در روایات اسلامی آمده است که روزی حضرت رسول (ص)در جمع یاران خود مشغول بحث و گفتگو بود که شخصی وارد شد و پس از سلام با صدای بلند اظهار داشت در فلان خانه، در فلان محله ، زن و مرد نامحرمی با یکدیگر خلوت کرده­اند. جوّ جلسه با شنیدن این خبر متشنّج شد. حضرت رسول (ص) مکثی کرد و پرسید کدام یک از شما حاضر است به محل مزبور برود و صحّت وسقم موضوع را روشن کند. تعداد زیادی ، دست­های خود را بالا برده و اعلام داوطلبی کردند. اتفاقاً حضرت علی (ع) در جمع بود و از آن جا که پیامبر بزرگ اسلام ، جامعه خود را می­شناخت ، و با روحیه انسان­های هوچی طلب و آبرو ریز آشنا بود ، همه آن­ها را به نشستن دعوت کرد و علی (ع) را برای روشن ساختن موضوع ، روانه محل کرد. پیشوای اول مومنان ، خود را بلافاصله به محل رسانید. ولی قبل از این که وارد کوچه اصلی شود ، چشم های خود را بست و در همان حالت از کوچه عبور کرد ، وارد خانه شد ، و با چشم بسته در خانه گشتی زد و از آن خارج شد. سپس به جمع رسول خدا برگشت و عرضه داشت من هیچ کس را در آن خانه ندیدم !!!

http://va-ama-bad.blogfa.com/