دعا برای شهر

آران و بیدگل

نباد  آنکه تو را آباد نخواهد

آران و بیدگل

نیست باد آنکه برایت بیست نخواهد

آران و بیدگل

بمیرد آنکه توانت بگیرد

آران و بیدگل

کور باد آنکه نورت  نخواهد

آران و بیدگل

نابود باد آنکه بودت نخواهد

آران و بیدگل

پاک باد خاکت از ناپاکی

آران و بیدگل

دور باد از تو جهل و سفاکی

آران و بیدگل

سبز و خرم باد زمینت

آران و بیدگل

دود باد ددان در کمینت

آران و بیدگل

نیامرزد خدا آنکه را بیازارد مردمانت را

آران و بیدگل

سرازتنش  جدا باد آنکه جدا کند از هم مردمانت را

آران و بیدگل

خوابش مشوش باد آنکه خیانت کند در اماناتت

آران و بیدگل

باران رحمت خدا ببارد بر آنکه زمینهایت را بکارد

آران و بیدگل

برجایگاه بلند نشاند خدا آنکه را بر خاکت نهالی بنشاند

آران و بیدگل

آمرزیده باد آنکه به کودکانت  بیاموزد

اجابت نما ای بزرگ قانون گزار هستی بخش

زکه نالیم که از ماست که بر ماست

روزی ز سر سنگ   عقابی به هوا خاست

و اندر طلب طعمه   پر و بال بیاراست

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت

امروز همه روی زمین   زیر پرماست

بـر اوج فلک   چون بپرم   از نظـر تــیز

می‌بینم اگر ذره‌ای اندر ته دریاست

گر بر سر خـاشاک   یکی پشّه بجنبد

جنبیدن آن پشّه   عیان در نظر ماست

بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید

بنگر که از این چرخ جفا پیشه   چه برخاست

ناگـه ز کـمینگاه   یکی سـخت کمانی

تیری ز قضا و قدر انداخت   بر او راست

بـر بـال عـقاب آمـد و آن تیر جـگر دوز

وز ابر مر او را   بسوی خاک فرو کاست

بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی

وانگاه پر خویش   گشاد از چپ و از راست

گفتا:عجب است! این که ز چوب است و ز آهن!

این تیزی و تندیّ و پریدنش کجا خاست؟

چون نیک نگه کرد و پر خویش بر او دید

 گفتا: زکه نالیم که از ماست که بر ماست

شهر من - بافت قدیمی

یکی دو روز گذشته فرصتی شد تا به بافت قدیم رفته و از  محله های توی ده - آب پخش - بازار مسجد سر کوچه ی یخچال - دربند - چهار سوق - میدان بزرگ - آب انبار قاضی دیدن و غرق در خاطرات کودکی و نوجوانی گردم .با آرایشگر قدیمی شهرمان مهربان استاد حسامی به گفتگو بنشینم . او گفت که برای اصلاح پدر بزرگم  و برای مشکی کردن موی عموحسینم به خانه اشان می رفته است .از هنرش در تیزکردن چاقو و قیچی گفت و قدرشناسی مردم که هنوز به او مراجعه میکنند .وسایل قدیمی کارش را نشانم داد و توضیحی کوتاه در باره ی هریک .همانجا از خانه ی قدیمی صدیقیانها  در طول عمرم برای دومین بار دیدار کردم و مهربان عباس صدیقیان توضیحات خوبی در باره ی آن خانه داد.

در دیدار از خانه ی افتخار دربندی از توضیحات خوب آقای گوهری بهره مند گشتم و گفتگو کردم با پیرمردی که آنجا از آفتاب جانبخش این روزها استفاده می برد.نامش آقای شیپوری بود و گفت که در شعربافی های بیدگل کار میکرده است و پس از آن مداح شده است و حالا شب جمعه ها در هلال بن علی در کنار قبور مداحی مینماید . از چپق بلند و سبیل پرپشت و بذله گویی استاد عزیزالله عرفان پدر بزرگم هم یاد کرد .البته هر دو پدربزرگم شوخ طبع بوده اند.شاید به همین دلیل است که احساس بی وزنی همیشه با من است .

نرسیده به چارسوق پیرزنی کنار درب منزلش نشسته بود و گل سرخی در دست داشت در سلام پیشی گرفت و گلش را به من داد .گفت از خانواده ی بوته کن است . همینطوری گفتم : بله خانواده ی بزرگی هستند . اشک در چشمانش حلقه زد و با لهجه ی شیرینش گفت : خودت بزرگی هر که بزرگه همه را بزرگ میبینه . ترک نمودنش برایم سخت بود ...دلم میخواست ساعتها با او صحبت میکردم . اگر خود را معرفی میکردم حتما خاطرات زیادی از خاندان مادریم نقل میکرد ...

 

بند ریگ آران و بیدگل حاصل همکاری خورشید ، دریا ، ابر ، باد ، برف و باران ، رود و کوه و دشت

 

خورشید مهربان میتابد بر دریا

بخار از دریا بر میخیزد و حاصلش ابرها

حرکت میدهند ابرها را بادها

میبارند ابرها بر کوهها

 

میبارند بر کوه های البرز

آبرفتهای البرز را حمل میکند جاجرود

و رها میکند در شمال دریاچه ی نمک

میبارند ابرها بر کوهها

میبارند بر کوه های شمال قزوین

جاری میشوند بر پهنه ی دشت قزوین

آبرفتهای دشت قزوین را حمل میکند رود شور

و رها میکند در دشت شمال غرب دریاچه ی نمک

در کنار آبرفتهای جاجرود

میبارند ابرها بر کوهها

میبارند بر کوه های کرج و همدان و اراک و ساوه و آشتیان و تفرش

آبرفتها را  حمل میکند قره چای

و رها میکند در کنار آبرفتهای رود شور

میبارند ابرها بر کوهها

میبارند بر کوه های داران و خمین و خوانسار و گلپایگان و دلیجان و محلات

آبرفتها را حمل میکند قمرود

از قلب شهر قم میگذراند و رها میکند در کنار آبرفتهای قره چای

آبرفتهای رودهای جاجرود و شور و قره چای و قمرود

فرو مینشینند در شمال غربی دریاچه ی نمک آران و بیدگل

و همه در مسیر بادهای شمالغربی

خورشید مهربان میتابد بر آبرفتها و خشک میشوند آبرفتها

آبرفتها را بادهای شمالغربی می روبند و به آسمان میبرند

و از آسمان به سمت جنوب شرق دریاچه می رانند

آنجا که سرزمینهای بلندی وجود دارد و سرعت باد را می کاهد

بلندیهایی مانند سفیداب ،یخاب و لطیف

و فرو مینشینند ماسه ها

و همه به اسم باد نام میگیرند ماسه بادی

از مرنجاب تا شمال ابوزیدآباد نواری به طول 30 کیلومتر و به پهنای 23 کیلومتر

بند ریگ  نامیست برای این نوار

و ریگ بلند نامی دیگر

و همه واقع در یک شهرستان

شهرستان آران و بیدگل

که اگر بلندی  متوسط بند ریگ را 10 متر فرض کنیم

حجم آن میشود حدود 6 میلیارد مترمکعب

یعنی یقینا به جمعیت کره ی زمین هر نفر یک متر مکعب ماسه میرسد .

ترازوی بزرگ زندگی آدمها

شماری  از مردم هنگامی که زندگی خود را با زندگی دگرمردم می سنجند و یا دگران را با دگران

 نگران گردند و گاه گریان و پریشان

 از آن رو چنین گردند که از میان ماجراهای مختلف تنها به یک ماجرا می پردازند

 مانند در ترازو نهادنِ:

  1. درآمد ماهیانه ی فرهاد و درآمد ماهیانه ی محسن
  2. تعداد فرزند کامران و تعداد فرزند جعفر
  3. زیبایی همسر رستم  و زیبایی همسر کاوه
  4. شغل نسرین و شغل مهوش
  5. قد عروس کبریا و قد عروس کوکب
  6. اتوموبیل داماد زهره و اتومبیل داماد ناهید
  7. مدرک تحصیلی شوهر زهراخانم و مدرک تحصیلی شوهر جمیله خانم

و....

این نوع سنجش درست نه است .

و چون سنجش نادرست.نتیجه گیری هم نادرست .

و چون نتیجه گیری غلطه موجب ایجاد بحثهای بیهوده در خانواده های چشم وهمچشم گرای سطح نگر و کوته بین ِ تازه به دوران رسیده ی خرافاتی میگردد.

ما  خانواده ها ی  این چنینی نخست باید خو بگیریم  به یک واکنش مثبت گفتاری و رفتاری

 که تا شنیدیم  فردی از نعمتی برخوردار شده با تبسمی ، خوشحالی خود را نشان دهیم و بگوییم :

ماشاالله. مبارکشون باشه.

و بعد برای اینکه اعتماد به نفس خو را از کف ندهیم و خود را حقیر و بی کفایت  نپنداریم :

تمامی ماجراهای زندگی های دو نفر را یکجا و با هم در ترازویی بزرگ قرار دهیم و با تعجب  ببینیم که دو کفه ی این ترازو بعد از کمی نوسان در یک سطح آرام میگیرند .

این ماجراها شاید تعدادش به 5000 و یا بالاتر هم برسد برای نمونه تعداد محدودی از ماجراهای زندگی ابوالقاسم و مجتبی را در اینجا نوشته و به هر ماجرا نمره میدهم .

 

 

ماجرای زندگی

ابوالقاسم

امتیاز

مجتبی

امتیاز

تعداد فرزند صالح

3

30

1

10

همسر زیبا

-

-

1

20

همسر خوش اخلاق

1

10

-

-

املاک

1

10

5

50

سلامتی

سلامت کامل

50

قلب و کلیه بیمار

10-

سلامتی همسر

دندان مصنوعی

10-

فشارخون و دیابت

10-

سلامتی فرزندان

یک فرزند ناشنوا

10-

یک فرزند معتاد

10-

همسایه

بد

10-

خوب

20

خودرو

رنو

10

سمند

30

مدرک تحصیلی

سیکل

5

ابتدایی

-

مادرزن

ندارد

30

مادرزن بد اخلاق

5-

پدرزن

معتاد

20-

سالم

25

برادرزن

همه خوب

20

یکی لات

5-

جمع

-

115

-

115

 

موارد استفاده از ماسه بادی

بند كشي آجر

پس از اتمام كل نما سازي با آجر ابتدا ماسه بادي دانه دار پاي كار آماده داشته و به هر پيمانه ماسه دو پيمانه سيمان معمولي پرتلند اضافه مي كنند وبا مقداري آب به صورت خمير در آورده پس از نصب داربست براي زير پاي استاد كار بند كش خمير را در ظرفي نزديك كار برده با قلم فلزي باريك كه عرض آن حد اكثر 10 ميليمتر و ضخامت آن 2 ميليمتر و سر آن نيز منحني شده باشد ، وسط آن نيز زانويي خورده شده باشد پس از پوشاندن دستهاي استادكاربا دستكش هاي لاستيكي سالم خمير را كم كم روي كف دست چپ قرار داده و قلم نام برده را به دست راست گرفته دست چپ به زير درز آجر از چپ به راست حركت مي كند و هم زمان دست راست با قلم فلزي خمير را به لاي درز جاي داده پس از پيش رفتن حدود يك متر طول عمل را به درزهاي زير انتقال مي دهد سپس از ابتداي هر درز با دست راست قلم را تا آخر ملات يكسره كشيده تا تشخيص داده شود درزها تميز بند كشي شده و با قطعه پارچه اي لبه هاي آجر را تميز مي نمايند.
http://hamid-civil.blogfa.com/post-27.aspx


گیاه پرتقال زینتی

گیاه پرتقال زینتی یکی از شناخته شده ترین انواع سیتروس است که به دلیل رشد متراکم و توانایی میوه دادن در یک ارتفاع کوتاه به عنوان یکی از گیاهان خانگی قابل نگهداری و تکثیر می باشد.

تکثیر این گیاه آسان نیست زیرا به دمای بالا، به مدت طولانی و کنترل محیطی دقیق برای رشد نیاز دارد. بهترین زمان تکثیر اواسط بهار تا اوایل تابستان می باشد. قلمه های ساقه ای به اندازه 15 – 10 سانت را با قیچی باغبانی و یا سرشاخه زنی جداکنید، ابتدا در پودر هورمون ریشه زایی فروبرده و سپس هر قلمه را در گلدان کوچکی حاوی ماسه بادی و یا کمپوست مخصوص قلمه و بذر بکارید. قلمه ها را با کیسه پلاستیکی شفاف بپوشانید و دور از تابش مستقیم خورشید در دمای 21 درجه سانتی گراد به مدت دو ماه یا کمی بیشتر جهت ریشه دهی قرار دهید.

پس از ریشه دهی، کیسه پلاستیکی را بردارید تا گیاه از محیط کنترل شده جدا و در محیط طبیعی به رشد خود ادامه دهد.

 

 http://ake.blogfa.com/post-1574.aspx


ساروج

مصالحي كه در ساختن شمس العماره از آن استفاده شده است عبارتند از آجر، خشت، كاه گل و ساروج. ساروج نوعي ملاط تركيبي از گرد آهك خالص _ خاكستر _ ماسه بادي و مقدار كمي لويي (گل ني) بوده كه بسيار محكم و شايد به استحكام سيمان بوده است. از ديگر مصالح استفاده شده در اين بنا چوب است كه حتي براي اتصال ديوارها نيز از چوب استفاده شده است. روي پوشش ها از ورق فلزي استفاده مي كردند كه از مس بوده و آن را با كوبيدن فلز مورد نظر تهيه ميكردند. همه اسباب و وسايل موجود در اين عمارت بسيار نفيس است و هم‌چنين ساعت بزرگي در بالاي برج آن موجود است كه در قديم صداي زنگ آن در اكثر مواقع شنيده مي‌شد و پس از اعتراضات متعدد اهالي و نارضايتي خود شاه از اين صدا، براي كاستن از صداي ساعت تعميراتي انجام گرفت كه ساعت را به كلي از كار انداخت.

http://sulukiyan.blogfa.com/post-6.aspx


ديمه (deimah)

يكي از عمده ترين مصالح در ساختمان آب انبار ديمه (deimah) است ، كه از آهك و خاكستر و ماسه بادي تشكيل شده است. اين ملات ضمن آب بندي بنا ، از فساد آب نيز جلوگيري مي كند.
http://maibodgasht.blogfa.com/post-2.aspx

روان­شناسی اجتماعی ، برای کسی که می­خواهد ، جامعه­اش در سلامت روانی زندگی کند ، ابزار مفیدی است

در روایات اسلامی آمده است که روزی حضرت رسول (ص)در جمع یاران خود مشغول بحث و گفتگو بود که شخصی وارد شد و پس از سلام با صدای بلند اظهار داشت در فلان خانه، در فلان محله ، زن و مرد نامحرمی با یکدیگر خلوت کرده­اند. جوّ جلسه با شنیدن این خبر متشنّج شد. حضرت رسول (ص) مکثی کرد و پرسید کدام یک از شما حاضر است به محل مزبور برود و صحّت وسقم موضوع را روشن کند. تعداد زیادی ، دست­های خود را بالا برده و اعلام داوطلبی کردند. اتفاقاً حضرت علی (ع) در جمع بود و از آن جا که پیامبر بزرگ اسلام ، جامعه خود را می­شناخت ، و با روحیه انسان­های هوچی طلب و آبرو ریز آشنا بود ، همه آن­ها را به نشستن دعوت کرد و علی (ع) را برای روشن ساختن موضوع ، روانه محل کرد. پیشوای اول مومنان ، خود را بلافاصله به محل رسانید. ولی قبل از این که وارد کوچه اصلی شود ، چشم های خود را بست و در همان حالت از کوچه عبور کرد ، وارد خانه شد ، و با چشم بسته در خانه گشتی زد و از آن خارج شد. سپس به جمع رسول خدا برگشت و عرضه داشت من هیچ کس را در آن خانه ندیدم !!!

http://va-ama-bad.blogfa.com/

زن و مردِ آن، ساده و كارگر-همه زارعِ و قانعِ و رنجبر

قديمي دِهي بود آران بنام
پر از نعمت و ثروت و احتشام
همه باغ و دشت و چمنزار و كشت
در آزادي و خرّمي چون بهشت
فروزان، شبانِ دل­افروز او
فروغِ رخِ زندگي­روزِ او
فضايش مهيّج، چو كانونِ دل
گلش زندگي­بخش، چون خونِ دل
زن و مردِ آن، ساده و كارگر
همه زارعِ و قانعِ و رنجبر
شنيدم كه آران از آن نام جست
كه بُد مركزِ آريا از نخست
وزان نام بُردار، آراني است
كه خود ز اولين قومِ ايراني است


                     ***

يكي چشمه­اي نامش، آران دشت
در آن دِه، ز هر خانه­اي مي­گذشت
ز پيرانِ پيشينِ دِه، اين سخن
بُدي نقشِ پيشانيِ مرد و زن
كه اين چشمه­ي پاك، معجز نماست
در آن موجي از قُلزم كبرياست
بشويد از او هر كه رخ، صبحدم
نبيند يقين تا شب، آشوب و غم


                       ***

همه­ مردمِ اين دِهِ بخت­ْيار
دلِ و جانِ خود شسته از هر غبار
تمدّن نكرده بدان سو گذر
نبود از تجمّل در آنجا اثر
زن و مردِ آن پاك و پاكيزه دل
به يكديگر از جان و دل متصل
دلِ هر يك از مهر گنجينه­اي
فروزان­تر از پاك، آيينه­اي

 شادروان استاد نظام وفا

http://va-ama-bad.blogfa.com/

شهید احمد بیدگلی بیدگلی

 بیست و سومین سالگرد شهادت دانش آموز شهید احمد بیدگلی بیدگلی را همراه با یاد پانزده گل پرپر  بیدگل در مراسمی گرامی می داریم.

 پنجشنبه 20/1/88 حسینیه هاشمیه جنب گلزار شهدای امامزاده حسین بیدگل.

شرق آران و بیدگل با آقای رسولزاده

ادارات و مشاغل آران و بیدگل-شما هم معرفی نمایید.

نام

آدرس

خواربار فروشی مهدی خدمتی

میدان شهدا-کوچه ی محقق

پرداختی قالی دستباف خدمتی

میدان شهدا-کوچه ی محقق

فروشگاه ظروف و وسائل پلاستیکی-ملامین و چینی خدمتی

میدان شهدا-کوچه ی محقق

پژوهش سرای دانش آموزی دکتر حسین عظیمی

خیابان شهید رجایی

شرکت فرش هزاران آران

شهرک صنعتی سلیمان صباحی بیدگلی- بلوار پنجم- پلاک ۱/513

کانون فرهنگی تربیتی شهید ربانی زاده

 نوش آباد- خیابان امام (ره)

شرکت تعاونی کشاورزی دامداران آران و بیدگل

 میدان آزادگان 

کانون فرهنگی تربیتی سردار شهید قاسم عربیان

خیابان معلم

کانون شهید بنی طباء

خیابان 22بهمن

شركت پرديس كوير

خيابان طالقاني

دكتر محمدگل

خيابان محمد هلال

 داروخانه دكتر گلسرخي

خيابان شهيدرجائي

داروخانه دكتر نمكي

خيابان محمد هلال

شرکت ساختمانی وسوله سازی سازه سرا

خیابان شهدا- روبروی کوچه بنیاد شهید

کانون فرهنگی شهید بهشتی

خیابان جمهوری اسلامی- کوچه مسجد خاتم الانبیاء- جنب مسجد خاتم الانبیاء

مجتمع فرهنگی آموزشی قرآنی حضرت ثامن الحجج سلام الله علیه

خیابان 22 بهمن

 اداره ی فرهنگ وارشاد اسلامی

خیابان 17 شهریور کوچه ی قیام

 باشگاه علمی پژوهشی فیزیک آریان پژوه

خیابان زینبیه - مقابل کوچه زینبیه

 خدمات الکترونیک سید(تعمیر لوازم الکترونیکی)

خیابان 22 بهمن تلفن 2738974

انتقال محل اداره به مجتمع اداری

 

سر انجام محل اداره ی ما به طبقه ی زیرین اداره ی بازرگانی منتقل شد . از همکاری صمیمانه ی شهرداری ناحیه ی ۲ و شورای  شهر و اداره ی بازرگانی تشکر مینمایم. امیدوارم به زودی با معرفی سرپرست شایسته ای برای این اداره و افتتاح رسمی  ، بتواند در شرایط مطلوب به مردم خدمت نماید . 

مهندس میرحسین موسوی :

 
  1. نوع تبلیغات، بحث‌ها و گفت‌وگوها نباید کینه و عناد در جامعه ایجاد کند .
  2.  ما همه امسال دور هم برای تغییر اساسی جمع شده‌ایم. میل به تغییر از روی هوا و هوس نیست. بلکه به دلیل نیازی است که احساس می‌کنیم کشور به آن دارد.
  3.   آنچه که باعث این حرکت شده است و ما دور هم جمع شده‌ایم، این است که حرکت‌ها متناسب با عظمت انقلاب و اهدافی که انقلاب اعلام کرده است و ظرفیت‌هایی که انقلاب ایجاد کرده، نیست و چه بسا انحرافاتی هم در این رابطه وجود داشته باشد.
  4.  اضافه‌ بر آن مشکلاتی هم در سطح کشور داریم که مخصوصا اگر بعضی از آنها ادامه یابد خطرزاست.
     از جمله این موارد بی‌اعتنایی به قانون است که مهم‌ترین مشکل در حال حاضر محسوب می‌شود.
  5. فقط می‌خواهیم یک لیست و سندی به مجلس و ملت داده شود که ما حدود 270 میلیارد دلار پول نفت را کجا هزینه کردیم و صرف چه کردیم؟
  6. یکی از مشکلات دیگرمان، این است که بر خلاف عهدی که با مردم داشتیم که همه چیزمان در مقابل مردم شفاف و روشن باشد، دائم به سمت پنهان کاری بیشتر در مقابل مردم پیش می‌رویم.
  7.  یکی از مواردی که در آن الگوی مصرف باید بازبینی شود، نحوه مصرف منابعی است که در دست دولت است. دولت دارای بزرگترین منابع است و خود بزرگترین مصرف‌کننده است.
  8. مصرف منابع کمیاب برای مقاصد کوتاه مدت و اغراض سیاسی فاجعه ایجاد می‌کند
  9.  چرا باید طوری عمل کنیم که باخت یا برد ( ورزشی)ما از جنبه عادی خارج شود و باخت ما به عنوان باخت نظام در مقابل این یا آن کشور تلقی ‌شود؟
  10. ما از مافیای نفتی بحث کردیم اما امروز که این جا نشسته‌ایم به هیچ وجه دست ما به اطلاعات مربوط به نفت و قراردادهای نفتی نمی‌رسد و حتی مجلس هم از بسیاری از این قراردادها اطلاع ندارد. 
  11.  مردمی که حق به گردن همه دارند هم ارزش‌های زیبای اصلاح گرایانه را می‌پذیرند و قبول دارند و هم این که این اصلاحات را بر گرفته از ارزش‌های بنیادی خودمان می‌دانند و تناقضی بین این گرایش و ارزش‌ها نمی‌بینند.
  12.  عموم مردم دوست ندارند که در کشور آزادی بیان نباشد، روزنامه ها بسته شوند و یا در این زمینه‌ها مشکلاتی داشته باشیم یا به جوانان و فرهنگ آنها احترام نگذاریم یا جامعه فرهنگی خودمان را آنچنان که هست نتوانیم درک کنیم.
  13. با اسلامیت تحجری که نمی‌تواند به مسایل روز و حکومتی و مسایل فرهنگی جهان پاسخ دهد، رو به رو و غرق در مسایل خرافی و انحطاط‌‌آور خواهیم شد.
  14.  همان طور که زمانی حضرت امام فرمود "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد" این موضوع برای ما جنبه حیاتی دارد.
  15.  استفاده ابزاری از دین و ایمان مردم به مشروعیت نظام آسیب می‌رساند. ما نباید ضعف‌های خودمان را با استفاده از احساسات مذهبی مردم جبران کنیم.
  16. هر کس جمهوری اسلامی را قبول دارد و طالب همکاری است، می‌توانیم با او کار کنیم. من خیلی دقیق گفتم اصلاح‌طلبی هستم که اصول را گم نمی‌کنم و دائم به آن بر می‌گردم؛ این حرف را در شرایط دفاع مقدس هم می‌گفتم؛ در دوران آقایان هاشمی و خاتمی هم گفتم، الان هم می‌گویم.
  17.  فکر می‌کنم جمعیت عظیم هنرمندان ممکن است در راس نباشند اما در بدنه هستند و در حوزه فرهنگ با گرایش‌های گوناگون فعالیت می‌کنند. شما به همین سریال‌های تلویزیونی نگاه کنید که چه تاثیراتی بر جای می‌گذارد.
  18.  آزادی بیان و نبستن روزنامه و استقبال از انتشار فرهنگ و اعتماد به روشنفکران و هنرمندان بر اساس این نگاه باید انجام شود.برگشت به تمدن درخشان ایرانی و استفاده از فرهنگ غنی یک ملت بزرگ برای مدیریت این تغییرات درک و زحمت زیادی می‌طلبد و تنها با یک عزم ملی می‌توان کار انجام داد.

آنچه نحس و ناپسند است نادانی و جهل و خرافه گرایی میباشد .

 

تمامی ساعات و روزها و شبهای یک سال مبارک و فرخنده است و هر یک از اعداد و حروف و علائم و گیاهان و جانوران و موجودات ارزش خاص خود را دارند و هیچیک نحس نیستند.

آنچه نحس و ناپسند است نادانی و جهل و خرافه گرایی میباشد .

همه ی دختران دم بخت باید بدانند که از علف کاری ساخته نیست و آنچه بختشان را خوش مینماید همانا کسب دانش و هنر و دوری از رفتارهای جلف و خوارکننده و روی آوردن به گفتار و پندار و کردار نیک و اخلاق خوش و حجب و حیای ایرانی میباشد .

۱۳ به در - سیزده به در - سبزه گره زدن

پیاده روی

امروز بعد از ظهر با محمدجواد به آران و بیدگل رفتیم و از محله ی معین آباد به طرف مشرق پیاده روی کردیم دوستان عزیزی که ما را در جمع خویش پذیرفتند آقایان رسولزاده - فرزین - مقری- ساطع و صباغی بودند.جای همه ی دوستان خالی بود همدلی و همزبانی با هوای فرحبخش بهاری پس از باران پریشب هر بیجانی را جان میبخشید من را که هنوز نیمه جانی دارم جای خود دارد.

از دوستان تشکر میکنم.

سالشمار زندگی کاوه گلستان

 
 
17 تیر 1329 – تولد در آبادان
1332 – سکونت در تهران
1335 – شروع تحصیلات ابتدایی در دبستان روش نو
1341 – شروع تحصیلات متوسطه در دبیرستان البرز
1343 – کوچ به لندن و آغاز تحصیل در دبیرستان شبانه روزی میلفیلد
1347 – بازگشت به تهران
50-1348 – کار در شرکت های تبلیغاتی به عنوان عکاس و انیماتور
1352 – ازدواج با هنگامه جلالی
نخستین ماموریت مطبوعاتی برای تهیه عکس و گزارش جنگ در ایرلند برای روزنامه کیهان
همکاری با ابراهیم گلستان در فیلم « اسرار گنج دره جنی » به عنوان عکاس و مجسمه ساز
انتشار کتاب « قلمکار» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
عکاسی از کودکان گوشه و کنار ایران برای انتشارات فرانکلین جهت چاپ در کتابهای درسی
1353- نمایشگاه کولاژهای پولارویدی در گالری سیحون
نمایشگاه عکس های کودکان ایران در گالری سیحون
انتشار کتاب « گلاب » در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
1355-آغاز همکاری فعال با روزنامه آیندگان با چاپ گزارش سه گانه : کارگر ، مجنون ، روسپی
برگزاری نمایشگاه سه گانه در دانشگاه تهران و توقیف آن
1356- کار با مجله سبز
1357 – عکاسی گسترده از رویداد های انقلاب و کار با مجله تایم ، تهران مصور و نشریات دیگر
1358 – دریافت جایزه « رابرت کاپا » برای عکس هایش از انقلاب
عکاسی از درگیری ها و رویدادهای سیاسی و اجتماعی گوشه و کنار کشور
انتشار کتاب « شورش » از عکس های انقلاب با محمد صیاد
1359 – حضور فعال در جبهه ها با آغاز جنگ
آغاز همکاری با آژانس های جهانی عکس
1360 – انتشار کتاب جنگ با آلفرد یعقوب زاده
انتشار کتاب « انقلاب نور » مجموعه عکس . کار گروهی
1362- تولد فرزندش مهرک و رفتن به لندن
تاسیس آژانس عکس ریفلکس و حضور های متناوب در ایران برای عکاسی جنگ و دیگر رویداد ها
1360 – انتشار کتاب « غنچه ها در توفان » درباره حضور کودکان و نوجوانان در انقلاب .
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
1369 – شروع کار با دوربین ویدیویی
1370 – ساخت مستند « ثبت حقیقت » که با پخش آن از کانال چهار انگلستان در ایران ممنوع اعلام شد .
1371- مصاحبه های ویدئویی ، چهره های ادبیات ایران
1372 – تصویر برداری و تدوین مستند « گنگ خوابدیده »
لغو ممنوعیت کار در پایان سال و آغاز کار با آسوشیتد پرس AP
1373 – آغاز تدریس عکاسی در دانشکده های هنری تهران
1376- تصویر برداری فیلم مستند « ماندن » با کارگردانی مانی حقیقی
1378- آغاز کار با بی بی سی
13 فروردین 1382 – مرگ در شمال عراق بر اثر انفجار مین
 

دوستان دبستان صباحی پس از 40 سال

 تلفن یکی از دوستان دوران دبستان را به صدا در آوردم .

آمد اداره .

بیش از ۴۰ سال ندیده بودیم یکدگر را.

سید عباس پردل .

داغ جوانش را دیده بود.

موهایش اندازه ی موهای من سفید داشت و در شقیقه عقب نشینی کرده بود .

مرا با خود به کوچه ی فاطمیه برد .

سید احمد میرحسینی یکی دیگر از یاران دبستان.

قصابیش کنار خانه اش بود .

همان بودند که قبلا بودند دوست داشتنی و مهربان.

جلال دادخواه در سوپرمارکتش نبود .

 او که آقای دادگر معلم کاشی کلاس سوم خیلی نفرینش میکرد .

مهدی مجیدی در خیابان سیدالشهدا دفتر باربری داشت .

دفترش را دیدم و خودش نبود .

عزیز لبافیان راننده ی آژانس مسافربری را هم ندیدم .

اماکن متبرکه وامامزاده های شهرستان آران وبیدگل

 

رديف

نام

آدرس

1                

امامزاده محمد هلال بن علي

آران خ محمد هلال بن علي آستانه  مقدس

2                

امامزاده هادي

بيدگل خ امام خمینی

3                

امامزاده حسن

 نوش آباد

4                

امامزاده اسحق و اسماعيل

آران خيابان 17 شهريور

5                

امامزاده ابراهيم

بيدگل

6                

امامزاده ابراهيم

 نوش آباد

7                

امامزاده حسين

بيدگل 

8                

امامزاده فضل ابن علي

 آران محله آب پخش

9                

امامزاده علي عباس

روستاي علي آباد کوير 

10             

امامزاده اسحق

آران و بيدگل - نوش آباد

11             

امامزاده علي اکبر

بيدگل محله امامزاده علي اکبر

12             

امامزاده صالح کاغذي

روستاي کاغذي

13             

امامزاده  عبداله

 ابوزيد آباد

14             

امامزاده  سليمان

آران وبیدگل -فيض آباد

15             

امامزاده سکينه خاتون

سفیدشهر( نصر آباد)

16             

امامزاده  بي بي شاه زينب

آران روستاي يزدل

17             

امامزاده قاسم

محله قاسم آباد خ امامزاده قاسم

18             

امامزاده پنج امام زاده مسجد قاضي

آران خ محمد هلال بن علي جنب مسجد قاضي

19             

امامزاده محمد

شيخ اباد نوش آباد

20             

امامزاده شاهزاده اسماعيل

بيدگل

21             

امامزاده حسين و زين العابدين

روستاي يزدلان مشهور به شاهزاده حسين

22             

امامزاده رقيه خاتون

نوش آباد

23             

امامزاده محسن بن ابراهيم

فخار خانه بيدگل

24             

امامزاده قاسم و محمود

نوش آباد

25             

امامزاده هاشم  ابن علی

بيدگل -خ امامزاده هاشم

26             

امامزاده يحيي

 بيدگل محله درب مختص آباد

27             

هفت امامزاده

بيدگل -سلمقان

28             

امامزاده اسحاق 

روستاي محمد آباد کوير

29             

امامزاده محسن قدمگاه علي

آران سرمحله قدمگاه علي

30             

امامزاده سليمان

بيدگل

31             

امامزاده اسحاق وسليمان

آران محله وشاد

32             

امامزاده رضا بن ابراهيم

بيدگل محله ويرانه بيدگل

33             

امامزاده سهل ابن علي

روستاي يزدل

34             

امامزادگان نوش اباد

 نوش آباد

35             

امامزاده ابراهيم

 سفیدشهر(نصر آباد) 

36             

امامزاده محسن ابن ابراهيم

بيدگل

از وبلاگ آقای معدندار

دشتهای اطراف شهر آران و بیدگل

 

ردیف

نام

آدرس

1

ابراهیم آباد

شمال

2

ارباب هاشمی

شرق

3

الاغ بند حسین اباد

غرب

4

تلخ آباد

شمال

5

تلک آباد

جنوب

6

حامد آباد-حمتاباد

شمال

7

حسن آباد

شرق

8

حسین آباد

میدان سردار روحانی

9

حمزه

شرق

10

خاشکریKHASHOKRY

شمال

11

خرم آباد

شمال

12

خلیل آباد

شمال

13

خواجه منصور

شمال

14

دشت بهشتی

میدان دانش

15

دولاب

شرق

16

دولت آباد

شمال

17

شقایقی

جنوب شرقی

18

شیرآباد

شمال

19

صالح آباد

غرب

20

صالح دشت

غرب

21

صدر

جنوب غربی

22

عالی آباد

شمال

23

علیجان زاده

جنوب

24

فرح آباد

شمال

25

فرهادی

غرب

26

فیض آباد

شرق

27

قاضی

شمال

28

کریم آباد

شمال

29

کلتیKELTY

شمال

30

مبارکه

جنوب شرقی

31

مبارکه

شمال

32

مجد آباد

شمال

33

محمدیه

جنوب شرقی

34

مستوفی

غرب

35

مسعود آباد

مجتمع اداری

36

معین آباد

شرق

37

معین آبادنوش آباد

غرب

38

ملا حبیب

جنوب شرقی

39

منصوره

شمال

40

مهدی آباد

شمال

41

مهرآباد

شمال

42

نظام آباد

شمال

43

وشادVASHAD

شمال

44

یحیی آباد

جنوب شرقی

۴۵

دستجرد که به "دست زیر" معروف است.

شمال سلمقان

۴۶

ایوب آباد معروف به ایاباد

جنوب شرق

 ۴۷-عبدالله آباد/اکبرآباد جنب پارک شادی

دوستان لطفا اضافه و اصلاح فرمایند.

ترجيع بند بهاريه از شیدا

 

ترجيع بند بهاريه

بـهـار آمـد كـه بـستان شد پر از گل            بــشـاخ گـــل ســرايــــد نـغـمـه بلبل

خوشا دشت و چمن گلزار و كهسار           خــوشــا آلالـــه و نـسـرين و سـنـبل

بــهــار خـرم اسـت و جــشن نوروز

مــبــارك بــاد نـــوروز دل افـــــروز

دي و بــهـمن گـذشت و فـرودين شد           هــوائـي جـانـفـزاي و دل نـشين  شد

نــه ســرمـا ونـه گـرمـــــاي دل آزار           هـــمـه عــالــم بـهـشـت عـنبرين شد

بــهـار خـرم اســت و جـشــن نوروز

مــبـــارك بـــاد نـــــوروز دل افـروز

 چه خوش باشد دراين فصل بهاران            تـفـرج كـــردن انــــدر سـبـزه زاران

بــرون كـــردن غـــم ديـريـنــه از دل            نــمـودن سـيري اندر چشمه ساران

بـــهـــار خــرم اسـت و جشن نوروز

مـبــــارك بــاد نـــوروز دل افــــروز

الا اي مـــرد دانـــــــاي هــــنـــــــرور          كـه هـم بـا ذوقـي و هـم صـاحـب زر

اگـــر در كـــيـــســـه خود سكه داري          بـــده عـــيـدي بـه شـيــداي سـخــنور

در پاسخ به عباس و فرزین تا در خواندنش سهیم باشیم از جایی دیگر برداشتم و اینجا چسباندم .

از شرافت ، حرمت و پاکی قلم سخن ها گفته اند . از برای وفاداری و وظایفش به درستی ، صداقت و خدمت به مردم حدیث ها نقل کرده اند . چه جان های پاکی در این راه فدا گشته اند . وقتی به سختی راه می اندیشم به عیان در می یابم  اراده و عزمی پولادین می خواهد . تحمل رنج و محنت خود و جوابگویی به اهل و عیال ، تأمین هزینه ی خورد وخوراک و پوشاک و تحصیلشان ، اندیشیدن به درد مردمان نوشتن از برای مردمان ... آه بایستی طاقت آورد .

سخن گفتن از (( پایداری )) یک کلمه است . ولی از روی شرف برای نو خواهی و نو زیستی پنجه در پنجه ی مشکلات افکندن ، در برابر مشقات سر فرود  نیاوردن ، صبور بودن ، زخم تلخ کامی ها را تحمل کردن ... بیان سختی همه ی این ها حقیقتاً در چارچوب کلمات نمی گنجد . زندگی اکنونی ما مصداق بارز آن مثل معروف است : گونه ی خود را با سیلی سرخ نگه داشتن و هر روزه زخم خنجری چشیدن . دیروز به فرزندم که پول برای ثبت نام در کلاس تقویتی میخواست چه دروغ ها گفتم تا قانعش نمایم لازم نیست . در خانه نیز می تواند همان درس ها را بدون معلم سر خانه بخواند . به گمانم دانست همه ی استدلالاتم برای آن است که جان مطلب را نگویم : نداری و بی پولی .

گرانی برنج ، گوشت و سایر مواد خوراکی خرابی آسفالت پشت بام خانه و چکه ی آب . همه اش دو سالی نمی شود خانه سفید کاری شده بود . جابجا لکه های زرد رنگ بر دیوار و سقف خانه ... با دیدنش غم وغصه ی آدمی وصف ناپذیر است . پوسیدگی و ترکیدگی لوله های آب ، از در و دیوار نم می بارد . غر غر مادر بچه ها اگر چاره ای نکنی بچه ها تلف می شوند و آبرویمان می رود .

سعی فوق العاده ای می کنم تا بچه هایم فشار روحی متحمل نشده درد نداری را حس نکنند ... ولی آخر مگر شدنی است ؟ به فیشی که از مدرسه به دست دخترم داده اند تا واریزش نمایم می نگرم . حساب این یکی را نکرده بودم . گویی دنیا بر سرم آوار می شود . گویند کچل خان خیلی خوشگل بود زد بیماری تراخم و آبله هم گرفت . بفرما این هم قبض گاز و برق و هزار درد بی درمان دیگر ...

تصمیم دارم دور از چشم بچه ها انگشتری یادگاری مادرم را بفروشم تا بینیم چه پیش آید ... چند سالی است شلوار وصله دار می پوشم . تا با صرفه جویی لااقل بچه هایم را نو نوارشان کنم . مدت هاست از خیر خرید هر چه کتاب ، مجله و روز نامه گذشته ام . باز خدا پدر بعضی دوستان را بیامرزد از این بابت نمی گذارند کمبودی حس نمایم . مطالعه حتی ساعتی در روز باشد آرامش روحی می خواهد . که فعلاً ندارم . بالا تر از آن دست به قلم بردن ، تمرکز حواس می طلبد ، با این دغدغه ها مگر مقدور است ؟

چندی قبل از دوستان پر فیس و افاده ی دوران کودکی ام با دیدن سر و وضعم در سر کار ، خواست شماتتم کند : اگر از اول (( آن طرفی )) می رفتم حال و روزم این نبود . در نگاه چشمان خیره ام نمی دانم چه خواند ، فوراً کلامش را نیمه کاره گذاشته رفت . آن ماشین های آخرین مدل رنگ وا رنگ و زندگی آن چنانی ارزانی خودشان باد . او گمان می برد ، برایش از عذابی که می کشم سخن خواهم گفت . در دل به عقل قاصرش خندیدم . مرا کاری به کار او نیست بگذار با ماشین آخرین سیستم دنده اتوماتیکش  ویراژ دهد .

یکی از اقوام خیلی از خود راضی و ممنون ، گستاخی و وقاحت را به جایی رسانده گفت : زندگی ات دوپاپاسی نمی ارزد . مرد حسابی چی از کف دادی چه چیزی به دست آورده ای . آخه بابا مثلاً زندگی با مرام و عقیده هم شد زندگی ؟ ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است . از پرولتربازی توبه کن بیا پیش خودم در حجره . هنوز برایت دیر نشده به زن و بچه ات رحم کن . بر خلاف عادتم ، در این مواقع سکوت کرده صحبت را به جای دیگری می کشانم با تندی گفتم : حاج آقا به بچه های خودت دل سوزی کن . همه شان الافند و تحت رهنمود های حضرت عالی از زندگی جز عیاشی و الواطی چیزی بارشان نیست . ما را به خیر تو امیدی نیست شر مرسان . با خونسردی رویم را برگرد انده از حضورش مرخص شدم .

چرا این ها را می نویسم ؟ می خواهم حس ترحم کسی را جلب کنم ؟ آه ... از ما به دور باد .  مگر جز این است خودمان آگاهانه این راه را برگزیده . گذر از سنگ لاخ های صعب العبور را با همان همت و پشتکار پیشینیان خلف خود آغازیده ایم ؟ پشیمانی و جا زدن که نهایتاً به جر زدن می  رسد کار بزد لان سست اراده است . به نیکی می دانم هیچ پاداشی در کارمان نیست . شاید هم داغ و درفش در انتظارمان ... البته نقداً این یکی نصیبمان شده است . از نوع روحی و روانی اش با فشار های جور وا جور زندگی حتی برای لحظه ای بی نصیبمان نمی گذارند .

آزاد  بودن ، آزاد زیستن و آزادی خواستن ... جان فشانی در راه این شعار زندگی ما سوای لذت مافوق تصوری که دارد وظیفه ای است انسانی . غرور و نیک بختی اش بر تحمل همه ی مشقات  می چربد . خواهی انسان باشی مبارزه با ناملایمات و مقاومت باید در تو اصل باشد . آری حتی برای عرضه ی نوشته هایت که جوهرش با خونت رنگین شده ، امکانی نیست . ولیکن جای نا امیدی نیست . با تلاش و خود را به این در و آن در زدن ، آن هم مهیا خواهد شد . رهرو در ره باید . رفتن مهم است . رسیدن نه ... اصلاً نفس رفتن همان رسیدن است . باری در این راه حرف آخر آزادی خواهان عدالت طلب این است :

ایستاده ام چو شمع مترسان زآتشم http://www.sedayemardom.net/maghalat/articles_detail_siasi.php?aid=337

هم اندیشان توسعه

 چند سالیست که گروهی به نام هم اندیشان توسعه در شهرستان آران و بیدگل تشکیل شده است . اینجانب هم مفتخرم که در چند نوبت تنها در گردهمایی نوروزی این گروه شرکت کرده ام و با قاطعیت باید بگویم که بسیار موفق هستند و عاشقانه و مجدانه و دلسوزانه آنچه در توان دارند در راه آبادی شهر و جبران عقب ماندگیها و کم کاریهای گذشته صرف میکنند .امروز هم که پنجمین گردهمایی برگزار شد با فرزندم در این جلسه ی با شکوه شرکت کردم و از بیانات دوست گرانقدرم جناب آقای عنایتی و اندیشمندان  آقایان دکتر کبرایی و دکتر صباغیان و خانم دکتر مینایی بهره مند گردیدم و از دیدن چند تن از دوستان قدیم خوشحال شدم مانند آقایان مظفری و عباس روحانی.همچنین امروز در این مجلس جناب آقای حسن اربابی بیدگلی پدر گرامی آقای دکتر سپهر اربابی بیدگلی را که از قدیم الایام در صحنه های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی کشور فعال بوده اند زیارت نمودم و فرصتی شد که حضورا ایام شادی را تبریک بگویم به شهردار محترم و اعضای محترم شورای شهر  آران و بیدگل آقای داروغه و آقایان شکوری ، دکتر رمضانی ، خورشیدی و قاسم پور و  ساعاتی را  هر چند در سکوت گذشت  در کنار دوست هنرمندم آقای حسین بیدگلی بیدگلی بودم و با دوستان دیگری همچون آقایان علیرضا توحیدی-مهدی عموزاده - محمود فرزین- اصغر جندقیان - ابوالفضل خدمتی - احمد فاضل و محمد فاضل نیز تجدید دیدار گردید و بسیار غمناک شدم که چرا تمامی مدعوین محترم را نمی شناسم .