ماهواره
|
ده سال قبل زمانیکه به خانه ای در شمال تهران میرفتم دیشها روی بالکنها و بامها توجهم را جلب میکرد و در پایین شهر تعداد دیشها کمتر بود . ماه قبل با مترو می آمدم بهشت زهرا دست راستم را نگاه میکردم در جنوبی ترین مناطق پشت بامها دیش باران بود .این در حالیست که ساخت و خرید و فروش تجهیزات دریافت تصویر و صدا از ماهواره ممنوع است و به خاطر این ممنوعیت قیمتشان از قیمت واقعی بالاتر است و ریسک و سود در بازار آنها بالاست . با توجه به اینکه حجم اطلاعات مفیدی که برنامه های فارسی زبان ماهواره ای ( به جز کانالهای دولت ایران ) ارائه میدهند بسیار ناچیز میباشد و ۹۰درصد مبتذل است و دنبال اهداف مادی و سیاسی هستند تا اهداف انسان دوستانه و تبلیغات مسموم بیشتر روی اقشاری که از سواد کمتر برخوردارند موثر میباشد آنچه حاصل میشود مورد قبول هیچ ایرانی شریفی نمیتواند باشد . مسلم است که دولت ایران نه توان جلوگیری از پخش برنامه ها را دارد و نه در مقابل هجوم تکنولوژی میتواند بایستد همانطور که دیدیم تلفن و رادیو و گرامافون و ویدئو و موبایل و ... آمدند و جا افتادند . فقط یک راه حل باقی میماند و آنهم جذاب نمودن برنامه های صدا و سیما میباشد، به طوریکه تماشاگران را بکشاند به سوی خود. برای جذاب نمودن برنامه های خبری و نمایشی یک راه حل آن است که از تعداد شبکه ها و در نتیجه هزینه ها کاست و به کیفیت پرداخت و دوم آنکه میدان را برای هنرمندانی که آنقدر شرافتمند بوده اند که ایران را ترک نکرده اند باز نمود و با روی باز از آنها استقبال نمود.بازار مناظرات سیاسی را راه انداخت . به همه ی متفکرین سیاسی و اقتصادی اجازه داد که جلو دوربین ظاهر شوند و نظراتشان را بیان کنند .اگر این فضای باز سیاسی را نتوانیم در صدا و سیما به وجود آوریم مردم برای گریز از فضای بسته به برنامه های جهت دار بیگانه روی خواهند آورد و بیگانگان افکار جمعی را به سود خود رهبری خواهند نمود . قدیما داستانی را تعریف میکردند از گفتگوی فرزندان یک پاسبان و یک وکیل مجلس . وکیل زاده پز میدهد که پدر من خیلی قدرت دارد و ماهانه ۳ هزار تومان حقوق میگیرد و قانون تصویب میکند . پاسبان زاده میگوید : پدر من قدرتمند تر است ۵ تومان میگیرد و ..... به قانون پدر تو . حالا نمیدانم دقیقا چند تا کانال داریم ؟با سی تا شبکه ی استانی شاید عدد به ۴۰ نزدیک باشد و همه با چه هزینه های سرسام آوری . این یکی از مدیران تلویزیون های ماهواره ای بود. امثال او زیادند . آیا وقتش نرسیده است که کاری بکنیم.تا کی ببینیم و خویش را به نابینایی بزنیم و زمانی به خود آییم که دیگر خیلی دیر شده است . به خدا خروج از این وضعیت راه حل دارد . میتوانیم کشتی پهناور ایران را در این دریای متلاطم از غرق شدن نجات دهیم .باید حلقه هایی که به دور خود بسته ایم را بشکنیم همه دست در دست یکدیگر فضایی یک پارچه و متحد و با قلوب مملو از مهر و محبت به یکدیگر به وجود آوریم .همه با هم آشتی .در سر هر چه هست باشد .قلبها را به هم پیوند دهیم .
|