام ناظری اعطا شد.


    
    
نشان لژیون دونور سه درجه دارد که آقای ناظری بالاترین درجه آن، شوالیه لژیون دونور را دریافت می کند.


    
    
تاکنون از ایران:

1.       رضا دقتی                           (عکاس)

2.       شیرین عبادی                     (برنده جایزه صلح نوبل)

3.      محمود حسابی                    (بنیانگذار فیزیک و مهندسی نوین در ایران)

4.   عباس کیارستمی                  (کارگردان سینما)

5.      پری صابری                         (کارگردان تئاتر)

6.      جلال ستاری                       (اسطوره شناس)

7.      محمدعلی سپانلو                (شاعر)


    
    
شهرام ناظری نخستین خواننده از ایران و همچنین نخستین کرد است که نشان لژیون دونور دریافت می کند.


    
    
تصمیم اهدای این نشان به شهرام ناظری یک سال پیش گرفته شد ولی به دلایل گوناگون مراسم اهدای آن به تعویق افتاد.
    
    
وی به مناسبت دریافت نشان لژیون دونور کنسرتی نیز در پاریس اجرا کرد.


    
    
شهرام ناظری درباره دلیل اهدای نشان لژیون دونور به وی در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت: "این نشان شوالیه را به هنرمندانی اهدا می کنند که قدمهای نویی در راه هنر برداشته و در راه فرهنگ، حرکت و جهشی به وجود آورده باشند، علت اینکه من را برای این نشان انتخاب کردند این بوده که توانستم در طیف فرهنگی غربیها و معرفی فرهنگ شرق به غرب، تأثیرگذار باشم و در عین حال یکی دیگر از علتها معرفی مولانا جلال دین رومی بلخی به غرب و تأثیری بوده که در این راه داشتم".


    
    
اهدای نشان لژیون دونور به شهرام ناظری در سالی صورت می گیرد که از سوی سازمان علمی فرهنگی ملل متحد (یونسکو) به نام مولانا جلال الدین رومی، شاعر و عارف بزرگ پارسی گوی نامگذاری شده است.


    
    
شهرام ناظری نشان لژیون دونور را بزرگترین هدیه ای توصیف می کند که ظرف سه دهه اخیر دریافت کرده است و می افزاید: "ارج کارهایی را که در راه معرفی مولانا انجام دادم گرفتم و خیلی از این بابت خیلی خوشحالم."


    
    
او می گوید: "زمانی که اشعار مولانا را با موسیقی اصیل اجرا کردم، هیچیک از خوانندگان این اشعار را مناسب موسیقی ایرانی نمی دانستند، حتی استاد بنان سعی کردند من را متقاعد کنند تا که با اشعار سعدی و حافظ آواز بخونم.


    
    
به گفته شهرام ناظری، اشعار مولوی به همراه خودش الحان باستانی و ریتمهای از یاد رفته را به موسیقی اصیل ایرانی برگرداند.



http://www.ksabz.net/paper.asp?AID=17844

نظارت در قانون اساسی

نظارت برحسن اجراي سياستهاي كلي نظام

رهبر

نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري

شوراي نگهبان

نظارت بر انتخابات رياست جمهوري

شوراي نگهبان

نظارت بر انتخابات مجلس شوراي اسلامي

شوراي نگهبان

نظارت بر انتخابات مراجعه به آراء عمومي و همه پرسي

شوراي نگهبان

نظارت بر كار وزيران

رئيس جمهور

نظارت بر حسن اجراي قوانين

قوه ي قضائيه

نظارت بر اجراي صحيح قوانين در محاكم

ديوان عالي كشور

نظارت برحسن جريان امورو اجراي صحيح قوانين

سازمان بازرسي كل كشور

نظارت بر سازمان صدا و سيما

شورايي مركب از نمايندگان رئيس جمهور و رئيس قوه ي قضائيه و مجلس شوراي اسلامي

نظارت بر عدم تجاوز هزينه از اعتبار مصوب و مصرف هر وجهي در محل خود

ديوان محاسبات

نظارت بر اجراي هماهنگ برنامه هاي عمراني و رفاهي

شوراي عالي استان

نظارت بر اداره ي امور روستا

شوراي روستا

نظارت بر اداره ي امور بخش

شوراي بخش

نظارت بر اداره ي امور شهر

شوراي شهر

نظارت بر اداره ي امور شهرستان

شوراي شهرستان

نظارت بر اداره ي امور استان

شوراي استان

کارجویان در خیابانها

در زاهدان میدیدم که اگر یک خودرو در یکی از میادینی که کارگرها گرد می آیند می ایستاد بلافاصله کارگرها خودرو را محاصره میکردند و اگر سواری بود و دربهایش باز بود درب را باز و سوار میشدند و اگر وانت بود میرفتند در قسمت بار و پیاده شدنشان خیلی با زحمت همراه بود .

ولی دیروز در قم برایم جالب بود که داشتم پیاده روی میکردم به یک چهار راه رسیدم و یک دفعه چهارپنج کارگر شریف به سمتم هجوم آوردند و شروع کردند به خواهش و التماس که ما را ببر و ... و تا قسم نخوردم که به خدا من برای بردن کارگر نیامده ام و دارم ورزش میکنم رهایم نکردند و حتی حواسم پرت شد و نزدیک بود تصادف نمایم .

چه خوب بود که شهرداریها مکانی را برای تجمع کارجویان اختصاص میدادند و نظم و ترتیبی بود و کرامت و ارزش والای انسان خدشه دار نمی گردید و یا شرکتهایی تاسیس میشد و بازار کار را مدیریت میکرد و میشد کارگر دارای مهارت و یا کارگر ساده را با تلفن استخدام نمود .  

آغاز فعاليت رسمي انجمن فعالان توسعه ي گردشگري شهر نوش آباد مبارك باد

آغاز فعاليت رسمي انجمن فعالان توسعه ي گردشگري شهر نوش آباد مبارك باد

پس از طی ۴ ماه مسیر اداری پر فراز و نشیب نهایتا در تاریخ ۱۰/۷/۸۶ انجمن فعالان توسعه گردشگری شهر نوش آباد با شماره ۴۸ در سازمان ثبت و اسناد کشوربا هدف فعالیت در راستای توسعه امور تاریخی؛مذهبی؛فرهنگی؛گردشگری ؛ عمران و آبادانی شهر نوش آباد در سازمان ثبت اسناد و املاک کشور به ثبت نهایی رسید .

این نوع انجمن های مردم نهاد غیر دولتی (NGO) پس از طی مراحل قانونی از وزارت کشور و ثبت اسناد مجوز فعالیت دریافت می کنند.

فعالیت غیر رسمی این تشکل در تیرماه سال ۸۶ شروع و امروز به عنوان آغازین روز فعالیت رسمی این انجمن اعلام میشود که تا کنون جلسات غیر رسمی بیش از ۱۰جلسه و جلسه رسمی در همین ماه مبارک ان شا الله تشکیل خواهد شد.

اعضاء هیئت موسس انجمن به شرح ذیل می باشند:

۱.آقای حسن ابوالقاسمی به سمت رئیس هیئت موسس و با مدرک لیسانس و مدرس و مترجم زبان خارجه و شاغل در اداره آموزش و پرورش شهرستان کاشان و ساکن نوش آباد.

۲.آقای امیر حسین نجاریان به عنوان نائب رئیس هیئت موسس و دارای مدرک لیسانس و ساکن نوش آباد

۳.آقای محمد انتخابی به سمت خزانه دار .

۴.آقای علی اصغر طاهرزاده به سمت عضو اصلی دارای مدرک لیسانس و مترجم و مدرس زبان خارجه  شاغل در اداره آموزش و پرورش شهرستان کاشان و ساکن نوش آباد.

۵. حسین میرزاجانی نوش آبادی  به سمت مدیر عامل .

۶.آقای رحمت الله (محمود)نیکی به سمت بازرس اصلی؛ آزاده و جانباز دوران جنگ تحمیلی و مسلط به ۴ زبان زنده دنیا

۷.ماشاالله سیاه خانی به عنوان عضو و بازرس ؛شاغل در شهرداری کاشان و از فعالان در زمینه تورسیتی و گردشگری در سازمان خدمات رفاهی و تفریحی شهرداری کاشان می باشد.

و آقایان :محمد تقی مطهری فر ؛ناصر چاووشی و حاج حسین عباس زاده از اعضا هیئت مدیره می باشند.

 http://noushabadcity.persianblog.ir/

جدول وزن و قد به تفكيك دختر و پسر تا 8 سالگي آمده است  بر طبق استاندارد مك لارن

سن

قد پسران cm

قد دختران cm

وزن پسران kg

وزن دختران kg

نوزاد

5/50

50

3/3

2/3

1 ماهگي

55

54

3/4

4

3 ماهگي

61

60

6

5/5

6 ماهگي

68

66

8

7

9 ماهگي

72

70

9

5/8

12 ماهگي

76

74

10

5/9

18 ماهگي

82

81

5/11

5/10

24 ماهگي

88

87

5/12

12

30 ماهگي

92

91

5/13

13

3 ساله

96

95

5/14

14

5/3 ساله

99

98

16

5/15

4 ساله

103

102

5/16

16

5/4 ساله

107

105

5/17

17

5 ساله

110

108

5/18

5/17

5/5 ساله

113

112

5/19

5/18

6 ساله

116

115

5/20

5/19

7 ساله

122

121

23

22

5/7 ساله

124

124

24

23

8 ساله

127

126

25

25

http://shokoofeha.org/MATALEBE%20ELMI.htm

رئیس جمهور سابق گفت:

رئیس جمهور سابق شب گذشته در جوار حرم مطهر امام راحل (ره) با هشدار نسبت به كج‌فهمي در دين گفت:

  • دين يك شمشير دو لبه است.
  •  اگر درست فهميده شود آگاهي، اميد، شادابي، امنيت معنوي و مادي مي‌دهد.
  •  اما اگر بد فهميده شود بدترين بردگي را براي انسان مي‌آ‌ورد و سبب دلزدگي از دين مي شود.
  • نظام‌هاي سكولار از متن نظام‌ها و جوامعي كه به ظاهر خيلي دين دار بودند درآمدند.
  •  دين اگر درست فهميده شود، صفا و همدلي و همكاري و حسن ظن دارد و اگر بد فهميده شود ريا و نفاق و دروغ .
  •  دروغ، تهمت و تخريب بد است، مصيبت مضاعف اين كه اينها به نام دين انجام ‌گيرد.
  • دين اگر بد فهميده شود، بدترين بد اخلاقي‌ها به نام دين در جامعه مي‌شود و اگر درست فهميده شود باعث رشد تفكر و تكامل و آزادي و اعتلاي جان انسان مي‌شود.
  •  و اگر بد فهميده شود سبب نشر خرافه‌پرستي و دروغ و دغل در جامعه مي شود

زندگینامه ی  شادروان مهندس نصرت الله اربابی ( موفق )

 
 زندگینامه ی  شادروان مهندس نصرت الله اربابی بیدگلی ( موفق )
 

سال

شرح زندگي

1299

تولد در بیدگل - محله ی سلمقان

1309

شروع تحصيل در دبستان هدايت آران

1314

ادامه تحصيل در كاشان

1316

اولين سفر به تهران باتفاق مادر و برادرش شادروان آقا يدالله اربابي - آغاز سرودن شعر

1317

تشرف به فقر

1320

اخذ مدرك ديپلم در كاشان و آغاز تحصيل در دانشكده ي كشاورزي كرج

1321

اولين سفر به گناباد

1324

اخذ مدرك ليسانس مهندسی کشاورزی - اولين سفر به قمصر

1325

شغل آزاد در زمينه ي رشته ي تحصيلي در عباس آباد كرج

1327

استخدام در وزارت فرهنگ و مديريت آموزشگاه هاي روستايي ورامين و بعد ماموريت به بانك عمران و سرپرستي دهات تقسيم شده ي ورامين و انتقال به بنگاه عمران ( مامازن- باغ خواص )

1330

ساختن درب آهني براي آرامگاه سلطانعلي در بيدخت باتفاق برادرش شادروان آقا يدالله اربابي

1331

ازدواج با بانواربابی

1331

سرپرستي سرپرستان 12 ده از سوي بانك عمران

1332

خاتمه ماموريت و بازگشت به وزارت فرهنگ

1334

درگذشت شادروان آقا يدالله اربابي

1334

كارشناس عمران در كاشان

1337

رياست عمران كردستان - عزيمت به سنندج

1338

درگذشت مادر - سفر به سيستان و بلوچستان

1339

رياست عمران آذربايجان شرقي

1341

انتقال به وزارت كشور - فرماندار مرند - سفر به آستارا

1344

فرماندار اردبيل - درگذشت برادرش شادروان آقاحسين اربابي

1345

درگذشت پدر همسر - شادروان میرزا احمد اربابی قمصری

1346

انتقال به اروميه - معاون استاندار - فرماندار اروميه

1349

ملاقات با شهريار در تبريزو اروميه

1351

انتقال به تهران - رياست هيئت نظارت

1352

ماموريت به همدان - سنندج - اروميه

1353

سفر به كرمان

1354

انتقال به گيلان - معاون استاندار

1355

زيارت كربلا و نجف

1356

بازنشستگي - سفر به اروپا

1359

درگذشت برادرش شادروان آقا عيسي اربابي

1360

انتقال جنازه ي شادروان يدالله اربابي از حسن آباد تهران به آرامگاه خانوادگي در سلمقان بيدگل

1367

درگذشت خواهر

1368

درگذشت برادرش شادروان آقا ولي اربابي

1375

درگذشت برادرش شادروان آقا احمد اربابي

1378

وفات در تهران و آرامش يافتن در آرامگاه خانوادگي

مطلب ذیل به قلم آقاي حيدر عنايتي در نشريه شماره 12 خبركوير( شهرداري وشوراي اسلامي شهرآران وبيدگل ) چاپ شده است . نشريه مذكور درحال حاضر بانام مطالبه منتشر مي شود.

... كه كوي مولد اوسلمقان بيدگل است

       وقتي دريكي ازروزهاي آبان 84 تصميم گرفتيم به اتفاق آقاي مجيد فرزاد مهر سردبير وعكاس نشريه كوير براي عكس برداري راهي كوچه پس كوچه هاي قديم بيدگل شويم من نقاط متعددي رادر نظر داشتم وشايد دلم مي خواست فرصتي داشته باشم كه براي هركوچه اي گزارشي بنويسم. حقيقش رابخواهيد من نمي توانم ازاين ديوارهاي خشت وگلي دل بكنم . اين دالان ها اين ضربي ها اين ساباط ها اين گنبدها اين بادگيرها واين بافت نجيب ووارسته كه روبه فرسودگي وويراني است چيزي نيست كه بتواند از خاطره آدمي مثل من محو شود . بازار سلمقان يكي از اين مكانهاست كه هنوز پابرجاست ولي ازرنگ و رونق گذشته آن خبري نيست . من هميشه ميان بازار سلمقان در بيدگل وبازار لامع در محل بازار آران يك ارتباط مي ديده ام. دليلش هم اين است كه در زمان قديم بچه هايي كه در مكتب خانه ماشالله مهيمني دوسه سال اول رادرس مي خوانده اند دوسه سال آخردوره دبستان رادر دبستان شيخ الاسلام در محله دربند وبازار آران پشت سر مي گذاشته اند.

         مكتب خانه مرحوم مهيمني در ميان بازار سلمقان جاي دارد وهنوز بدون تغييروتحول چنداني سرپا مانده است ودر مالكيت زن وشوهر جواني قرار دارد.در آن روز پاييزي 84 وقتي باآقاي فرزاد مهر از صاحب خانه اجازه گرفتيم واز پله هاي بالاخانه راهي پشت بام شديم بوي چندين نسل اززندگي درميان راه پله ها به مشام مي رسيد.آجر بود وگل وساروج ونقشي از هزاران خاطره . در بالاي بام ودركنار گنبدهاي كاهگلي بازار سلمقان طارمي ها ي مسجد، مدرسه ،گنبد زيبا وخوش نقش آب انبار مدرسه ،خانه قديمي ارباب ها حسينيه سلمقان كوچه معنيه كوچه روحاني كوچه شاطريان ودهها كوچه وصدها خانه ديگر مشاهده مي شد وبعد افق آبي شهر بود وبعد صحاري دولاب ومجد آباد وحامد آباد بابرج ها وقلعه هايش ونسيم خوش دشت هاي اطراف.

    محله سلمقان يكي از محله هاي قديم بيدگل است ويكي از همان 12 محله اصلي شهر. زيارت هفت امامزاده وبه قول قديمي ها زيارت شاهزاده محمد كه امروز تخريب وبه همت حاج محمد زاهدي در حال باز سازي است در شمال شرقي اين محل واقع شده است . مطابق باسندهاي تاريخي هفت تن از فرزندان امام موسي كاظم(ع) در اين بقعه متبركه به خاك سپرده شده اند.واخيرا خيابان واصف (شاعر متوفي دردهه 30 شمسي ) باتخريب تعدادي از خانه هاي مركزي اين محل وباعبور از محله هاي حاج عبدالصمد ، توي ده وباغ علوي به سمت ميدان امام خميني امتداديافته است . خدارحمت كند مرحوم مهندس نصرت الله اربابي را. هم مرد درس خوانده اي بود هم انسان فهيم و وزين وبي آزاري وهم شاعر توانمندي . اوبچه همين محل بود كه به رغم مهاجرت به تهران در سال 1320 وساليان سال زندگي دور از بيدگل  باز هم وصيت كرد كه بعداز مرگش درزيارت هفت امامزاده دفن گردد. اودر شعر بسيار محكمي كه در سال 1317 در وصف شرايط فرهنگي واجتماعي بيدگل سروده است از مرحوم وصاف ، واصف ، بزمي واز صباحي بيدگلي ياد مي كند ودر بيت آخر چنين مي گويد:

شده آگه از اين سيل فتنه اربابي                كه كوي مولد اوسلمقان بيدگل است

محله سلمقان برخلاف ساير محله هاي قديمي بيدگل هنوز باكمبود سكنه مواجه نيست وبه رغم مهاجرت خانواده هاي بزرگ واصيل به ساير شهر هاي ايران ونيز كشور هاي خارج هنوز روح وروان پر تپشي در كوچه ها وپس كوچه هايش جريان دارد . كتابخانه دارالارشاد در جوار مسجد صاحب اازمان در اين محل يك نقطه پرتكاپوي فرهنگي محسوب مي شود . از كارهاي خوب مردم اين محل اين بود كه پس از تخريب حسينيه قديمي ، باباز سازي مجدد بافت سنتي راحفظ كردند. زندگي عمده مردم در قديم از طريق كشاورزي وقاليبافي اداره مي شده است وتحصيل كردگان بيشماري از ميان خانواده هاي قانع وصبور آن برخاسته اند. تحصيل كردگاني كه در زمان جنگ تحميلي به درجه رفيع شهادت رسيده اند . يادشان گرامي باد.

 

 http://amoozadehbidgoli.blogfa.com/

 

ظهور خرافه‌پرستي و موهومات در جامعه

رييس دفتر بازرسي مقام معظم رهبري ( علی اکبر ناطق نوری) نسبت به ظهور خرافه‌پرستي و موهومات در جامعه هشدار داد و گفت:

·         عده‌اي به نام دين، ولايت، قرآن و امام زمان(عج)براي خودشان دكان باز كرده‌اند و خرافات را گسترش مي‌دهند.

·         .اسلام معتقد است هرچه سطح علم مردم بالاتر برود فهم و درك‌شان به اسلام بالاتر مي‌رود.

·     اسلام درباره‌ علم تعابيري دارد كه هيچ مكتب و مسلك و ايدئولوژي در دنيا به اندازه‌ آن درباره‌ فراگيري دانش و علم تشويق نكرده است.

·     علمي كه اسلام مي‌گويد دنبالش برويد تنها علم احكام، واجبات و محرمات نيست؛ اگر بگوييم تمام احاديثي كه درباره‌ علم بوده همه‌ مربوط به احكام و حلال و حرام است اين ديگر فضيلت محسوب نمي‌شود.

·         همه علومي كه مي‌توانند به سود دنيوي و اخروي بشر باشند مورد تاييد اسلام هستند.

·         هرچه سطح معلومات جامعه بالا برود حقايق اسلام بيشتر فهميده مي‌شود و اسلام دين دعوت به تفكر و تعقل و انديشيدن است.

·     انقلاب اسلامي باكي از فهميده شدن مردم ندارند؛ چراكه مردم هرچه بيشتر بفهمند ايمان‌شان به انقلاب اسلامي بيشتر مي‌شود.

·     متاسفانه اخيرا برخي به نام دين اسلام، اهل بيت (ع) و عشق به امام زمان (عج) و معنويت و مسائل متافيزيكي از احساسات مردم به ويژه زنان سوءاستفاده مي‌كنند. اين مسائل هيچ يك مربوط به اسلام نيست و از اين رو از صدا و سيما نيز مي‌خواهم كه اين مباحث را براي آگاه‌سازي مردم در اختيارشان بگذارند. عده‌اي از مردم به ويژه بانوان گرفتار يك مشت شياد بي‌دين هواپرست شده‌اند كه براي خود دكان باز كرده‌اند و به نام دين و ولايت و قرآن سوءاستفاده مي‌كنند.

·     بيگانه‌ها اين مسائل را دنبال مي‌كنند" پشت اين خرافه‌پرستي‌ها مسائل عجيب و غريبي وجود دارد كه نمي‌شود به آن‌ها اشاره كرد.

·     اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام به هشدارهاي مقام معظم رهبري در اين خصوص نيز اشاره كرد و گفت: مسلمان بايد زيرك باشد و بفهمد كه كساني كه خرافات را رواج مي‌دهند عده‌اي رواني هستند.

وي به چند پرونده درباره سوءاستفاده‌هاي افراد سودجو از احساسات مردم اشاره كرد و گفت:

·      در يكي از اين پرونده‌ها فردي مي‌گفت: از امام زمان(عج) تسبيح گرفته و با آن استخاره مي‌كند و وقتي كه مي‌خواستند دستگيرش كنند، مريدانش با قمه و قداره قصد دفاع از او را داشتند وقتي كه قرآن را مقابلش گذاشتيم نتوانست از رو قرآن را بخواند.

·     در پرونده‌ ديگر نيز شخصي كه خود را سيد عنوان كرده بود يك عده عوام را چهل روز به كوهي برده و در آن‌جا اعلام كرده بود كه حاجت‌تان را از امام زمان (عج) خواهيد گرفت.

ایسنا

مهتاب فهمیده است که :

·    فهمیده ام که بزرگترین چالش زندگی این است که تصمیم بگیری مهم ترین چیز در زندگی کدام است و سپس سایر چیز ها را فراموش کنی.

·        فهمیده ام که ساده ترین کارها نیز می تواند با معنی باشد اگر آن را با روحیه و نیت درست به انجام برسانی.

  • فهمیده ام که بدترین رنج ها، مشاهده رنج دیگران است.
  • فهمیده ام که اگر به دنبال خوش بختی باشی، خوش بختی از دست تو فرار می کند. اما اگر به دنبال خانواده، بر آوردن نیازهای دیگران، کار خودت، ملاقات افراد جدید و خوب بودن باشی، خوش بختی به سراغ تو خواهد آمد.    
  • فهمیده ام که آدم ها به آن اندازه خوش بخت می شوند که اراده کرده باشند.
  • فهمیده ام که لذت بردن از موفقیت ایرادی ندارد ولی نباید آن را در بست باور کرد.
  • فهمیده ام که تجربه کردن شگفتی زندگی در چشمان یک کودک، لذت بخش ترین حس زندگی است.
  • فهمیده ام که زندگی یک مرد دارای چهار دوران است: زمانی که به بابانوئل اعتقاد دارد، زمانی که به بابانوئل اعتقاد ندارد، زمانی که نقش بابانوئل را بازی می کند و زمانی که قیافه اش مثل بابانوئل می شود.

 

  • فهمیده ام که فراموش کردن خطا و به خاطر سپردن لطف دیگران هر دو به یک اندازه مهم هستند.
  • فهمیده ام که وقتی از افرادی که دوستشان دارید جدا می شوید، بهتر است آخرین کلماتتان محبت آمیز باشد چرا که ممکن است این آخرین باری باشد که آن ها را می بینید.
  • فهمیده ام که درک راه درست به مراتب نیاز به خلاقیت بیشتری دارد تا تشخیص راه نادرست.
  • فهمیده ام که جایگاه و موقعیت را می توان خرید ولی احترام را باید کسب کرد.

·        فهمیده ام که اکثر مردم در برابر تغییر مقاومت می کنند و این در حالی است که تنها راه پیشرفت، تغییر است.

 http://zpzpzp.blogfa.com/8606.aspx

محاکمه ی عایشه توسط معاویه

معاويه – تو از طرف من مورد محاكمه قرار ميگيري و مكلف هستي كه پاسخ هر سوال را به درستي بدهي .آيا تو مرا ميشناسي ؟

 

عايشه – من تو را خوب ميشناسم .

 

 معاويه – براي چه عليه من توطئه كردي ؟

 

عايشه – چون مانع اجراي نقشه هاي من هستي.

 

معاويه – خيلي شجاعي!

 

عايشه – خودت گفتي راست بگويم .

 

معاويه – براي چه قبل از قتل عثمان از مدينه خارج شدي؟

 

عايشه – موقع حج اكبر بود براي زيارت خانه ي خدا رفتم .

 

معاويه – تو مردم را تحريك به قتل عثمان كردي. چرا نماندي موفقيت خود را ببيني؟

 

عايشه – قتل يك پير مرد 82 ساله نه تماشائيست ونه يك موفقيت .

 

معاويه – تو از مدينه رفتي كه مبادا وبال كارهاي تو دامانت را بگيرد . چه موقع از قتل مطمئن شدي ؟

 

عايشه – در راه بازگشت به مدينه در دو منزلي مدينه و اندوهگين شدم چون نقشه ي مرا بر هم زد .

 

معاويه – نقشه ات چه بود ؟

 

عايشه – من خواهان قدرت بودم  تا بتوانم بيرق اسلام را در سراسر دنيا به اهتزاز درآورم  و تمام اقوام جهان را مسلمان كنم و زمين بر اثر توسعه ي دين اسلام كه متضمن تامين سعادت مردم ميباشد مبدل به بهشت گردد .

 

معاويه – لابد تو ميخواستي تاج بر سر بگذاري و ملكه ي دنيا بشوي ؟

 

عايشه – هنگاميكه شوهرم رسول الله حيات داشت معتقد بود كه در جهان ميبايد فقط يك دين وجود داشته باشد آنهم دين اسلام . اما نه براي اينكه وي به عنوان پيغمبر بر سراسر جهان حكومت كند بلكه براي اينكه تمام معضلات اقتصادي نوع بشر در سايه ي اسلام حل شود و جهانيان ديگر براي معاش در مضيقه نباشند و همچنين در دنيا صلح دائمي برقرار گردد و هرگز جنگ به وجود نيايد . من نيز بعد از رحلت شوهرم قدرت را براي همين مقاصد مي خواستم و چون من يك زن هستم و نمي توانم خليفه شوم ، عزم داشتم خليفه اي انتخاب نمايم كه مطيع اراده ي من باشد و دستورهاي مرا براي توسعه ي دين اسلام به موقع اجرا بگذارد .

 از کتاب استاد منصوری

تلخیص - ستاری

 

 

تسهیلات انتقال

جزئيات كامل تسهيلات دولت براي انتقال كارمندان به شهر‌هاي كوچك

 

 

دبيرخانه شوراي اطلاع رساني دولت جزئيات كامل تسهيلات دولت براي شاغلين متقاضي انتقال از كلانشهر‌ها به ساير شهر‌هاي كشور را منتشر كرد .

متن كامل اين مصوبه كه دوازدهم شهريور ماه ابلاغ شده به شرح زير است :

هيات وزيران در جلسه مورخ 29/5/86 بنا به پيشنهاد مشترك وزارت مسكن و شهرسازي و معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور و به استناد اصل يكصد و سي و هشتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و در جهت تشويق و كمك به كاركنان رسمي و پيماني و قراردادي كه علاقمند به انتقال محل اشتغال خود از شهر تهران و بقيه كلانشهر ها به ساير نقاط كشور باشند ، آيين نامه ايجاد تسهيلات جهت شاغلين دولتي متقاضي انتقال از تهران و كلانشهرها به ساير شهر‌هاي كشور را به شرح زير تصويب نمود :

آيين نامه ايجاد تسهيلات جهت شاغلين دولتي متقاضي انتقال از تهران و كلانشهر ها به ساير شهر‌هاي كشور

ماده 1- حمايت‌ها و تسهيلات موضوع اين آيين نامه شامل تمامي كاركنان رسمي ،‌پيماني و قراردادي و ساير عناوين مشابه شاغل در وزارتخانه ها ،‌موسسات و شركت هاي دولتي ، بانك‌ها ،‌موسسات بيمه و ساير دستگاه‌هاي مشمول ماده (160) قانون برنامه چهارم توسعه و پرسنل شاغل در نيرو هاي مسلح با اذن فرمانده معظم كل قوا و برابر آيين نامه مصوب كه تمايل به تغيير محل اشتغال خود از كلانشهر ها ( تهران ـ مشهد ـ تبريز ـ اصفهان ـ كرج ـ شيراز ـ قم ـ اهواز ) به ساير نقاط كشور را داشته باشند ، مي باشد .

تبصره – انتقال كاركنان به شهر‌هاي استان تهران و نيز فاصله (50) كيلومتري ساير كلانشهر‌ها در قالب اين آيين نامه ممنوع است.

ماده 2- متقاضيان استفاده از مزاياي اين آيين نامه بايد حائز شرايط زير باشند :

1-       قبل از پايان سال 1385 در كلانشهر‌ها مشغول به خدمت بوده باشند.

2-       تاريخ انتقال آنان از كلانشهر‌ها از ابتداي 1386 به بعد باشد .

3-       حداقل پنج (5) سال از عمر خدمتي كاركنان رسمي و پيماني و حداقل پانزده (15) سال از عمر خدمتي كاركنان قراردادي باقي مانده باشد .

تبصره – اولويت واگذاري امتيازات اين آيين نامه با ايثارگران و فرهنگيان است .

ماده 3- متقاضيان واجد شرايط مشمول اين آيين نامه از تسهيلات و امكانات زير بهره مند مي گردند .

1-       واگذاري زمين به قيمت تمام شده در نقاطي كه دولت زمين داشته باشد و اعطاي تسهيلات بانكي از محل تسهيلات بخش مسكن جهت احداث واحد مسكوني به ميزان مندرج در جدول موضوع اين ماده .

تبصره – واگذاري زمين در قالب اين آيين نامه مشمول مقررات ممنوعيت واگذاري كساني كه قبلاً از زمين و مسكن دولتي استفاده كرده باشند ، نمي باشد .

2-       كمك سود متعلق به تسهيلات بانكي به ميزان مندرج در جدول موضوع اين ماده به صورت نقدي و بلافاصله پس از اعطاي تسهيلات به متقاضيان پرداخت مي گردد .

مقصد انتقال كارمند

قدرالسهم زمين واگذاري به هر كارمند ( متر مربع)

تسهيلات پرداخت جهت احداث مسكن ( ميليون ريال)

كمك سود قابل پرداخت به هر كارمند ( ميليون ريال )

شهر‌هاي خارج از حريم استان تهران تا فاصله 150 كيلومتر از حريم و ساير كلانشهر‌ها تا فاصله 50 كيلومتر از حريم كلانشهر‌ها

120

120

40

شهر‌هاي با جمعيت (200) هزار نفر و بيشتر

150

130

50

ساير شهر‌ها

180

140

55

تبصره 1- چنانچه همسر كارمند نيز حائز شرايط انتقال در چارچوب اين آيين نامه باشد ، امتيازات جدول فوق به ميزان سي درصد (30%) افزايش مي يابد .

تبصره 2- واگذاري زمين و تسهيلات به متقاضي سرپرست خانوار صورت مي پذيرد .

3-       هزينه انشعابات آب ، برق ،‌ گاز ، فاضلاب و تلفن واحد مسكوني احداثي در شهر مقصد كارمند منتقل شده از ابتدا به صورت اقساط پنج ساله و بدون احتساب سود و كارمزد محاسبه و دريافت خواهد شد .

4-       چنانچه فرزندان كاركنان مشمول اين آيين نامه در هر يك از دانشگاة ها و مراكز آموزش عالي اعم از سراسري ، آزاد ، غير انتفاعي ،‌پيام نور و مانند آن مشغول به تحصيل باشند در صورت تمايل متقاضي به دانشگاه شهر مقصد انتقال كارمند و يا نزديكترين شهر به آن نقطه ـ به جز شهر هاي استان تهران ـ كه رشته ياد شده را دارا باشند ، منتقل خواهند شد .

تبصره -  قابليت انتقال دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي به دانشگاه هاي سراسري و بالعكس در اجراي اين ماده امكان پذير ست .

5-       به هر يك از كاركنان كه در قالب اين آيين نامه از كلانشهر‌ها منتقل گردند ،يك گروه تشويقي علاوه بر گروه‌هاي تشويقي تبصره‌هاي (4) و (7) ماده (3) قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت ـ مصوب 1370 ـ اعطا مي گردد .

تبصره – در صورت انتقال كارمند و همسر وي ، يك گروه تشويقي به هر يك از آنان متعلق مي گيرد .

6-       يكي از اعضاي درجه اول خانواده كارمند مشمول اين آيين نامه ، به جهت ايجاد اشتغال پايدار در مكان جديد از تسهيلات مربوط به كارگاه هاي زود بازده ، با اولويت بهره مند خواهد شد .

7-       به هريك از كاركنان مشمول اين آيين نامه از تاريخ صدور حكم انتقال يك ماه مرخصي تشويقي اعطا مي گردد .

ماده 4- كليه دستگاه هايي كه كاركنان آنها مشمول استفاده از مزاياي اين آيين نامه هستند موظفند در راستاي اجراي بهينه اين آيين نامه اقدامات زير را به عمل آورند :

1-       بلافاصله پس از دريافت درخواست انتقال كارمند واجد شرايط از كلانشهر‌ها به ساير نقاط كشور ،درخواست وي را قبول نموده و حق ممانعت از انتقال متقاضي را نخواهد داشت وهمزمان با انتقال ، دستگاه مربوط ، يارانه موضوع اين آيين‌نامه را از محل اعتبارات خود پرداخت و سپس مراتب را جهت درج در لايحه بودجه ،به وزارت مسكن و شهرسازي اعلام نمايند.

تبصره -  در خصوص كاركنان آن دسته از دستگاه‌ها كه واحد متناظر در شهر‌هاي مقصد ندارند، بلافاصله دستگاه محل انتقال متقاضي توسط استاندار تعيين مي شود .

2-       جايگزين نمودن كاركناني كه در چارچوب اين آيين نامه از كلانشهر ها منتقل مي گردند ، توسط دستگاه ذي ربط از خارج واحد به هر شكل ممنوع مي باشد .

3-       اعتبار حقوق ،‌دستمزد و مزاياي فرد منتقل شده از كلانشهر‌ها و پست سازماني مربوط از واحد انتقال دهنده حذف و به واحد انتقال گيرنده اضافه مي شود .

تبصره – حقوق و مزاياي كارمند منتقل شده به صورت كامل و معادل اشتغال در پست سازماني قبل از انتقال به وي پرداخت مي شود و چنانچه به دلايلي امكان انتقال پست سازماني ( نظير پست‌هاي مديريتي و سرپرستي) وجود نداشته باشد ما‌به التفاوت آن در پست جديد به وي پرداخت خواهد شد .

ماده 5- از تاريخ ابلاغ اين آيين نامه هر نوع انتقال و يا ماموريت از ساير شهر‌ها به تهران ممنوع خواهد بود . موارد استثناء به تاييد معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور خواهد رسيد .

ماده 6- چنانچه استفاده كنندگان از تسهيلات اين آيين نامه قبل از بازنشستگي و پايان سي سال خدمت قصد انتقال مجدد به كلانشهر‌ها را داشته باشند ،امتيازات متعلق به آنان در قالب اين آيين نامه با ارزش روز محاسبه و مسترد خواهد شد .

ماده 7- مدت اعتبار اين آيين نامه از تاريخ ابلاغ يك سال شمسي مي باشد .

 

 

آن روز چه گذشت ...

سه نفر از خوارج تصميم گرفتند كه در يك روز ، سه تن را به قتل برسانند :

1.      علي بن ابيطالب خليفه ي چهارم در كوفه. او به مسجد رفت و ابن ملجم  هنگام سجود ضربتي شديد بر فرقش وارد آورد و او نتوانست سر از سجده بردارد ولي ذكر سجده را به اتمام رسانيد و بعد از آن هم ذكر مزبور را تكرار كرد تا اينكه نمازش باطل نشود و جز به خداوند به چيزي توجه نداشته باشد .

2.    معاويه حاكم شام در شام . او به مسجد رفت و ضارب  يك ضربت از عقب با شمشير بر او وارد آورد و خواست ضربت دوم را بزند اما مردم به وي حمله كردند و شمشير را از دستش گرفتند . مردم مجروح را روي دست به خانه بردند و تحت مداوا قرار دادند و چون زخم شمشير شديد نبود معالجه شد .

3.     عمرو عاص در مصر . او مريض بود و به مسجد نرفت .

 با استفاده از ترجمه ی استاد ذبیح الله منصوری

احزاب

نظرات محبیان عضو شوراي سردبيري روزنامه‌ي رسالت در مورد احزاب:

 آيا وابستگي و گرايش رسانه‌ها به احزاب بد است؟  نشريات مي‌توانند بگويند « من وابسته به فلان ارگان هستم»، رسانه‌ها مي‌توانند گرايش جناحي داشته باشند، مگر مي‌شود انساني را بي‌طرف دانست. اگر بگوييم گرايش داشتن بد است، بايد نشريات اصول‌گرا و اصلاح‌طلب را دور بريزيم.

حوزه‌ خبر بايد از حوزه‌ تحليل جدا شود،  اين كه در خبر نبايد گرايش خود را دخالت داد، حرف درستي است؛ اما انسان بي‌گرايش نداريم؛ حتي در گزينش اخبار نيز عامل انساني وجود دارد و اولويت و اهميت يك خبر را افراد تعيين مي‌كنند.

  برداشت برخي در دولت اين است كه حزب لانه‌ي دروغ‌گويان است و عده‌اي مخالف منافع ملي، در يك حزب جمع مي‌شوند.

 كشتن احزاب، آزادكردن غول پوپوليسم است،  اگر احزاب را بكشيم، فشار بر دانشجويان و رسانه‌ها وارد و محيط جامعه پر تنش مي‌شود. احزاب نسبت به توده‌هاي مردم و مطالبات آنها قابل كنترل‌تر هستند. نمي‌توان مردم‌سالاري را مطرح كرد، در حالي كه احزاب در آن مقتول باشند.

نگاه منفي به تحزب باعث شده تا فشار بر دوش مطبوعات و رسانه‌ها بيايد؛ البته اين تنها به دولت باز نمي‌گردد، بلكه نشان‌دهنده‌ي عدم بلوغ احزاب در كشور نيز هست.

افزايش گرماي زمين

ادوارد ماركي يكي ديگر از مقامات ارشد امريكايي در زمينه مقابله با پديده افزايش گرماي زمين در اين باره متذكر شد:

سازمان ملل مي‌گويد كه سياره ی زمين بيمار اورژانسي است در حالي كه دولت بوش مي‌گويد كه دو قرص آسپرين به او بدهيد و وقتي من در مطبم نبودم، با من تماس بگيريد.ایسنا

مصاحبه با ابولوء لوء

 

مصاحبه با ابولوء لوء ( ابولولو )

 

ستاري-  قبلا از اينكه اين فرصت را به من داديد تشكر ميكنم . بفرماييد آيا ايراني بودن شما صحت دارد ؟

 

ابولوء لوء- بله .

 

ستاري-  قبل از تصرف ايران توسط سپاه خليفه دوم شغل شما چي بود؟

 

ابولوء لوء- نجاري ، آهنگري و مسگري .

 

ستاري-  و بعد از تصرف ؟

 

ابولوء لوء- پس از پيروزي سپاه خليفه بر ايرانيها من اسير شدم و در تقسيم اسرا من غلام يك عرب بلند قد چاق آبله رو به نام ( مغيرة بن شعبه ) شدم  كه بعداً حاكم شهرهاي بين دجله و فرات و قسمتي از ايران شد . بعد از اينكه غلام شدم وقت بيكاريم را به دستور او صرف كارهاي صنعتي ميكردم .

 

ستاري - از وضع جديد راضي بودي؟

 

ابولوء لوء-  ابداً. معلومه كه نه .

 

ستاري- بله واقعاً براي استاد كاري مانند شما سخت بوده كه نوكري بكند .

 

ابولوء لوء- حالا نوكري هيچي . من به حساب خدمتكار حاكم ! بودم  نارضايتي من از حاكم منصوب خليفه اين بود كه حقوقي به من نميداد كه هيچ ، ماهي صد درهم نقره از من ميگرفت ! و هر چه اعتراض ميكردم به حرفهايم توجه نميكرد .

 

ستاري- درست است كه شما خليفه ي دوم را به قتل رسانديد ؟

 

ابولوء لوء-  بله .

 

ستاري-  چرا و چگونه ؟

 

ابولوء لوء - حاكم به مدينه رفته بود تا به خليفه گزارش كارهايش را بدهد و من را هم با خود برده بود. در يك فرصتي كه به دست آمد نزد خليفه رفتم و ماجراي ظلم حاكم را براي او شرح دادم .

 

ستاري-  عكس العمل خليفه چه بود ؟

 

ابولوء لوء - خليفه گفت : تمام اوقات يك غلام متعلق به مولاي اوست و اگر مولائي موافقت كند كه غلام او مشغول كار گردد بايد چيزي به مولاي خود بپردازد و غلاماني هستند كه بيش از افراد آزاد كار ميكنند.

 

ستاري - شما چي گفتي ؟

 

ابولوء لوء- گفتم : يك غلام هر قدر كار بكند نميتواند مانند يك مرد آزاد به كار مشغول شود ولي خليفه گفت: شما ارزش كارت بيش از برخي از مردان آزاد است !!

 

ستاري :- جوابت به خليفه چه بود؟

 

ابولوء لوء- از او خواهش كردم به حاكم دستور بدهد از من ماهي ده درهم بگيرد . خليفه گفت : تحقيق بكنم بعد به تو ميگويم .

 

ستاري - خوب . بعد ؟

 

ابولوء لوء - روز بعد از خليفه پرسيدم كه چي شد ؟ گفت: حاكم ميگويد تو يك صنعتگر ماهر هستي و به خصوص در ساختن آسيابهاي بادي مهارت داري لذا كنار گذاشتن ماهي صد درهم براي تو دشوار نيست !

به خليفه گفتم : كه ماهي صد درهم براي آزاد كردن من كافي نيست ؟ خليفه گفت : من نمي توانم مولاي تو را مجبور به اين معامله بكنم !!

من به او گفتم : كه تو از ستم طرفداري ميكني .حداقل به مولايم بگو موافقت كند من ديگر كار صنعتي نكنم و ماهي صد درهم را هم ندهم .

 

ستاري - خليفه چه گفت ؟

 

ابولوء لوء - خليفه گفت : كه حاكم شما را براي كاركردن خريداري كرده است ! من نميتوانم از او بخواهم كه شما را از كاركردن معاف كند . اگر حاكم نمي دانست كه شما صنعتگر ماهري هستي كه شما را نمي خريد .

 من گفتم : كه مرا نخريده و نميدانست كه من چه كاري بلدم بعداً كم كم متوجه شد .

خليفه گفت : به هر حال براي شما از من كاري ساخته نيست . حاضري در مدينه يا مكه يك آسياب بادي بسازي ؟

گفتم : اي خليفه من براي شما  يك آسياب بادي خواهم ساخت كه تا آخرين روز دنيا گندم را آرد كند !؟

 

ستاريحالا جريان حمله ات به خليفه و كشتن او را بگوييد.

 

ابولوء لوء- چند روز بعد به مسجد رفتم و در طرف چپ صف اول ايستادم . خليفه آمد و به نمازگزاران سلام كرد و در جايگاه قرار گرفت و از تمام آنهايي كه در صف اول نشسته بودند و ميتوانست با آنها صحبت كند احوال پرسي كرد و سپس نماز شروع شد . قبل از اينكه خليفه سوره ي فاتحه را تمام كند من از صف خارج شده و به خليفه نزديك شدم و بعد دشنه ام را از زير لباسم بيرون آوردم و محكم بر پشت خليفه زدم و بعد ضربت دوم و خليفه و نمازگزاران  نمازشان را نشكستند چون خليفه بارها سفارش كرده بود كه اگر در موقع نماز ضربت شمشير هم بر شما وارد بيايد نبايد نماز را بشكنيد .

من شش ضربت به او وارد آوردم و او نمازش را نشكست . بعد از ضربت ششم نتوانست به ركوع برود و بر زمين افتاد و خون از بدنش جاري شد و يكي از نمازگزاران مرا و دو دستم را از پشت گرفت و بعد جاي شما خالي ! باران ضربات چاقو و دشنه بود كه بر بدن من ميباريد .

 

ستاري دوستان به جاي ما .آخرش كار خودتان را كرديد . يكبار ديگر از شما تشكر ميكنم از وقتي كه به من داديد . اجازه ميفرماييد اين مصاحبه را در وبلاگم بگذارم تا دوستان من در شهرستان آران و بيدگل آن را بخوانند ؟

 

ابولوء لوء- حتما . سلام من را به مردم شريف آران و بيدگل و كاشان برسانيد .

 

بت عيار

  گـفــتـمــش مـنــتـــظــــرم اي بـــت عـــيـار بــيـا*** تــو مـسـيـحــا نـــفــســي بــــر سـر بـــيــمـار بيا
بـيـش از ايـن نـاز نـكـن سـفره ی دل بـاز نــكـــن
***گــلــه آغــــاز نـــكن بــــــي قــر و اطـــــوار بـــــيا
 صـبــر كــردم بــه فــــراقـــت بــه امـيــد ديــدار
*** صــبرم از حــد گــــذرد ســــبـــز نــــمــكـــدار بـيـا
شـب سـحـر گـشـتـه و چـشـمـم بـه در و بيدارم
*** بـلـكـه خـــوابــم كــنـي اي بــره ی  پـــــروار بـــيــا بـهـره پـول در ايـن مـلـك صـــدي پـنـجـاه است ***اي كـــه خــــر پــولــي و صـــراف و ربـا خـوار بيـا جـيـبـت ار هـســت پـر از اسـكـن پانصد تومني *** هــر چــــه خــــواهـــــي بخـــري جـــانــب بازار بيـا
 گـــر پـريـــشــانـي و بـد بـخـت ، مهيا شده است
*** مـــرده شــــوي و كـــفــن ،اي مـرد گـــرفــتار بـيا وركـه حـق گـوي و نـصـحـيـت گـر و بـاوجداني*** هــمـچـو حلاج كــشـــندت بــــه ســـــر دار بـــيــا
 شـــهــر تـاريـخي كــاشــان بـه خـدا ديدني است
*** هـر طــرف مـنــظـــــره اي هــسـت پــديـــدار بــيــا
 بـهـر ديــدار چـنـيــن شــهــر پـر از خـاطـره ها  
*** گــــر نــــتـرســــي ز كـــك و عـــقرب جـرار بـيـا
فـكـر مــنــزل نــكـن و غـــصـه بـيـهوده مخور
*** مــيـزبـان تــــو شــــود اكـــبــر فـــخــــار بـــيـا
شعر خود عرضه كند شاعر « شيدا » همه روز
***  گـر كـــوپـن داري و هـــســتـيــش خريدار بيا  

ترجيع بند دست و پا كوچولو

  خـواهـم كـه فـــداي خــم ابــروي تـــو گردم*** قــربــان قــــد سـرو و مــــه  روي تـــو گردم
سرگـشتــه ی آن نـرگــس جــادوي تـــو گـردم
  *** آشــفــتـه تــر از ســلـسـلـه مـوي تـو گردم
 اي دس كوچولو ، پا كوچولو زلفت تـو مشتم
*** عــاشـــق شــــده ام  نـــمـيـشـه  كــــه كـشتم
 كــاش آنـكه بـيـايــي بـه بـرم اي بــت دلجو 
*** آمـــاده كــــنـــم شــام تـو بـا كـتـلـت و كـوكو
 خـوشــحـال شـوم هـي بـزنم پشتـك و وارو 
*** ايــن بـيـت بـــخـــوانـــم ز بـراي  تـو پـريـرو
 اي دس كوچولو، پا كوچولو زلفت تو مشتم
*** عاشق شــــده ام نــمــيــشـه  كـــه كــشتـــم
 از بـهـر تـفــرج بــرمـــت شـهـر صــفـاهـان 
***  زآنـجـا طـرف يـزد و به كرمان و به ماهان
 از قـم بـــخـرم بـهـر تـو يـك قوطي سوهان   
*** عـطــر گــل سـرخــت دهـم از قمصر كاشان
 اي دس كوچولو ، پا كوچولو زلفت تو مشتم
*** عــاشــــق شــــــده ام نـــمـــيـشه  كـه كشـتم
بـنـشســتـن و خــنـديــدن بــا تــــو مــزه دارد
*** گــل گـــفـتـــن و گــل چـيـدن بـا تو مزه دارد
لـعــل لـب هـمـچـون عـسـل تـو مــــــزه دارد
*** چــون شـهــد لـبــت طــمع خوش خربزه دارد
 اي دس كوچولو ، پا كوچولو زلفت تو مـشتم
*** عـاشــق شـــده ام نــمـيـشـــه  كــــه كـــشــتم
 در پـــاســخ مـن گــفـت دلارام فــــسـونـــــگر
*** اي شــاعـر « شـيـداي » سـخـندان و هنرور
 اشـــعــار فـكـاهــي شـمـا هــمـه مـــزه دارد 
*** هـر چـيـز كـه از دل بـبـرد غــم، مـــــزه دارد
 اي دس كوچولو ، پا كوچولو زلفت تو مـشتم
***عـاشـق شـده ام نـمـيـــشــــه  كــــه كـــشـــتم 

غزل از زبان پري

 گفت بـايـد يـار مـن گـردي پـري گـفتــم بچشم ***  دلـبـر و دلـــدار مـــن گــردي پـــري گـفتم بچشم

گفت عاقل شو مكن افسونگري گفتم بچشم ***  دســـت بــردار از لجاج و خود سري گفتم بچشم

گفت با من مهربان و يكدل و يـكرنـگ باش  *** تـا خـــرم بـهـرت يـكـي انـگـشــــتري گفتم بچشم

گفت حاضر كـن ز بهرم صبحدم چاي و شكر  *** خــامــه و شــيــر و عـسـل بـا بربري گفتم بچشم

گفت زشت است بي حجاب اندر خيابان ‌آمدن *** يــا كـه كـن چــادر به سر يا روسري گفتم بچشم

گفت شـيـدا را نصـيحت كن نگويد زين سپس *** شـــر و ورّ و يــــــاوه و دري وري گــفـتـم بچشم

گفت گــوئيـدش بگـويد شــعـرهاي  دلـپــسـند  *** هــمـچــو شــعـــر عـنـصري يا انوري گفتم بچشم

گفت تـــا دروازه دولـت هـمـرهي كن بنده را *** بـعــد از آن مـــن مـيــروم آهـنــگري گفتم بچشم

در دم بـازار مـســگرهـا مـرا بوسيد و گفت *** زيـــن وري رفــتــم بـرو تـو زونوري گفتم بچشم

 

غزل دنـيـا


دنـيـا اگـر بــه كـام تــو شـد  شـد ، نـشـد نــــشــــد*** وفــــق مـــــــراد و رام تـــــــــــــو شد شد ، نشد نشد
 آن آهـــوي رمـــيــده بــــه صــحـراي بـيـكران
*** روزي اســـــــــيــــــــر دام تــــو شـد شـد ، نـشـد نـشد
 وان طـائـــر خـجـسـتـه كــه نـــامـــش بود هما 
*** پــريـــــر زان بـــــه بــــــــام تــــو شـد شـد ، نشد نشد
 زان بـاده دو سـالـه كـه چـون آب زندگي است
*** يـــك جــــرعــــه اش بــه جـام تـو شد شد ، نشد نشد
 ماهي و مرغ و سوپ و فسنجان و آش كشك  
*** آمــــاده بــــهـــــر شـــــام تــــو شــد شـد ،  نـشـد نـشـد رفـــتــي اگــــر بــــه مـــنــزل يــــاران گه نهار  ***   شـــيـــريــــن پــــلـــو طـــعـــام تـو شـد شد ، نشد نشد شــيــدا سـخـنــوري و سخن سنج و طنز گوي ***   تــــجـــلـــيــــلــــي از مــقـــام تــو شـد شـد ،  نشد نشد   

عيد سعيد غدير خم

  روز عــيـــد غـديـــر و خـــرّم روز               روز عــيــدي كــه بــهـتـر از نـــوروز

روز فـرخـنـدگـي و عــز و جــــلال               روز دوري ز كـفـر و شـرك و ضـلال

جشن و آذين بكوي و بازار اسـت               بـلـبـــل آوازه خــوان بــه گـلزار است

مـرتــضــي جــانــشيـــن احـمد شد               وارث ســـنــــت مــــحــــمــــد شــــــــد

گـفــت انـــدر غــــديــــر پـيغـمـــبـر              كــه بـــود بــــعــد مــن عــلـــي رهـبــر

امــتـي را كــه بـــــوده ام ســـرور              بـعـد از ايــن رهــنــمــــــاي او  حـيــدر

هـســت عــالـــم عـلـي بـامـرقـضا               شـــــد ولايـــت بـــنــــام او امـــضـــــا

هـر چـه فـرمـــان دهــد بـجـا آريد               روي بــــر درگــــــه خــــــدا آريــــــــد

هــمـه بـاشـيـد خـواسـتـار عــلــي               حــامـــي و غـــمــگــسار و يـار علي

چــون عــلـــي پيـشـواي امـت شد               مـــجــــري ســـيـــره نــبــــوت شـــــد

شــيـعــيـان عــيـدتــان مـبارك باد               يـــادتـــــان  ايــــــزد تــــبــــارك بـــاد

جــاودان بـــاد خــــانـــدان عـــلـي               جــان شـــيــــدا فـــــداي جــــان عـلي

 

ترجيع بند بهاريه

  بـهـار آمـد كـه بـستان شد پر از گل            بــشـاخ گـــل ســرايــــد نـغـمـه بلبل

خوشا دشت و چمن گلزار و كهسار           خــوشــا آلالـــه و نـسـرين و سـنـبل

بــهــار خـرم اسـت و جــشن نوروز

مــبــارك بــاد نـــوروز دل افـــــروز

دي و بــهـمن گـذشت و فـرودين شد           هــوائـي جـانـفـزاي و دل نـشين  شد

نــه ســرمـا ونـه گـرمـــــاي دل آزار           هـــمـه عــالــم بـهـشـت عـنبرين شد

بــهـار خـرم اســت و جـشــن نوروز

مــبـــارك بـــاد نـــــوروز دل افـروز

 چه خوش باشد دراين فصل بهاران            تـفـرج كـــردن انــــدر سـبـزه زاران

بــرون كـــردن غـــم ديـريـنــه از دل            نــمـودن سـيري اندر چشمه ساران

بـــهـــار خــرم اسـت و جشن نوروز

مـبــــارك بــاد نـــوروز دل افــــروز

الا اي مـــرد دانـــــــاي هــــنـــــــرور          كـه هـم بـا ذوقـي و هـم صـاحـب زر

اگـــردر كـــيـــســـه ی خود سكه داري          بـــده عـــيـدي بـه شـيــداي سـخــنور  

بـــهـــار خــرم اسـت و جشن نوروز

مـبــــارك بــاد نـــوروز دل افــــروز


دهه فجر

 قرار دل دهــــــه ی فــــجـــر انـــقـــــــلاب آمـــــــد*** بــــخــت پـــيـــروز بـــا شــتــــاب آمـــــد

شـــب هجـــران گـــذشـت و روز آمـــد *** مــاه بـــهـــمــــن چــه دل فـــروز آمـــــد

در زمــــســـتان بـــهـار آمـــده اســــت *** گـــل و ســـنـــبل بـــه بــار آمــده اســـت

يـــار انـــــدر كــــــنـار آمـــــده اســــت*** دل مــــــارا قــــــــرار آمـــــده اســـــــت

رهـــــــبــــر انــــــقـــلاب بـــــاز آمــــد*** از ســــفر مـــــرد چــــــاره ســـاز آمــــد

پـــرچـــم ديـــن بـــه اهــــتـــزاز آمــــد*** قــائــــد قــــدوه ، ســـــر فــــراز آمــــــد

ماه بــهمن چــو مــاه خـــرداد اســـــت ***  هـــمه جـــــا خـــرم اســـت و آباد اسـت

هر طـرف جشن و شاديسـت و سـرور  *** در ديــــوار غــــــرق ، انـــــــدر نــــــور

آن امـــــــــــام هــــــــمــــام  از ره داد   *** بــــنـــد از پــــــاي مـــلتــــي بـــگشــــاد

چـــون بـــراهيــم بــت شــكن ، رهـبر *** بــــــت و بــــتخـــانــــه كــرد زير و زبـر

گشـــت اســــلام زنـــــده بــــار دگــــــر  *** بـــا شــــكوه و جــــلال و شــوكت و فر

كــنـــده شـد  بيــخ ظلـم  و فتــنه و شر  *** نـــيســـت از ظــــــالمـــان نــشـان و اثر

گــفـت « شــــيدا‌»   بـــملــــت ايــــران ***  كـــاي دلــــيـران و زاده شــــيـــــران !

عــيدتــان ، جشـــنتـــان مــبارك بــــاد  *** يـــــارتــــــان ايـــــزد تــــبــــارك بـــــاد

 دو بيتي هاي طنز

دو تـا ياري گرفـتم در جـواني -- يكي چاق و يكي هم استخواني

بقــربان ســر چــاق مامانـــي-- نـديدم خـــيري از آن استخواني

* * * * *

روز عيد است بيا يادم كن-- از غم و رنج تو آزادم كن

نقل و آجيـل بريز در جـيبم-- عيديـم سـكه بده شادم كن

* * * * *

روز عيد است بيا دلبر من -- گل من سـنبل مـن در بر مـن

بغلم گير و دو تا بوسم كن-- پا مكش بهر خدا از سر من

* * * * *

روز عيد است خوش و خرم باش-- قر بـــده رقــص بكن بي غم بـاش

قــر بــده تــا كمرت حـــال آيــــد-- قـــرتي و بي خـــبر از عــالم بــاش

* * * * *

روز عيد  است بده بوسه از آن لعل لبت-- كـــه بلـــب آمـــده جـــان در طــــلبـــــت

گر دهــي بــوســه شــوم مـــن راضــــي  --  ورنــــه گويـــم گــــه بــگــــور پــــدرت

* * * * *

روز عيـد اسـت همه خنده كنيد-- هـر كجـا هسـت هويـج رنـده كنـيد

مرغ و ماهي و فسنجان بخوريد -- دعــوت شــام هـم از بــنده كــنيــد

* * * * *

خوش باش كه عالم گذران خواهد بود-- هر چـيز كه خـواهي تو گـران خواهد بود

ايـن كاســه ســرها  كه توبـيـني فــردا -- زيــر لگــد  كـــره خـــران خـــواهــد بــود

* * * * *

خوشــا آنــان كــه زرد آلــو خريدند --  بـــراي كـــره خـــر پـــالو  خـــريدند

خوشا آنان كه شورت نرم و راحت -- بــراي پـــاي پشـمــالـــو خــريـــدند

* * * * *

الا  دخــتر كــــه دخــتر والـــه اي تـــو -- قشنـگ و ريـزه  چـون بزغـاله اي تـو

همين جوري خوش اندامي و خوشگل-- اگــر چاقـــتر شــوي گوســاله اي تــو

* * * * *

سعديا راست روان گوي  سعادت بردند -- راسـتي كــن كه منزل نرسد كج رفتار

سعديا راست رو آن شوفر تاكسي باشد--  مستقيم است رهش و كج نرود بدكردار

* * * * *

غم  عشقت  بيابان  پرورم  كرد -- مامان جونم شب از خونه درم كرد

پـياده رو  نـهادم  سوي   صحرا  -- بابا جـون ديـد سـوار يك خرم كرد

* * * * *

امـروز ســوار كــره خر خواهم شد-- از خــانــه ی خـويـش بــدر خــواهـم شـــد

در دامن صحرا و چمن خواهم رفت  --  هـر جـا كـه بـود سـبـزه دمـر خواهم شد

بحر طويل زندگي

  زندگي رنج و عذابست و ز بنياد خرابست و امل نقش بر آبست و همانند سرابست و بشر در تب و تابست و نه جامي ز شرابست و نه سيخي ز كبابست و نه آهنگ ربابست و اگر زمزمه اي هست يقين بانگ ذبابست و همه چيز گرانست و دل ما نگرانست و جهان در كف يك عده اي از محتكرانست و همان محتكر از طايفه كره خرانست و شب و روز دوانست و بهر سوي روانست و بسي سور چرانست و چه زالو بمكد خون ضعيفان و نحيفان و يتيمان و ترحم نكند مردم بي برگ و نوا را و پر از پول كند كيسه شلوار و قبا را . بخدا كاسب بازار همان مرد دل آزار همان آدم طرار همان رند دغلكار چنان عقرب جرار نشيند به لب دكه خود با قر و اطوار كه تا قيمت خون پدر خويش فروشد عدس و ماش و نخود سركه و سير و سمنو كشمش و هم تخمه كدو فلفل و زرچوبه و كبريت و اگر سدر وحناو گل سرشوي و سفيداب و بسي پول بچنگ آرد و با خاطر آسوده كند شكر خدا را و در آرد پدر ما و شما را . گوش كن شرح چپاول گري و مفخوري و  غمازي و كلاشي و قلاشي و اوباشي اسناف چه قصاب و چه عطار و چه بقال و چه حمال و چه دلال و چه نقال و نمد مال و چه بزاز و چه خراز و چه رزاز و چه خماز و چه دلاك و چه ملاك و چه حكاك و چه سكاك و چه طواف و چه نداف و چه لواف و چه خفاف و چه علاف همان مرد دو سرقاف كه از بام و الي شام بصد حيله و تزوير و بافسون و بتدبير كشند خلق بزنجير كه تا پول كلاني بكف آرند و نيوشند و بپوشند و بريزند و بپاشند و بخندند بريش تو و امثال تو حضرت شيدا و دل آرزده نمايند همه خلق خدا را ونپويند ره كشك عليخان شبيه الشعرا را  

درباره حكيم ابوالقاسم فردوسي

 ز فـردوسـي اكـنـون سـخـن سـر كـــنـم *** هــمـــي نــــام او زيــــب دفــتـــــر كـــنـــــم

يــكـي مـرد دانـــاي روشـــن ضـمـيـــر  ***  حـــكــيــــم ســــخــــن پـــــرور بــــي نـظيـر

كــه ايــران زمـيـن زنـده از نام اوسـت*** گــرامـي بـــود نـــزد دشـــمـــن و دوســــت

ز شـهـنـامــه خـوانـم يكـي بـيـت نـغــز *** از آن دانـــشــومــــنــد بــيــــدار مــــغــــــز

پــي افـــكنـــدم از نــظـم كـــاخ بـــلنـــد ***  كــه از بــــاد و بـــــاران نـيـــابــــد گـــزنـــد

درســت اســــت گــفــتـــار آن نــامــور ***  كـــزو مـــانــــده  نـــظـــمي مــثــــال گــهـــر

نـبـود ار حــمـاسـه ســرائـــي بـــزرگ ***  ســـخــــن گــويـــد از آن يـــــلان ســتـــرگ

كــه بـــود آگـــه از حـــال پـيـشـيـنــيان*** چـــه بـــــودنــــــد امـــــــروز ايــــــرانـيـــان

ســـرافــرازي مــا ز نـــظم وي اســـت *** هــم از هــمــت و عــزم و جـــزم وي اسـت

دريــغا ز رنـــجـــش نـبـــرد ايچ گـنــج  *** دل آزرده رخـــت از ســــــراي ســـپـــنـــــج

چــنـيــن گــفـت در هـجو محـمـود شـاه *** كـــه پــيــــمان شـــكـــن بـود و غـرق گـناه

بــنـــالــم بــه درگــــاه يـــــزدان پـــاك  *** خشانــنـــده بــر ســر، پـــراكـــنــده خـــاك

كــه يـــارب روانـــش بــه آتـش بسوز*** دل بـنـــده مــــســتــــحـــــــق بـــــر فــــــروز

چنيـن گـفــت شيـداي فـرخنــده كـيــش  *** كـــه بـــاشـــــد ســـخــنـــور ز انـدازه بـيـش

ولـــيــــكن نــبـيـنــد دگــــــر روزگـــار  *** هــــمــــانـــنــــد فـــــردوســـــي نــــامــــــدار

ز  دانــشــــوران جــهــان بـرتـر است   *** ابــر تــــارك شـــــاعــــران افــســر اســـت

نــميـــرد چــنــيــن مـــرد صـاحـب هنر  *** زنـــــد خـــــيـــمه انـــــدر ســـــــــراي دگـــر

ورا جـــاي بـــاشـــد بــهشـــت بـــريـن  *** بــر آن جــــان پـــاكـــــش هــــزار آفـريـــن

هــميــشــه بــه نـيـكي از او يـاد بـــاد ***  روانـــــش بــــه بـــاغ جــــنـان شـــــاد بــاد

به استقبال غزل حافظ

  گفـتـم غـم تـو دارم گـفـتا غـمـت سرآيــد ***  گفتـم كـه كـي سـرآيـد گـفـتـا جـونـت درآيــد

گفـتم وصـال دلــبـــر كـي مـيشود ميـسر ***   گـفـتـا بـه خـواب بـــيـنـي نــزد تـو دلبر آيــد

گفتـم كـه خواهم اي گل آيي شبي كنارم   ***  گـفـتــا بـه جــاي بـنـده پـيـشي به بستر آيــد

گفتم كه آس و پاسم قدري ده اسكناسم   ***  گــفتـا كـه از خـسـيسان ايـن كار كمتر آيــد

گـفتـم عجـب شمالي خيزد ز كله ارمك *** گـفـتا خـنـك نسـيمـي كـز شهر قمصر آيــد

گـفتـم كه در صف مرغ تا كي بمانم آخر  *** گــفـت آنـقـدر بـمـانـي تـا روز مـحشر آيـــد

گفتم كـه اين گراني كي ميرسد به پايان ***  گــفتــا تــأمــلــي كـــن تــا قــرن ديـگر آيـد

گفتم چگــونه بيني  اشعار طنز« شيدا»***  گـفـتا ز هـر چه خواندم طنز تو خوشتر آيد 

دو بيتي هاي پيوسته در مورد قمصر

   خوشــا قمـصر كه سـر سـبزســت و خــرم  *** بــــديــــــدارش ز دلــــهــــا مــــيــرود غــــم

بــــگـــوشــت مــــيــرســــد آواي بـــلــبـــل   ***  ز كـــــهـــســــارش نـــــسيـــم آيــــد دمــــادم

  خــوشـــا قــمــصــر كــه دلــبــازست و آباد  ***دل هــر تــــازه وارد مــــيـــكــــنـــــــد شـــاد

هــــوايـــش جـــان فـــــزاي و روح پـــرور ***تـــو گـــوئي فـــروديـــن اســت مــاه مـــرداد

  خــوشـــا قــمــصـــر و آن آب و هـــوايـش  ***  خــــوشـــا آن مـــردمــــان بــــا وفـــــايــــش

گــلابش مـــشــتهر انــدر جـــهــان اســــت *** خـــوشـــا آن گلـــســــتـــان بــــا صـــفايـــش

  خـــوشــا قــمــصـــر و آن سـيــب گلابـــش *** خــوشــــا آن جـــويـــــــهـــاي پـــر ز آبــــش

مـــــلايم مـــــيــــــوزد بـــــــاد بـــهــــــاري *** نــــســوزانــــد بـــــدن را آفـــــــتـــــــابـــــش

خـــوشــــا قــمــصر كــه گــل بـســيار دارد ***درخـــــــتـــــــان گـــــــل پـــــر بــــــــــار دارد

نــظــر كــن در بــهـــاران ســوي گــلــشـن   *** بــبــيـــن كــــز شــــاخــــهء گــــل نــــار بـــارد

  بـــرو قــمصــر كــه روحــت تــازه گـــــردد ***دمــــاغــــت چــــاق بـــــي انــــــدازه گـــــردد

درخــــــــت مـــــيـــــــوه و آب فــــــــراوان  *** رخ زردت بـــــــرنــــــــگ غــــــازه گـــــــردد

  اگـــر شــيــدا بــه قـمـــصر خانه اي داشت  *** بــه كـــنـــج خـــلـــوتـــي كـاشـانـه اي داشت

لـــب جـــومــي نــشــســـت اســتـــاد گــونه  ***خـــوراكـــــش نــــــون پــنــيـــر نـعنـا و پونه

تــمـــاشـــاي گـــــل آلالـــــه مــــيــــكــــرد *** صـــداي بـــع بــــع بـــزغـــالــــه مـــيـكـــرد

دندان مصنوعي


        سالها مـــن درد دنـــــدان داشـــــتــــم*** ســر بــبـــالــــيــــن مـــدتـــي نـگـذاشــتــــم
روز و شـب در سخـتي و رنـج و عـذاب*** نــي بـــراحــــت خــــوردمـي از نـــان و آب
 عــاقــبـــت رفــــتــــم بـــه نـــزد دكــتري
*** دكــتــــر دنـــــدان پــــزشـــك مـــاهـــــري
گــفتــــم اي دكــــتــــر بـــه فـريادم برس
***چـــاره دردم نـــــكـــــرده هـــيــــچ كـــــس
 كـــرده ايــــن دنـــدان مـــرا زار و نــزار
*** بــا يـــكــي گـــازش ز بـــيـــخ و بــن بر آر
 تـــا نــشــستـــم گــفــت اي مــش ممدلي  
***  زود بـــرو بــنــشــيــن بـــروي صـــنـــدلـي
 چــون نـــشســتـــم بــنــده روي صنــدلي
*** گـــــفــــت يـــــا الله گـــفـــتـــم يــا عــــلــي
خـود نــگاهــي در دهـــان بـــنـــده كـــرد
*** ديـــد دنـــــدان مــــــرا و خـــــنــــده كــــرد
 گــفــت اي بــابــا چـــه دنــدانـــسـت ايـن
***  فــاســـد اســت و درب و  داغــانـست ايـن
 لــيك بــا ايـــن حـــال جـانــا غــم مـخور
***  ــصـــه بــســيار اســـت امــا كــم بـــخور
 غــصه ی بـيــش و كـــم عـــالـــم مـــخـــور
***  تـا پــلـــو بـــاشـــد عــزيــز شـلـغم مـخور
 ايــن دو روز زنـــدگـــانــــي شـــاد بــاش
***  از غــــــم دور زمــــــــان آزاد بــــــــــــاش
مـــن هـــمـــين الآنــه افــــســون ميكنم 
***   چـــاره اي از بــــهر دنــــدون مـــي كنــــم
درد بــيـــدرمـــانــــت درمــــون مــيـكـنم  
***  بـــر تـــن بــيـــجـــان تـــــو جــون مـيـكنـم
گــفــتم اي دكـــتـــر الــهـــي پــيـــر شــي 
***  نـــان گـــنـــدم را بـــخـــور تـــا ســير شـي
 صـــاحــب قــــداره و شــمـــشـــيــر شـي
*** روز مــيـــدان در مــــصــاف شـــيـــر شـي
 حـــق تــعــالـــي يـــك دل شــادت دهــــد
***  چــــــل الــــــي پــــنــــجـــاه اولادت دهــــــد
 بــاغـــي انــدر قـــاســـم آبــــادت دهـــــد
***  ســـــيــــب و زردالــو و بــــادامــــت دهــــد
گــفــت : احــســن شــاعـر عـالي جناب 
*  ايـــن دعـــاهــا كــاش گـــردد مــستــجــاب
 گــــاز را بـــرداشت  بــســم الله بگــفـــت
*** گــاز با دنـــــدان مـــــن گـــرديـــد جـــفــت
 الــغـــرض او جــمـــلـــه دنـــدانــم كشيد 
***  بــا مـــهـــارت آفــــت از جـــانـــم كشـــيــد
 بــعـد چـنـدي جـاي دنـــدان خـــوب شــــد 
*** بـــهـر قـــالـــب گـــيـــري آن مطــلــوب شد
 چـــون گـــرفـــتــــم قـــالـــب و آماده شد  
***  در دهـــان بـــر روي فـــك جـــا داده شـــد
چــي بـــگم دنــــدان نــــگـــو فـــولاد شد 
***  خـــــاطـــــرم از قـــــيــد غـــــم آزاد شـــــد
گـشـــت مـــصنــوعـــي چـو  دنـدان حقير
*** نـــون خــشـــكا مـــيـــخــورم مــن با پــنير
 اي خــــدا بـــر مـــن جـــوانــــي بـــاز ده 
***    طـــول عــــمــري هـــــم بـــــدانــســـــاز ده
 گــفـــت شـــيـــدا مـــن ز ســـابــق بهترم 
*** بــنـــده مـــمـــنــــون جـــنـــــاب دكـــتــــرم

مرثيه در سوگ امام راحل در 32 بيت كه به ترتيب حروف الفبا سروده شده است .


اي امــــــام راحــــــــل اي روح خــــــــــــــدا    ***كـــاشــكـــي از مــا نمـــيــگــشــــتــي جــــدا

بــا تــو بـــودن زنـــدگـــانـــي خـــرم اســــت  ***بـي تو مــا را رنـــج و درد و مــاتــم اســـت

پــيـــروانـــت را دگـــر دل ، شـــاد نيــســــت *** خـــانــــه دلــهــا دگـــــر آبــــاد نـــيـــســـــــت

تــا تــــو بــــودي زنــدگــــانـــي شـــاد بــــود *** خــــــاطـــــر امـــــت ز غـــــــم ‌آزاد بــــــــود

ثـــاني  مـــوســي تــويـــي عيــســي تــــويي *** نـــوح پـــيــغــمـــبر ، خـــلـــيــل آسـا تـويــي

جـــان  مـــا جـــانـــان مــــا مــعــــبـــود مــا   *** غـــايـــــت آمــــــال مـــــا مــقــــصــــود مــــا

چــــــون كــــنــم ،‌زار و نــــزارم كــــرده اي  *** بــا عـــروجـــت بـــي قــــــرارم كـــــــرده اي

حــســرت و انـــدوه و افـــســـوس و دريـــغ *** آفـــتــاب مــا نـــهـــان شـــــد زيــــــر مـــيــغ

خـــنــده بـــر لـــبـــها نـــمــي بـــيــنـم  دگــــر   ***  مــي چـــكـــد  از ديــــده هـا خــــون جــــگر

درد ما را نـــــــيـــســـــت درمـــــــــان و دوا *** چـــاره اي مـــي بـــــايـــد از ســــــوي خـــدا

ذلـــت اســـت از بــعد تـــو ايـــن زنـــــــدگي  *** خـــواري و افـــســـردگــــي ،‌درمــانــدگــــي

رفــــــــتـــه اي از ديـــــــده ام امــــــــا ز دل ***كــي تــوانـــي رفـــتن اي شــــمـــع چـــگل ؟

زار گـــــريــم هـــمـــچو ابــــر نــــوبـــهـــار *** بــي قـــرارم بــــــــي قـــــــرارم بـــي قــــرار

ژالــه بـارد ز آســمان هــمـرنــگ خـــــــون *** غــم نــمـــوده ژالـــه را همــسنـــگ خـــــون

ســـــينـــه مـــالامـــال  درد و ســـوزنـــــاك  ***  ديـــده گـــريـــان و گـــريــبــان چــاك چـــاك

شـام تار اسـت اين ، نه روز روشـن اســت   ***  خــار زارســت ايـن ، نـه ديـگر گلـشن است

صــبــر تــا كــي در غــــم هــجــــران تـــــــو  ***جــمله ســــرگــــــردان تـــو حـــيــــران تــــو

ضــــجــه زد در مـــاتـــمـــت پيــرو جــــوان  ***  هــر تــوانــــا شــــــد ز داغـــــت نــــاتــــوان طـــــــالــــــبـــــــان راه تـــــــو آزاده انـــــــد***در ره اســــــــلام جـــــــانـــــهـــا داده انـــــد

ظـــاهـــرا گشــــتــــي كـــنــون از مـــا جــدا   ***  رفـــتـــه اي جـــنـــت بــــه نــــزد مــصـطفي

عــــالــم بـــاقـــي تــــو را در بـــر گـــرفـــت  *** بــاز كــــرد آغــــوش خــــود، رهبـر گـرفـت

غــــايــبــــي از ديـــــده امــــــــا در دلـــــــي  *** ذكـــر خـــيرت مـــبــحـــث هـــر مــحـــفلــي

فــــرقـتـــت آتــــــش زده بـــــر جــــان مـــــا *** حــــافــــــظ ديـــن بـــــودي و قــــــرآن مــــا

قــلــب مــــا جــــاي امــــــام راحـــل اســــت *** مــهــر رهــبر جــــمـله را انـــدر دل اســـت

كــــاشــــــكي اي قــائــــد بــــــا  اقـــتــــــدار   ***  دوســتـــان را بـــودي اكــنـــون در كــنــــار

گــفتـــــه بــــودم مــي دهـــد صـــبـــرم خـــدا *** صـــبر كـــــو آرام كـــو طـــاقـــت كـــجـــا ؟

لــحـــظه اي آســـوده خــــاطـــر نـــيـــســتــم  ***  مــي نـــدانـــم كـــيـــستـــم ؟ يـــا چـــيـستم ؟‌

مــن چـــه ســـازم بــي خميــني بــعد از ايـن  *** زانـــوي غــــم در بــــغـــل گـــيــرم حـــزيـن

نــالـه و افــغان و بـانــگ اســت و خــروش  *** كــايــد از هـر گـوشــه اي مــارا بـه گــوش

واي از ايــن داغـــي كــه بـر دلهـاي ماسـت *** شــور و غــوغـــايي ز خــلـق اينـجا بپاست

هــمــچو « ‌شــيــدا» امـت انـدر صبح و شام   *** اشـــك ريــــــزان در عـــزايــــت اي امــام يــــــادگـــــارت احــــمـــد و زهــــراســـتــــي  *** تـــا ابــــد نـــــام تــــو پــــابــــرجـــاســـتــي

آران و بيدگل در آينه شعر

  ز بـيــــــد و زگــل گــويــم اكـنـون سخـن *** ز آران هــمـــــــان سـرزمـيـن كـهــــن

از آن نـــــــــامــــــداران والا گـــهـــــــر*** اديـــبــــــان پـــر مـــــــايــه و بـــاهـنـر

چــو بـيـضــائـي آن شــاعـــر بــا صـفــا***خـــردمـــنـــد دانـــــا نـــظـــــام وفـــــــا

چـو قـاضـي ، چـو مايل، نگاهي، امـين*** هـــمــه اهــل فـضــل و سخن آفرين

صــبــاحـي ، ســلـيـمـان روشـن ضـمير *** ســخـــن ســنــج و دانــشـور بـي نـظـير

كــه بـــد فــخــــر ايــران و ايــرانـيــان *** بـــــه شـعـــر و بــه گـفـتـار و فـن بيان

چـــو بــزمــي سـخـنــدان بـر جسته اي*** يـكـــي عــــارف پــاك وارسـتـــــه اي

چــو وصـــاف  دانـشــگــر هـوشـمــنـد ***  اديــب ســـخــــن پــــرور ارجــــمــنــــد

چــو واصـف كـه مـداح آل عـلي است*** هـــم از مـخـلـصـان نـبـي و ولـي اسـت

چــو مـــوبـــد ز روحــانــيـــان بــنـــام ***  ز مــشــروطــه خـواهـان عـالـيـمـقــام

ز عـــلـــم و ادب بـهـــره اي داشـتــي*** بــــه بـيــهـــوده اوقــات نــگــذاشــتــي

هــمـــــه بـي مـثـالــنــد و دردانـه انـد*** هـــمــانـــنــد گــنــجـي بـه ويـرانـه انـد

دريــغـــا كــزيـــن خـاكــدان رفـته انـد*** دل و جــــــان مــا را ز غـم تـفـتـه انـد

چنين گفـت شـيدا كـه در خـواب دوش*** بــگــوش آمــدم ايـن نــدا ار ســروش

نگــــردد فـــنـــا مـــرد صــاحــب هـنر*** زنـــد خــيــمــه انـــدر ســــراي دگـــــر

چـو بـاشــد فــرهـمند و نيكو سرشت *** از ايـــدر شـود  سـوي خـرم بـهـشـت