دایی اکسپکتورانت خورده و خواب آلود بوده.
نكات قابل توصيه
۲-اين داروممکن است ايجادخواب آلودگي نمايد.بنابراين ازانجام کارهايي که نيازبه هوشياري دارند،پرهيزشود.
۳-قبل ازهرگونه عمل جراحي ويادرمان هاي اضطراري ،پزشک راازمصرف داروبايدمطلع ساخت .
۴-

علی دایی : اگر به سپاهان باختم عوضش از عزرائیل بردم.همه جا آدم خوب و بد پیدا میشه اگه یکی اومد ساعتم و 5 میلیون تومن پولمو برد عوضش اورژانس کاشون و بیمارستان شهید بهشتی منو از چنگال عزرائیل نجات دادند.یه بار همین حوالی با شتر تصادف کرده بودم.دیگه از این ور نمیام از دلیجان میرم.سلام منو به وبلاگ نویسای آرون بیدگل برسونید وبهشون بگید کمربند را فراموش نکنند .حالا یه گوشمو از دست دادم اگه کمربندمو نمی بستم تکه بزرگه ی باقیمونده از من گوشم بود.
اگر سرِِ ِ ساعت مشخصی با کسی قول و قرار گذاشته ای او را با تاخیرت عذاب نده .این کار مورد تایید هیچ دین و آئین و مذهبی نیست.
اگر جایی دعوت شده ای و به هر دلیلی نمیتوانی بروی به دعوت کننده خبر بده و عذرخواهی کن.
اگر جایی مراسمی است و اعلام کرده اند شرکت در آن مراسم برای عموم آزاد است اگر دوست داشتی برو و اگر نه جایی که تو را دعوت نکرده اند مرو.
اگر جایی تو را دعوت نکرده اند و دوستت گفت : با من بیا .مرو.
اگر در جایی مهمانی و یا در جلسه ای هستی و میوه و شیرینی ای تعارف کرده اند که در خوردنش مشکل داری از برداشتن آن صرف نظر کن و عذرخواهی کن.
اگر به مجلسی وارد شدی جایی را برای نشستن انتخاب کن که سر ِ راه نباشی و پشتت به کسی نباشد و اگر ناچار شدی از نفر پشت سرت عذرخواهی کن.
قبل از ورود به هر مجلسی دوش بگیر و یا حداقل وضو بگیر و پاهایت را بشوی و لباسهای تمیزت را بپوش و اگر چند لحظه قبل از ورود به مجلس وضویت باطل شد 5 دقیقه صبر کن تا اثر عامل بطلان وضویت رفع شود و بعد داخل شو.
اگر به خانه ای به مهمانی رفتی و توالت در حیاط دارند از آن استفاده کن.بعد از آن هم چند دقیقه در حیاط قدم بزن تا بوی توالت را به داخل اطاق نبری.
شنیدی که یک رفته روی نود؟
ازین جمع ، نو آیه ، کهنه رَوَد.
خدا ، هدیه کن وصلت ِ تازه را
رَوَد درد و غم ، سال ِ نو بهِ شود.
بیدارشهر
MALMALUSY
http://jarabian.blogfa.com/
ململوسی و گل سرخ و گل انار و گل پیاز 50 سال پیش بیشترین گلهایی بودند که در آران و بیدگل به چشم میخوردند.ولی حالا خدا زیادتر کند انواع گلها و درختان در این شهر یافت میشود و چه بچه های گلی که گلها را نمی چینند.نمیدانم حیدرعلی کجاست چندروزیست نیست.از آقای بیدگلی هم خواهش میکنم یک وبلاگ دیگر را در بلاگفا شروع کنند.

یعنی :
تمامی قمارخانه ها و روسپی خانه هایش تعطیل شوند.
تمامی کارخانجات تولید مشروبات الکلی و فروشگاههای آنها تعطیل شوند.
تمامی کلوپ ها و دانسینگ ها تعطیل شوند.
تمامی ساکنینش پوشش اسلامی داشته باشند.
نمایش فیلم های برهنه نمایی ممنوع گردد.
این شهر چه زیبا میشود.
اکنون با همه ی درخشش چه سیاه می بینم آن را.
آرزوی مسلمین گسترش اسلام تا اینجاست.

مراسم بزرگداشت شهید حسن خدمتی و تعدادی دیگر از شهدای عزیز به خوبی برگزار گردید و دیدار دوستان و چهره هایی که سالها زیارتشان نکرده بودم میسر گشت و ادای احترام نمودم در خاک خفتگان و بر خاک نشستگانی را که فرصت تسلیت به هنگامشان را از دست داده بودم.
به خانه ی پدر رفتم و دوستان خوبمان سعید و حسین جندقیان را دیدار تازه گشت.سعید یادآوری نمود جلسه ی سالانه ی هم اندیشی را و گفت دکتر کردوانی و دکتر شریفی و نماینده ی جدید مجلس احتمالا از سخنرانان خواهند بود.
پس از آن در مجلس سوگواری مرحوم محمد شریف پدر و همسر خواهر همکارانم آقای مرتضی شریف محمد آبادی و خانم رافعی در مسجد نور کاشان شرکت نمودم.
حسن آمد خانه ی ما و نظرم را راجع به نامی که برای فرزندش انتخاب کرده بود پرسید و من گفتم خیلی اسم خوبیست.این آخرین دیدار ما بود.
عباس ستاری


بعد از خانه ی پدری من ، به ترتیب خانه ی مشترک شادروانان علی لطف آبادی و نصرالله خدمتی (عموی حسن) و بعد خانه ی خدمتی ها ( دایی های مادر حسن) و بعد خانه ی شادروان شکرالله خدمتی ( عموی حسن) و بعد خانه ی مشترک شادروان داش رضا و آقای علی منوری و سرانجام خانه ی مشترک شادروان حاجی محمد خاتمی و پدرش و آقای سیف الله خدمتی قرار داشت که هنوز درب ورودی آن به همان شکل قدیمی باقیست و من از درون آن بی خبرم.یک اطاق آفتاب رو با ایوانی در جلو و یک درب به پشکم و یک زیر زمین خنک با عمق زیاد و یک حیاط خصوصی محل زندگی عمو سیف الله بود و در جنوب این حیاط خصوصی قفس بزرگ چوبی کبوترها.حسن در این خانه پای به دنیا نهاد.چه خوب است که اگر آثاری از اطاق محل تولد حسن باقیست عکسی گرفته شود.عباس آقا ستاری گفت:سه چهارساله که بوده خانه ی عموسیف الله را خیلی دوست داشته و برای تماشای کبوتر آنجا رفت و آمد میکرده است و یکبار هم عموسیف الله یک جوجه کفتر به او داده است.من هم زیاد به این خانه رفته ام .یکبار مرحوم مادرم برای آقای محمد خاتمی یک زیرشلواری سبزرنگ دوخته بود و آقا محمد دستمزد او را به من داد.من فکر کردم که این پول از خودم است و آن را به مادرم نمی دادم.
اسفندیار- سهراب - پرویز - بهرام - ایرج - فرامرز - هوشنگ - قارند - فریبرز - بهروز - سیروس - بیژن - فریدون -جهانگیر - جهانبخش و فرنگیس - مژگان - هما - گلحرم - فروغ - شادی - اختر - زهره - شهناز - میترا - گلنار - توران - فریبا - فرحناز - افسانه - مینا - فرشته و ...
مادر حسن اولین فرزند عموحسین ( شادروان حسین ستاری) اولین نوه ی ذکور او را به دنیا آورد.عمو حسین که اسم تنها فرزند پسر حویش را بهرام گذاشته بود نام " جمشید " را برای او انتخاب کرد.مدت کوتاهی هم جمشید نامش ماند تا اینکه عمو سیف الله به نام "حسن" برای فرزندش شناسنامه گرفت.
با تشکر از آقای عباس ستاری
من خبر شهادت او را از خانم ( ستاری ) همسر مرحوم آقا حسین جندقیان شنیدم. در کوچه دیدمش خواستم عید را به او تبریم بگویم . او پیش دستی کردو گفت : شنیده ایی؟
این داغ ها هیچ گاه فراموش نمی شود .
در مراسم تشییع جنازه هم به خاطر دارم مرحوم یثربی سخنرانی کرد.

بیدارشهر:من نمیدانم کجا هستم .هیچ چیز از این مراسم و کلیه ی مراسم ترحیم حسن به یاد ندارم.شاید به کم حافظگی دوران پیری رسیده ام و یا تشابه و تعداد زیاد مراسم ها دلیلش باشد و یا در بهت بوده ام.
حسن عضو تیم دسته اول تیم رستاخیز بود .زمین فوتبال ما قبل از انقلاب به "زمین پهلوی" معروف و حوالی بیمارستان سیدالشهدای فعلی واقع بود .عباس شمس الدین دروازه بان ومربی و امیر آفتابی سرپرست تیم بود.



امروز 20 اسفند است، تقریبا همین ایام بود که حسن به جبهه اعزام شد.
سپری کردن اسفند ماه و فروردین ماه برای خانواده ما سخت و سنگین است
بزرگ ِ ما ، محبوب ِ ما ، عزیزِ ما یعنی حسن در اسفندماه 1362 از کنار مارفت و در روز اول فروردین 1363 به خانه برگشت اما چگونه ....
یادم نمی رود ، کلاس اول راهنمایی بودم ار مدرسه آمدم که دیدم حسن از کوچه بیرون آمد و با من روبوسی کرد و گفت که فقط به فکر درس باشم . بعد به طرف دیگر خیابان رفت همین مکانی که الان درب اصلی مدرسه ابریشمچی است ، و منتظر مینی بوس شد تا به اصفهان برود چون قرار بود از طرف دانشگاه اصفهان اعزام شود برای من دستی تکان داد و رفت و گفت برو من رفتم
بسیار برای من غم انگیز است آن لحظه و الان هم نمی توانم آن را بیان کنم. نمی دانم چه بگویم نمی دانم ....
http://akhedmati.blogfa.com/post-117.aspx

آدرس فوق
آدرس فوق
اسامی وکلای آران وبیدگل
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| http://hmvokala-esf.ir/aran_bid_vokala.html |
بسم الله الرحمن الرحیم، با کسالت تمامی که دارم و در نزد آقایان پزشکان محترم مشغول زدن پنی سیلین و بمن نصحیت کردند که یک هفته استراحت کنم
(آشتیانیزاده ـ فارسی بفرمائید)
آقا کلماتی را که با دین ما ملحق و ملفق است نباید مورد استهزاء قراربدهید توجه کنید، آقا توجه کنید آقا توجه کنید
(آشتیانیزاده ـ پنی سیلین را گفتم)
ولیکن از نظر وجوب عینی این ودیعهای که بما سپرده شدهاست لازم دیدم بیایم اینجا عرایضی بکنم نظری هم داشتم در یک موضوعی وارد شوم ولیکن منتخبین تهران که ورود فرمودند چه خوش میبود بدون تشنج فکری و تشتت و حرفهائی ورود میفرمودند که بآنها بگویم الیوم اکملت دینکم واتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا این امر در مجلس شورای ملی
(سلطان العلماء ـ شماچه میگوئید آقا این مربوط باین موضوع نیست)
اجازه بدهید تمثل میجویم استناد نجستم اجازه بدهید بنده بگویم. نمایندگان ولایات که همه خادم این مملکت هستند با حضور نمایندگان محترم تهران...
(سلطانالعلماء چه ربطی باین موضوع دارد)
اجازه بفرمائید
(کشاورز صدر ـ اینها حرفی نزدند)
آقا اجازه بفرمائید توضیح میدهند که باید در مجلس باشد و آقا (اشاره بآقای نایب رئیس) میفرمایند طبق نظامنامه باید درهیئت رئیسه باشد و اگر آقایان تشریف میآوردند ما را مفتخر میفرمودند تصور میکردم هیچیک از این حرفها پیش نمیآمد برای اینکه تمام ما مبعوث شدیم برای خدمت باین مملکت ما تمام این جا آمدهایم برای اینکه با همفکری، با وحدت کلمه، یا برادری، همه همکاری کنیم از این حرفها که در خارج گفته میشود در ما هیچ اختلافی نیست این یک موضوع متاسفانه نشد و اما دیشب در حالت کسالت گوش برادیو میکردم روزنامه را هم آوردند و خواندم دیدم آقایان محترم نمایندگان سنا که هریک مردمان مسنی هستند از کجا اشتباه شده بهشان که عباراتی نمایندگان مجلس شورای ملی در مجلس خصوصی گفتهاند که آن عبارت بزعم آقایان خوش نیامده لغاتی که متناسب باشان آقایان مثل لجام گسیخته این عبارات چه چیز است؟ برای چه؟ آقایان نمایندگان مجلس شورای ملی اظهار میکنند متمم و مکمل را اگر توجه بکنیم موضوع نسخ را ندارد مثل آیات قرآنی همینطور آیات تحریم خمر که میفرماید لاتقربوا الصلوه و انتم سکاری تا تکمیل میشود به آیه انما الخمر والمیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون که ده حرمت اصلی و ده حرمت اجتهادی، ده حرمت واقعی در این آیه هست این ملازمه ندارد که آن آیه تجویز کرده باشدخوردند شراب العیاذبالله
قانون اساسی را مطلعین نوشتهاند در قانون اساسی همینطور که برای مجلس سنا خصیصهای قائل شدند اختصاصاتی برای آن قائل شدهاند که موقعی (که خدای نخواسته پیش نخواهد آمد) وقتی که پیش بیاید یک امور غیر مترقبهای مجلس بخواهد انحلال پیدا کند باید مجلس سنا پیشنهاد کند
(عده از نمایندگان ـ نسخ شد)
خوب ما بحثی نداریم این خصیصه آنها است اما اصل ۴۶ قانون اساسی امور مالی را تشریح کرده امور مالی چیست؟ آنچه که بکمیسیون قوانین دارائی میرود مالیات نسخ میکنیم مالیات وضع میکنیم، مالیات جرح میکنیم، مالیات تعدیل میکنیم بطور ناظر غیر مستصوب میفرستیم در آنجا آقایان هم نظر دارند مثل سایر ملت اگر یک نظر خوشی داشتند میدهند مجلس هم با طیب خاطر قبول میکنند و گرنه الزام ندارد نظر آنها را قبول کند ولی امور بودجهای که بکمیسیون بودجه میرود. غیر از کمیسیون قوانین دارائی است
(صحیح است)
(کشاورز صدر ـ خرج و دخل است)
خرج و دخل است خرج و دخل در اینجا بودهاست هم بعد از ۱۰ ماه ۸ ماه متمم قانون اساسی آمدهاست تشریح کردهاست در محکمات که تفسیر نیست تفسیر در رموزات در متشابهات است چرا گفتهاند تفسیر در اینها است ((کهیعص)) رموز قران است میشود تفسیر کرد اما محکم قران السارق و السارقه فاقطعو ایدیهما این دیگر تفسیر ندارد آمده تشریح کرده، توجیه کرده این ماده را بنده میخوانم برای اینکه تمام ملت ایران بیدار باشد نمیدانم چه پیش آمدهائی است این حرفها چه چیز است، که ملت ایران بدانند مجلس شورای ملی از وظیفه موجه خودش عدول نکرده
(صحیح است)
(اسلامی ـ ۴۰ سال است آنها بمملکت حکومت میکنند وضع مملکت این است)
(کشاورز صدر ـ همان عملشان هم برخلاف بوده که مطرح کردهاند)
این هم عمل خلاف دیگر که اشتباه کردند خیلی چیز عجیبی است بیانات جناب آقای دکتر معظمی وافی و کافی بود ولیکن من لازم دیدم تشریح کنم این موضوع را البته مقام ریاست آنهم ادب آقای دکتر معظمی ملازمه داشت با این تشریح ولی ما ناچاریم نظر به توهینی که بماشدهاست رفع توهین کنیم العیاذ بالله بهیچکس هم توهین واردنمیکنم
(بهادری ـ آنها هم توهین نکردند)
اصل ۴۶، پس از انعقاد سنا تمام امور باید به تصویب هر دو مجلس باشد اگر آن اموردر سنا یا از طرف هیئت وزراء عنوان تمام شدهاست باید اول در مجلس سنا تنقیح وتصحیح شده و باکثریت آراء قبول بعد به تصویب مجلس شورای ملی برسند ولی اموری که در مجلس شورای ملی عنوان میشود برعکس از این مجلس به مجلس سنا خواهد رفت مگر امور مالیه.... یعنی وضع مالیات، تعیین مالیات، جرح مالیات، تعدیل مالیات که مخصوص به مجلس شورای ملی خواهد بود (در اینجا هم اختصاص داده) و قرارداد، در امور مذکوره یعنی مربوط بمالیه باطلاع مجلس سنا خواهد رسید که مجلس مزبور ملاحظات خود را بمجلس ملی اظهار نماید ولیکن مجلس ملی مختار است ملاحظات مجلس سنا را بعد از مداقه لازم قبول یا رد نماید پس خوب این موضوع روی امور مالی شد نه امور بودجهای اصل ۲۷ را هم میخوانم برای اینکه شبههای دیگر ایجاد نشود
اصل ۲۷، قوای مملکت به سه شعبه تجزیه میشود اول قوه مقننه که مخصوص است بوضع و تهذیب قوانین واین قوه ناشی میشود از اعلیحضرت شاهنشاهی و مجلس شورای ملی و مجلس سنا و هر یک از این سه منشاء حق انشاء قانون دارد ولی استقرار آن موقوف است بعدم مخالفت با موازین شرعیه و تصویب مجلسین و توشیح بصحه همایونی لیکن وضع و تصویب قوانین راجع به دخل و خرج مملکت یعنی غیر مالیه
(نمایندگان ـ احسنت)
از مختصات مجلس شورای ملی است
(کشاورز صدر ـ و تفسیر) (صحیح است)
میفرماید که شرح و تفسیر قوانین از وظایف مختصه مجلس شورای ملی است
(صحیح است)
یعنی در متشابهات نه در محکمات این اصل محکم است اصل مشابه نیست آنوقت آقایان میفرمایند ما سابقه در قانون اساسی داریم مگر دیگران سابقه ندارند، مگر دیگران اطلاع ندارند دیگران نمیخواهند خودنمائی بکنند والا بروید الان در دفتر مجلس شورای ملی مذاکرات دوره اول را بخوانید که مرحوم صنیع الدوله در پشت این میز چه تشکری از پدر من کردهاست که سه شب خوابید در قصر گلستان تا صحه مظفر الدین شاه را گرفت برای این قانون، چرا این حرفها را پیش میاورد؟
(کشاورز صدر ـ طرح بودجه در آنجا نقض قانون اساسی است)
حالا آقایان در آنجا یک اشتباهی کردهاند که معلوم میشود اشتباه نمیکند و آن اشتباهشان چیست؟ در موضوع مالی، در موضوعات دخل و خرج طبق آئین نامه باید با ورقهای رای گرفته شود
(رضوی شیرازی ـ اصلش خراب بوده)
میدانم خراب بوده در اصل خراب خرابترش کردند و آمدند با قیام و قعود رای گرفتند
(کشاورز صدرـ مجلس سنا نقض قانون اساسی کرده)
حالا بعد از این توضیحات، عرض میکنم که در مجلس خصوصی و در مجلس شورای ملی نسبت بساحت هیچیک از خدمتگزاران مملکت چه نمایندگان سنا باشند چه جراید هیچکس در مجلس با حدی توهین نکرده واز کلمات توهینی که مجلس را تضعیف میکند استدعا میکنم خودداری بکنید شایسته نیست بچه مناسبت؟ ما یک فکری داریم یک حرفی داریم این ملت یک چیزی را بما سپرده ما حق نداریم از آنچه قانون بما وثیقه سپرده عدول کنیم
(احسنت)
این درحالی است که از دیگر سدهای مهم افتتاح شده در سالهای اخیر باید به سد گتوند اشاره کرد که در حال حاضر 21 درصد از حجم این مخزن پر شده و حجم آب موجود در مخزن سد گتوند به 866 میلیون مترمکعب رسیده است.
سد کارون 4 توان تولید سالانه هزار مگاوات برق را داراست.
سد کارون 4 باارتفاع 230 متر در فاصله 180 کیلومتری جنوب غربی شهرکرد قرار دارد.
| دوره | نام و نام خانوادگی نماینده | |
| 1 | محمد امامی و محلوجی | |
| 2 | محلوجی | |
| 3 | محلوجی/جمالی | |
| 4 | جمالی | |
| 5 | جمالی | |
| 6 | حسن توفیقی | |
| 7 | علی اصغر گرانمایه پور | |
| 8 | علی اصغر گرانمایه پور | |
| 9 | عباسعلي منصوري | |
| 10 | ؟ |
http://bidvagol.blogsky.com/
عزیزان
اقدام من از منش و بینش سیاسی و فکری من و آن چه به آن
باور دارم و پای بندم ریشه می گیرد.
من از موضع اصلاحات و در جهت نگاه داشت روزنه های اصلاح طلبی که آن را مهم ترین و بلکه تنها راه سربلندی کشور و دست
یابی به آرمان های اصیل انقلاب و تأمین حقوق مردم و مصالح ملت می دانم و نیز برای دفع خطرات
و تهدیدهای درونی و بیرونی اقدام کرده ام.
هدف ممکن و مطلوب، بازگرداندن امور به موقعیتی است که در
آن مصلحت کشور و خواست های اساسی و تاریخی مردم اصل قرار گیرد.
من براساس راهبرد اصلاح طلبانه به آشتی ملی و بازگشت به آرمان های اصیل انقلاب و قانون اساسی و ایجاد فضای همدلی
و مشارکت همگان دعوت کرده و می کنم و انتظار داشته و دارم که همه با اسیر نماندن در گذشته و با نگاه
به آینده روند تازه ای
را در کشور آغاز کنند.
تأکید اصلاح طلبی بر روندها و اقدام های قانونی و غیر خشونت
آمیز به این معنا نیست که اصلاح امور کشور بدون پرداخت هزینه میسر است.
اما در هر اقدام سیاسی در نظر گرفتن مصالح و شرایطی که
نیروهای فعال در داخل کشور با آن مواجه اند ضرورت دارد.
در مورد انتخابات مشارکت فعال و معرفی نامزد طبعاً در گرو
وجود شرایط مناسب است.
مصالح بزرگ تر کشور و اصلاحات مقدم بر ملاحظات شخصی است و
اقتضائات خاص خود را دارد.
تعیین استراتژی عدم معرفی نامزد و ارائه لیست هیچگاه به معنی تحریم انتخابات نبود و می بایست این امر را در عمل اثبات
کنیم تا با گرفتن هرگونه بهانه ای از بدخواهان روزنه ای برای امکان مفاهمه بیشتر با تکیه بر حقوق و مصلحت مردم و پیشرفت واقعی کشور باز شود.
امیدوارم درک مشترکی از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم
به وجود آید.
تردیدی ندارم که احساسات و داوری ها در زمان مناسب می تواند به آنجا برسد که
به جای هرگونه توجیهی،
چه از سر افراط و چه از سر تفریط، درستی تصمیم هایی در
جهت منافع و مصالح ملی و پیشبرد اصلاحات در درون نظام
جمهوری اسلامی گرفته می شود اولویت پیدا کند و ان شاء الله گشایش در کارها فراهم آید."
با حكمي از سوي وزير راه و شهرسازي، مهندس محمود محمودزاده به عنوان قائم مقام وزير و مديركل راه و شهرسازي استان اصفهان منصوب شد.
- در حوزه انتخابيه كاشان و آران و بيدگل آقاي عباسعلي منصوري با كسب49196 رأي از مجموع 171504 آراي صحيح مأخوذه حائز اكثريت لازم گرديدند.
سوگند نمایندگان مجلس
بسم الله الرحمن الرحیم
"من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد میکنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد مینمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه ای را که ملت به ما سپرده به عنوا ن امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم."
فصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
<<< حقوق ملت >>>
اصل 19 ـ مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.
اصل 20 ـ همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه ی حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
اصل 21 ـ دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات بارعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد:
1 ـ ایجاد زمینههای مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او.
2 ـ حمایت مادران، بالخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند،و حمایت از کودکان بیسرپرست.
3 ـ ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان و بقای خانواده.
4 ـ ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بیسرپرست.
5 ـ اعطای قیمومت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه ی آنها در صورت نبودن ولی شرعی.
اصل 22 ـ حیثیت، جان، مال، حقوق ، مسکن و شغلاشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.
اصل 23 ـ تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس رانمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.
اصل 24 ـ نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن راقانون معین میکند.
اصل 25 ـ
بازرسی و نرساندن نامهها، ضبط و فاشکردنمکالمات تلفنی، افشای مخابرات
تلگرافی و تلکس، سانسور، عدممخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه
تجسس ممنوع استمگر به حکم قانون.
اصل 26 ـ احزاب،
جمعیتها، انجمنهای سیاسی و صنفی وانجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته
شده آزادند، مشروط بهاین که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین
اسلامی واساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمیتوان ازشرکت در
آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.
اصل 27 ـ تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حملسلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
اصل 28 ـ هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است ومخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند.
دولت
موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برایهمه افراد امکان
اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احرازمشاغل ایجاد نماید.
اصل 29 ـ
برخورداری از تامین اجتماعی از نظر بازنشستگی،بیکاری، پیری، از
کارافتادگی، بیسرپرستی، در راهماندگی، حوادثو سوانح و نیاز به خدمات
بهداشتی و درمانی و مراقبتهای پزشکیبه صورت بیمه و غیره حقی است همگانی.
دولت
مکلّف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت
مردم، خدمات و حمایتهای مالیفوق را برای یکیک افراد کشور تامین کند.
اصل 30 ـ دولت
موظف است وسایل آموزش و پروش رایگان رابرای همه ملت تا پایان دوره متوسطه
فراهم سازد و وسایلتحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور
رایگانگسترش دهد.
اصل 31 ـ داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق
هر فرد و خانوادهایرانی است، دولت موظف است با رعایت اولویت برای آنها
کهنیازمندترند بخصوص روستانشینان و کارگران زمینه اجرای این اصلرا فراهم
کند.
اصل 32 ـ هیچکس را نمیتوان دستگیر کرد مگر به
حکم وترتیبی که قانون معین میکند. در صورت بازداشت، موضوع اتهامباید با
ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثرظرف مدت بیست و
چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجعصالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه،
در اسرع وقت فراهمگردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.
اصل 33 ـ هیچکس
را نمیتوان از محل اقامت خود تبعید کردیا از اقامت در محل مورد علاقهاش
ممنوع یا به اقامت در محلیمجبور ساخت، مگر در مواردی که قانون مقرر
میدارد.
اصل 34 ـ دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هر کسمیتواند به منظور دادخواهی به دادگاههای صالح رجوع نماید، همهافراد ملت حق دارند اینگونه دادگاهها را در دسترس داشته باشند و هیچکس را نمیتوان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه بهآن را دارد منع کرد.
اصل 35 ـ در همه دادگاهها طرفین دعوا حق دارند برای خودوکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشندباید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.
اصل 36 ـ حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریقدادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
اصل 37 ـ اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرمشناخته نمیشود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
اصل 38 ـ
هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاعممنوع است، اجبار شخص به
شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیستو چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش
و اعتبار است.
متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.
اصل 39 ـ هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانوندستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعیدشده به هر صورت که باشدممنوع و موجب مجازاتاست.
اصل 40 ـ هیچکس نمیتواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار بهغیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد.
اصل 41 ـ تابعیت کشور ایران حق
مسلم هر فرد ایرانی است ودولت نمیتواند از هیچ ایرانی سلب تابعیت کند،
مگر به درخواستخود او یا در صورتیکه به تابعیت کشور دیگری دراید.
اصل 42 ـ اتباع
خارجه میتوانند در حدود قوانین به تابعیتایران درایند و سلب تابعیت
اینگونه اشخاص در صورتی ممکناست که دولت دیگری تابعیت آنها را بپذیرد یا
خود آنها درخواستکنند.
حسن خسته بند با کسب اکثریت آراء از حوزه انتخابیه بندر انزلی به بهارستان نهم راه یافت.
بندرعباس - خبرگزاری مهر: ابوالقاسم جراره به عنوان جوانترین نماینده مجلس به بهارستان راه یافته است.
کلئوپاترا هفتم در ۱ ژانویه سال ۶۹ قبل از میلاد در اسکندریه، یکی از شهرهای مهم مصر به دنیا آمد، او در هجده سالگی (۵۱ ق. م) پس از مرگ پدرش بطلیمیوس دوازدهم به سلطنت رسید. از همان ابتدای سلطنت و در مراسم تاجگذاری، «رئیس شورای سلطنتی»، که قیم قانونی برادر کلئوپاترا، بطلیمیوس سیزدهم بود قصد داشت مانع سلطنت کلئوپاترا به تنهایی شود، از آنجا که او مرد شیاد و متقلبی بود و فکر میکرد بطلیمیوس فرد نادان و کوتهبینی است، سعی در بهسلطنترساندن بطلیمیوس را داشت تا خاندان سلطنتی را زیر نفوذ خود قرار دهد
طبق سنت پادشاهان مصر خواهر میبایست با برادر ازدواج میکرد تا در زیر سایه ی برادر حکومت کند. رئیس شورای سلطنتی قصد سوءاستفاده از این سنت را داشت و اصرار میکرد که خواست بطلیمیوس دوازدهم نیز سلطنت کلئوپاترا و برادرش به طور مشترک بودهاست، اما کلئوپاترا اظهار بیاطلاعی میکرد و تأکید داشت که پدرش او را قبل از مرگ به سلطنت مصر منصوب کردهاست. رئیس شورای سلطنتی که در مراسم تاجگذاری به هدف خود نرسید، سکوت کرد تا نقشه ی جدیدی برای خلع کلئوپاترا از سلطنت بریزد.
در زمان به سلطنت رسیدن کلئوپاترا، روم در آستانهٔ جنگ داخلی دیگری بود و ژولیوس سزار بر سر قدرت با «ماگنوس پمپئوس» دست و پنجه نرم میکرد، پمپئوس که برای مبارزه با سزار به نیرو نیاز داشت، از کلئوپاترا تقاضای شصت کشتی و 300 سرباز کرد. از آنجا که پمپئوس در زمان پدر کلئوپاترا نقش مهمی در بازپسگیری سلطنت مصر را ایفا کرده بود، کلئوپاترا به تقاضای او پاسخ مثبت داد. شورای سلطنتی که منتظر هر بهانهای برای زیر سؤال بردن و خلع سلطنت کلئوپاترا بودند، با کمک کلئوپاترا به پمپئوس مخالفت کردند و اظهار داشتند که سزار مرد نیرومندی است و کمک به دشمناش، او را تحریک میکند و کینهاش را برمیانگیزد.
کلئوپاترا به خاطر بدهکاری نُه تالان طلای پدرش به سزار و از آنجا که در صورت شکست پمپئوس، سزار به مصر میآمد تا طلبش را مطالبه کند و از آنجا که از مخالفت با رومیها در هراس بود، مخالفت شورای سلطنتی با این مسأله را رد کرد.
در یکی از جلسات شورای سلطنتی به کلئوپاترا اطلاع رسید که دو فرستاده ی رومی که پسران استاندار سوریه متعلق به امپراتوری روم بودند به دست لژیونهای رومی کشته شدند.
(این لژیونها را «پمپئوس» هشت سال پیش در اختیار پدر کلئوپاترا قرار داده بود تا در صورت بروز شورش از تاج و تخت او حراست کنند، استاندار سوریه که برای جنگ علیه اشکانیان در ایران به وجود این لژیونها نیاز داشت، پسران خود را به اسکندریه فرستاد تا لژیونها به سوریه اعزام شوند اما لژیونها پسران او را به قتل رساندند.)
کلئوپاترا و وزیر اعظم بر این عقیده بودند که باید قاتلین فرستادگان استاندار سوریه را در غل و زنجیر به سوریه فرستاد تا در دادگاه سوریه و بر طبق قوانین رومی محاکمه شوند. رئیس شورای سلطنتی و رئیس گارد سلطنتی، «آشیل» با کلئوپاترا و وزیر اعظم مخالفت کردند که نباید در برابر رومیان خوار و ذلیل شوند اما کلئوپاترا به مخالفت آنها توجهی نکرد زیرا قصد آنها فقط شیادی بود.
سه سال بعد مصر دچار خشکسالی و قحطی شد و مردم به خاطر آن سر به شورش زدند، یک شب که کلئوپاترا در حال مطالعه لوحههای آغشته به موم و جمع و کسر میزان تولید گندم و جو بود، مشاور و مربی اش، مردیان هراسان به او خبر داد که رئیس شورای سلطنتی و آشیل علیه او شوریدهاند و قصد جان وی را دارند؛
کلئوپاترا به همراه ندیمهها، صندوقهای پر از لباس و زینت آلات سوار بر قایق به بیابانی در نزدیکی کوه کاسیوس و در شرق پلوزیوم گریخت. با فرار کلئوپاترا، رئیس شورای سلطنتی بطلیموس را با نام بطلیموس سیزدهم به سلطنت رساند و مصر به تمام بلاهایی که کلئوپاترا از آن هراس داشت و به درگاه خدایان دعا کرده بود تا مصر از آن بلاها در امان باشد گرفتار شد.
ژولیوس سزار به رغم مشکلات فراوان، مانگوس پمپئوس را در دشت فارسالوس یونان شکست داد و او را تا مصر تعقیب کرد. آشیل، پمپئوس را به قتل رساند و سر او را برید، شورای سلطنتی به این گمان که با کشتن پمپئوس نظر مساعد سزار را جلب خواهند کرد، تصمیم گرفتند دوستی خود را با تقدیم سر بریده پمپئوس به سزار ثابت کنند اما این کار خشم سزار را بر انگیخت.
سزار که از قتل ناجوانمردانه پمپئوس خشمگین شده بود، رئیس شورای سلطنتی و بطلیمیوس را گروگان گرفت و خود در کاخ سلطنتی سکونت گزید. مردم اسکندریه دست به تظاهرات زدند و سزار را محاصره کردند و از سوی دیگر آشیل و سربازانش به او چنگ و دندان نشان دادند. کلئوپاترا برای آنکه بتواند سلطنت را بازپس گیرد، جمعی از فلاحین پر انگیزه و دلاور مصری و مزدوران عرب را در بیابان جمع کرد و با وعدهای که اگر آنها راه رسیدن او به تخت و تاج مصر را هموار سازند حق الحزمه هنگفتی نصیبشان خواهد شد آنها را در اورشلیم استخدام کرد.
سپاه کلئوپاترا در حملهای که به سپاه آشیل کردند یارای نبرد با او را نداشتند. بعد از چند ماه از فرار کلئوپاترا به بیابان، فرستاده سزار، «روفوس کورنلیوس» به نزد او آمد تا کلئوپاترا به اسکندریه بازگردد تا سزار به عنوان میانجی وارد عمل شود و معضل سلطنت مصر را حل کند، سزار از وصیت نامه پدر کلئوپاترا سخن گفت که طبق آن کلئوپاترا و برادرش باید به طور مشترک بر مصر سلطنت کنند، کلئوپاترا از وجود وصیت نامهای که سزار از آن سخن میگفت شک داشت. او که یک ملکه بی تاج و بی سرزمین شده بود، به ناچار و برای آنکه سلطنت را در دست بگیرد دعوت سزار را پذیرفت. مردیان کلئوپاترا را به شوهر خواهر خود «آپولودوروس» که بازرگان معتبری از مردم سیسیل بود و در فرار کلئوپاترا به بیابان نفش مهمی ایفاده کرده بود معرفی کرد و او هم کلئوپاترا را در قالی پیچید و نزد سزار فرستاد.
با بازگشت کلئوپاترا به کاخ سلطنتی سزار او را به عقد ظاهری بطلیموس در آورد تا مردم دست از شورش بردارند. سزار همچنین تقاضای مطالبه طلبش را کرد، او بطلیموس و رئیس شورای سلطنتی را به کاخ دیگری تبعید کرد و در جنگی بین نیروهای خود و پوتیوس و آشیل، آنها به قتل رسیدند.
سزار در جنگ دیگری بین بطلیموس و خواهر کلئوپاترا، «آرسینوهه» به راه انداخت و در این نبرد بطلیموس کشته شد و آرسینوهه به زندان افتاد.
با کشته شدن بطلیموس و زندانی شدن آرسینوهه، کلئوپاترا سلطنت مصر را در دست گرفت. آرسینوهه قبل از رفتن به زندان نزد کلئوپاترا آمد، او از رابطه سزار و کلئوپاترا به خشم آمد که کلئوپاترا خود را به یک رومی فروختهاست، او به کلئوپاترا تف کرد و ضمن آنکه او را نفرین کرد به او لقب روسپی خائن را نسبت داد.
بعد از آن کلئوپاترا و سزار علاقه بیشتری به یکدیگر پیدا کردند و کلئوپاترا از سزار باردار شد. کلئوپاترا در سفری با کشتی سلطنتی به همراه سزار که در طول رودخانه نیل داشت، سزار را به معبد ایزس و اوسیریس، دو خدا از خدایان مصری برد و برای او داستان آنها را تعریف کرد که بر باور مصریها، «ایزس» و «اوسیروس» دو خدای خواهر و برادر بودند که با هم ازدواج کردند و صاحب فرزندی به نام «هوروس» شدند، کلئوپاترا برای سزار توضیح داد که اکنون بر باور مردم بالادست رودخانه نیل، او ایزس است و اگر او و سزار با هم ازدواج کنند، سزار تجسم «اوسیریس» میشود و فرزند آنها که کلئوپاترا او را باردار بود هوروس مجسم خواهد شد و آن که این مسئله سبب قدرتمندی بیشتر آنها میشود.
از آنجا که سزار خدایان مصر را کفر میدانست و ازدواج با کلئوپاترا او را در روم به دردسر میانداخت، با کلئوپاترا مخالفت کرد و به او پیشنهاد داد که اگر او ازدواج برادر و خواهر را از سنتهای مصر میداند، پس باید با برادر دیگرش «آنتونیوخوس» ازدواج کند. او کلئوپاترا را به عقد برادر خردسالش آنتونیوخوس در آورد. بعد از آن مشاجره دیگری بین کلئوپاترا و سزار بر سر خواجههای دربار مصر در گرفت و سزار برای سر و سامان دادن به اوضاع روم به آن جا رفت.
در سال ۴۷ ق. م کلئوپاترا پسری به دنیا آورد و نام او را «سزاریون» به معنای پسر سزار نامید. هدف کلئوپاترا از نامیدن اسم سزار بر روی فرزندش آن بود که همگان بدانند سزاریون پسر سزار است و آن که به همه نشان دهد به دلیل شایستگی و حق موروثی بر تخت سلطنت مصر نشستهاست نه به دلیل لطف و مرحمت سزار.
اکثر مردم تا آن روز در وجود کلئوپاترا زن جوانی میدیدند که به خاطر باز پس گیری تاج سلطنت مصر، در برابر سزار کرنش میکرد و به تمنیات او تن میداد اما تولد سزاریون اوضاع را دگرگون کرد.
سزار از به دنیا آمدن سزاریون با خبر شد و در نامهای که به کلئوپاترا فرستاد، تولد پسر او را تبریک گفت و انکار کرد که سزاریون پسر هردوی آن هاست. با انکار سزار در مورد سزاریون، کلئوپاترا دستور ضرب سکهای داد که بر روی آن ملکه ی مصر را در هیأت ایزس نشان میداد که سزاریون را در آغوش گرفته بود. کنایه ی پنهان در سکه آن بود که اگر کلئوپاترا «ایزس مقدس» بود، سزار هم اوسیریس همسر او محسوب میشد و سزاریون فرزند و وارث هر دوی آنها بود.
| شغل | تعداد |
| كارمند | 962 نفر |
| استاد دانشگاه | 531 نفر |
| فرهنگيان | 436 نفر |
| داراي مشاغل آزاد | 395 نفر |
| پزشك | 205 |
| قبلا نظامي بودهاند | 141 نفر |
| وكلا يا قضات | 120 نفر |
| روحاني | 92 نفر |
| بيكار | 42نفر |
| بازنشستگان | 30 نفر |
از آذر ماه سال گذشته تا كنون 58 حلقه چاه غيرمجاز در دشت هاي ممنوعه دهگلان و قروه در شرق استان كردستان مسدود گرديده است.
به
گزارش خبرنگار سايت خبري وزارت نيرو در روابط عمومي شركت آب منطقه اي
كردستان، در يكسال اخير 248 حلقه چاه غير مجاز در اين دشت ها شناسايي و 212
حلقه نيز جهت صدور حكم به مراجع قضايي معرفي شده اند، كه از اين تعداد
تنها 20 حلقه چاه غيرمجاز مورد حكم قرار گرفته است.
شايان ذكر است، در
اين مدت 13 دستگاه حفاري غيرمجاز هم در دشت هاي دهگلان و قروه متوقف گرديده
و 1494 حلقه چاه مورد بازرسي قرار گرفته است و 4 حلقه چاه به دليل اضافه
برداشت پلمب گرديده اند.
استان كردستان داراي 3 دشت ممنوعه شامل دهگلان، قروه و چهاردول مي باشد كه در شرق استان واقع شده اند.http://news.moe.org.ir/vdcd.z0f2yt0sja26y.html
یخفروزان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان اوچهاچا بخش مرکزی شهرستان اهر واقع شدهاست.
محرمعلی احمدی خوشبو
فرخ اختر یار آذر
نادر اختگان
سید محمد مهدی اکبری جدول قدم
قاسمعلی بازآی
مجید با شعور سردرودیان
ابوالقاسم جراره
علی نعمت چهاردولی
حسن خسته بند
محمود صابرهمیشگی
نادر غلام حضرت حجت
خدیجه گمنام
احمد محرم زاده یخفروزان
مردی که زن باردارخود را به قتل رسانده بود در کمتر از 24 ساعت در شهرستان آران و بیدگل دستگیر شد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) ،فرمانده انتظامی شهرستان آران و بیدگل اظهار داشت: این مرد براثراستعمال شیشه زن خود را با ضربات چاقو به قتل رساند ،که مأموران انتظامی در کمتر از 24 ساعت به محل اعزام شدند و متهم نیز به این امر اعتراف کرد.
سرهنگ علی بابایی بااشاره به اینکه قاتل درمقابل چشمان دو فرزند کوچکش همسرش را به قتل رسانده است،خاطر نشان کرد: قتل درپی مصرف مواد روانگردان مانند شیشه ازجمله مواردی است که هر از چند گاهی اذهان عمومی را پریشان می کند.
بیدارشهر : چند روز قبل جوانی با لهجه ی اصفهانی با دو دختر چهارساله که کیف مهد کودشان بر دوششان بود جهت انجام کاری به اداره آمده بود.کودکان 4 ساله بودند .گفتم : بچه هایت دو قلو هستن؟
گفت : بچه های من نیستند.من شوهر عمه ی آنها هستم.پدرشان پارسال مادرشان را کشته و این دو بچه را ما نگهداری میکنیم.
بچه ها او را بابا صدا میزدند.پدرشان محبوس می باشد.یکی از بچه ها از بیماری آسم رنج می برد.
شوهر عمه ادامه داد : من راننده ی یک شرکت نخ تابی در آران و بیدگل هستم و خودم هم دو بچه دارم.
پرسیدم : امکان دارد خانواده ای سرپرستی آنها را قبول کند ؟
گفت: تا تکلیف پدرشان روشن نشود نه.
کسی هست که بتواند از رنج های این دو کودک بکاهد تا در آینده مشکلی برایشان به وجود نیاید ؟
راه حلی به نظر شما میرسد؟
این دو طفل معصوم.
چرا نهادهای مسئول توجه ندارند؟
من با 10 دقیقه صحبت متوجه شدم بچه ها در خطر هستند.
آیا کسی هست آنها را یاری نماید؟
آیا شوهر عمه درست گفته که تا پدرشان اعدام نشود نمیتوان سرپرستی آنها را به خانواده ای بدون فرزند محول کرد؟
بهزیستی و دادگستری آران و بیدگل نمیشود راه حلی بیابند؟

گردهمایی اعضا و هواداران حزب پانایرانیست اصفهان1346
روی پرده نوشته شده:
مشتهای گره کرده ی اهالی بخش 6 نموداریست ....جان گذشتگی و جانبازی در راه حفظ تاج و تخت و استقلال میهن