ترازوی بزرگ زندگی آدمها
|
شماری از مردم هنگامی که زندگی خود را با زندگی دگرمردم می سنجند و یا دگران را با دگران نگران گردند و گاه گریان و پریشان از آن رو چنین گردند که از میان ماجراهای مختلف تنها به یک ماجرا می پردازند مانند در ترازو نهادنِ:
و.... این نوع سنجش درست نه است . و چون سنجش نادرست.نتیجه گیری هم نادرست . و چون نتیجه گیری غلطه موجب ایجاد بحثهای بیهوده در خانواده های چشم وهمچشم گرای سطح نگر و کوته بین ِ تازه به دوران رسیده ی خرافاتی میگردد. ما خانواده ها ی این چنینی نخست باید خو بگیریم به یک واکنش مثبت گفتاری و رفتاری که تا شنیدیم فردی از نعمتی برخوردار شده با تبسمی ، خوشحالی خود را نشان دهیم و بگوییم : ماشاالله. مبارکشون باشه. و بعد برای اینکه اعتماد به نفس خو را از کف ندهیم و خود را حقیر و بی کفایت نپنداریم : تمامی ماجراهای زندگی های دو نفر را یکجا و با هم در ترازویی بزرگ قرار دهیم و با تعجب ببینیم که دو کفه ی این ترازو بعد از کمی نوسان در یک سطح آرام میگیرند . این ماجراها شاید تعدادش به 5000 و یا بالاتر هم برسد برای نمونه تعداد محدودی از ماجراهای زندگی ابوالقاسم و مجتبی را در اینجا نوشته و به هر ماجرا نمره میدهم .
|