دو تـا ياري گرفـتم در جـواني -- يكي چاق و يكي هم استخواني

بقــربان ســر چــاق مامانـــي-- نـديدم خـــيري از آن استخواني

* * * * *

روز عيد است بيا يادم كن-- از غم و رنج تو آزادم كن

نقل و آجيـل بريز در جـيبم-- عيديـم سـكه بده شادم كن

* * * * *

روز عيد است بيا دلبر من -- گل من سـنبل مـن در بر مـن

بغلم گير و دو تا بوسم كن-- پا مكش بهر خدا از سر من

* * * * *

روز عيد است خوش و خرم باش-- قر بـــده رقــص بكن بي غم بـاش

قــر بــده تــا كمرت حـــال آيــــد-- قـــرتي و بي خـــبر از عــالم بــاش

* * * * *

روز عيد  است بده بوسه از آن لعل لبت-- كـــه بلـــب آمـــده جـــان در طــــلبـــــت

گر دهــي بــوســه شــوم مـــن راضــــي  --  ورنــــه گويـــم گــــه بــگــــور پــــدرت

* * * * *

روز عيـد اسـت همه خنده كنيد-- هـر كجـا هسـت هويـج رنـده كنـيد

مرغ و ماهي و فسنجان بخوريد -- دعــوت شــام هـم از بــنده كــنيــد

* * * * *

خوش باش كه عالم گذران خواهد بود-- هر چـيز كه خـواهي تو گـران خواهد بود

ايـن كاســه ســرها  كه توبـيـني فــردا -- زيــر لگــد  كـــره خـــران خـــواهــد بــود

* * * * *

خوشــا آنــان كــه زرد آلــو خريدند --  بـــراي كـــره خـــر پـــالو  خـــريدند

خوشا آنان كه شورت نرم و راحت -- بــراي پـــاي پشـمــالـــو خــريـــدند

* * * * *

الا  دخــتر كــــه دخــتر والـــه اي تـــو -- قشنـگ و ريـزه  چـون بزغـاله اي تـو

همين جوري خوش اندامي و خوشگل-- اگــر چاقـــتر شــوي گوســاله اي تــو

* * * * *

سعديا راست روان گوي  سعادت بردند -- راسـتي كــن كه منزل نرسد كج رفتار

سعديا راست رو آن شوفر تاكسي باشد--  مستقيم است رهش و كج نرود بدكردار

* * * * *

غم  عشقت  بيابان  پرورم  كرد -- مامان جونم شب از خونه درم كرد

پـياده رو  نـهادم  سوي   صحرا  -- بابا جـون ديـد سـوار يك خرم كرد

* * * * *

امـروز ســوار كــره خر خواهم شد-- از خــانــه ی خـويـش بــدر خــواهـم شـــد

در دامن صحرا و چمن خواهم رفت  --  هـر جـا كـه بـود سـبـزه دمـر خواهم شد