دوای جگر سوز برای درمان درد عشق-از هر غزل یک بیت با سوژه ی خونین
|
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند |
درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد |
|
چرا چون لاله خونین دل نباشم |
که با ما نرگس او سرگران کرد |
|
حال خونین دلان که گوید باز |
و از فلک خون خم که جوید باز |
|
بادل خونین لب خندان بیاورهمچوجام |
نی گرت زخمی رسدآیی چوچنگ اندرخروش |
|
چوغنچه برسرم ازکوی او گذشت نسیمی |
که پرده بر دل خونین به بوی او بدریدم |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 20:1 توسط اکبر ستاری
|