استان ، واحدی از تقسيمات کشوری است با محدوده ی جغرافيايی معين ، که از به هم پيوستن  چند شهرستان همجوار .... تشکيل ميشود.ايجاد استان جديد بنا به پيشنهاد وزارت کشور و تاييد هيئت وزيران و تصويب مجلس شورای اسلامی ميباشد.استان جديد بايد حداقل يک ميليون نفر جمعيت داشته باشد.

اکنون ديگر زمان استان شدن کاشان فرا رسيده است.کاشان ، آران و بيدگل ، نطنز ، نراق ، قمصر ،نوش آباد،برزک ، علی آباد ، بادرود، نصرآباد ، مشهد اردهال ، مشکات ، آب شيرين ، جوشقان استرک، جوشقان و کامو ، ارمک ، رهق ، يزدل ، کله ، ون ، ابوزيد آباد ، خالد آباد ، خمب ، دره ، خرمدشت ، متين آباد ، ابيانه ، هنجن ، يزدلان ، قهرود ، قزاآن ، حسين آباد ، نشلج ، فين ، نياسر و راوند با فرهنگ و تمدنی چند هزار ساله و مردمی سختکوش و باهوش و متقی شايسته ی آن هستند که در تقسيمات کشوری در استانی با مرکزيت کاشان قرار گيرند و مانند سمنان و اراک و قم مستقلا از بودجه کل کشور بهره مند گردند و از تبعيض و حقارت جغرافيايی و سياسی رهايی يابند و بتوانند استعداد های بالقوه ی سرزمينی و انسانی خويش را شکوفا ساخته و از محروميت تاريخی نجات پيدا کنند.از هر حيث که به اين خطه از کشور عزيزمان نگاه کنيم زمينه های رشد و توسعه را می بينيم که متاسفانه تحت تاثير عواملی از جمله محروميت و مظلوميت در طرح تقسيمات کشوری از رشد و توسعه ی واقعی عقب مانده است .اميد است با ياری مسئولين دلسوز و نمايندگان واقعی مردم و به ويژه رييس جمهور محترم هر چه زودتر اين خواسته ی مردم تحقق يابد.

 

  در سال ۷۵ شهرستان آران و بيدگل به مرکزيت شهر آران وبيدگل با ترکيب زير ايجاد و تاسيس شد :

الف) بخش مرکزی به مرکزيت شهر آران وبيدگل متشکل از دهستان سفيد دشت.

ب) بخش کويرات به مرکزيت روستای ابوزيدآباد متشکل از دهستانهای کويرات و کوير(حسين آباد-اقباليه- چاه الله اکبر- گلستان خمينی - گلستان طالقانی- چشمه سفيد- چشمه بلبلی- بژيه - خانی آباد - کرشاهی - قاسم آباد - اسلام آباد - طرح علوفه - بندر ريگ- يزدلان - چاه حسنه- چاه مهدی - چاه تقی و چاه شيرين - گزو - کرچه - کوشکوه - خواجه علی - همرو - يخو - گنداب - بيشه - خال سفيد - گرماب - صادق آباد - کاغذی - سفيد آب - ديشقاوه.)

كاروانسراي مرنجاب يكي از كاروان سراهاي معتبر دوران صفوي (شاه عباسي )، كاروان سراي مرنجاب در 70 كيلومتري شرق ( شمال) كاشان است كه به منظور استفاده كاروان هاي راه سياه كوه و جاده كوير نمك شاه عباسي احداث گرديده است. اين كاروان سرا در ميان كوير با گچ و آجر و دركمال استحكام ساخته شده و داراي اتاق ها و اصطبل هاي متعدد و 6 برج است.

در ضلع جنوبي درياچه نمک قم کاروانسرايي تنها پناهگاه مسافران دشت كوير است. کاروانسراي مرنجاب با قدمتي بيش از 350 سال در 200 کيلومتري جنوب غربي تهران قرار دارد.  اين بناي زيبا در دوره صفويان به دستور شاه عباس صفوي در چهارچوب طرح مسير کاروان روي اصفهان به مشهد ساخته شده است. کاروانسراهاي مرنجاب،قصر بهرام، ده نمک،سرخه و چندين کاروانسراي ديگردر اين مسير است.کاروانسراي مرنجاب و قصر بهرام در راه سياه کوه و جاده کويرنمک قرار دارد. نام کاروانسرا بر اساس نام منطقه که به کوير مرنجاب شهرت دارد گذاشته شده است. مرنجاب از شرق به دشت کوير و از جنوب شرقي به دو کوه يخاب و کوه لطيف منتهي مي‌شود.کاروانسراي مرنجاب ميزبان دوست داران تاريخ و طبيعت است که به آن جا مي آيند تا در سکوتي وصف ناشدني به گردش در کوير مرنجاب بپردازند و چند ساعتي را به دور از زندگي شهري سپري و به تاريخ سفر کنند.اما به جز آن ها گروه ديگري نيز هستند که به اين کاروانسرا سفر مي کنند.دوست داران آسمان که از آلودگي نوري شهرها و گستردگي آن گريزان هستند به اين کاروانسرا مي آيند تا در بام اين بنا و در زير آسماني صاف و تاريک شبي را به رصد بپردازند. سکوت کوير و شب تاريک،فرصت بسيار مناسبي براي برگزاري يک شب رصدي است. اين بنا در طول چند سال گذشته توسط اداره کل ميراث فرهنگي استان اصفهان به طور کامل مرمت و بازسازي شده و داراي امکانات کامل آب و برق مي باشد که البته آب آن کمي شور است. براي رفتن به کاروانسراي مرنجاب بايستي از تهران به قم و سپس به کاشان برويد و از آن جا به سمت شمال شرق به سوي شمالي‌ترين شهر کويري استان اصفهان، آران و بيدگل حرکت کنيد. آران و بيدگل شهري با آب و هواي گرم و خشک و در حاشيه کوير مرنجاب است. آران و بيدگل از توابع شهرستان کاشان مي باشند.نام آران را به يکي از بزرگان ايران باستان به نام آران بن قاسان که باني اين آبادي بوده است، نسبت مي دهند.شهر بيدگل که در مجاورت آران بنا شده در گذشته از اين شهر جدا بوده است.بنيان آبادي بيدگل را به بي بي گل، دختر يکي از سرداران مغول منسوب مي دانند. آثار تاريخي آران و بيدگل عبارتند از بقعه هاي امامزاده هلال،امام زاده قاسم،شاهزاده هادي اولاد امام سجاد(ع)،مسجد جامع قاضي آران و مسجد جامع نقشينه. در اين شهر امام زاده اي بزرگ به نام امام زاده هلال وجود دارد که در در قسمت شرقي شهر واقع شده است. اين بنا مهم ترين بناي تاريخي و مذهبي و به قولي نشان شهر است که مردمان شهرهاي نزديک را براي زيارت به آن جا مي کشاند. از امام زاده هلال تا کاروانسراي مرنجاب جاده خاکي(شوسه) وجود دارد که به طور دقيقي مشخص نيست و در طول راه چند دو راهي دارد. بنابراين مسافراني که به قصد اين کاروانسرا سفر مي کنند از راهنمايان محلي کمک مي جويند.از آران و بيدگل تا کاروانسراي مرنجاب در حدود دو ساعت راه است. در اين مسير هيچ روستايي وجود ندارد و تنها چند مزرعه کوچک آن هم در ابتداي راه در منطقه چهار طاقي هست.در طول مسير تنها يک چاه آب قرار دارد که در نزديکي جاده خاکي کاروانسرا است.از جاذبه هاي اين مسير شترهايي هستند که در دوردست- ها به آرامي در حال حرکت هستند و گهگاه به نزديک هاي جاده مي آيند. نقشه کاروانسراي مرنجاب مربع شکل است. کاروانسرا از چندين اتاق و شاه نشين تشکيل شده که به دور حياطي در ابعاد 30×20 متر قرار دارند. کاروانسرا با گچ و آجر و محكم ساخته شده و داراي اتاق ها و اصطبل هاي متعدد و 6 برج است. در ضلع جنوبي کاروانسرا استخر آبي در ابعاد تقريبي 10×4 متر قرار دارد.آب اين استخر از چشمه اي که در زير خود آن وجود دارد پر مي شود که آب مصرفي کاروانسرا نيز از همين چشمه است. وجود چنين چشمه پر آب و زلالي به همراه چندين درخت بلند قامت در ميان کويري خشک، نعمتي بس بزرگ و شگفت انگيز است که موجب حيرت و تعجب مسافراني است که به اين کاروانسرا مي آيند. کاروانسراي مرنجاب يکي از مهم ترين رصدگاه هاي ايران است که عاشقان آسمان را از نقاط مختلف كشور به سوي خود جلب مي کند. گروه هاي نجومي  در بام کاروانسرا مستقر مي شوند و تلسکوپ ها و دوربين هاي دوچشميشان را به سوي آسمان نشانه مي برند تا بتوانند زيبائيهاي آسمان را در سکوتي زيبا رصد كنند.دماي هواي منطقه در نيمه دوم سال به صفر درجه و به ندرت به يکي،دو درجه زير صفر هم مي رسد . در فاصله تقريبا 12کيلومتري از شرق کاروانسرا،تپه هاي روان شني وجود دارد که از جاذبه هاي بسيار زيباي کوير مرنجاب است. اين تپه هاي شني در محدوده اي تقريبا وسيع و با شيب هاي تند مکان بسيار مناسبي براي آن دسته از عکاساني است که به سوژه هاي بديع و جذاب در طبيعت علاقمند هستند.البته در فصل تابستان،مارهاي غير سمي و گهگاه سمي در اين تپه هاي شني ديده مي شوند که ممکن است براي آن ها مشکل آفرين شود. از تپه هاي شني به سمت شمال شرقي، جاده خاکي‌اي وجود دارد که از شرق درياچه بزرگ نمک مي گذرد و به کاروان سراي قصربهرام در شمال درياچه مي رسد.عرض جاده بسيار باريك است و گاهي اوقات بر اثر وزش بادهاي کويري قسمت هايي از جاده به طور کامل ناپديد مي شود.از اين مسير تنها خودروهايي همچون جيپ مي توانند عبور كنند. در طول مسير هيچ نشاني از تمدن وجودندارد و تنها چيزي که به چشم مي خورد خاک و شن است.

در شمال کاروانسراي مرنجاب رشته کوه کوچک سياه کوه قرار دارد.ارتفاع قله سياه کوه 1865 متر است. زمين هاي اطراف سياه کوه باتلاقي است و تنها از چند نقطه خاص و با کمک راهنماي محلي خبره مي توان به اين قله صعود کرد. آب و هواي کوير مرنجاب در فصل تابستان گرم است و به خصوص در طول روز دماي هوا بسيار بالا مي رود.اين امر باعث مي شود که حيوانات موذي همچون عقرب ، رتيل و گهگاه مار به کاروانسرا بيايند و براي ساکنان کاروانسرا مشکلاتي را ايجاد كنند.البته به خاطر مرمت و بازسازي اي که در چند سال قبل انجام شده است کل کاروانسرا وبه خصوص پشت بام آن به طور کامل سم پاشي شده است و هر چندمدت يک بار اين کار تجديد مي شود.پيشنهاد مسئولان کاروانسرا اين است که گروه هايي که شب را در اين بنا به سر مي برند در بام کاروانسرا استراحت نکنند. کاروانسراي مرنجاب،تپه هاي شني،دشت بي انتهاي کوير،سياه کوه و طلوع و غروب زيباي خورشيد در افق باز کوير به همراه آسمان پرستاره اش به علاوه ده ها جاذبه طبيعي ديگر سوژه هاي بسيار زيبايي براي عکاسان طبيعت است که عازم اين منطقه از ايران زمين هستند.مرنجاب- آران و بيدگل- متن از سايت اختصاصی منجمان آماتور ايران

 معرفی آران و بيدگل در پورتال استان اصفهان

آنچه درباره پيشينه آران و بيدگل ميتوان گفت اين است كه پس از ويراني شهر باستاني ، سيلك ( كه تمدن 7 هزار ساله دارد ) در اثر حوادث و تحولات گوناگون ، آباديهاي كوچك و بزرگ بصورت قلعه و حصار پديد آمد و منطقه وسيعي بنام “ چهل حصاران “ شهرت يافت . سپس هر يك از قلعه ها به مناسبتي نامگذاري شدند . 

اصل واژه “آران“ از آرين ( نام ديگر قوم آريا ) و به معناي جايگاه مقدس ، مكان گرمسير و ... و “ بيدگل “ تغيير يافته بي بي گل ، ويگل و بي گل مي باشد .

 قرار گرفتن آران وبيدگل در ميان شهرهاي مذهبي ري,قم و كاشان و نيز مهاجرت و اقامت سادات و علويان از حجاز و عراق به اين مراكز و وجود بقاع متبرك و زيارتگاهها در اين شهرستان از نشانه هاي آشكار گرايش به اسلام محمدي ، تشيع علوي و مذهب جعفري بوده است .

 وجود شخصيتهاي بزرگ علمي ، فرهنگي و ادبي آران و بيدگل از جمله ملا محمود فاضل بيدگلي ، صباحي بيد گلي ، نگاهي آراني و ... شاخصه مهم ديگري در بازيافت و پيشينه هويت فرهنگي و فني اين شهرستان است .

 وسعت اين شهرستان ، 3/6051 كيلومتر مربع و جمعيت آن 82032 نفر مي باشد.

 ی          ششسسمعرفی آران و بيدمگل در پورتال استان اصفهانممممعرفی آران و بيدگل در پورتال استان اصفهان

 

نماینده مردم کاشان در مجلس شورای اسلامی درگفتگو با مهر :
میدان نفتی آران و بیدگل از قم شروع و به اردستان ختم می‌شود
نماینده مردم کاشان گفت:مطالعات اولیه درباره میدان نفتی آران و بیدگل نشان می دهد که این مخزن از قم آغاز و تا زواره و اردستان ادامه می یابد.

اصغر گرانمایه پور درگفتگو با خبرنگار اقتصادی مهر درباره آخرین وضعیت میدان نفتی آران و بیدگل گفت : مطالعات اولیه توسط  شرکت چینی و انجام عملیات اکتشافی در این میدان نشان داده است که حجم ذخایر این مخزن که شامل نفت وگاز می شود بسیار عظیم بوده است، به گونه ای که این مطالعات نشان داده که این مخزن از قم آغاز شده و تا زواره و اردستان ادامه دارد .

وی افزود : در این میدان چند حلقه  چاه اکتشافی حفر شد که یکی از آنها به گاز ، دیگری به نفت سبک و مرغوب و یکی دیگر نیز به مایعی همانند یا شبیه قیر رسید .

به گفته وی ، عملیات اکتشافی در این میدان و انجام عملیات لرزه نگاری و توصیفی ادامه داشته و درحال تکمیل است .گرانمایه پور درباره حجم ذخایر مخزن گفت : تا زمانی که این مطالعات کامل نشود نمی توان درباره حجم ذخایر میدان سخن گفت .

به گزارش خبرنگار مهر، میزان ذخیره میدان نفتی آران و بیدگل که در منطقه مرکزی ایران واقع شده، 60 میلیون بشکه نفت درجا تخمین زده است که با اتمام حفاری چاه دوم میزان اطلاعات از این مخزن دقیق تر می شود.


 

 

 شهيد رضا شمس آبادي


تاريخ تولد :1319

نام پدر :علي اكبر

تاریخ شهادت : 21/1/1343

محل تولد :اصفهان /كاشان /شمس آباد

طول مدت حیات :24

محل شهادت :تهران

  مزار شهید :

رضا در سال 1319 در روستاي شمس‌آباد حومه نوش‌آباد از توابع شهرستان آران و بيدگل ( استان اصفهان ) چشم بر جهان هستي گشود. کودکي او در هاله‌اي از فقر و تنگدستي سپري شد. چندي بعد رضا پدر را در امر معاش خانواده ياري رساند و در امر نخ‌ريسي، دروچيني و خوشه جمع‌کني به مادر کمک کرد. تحصيل را به صورت شبانه آغاز کرد و خواندن و نوشتن را فرا گرفت. در سن 14 سالگي پدر خود را از دست داد و بدين ترتيب مشکلات زندگي او بيش از پيش شد. در سال 1339 زماني‌که دکتر اميني، عامل امپرياليسم به کاشان سفر کرد، رضا قصد داشت با شيشه اسيد او را ترورکند. اما شيشه به اتومبيل دکتر اميني اصابت کرد و نقشه او اجرا نشد.
شمس‌آبادي پس از قيام 15 خرداد به سبب تنگدستي، چهار مرتبه از خدمت سربازي معاف شد. اما تقدير چنين بود که صحنه شهادت او در کاخ ظلم پهلوي رقم بخورد.
شمس‌آبادي تلاش زيادي کرد تا در گارد جاويدان شاه استخدام شود ولي به علت دو سانت کوتاهي قد، موفق نشد و به عنوان سرباز لشکر گارد شاهنشاهي به انجام وظيفه مشغول شد. او اعتقاد داشت « فقط مرجعيت شيعه است که مي‌تواند ملت را نجات دهد.»
روز بيست و يکم فروردين ماه سال 1343 تصميم گرفت هنگام ورود « محمدرضا پهلوي » به کاخ مرمر، او را به هلاکت رساند. او در مقابل در ورودي کاخ قرار گرفت، اما به علت تأخير چند دقيقه‌اي شاه، نقشه عملي نشد. استوار بابايي که در پشت يکي از درختان مخفي شده بود، او را مورد هدف قرار داد؛ اما شمس‌آبادي او را به هلاکت رساند. سپس با استوار آيت لشگري روبه‌رو شد. آيت لشگري نيز به سرنوشت بابايي دچار شد. شاه به سمت دفتر خود دويد. رضا نيز به دنبالش رفت و فرياد زد: من بايد اين جلاد را بکشم. اما افسوس که رگبار مسلسل دژخيمان دفتر مخصوص شاه اين قهرمان 24 ساله را خونين پيکر بر زمين انداخت. ايادي رژيم بعد از شهادت او اعلام کردند: «رضا شمس‌آبادي از نيروهاي حزب توده بوده که با اين عمل خواسته است شاه با تدبير و دلسوز ملت را از ميان بردارد؟ » پيکر شهيد رضا شمس‌آبادي در مکاني نامعلوم به خاک سپرده شد تا نشاني از او باقي نماند. اما او با مرگ سرخش؛ درخشان‌ترين پرونده مظلوميت يک ملت را گشود و فرياد حق‌خواهي مستضعفين ايران را به گوش جهانيان رساند.
سنگ يادبود اين شهيد بزرگوار درکنار ديگر شهداي شهر نوش‌آباد در جوار امامزاده محمدبن‌زيد‌بن‌حسن‌مجتبي (ع) مورد علاقه و احترام مردم قرار دارد.

 

منبع:خبرگزاري ايرنا

 

==========================================================

سوء قصد به شاه

با همه کوششهایی که پس از قتل منصور برای حفظ امنیت مقامات مملکت‏به عمل آمده بود، روز 21 فروردین 1344 (10 آوریل 1965) سرباز وظیفه رضا شمس آبادی 22 ساله، یکی از افراد گارد سلطنتی که در کاخ مرمر، مامور نگهبانی بود، محمد رضا شاه را هنگامی که از اتومبیل در مقابل سرسرای کاخ پیاده شد، به رگبار مسلسل بست.شاه باشتاب خود را به داخل ساختمان رسانید، ولی دو تن از درجه داران اسکورت او، مورد اصابت گلوله شمس آبادی قرار گرفته و کشته شدند.شمس آبادی نیز با گلوله درجه داران اسکورت به قتل رسید.

تیر اندازی به شاه، رهبر انقلاب سفید، دو ماه و بیست روز پس از ترور نخست وزیر، نشانه نارضایتی شدید و ناپایداری رژیم بود. نخست‏سعی شد از علنی شدن حادثه جلوگیری به عمل آید، خبر روزنامه‏های عصر روز 21 فروردین حاکی از «نزاع چند سرباز در کاخ مرمر بود که منجر به تیراندازی و قتل دو سه نفر شده بود!» روز بعد، روزنامه‏ها خبر دادند: «هنگامی که اعلیحضرت عازم دفتر کارشان بوده‏اند، یک سرباز وظیفه به علت جنون آنی به ایشان تیراندازی کرده و در نتیجه باغبان و دو تن از مامورین کاخ کشته شده‏اند..» . (13)

دولت، در مورد حادثه کاخ مرمر، چهارده تن را به اتهام کوشش در انجام سوء قصد به جان شاه بازداشت و محاکمه کرد.هر چند دادستانی ارتش نتوانست ادعای خود را در مورد رابطه بین دستگیر شدگان و رضا شمس آبادی به اثبات برساند، ولی این موضوع روشن شد که متهمین در جلساتی که با هم داشته‏اند، و یکی از آنها در هتل پالاس تهران بوده، شاه و رژیم او را محکوم کرده بودند. میانگین سن دستگیر شدگان 27 سال بود.همگی به خانواده‏های متوسط تعلق داشتند، نیمی از آنها معلم یا دانشجو بودند و بیشترشان از ایدئولوژی مارکسیسم - لنینیسم هوا خواهی می‏کردند.پرویز نیکخواه، 26 ساله، که ظاهرا رهبر گروه شناخته می‏شد، استاد دانشکده پلی تکنیک تهران بود و در مسائل سیاسی و ایدئولوژیکی تبحر داشت.

نیکخواه پس از مدتی که از دوره زندان او گذشت، با اعتراف به اشتباه در قبول راهی که انتخاب کرده بود، مورد عفو قرار گرفت. سپس در وزارت اطلاعات به عنوان ایدئولوگ به خدمت رژیم در آمد.وی در مصاحبه اختصاصی با جیمز بیل، استاد دانشگاه، و پژوهشگر آمریکایی در اواخر سال 1349 (1970 میلادی) در دفتر کارش، در وزارت اطلاعات گفته است «اگر در ایران یک تحول سیاسی پایدار صورت نگیرد «انفجار» بزرگی روی خواهد داد» . (14)

نیکخواه، پس از پیروزی انقلاب سال 1357 محاکمه و اعدام شد.

از سايت اhowzah.net

مرحوم علی اکبر شمس آبادی پدر مرحوم رضا شمس آبادی پسر عموی مرحومه سلطان ستاری (مادر بزرگ پدر اینجانب ) بوده است. خواهر مرحوم رضا شمس آبادی هم اکنون در محله ی دروازه بیدگل زندگی میکند .

 
گنجينه اي گمنام در جوار امامزاده اي صاحب نام
ميثم نمكي: سالها از آن روز مي گذرد. روزي كه شايد كمتر كسي در خاطر داشته باشد و يا كمتر كسي به اهميت آن توجه كرده است.
روز گشايش كتابخانه و قرائتخانه آستان مقدس هلال بن علي (ع) درشهرستان آران و بيدگل در استان اصفهان را مي گويم. كتابخانه اي كه در سال ،۱۳۴۲ همت وپايمردي يك روحاني آگاه و انديشه ورز در حاشيه كوير مركزي ايران و در پناه يك امامزاده لازم التعظيم امامزاده حضرت هلال بن علي(ع) ايجاد شد.
آن روزها، مردم به علت محروميت و محدوديتهاي بسيار، از امكانات فرهنگي كمتري بهره مند بودند. حتي براي تكميل و ادامه تحصيل خود، ده كيلومتر راه مي پيمودند تا در كاشان و در كلاس درس حاضر شوند. اما اين حركت آن روحاني دورانديش كه نامش آيت الله افتخار الاسلام دربندي از معاريف و خطباي معروف منطقه بود؛ باعث شد چراغي در اين بقعه فروزان شود كه همچنان تابناكي آن گرمابخش اهل علم و تحقيق و پژوهش است.
اين كتابخانه تنها و مهمترين مركز فرهنگي منطقه به شمار مي رفت. حتي محافل ادبي با حضور بزرگان شعر آن روز ايران همچون مهرداد اوستا و ذكايي بيضايي و … در قرائتخانه اين كتابخانه برپا بوده است. شكوه و عظمت اين كتابخانه در كنار شكوه جلالت گنبد و بارگاه اين امامزاده بزرگوار هيبتي ديگرگون دارد و نيز گنجينه خط نگاري هاي علماي سلف اين ديار در كنار كتب ارزشمند چاپي و ناياب ديگر باعث فزوني اهميت اين كتابخانه بوده است. در قسمت چپ رواق شرقي اين امامزاده و در طبقه فوقاني؛ و در وسعتي كمتر از ۲۰۰ متر با همان سبك و سياق معماري قديم، آثاري را مي توان به تماشا نشست كه آدمي را به پستوي تاريخ خاطرات و ادوار مختلف تاريخي رهنمون مي شود.
گردآوري اين ميراث گرانبها ضمن نياز به صبر و حوصله و عشق فراوان، نمايانگر ذوق و لطافت طبع مرداني است كه عمر خود را وقف اين آستان مقدس نمودند. هر چند در اداره و نظارت سنتي بر اين مجموعه توسط هيأت امنا امامزاده؛ نشانه اي از توسعه فيزيكي كتابخانه به چشم نمي آيد اما بي مهري و كم لطفي مجموعه هاي امروزي كه هم متولي و هم مدعي اينگونه مجموعه ها هستند در قبال همت بلند متوليان ديروز اينگونه امكنه و ابنيه بي فروغ است. وقتي هر صاحب فكر و شخصيتي مطلع و محقق در فضاي اين كتابخانه پا مي نهد، خود را در ژرفاي تاريخ مي يابد و براين گلچيني و انتخاب آفرين مي گويد.
از مجلات وزين تاريخي آينده و ارمغان يغما، از كتاب هفته آن روزگار تا كتاب هفته امروز و … در بخش نشريات جملگي بر غناي اين مجموعه افزوده است. دفتر يادبود كتابخانه كه مشحون از يادداشتهاي دقيق و عميق شخصيتهاي بسيار داخلي و خارجي است راز ماندگاري و پراهميتي اين كتابخانه را هويدا مي كند.
دريغ كه مجموعه هاي نفيس شخصي رجال و فرزانگاني چون اللهيار صالح، آيت الله افتخار الاسلام دربندي و زحمات مدير دلسوز آن مرحوم حاج علي رجبي آراني در اين فضا، گرد و غبار ايام مي خورد و نامساعد بودن شرايط فيزيكي، امكان بهره مندي بيشتر و بهتر از كتب اهدايي اين فرهنگبانان فرهنگ دوست را از طالبان و مشتاقان علم واستانيده است.
نگاه ويژه نهادهايي كه عهده دار امور فرهنگي هستند، در هدايت و تقويت اينگونه مراكز خواهد توانست اينگونه فضاهاي مغتنم و كيميا را از زوال فراموشي و خاموشي نجات دهد.
تنها يك پرسش مطرح است آيا اين كتابخانه با حدود ۵۰ هزار مجلد كتاب چاپي و ۵۰۰ نسخه كتاب خطي در فضايي كمتر از ۲۰۰ مترمربع و با امكاناتي ناچيز خواهد توانست پاسخگوي نيازهاي نسل تشنه و متنوع طلب امروز باشد؟ آيا دهها كتابخانه ديگر با چنين شرايط و ويژگي هايي در گوشه و كنار اين كشور خواهد توانست در فرهنگ پروري و فضيلت خواهي و توسعه فرهنگ مكتوب مؤثر باشد.

  استاد بهرام بيضايی

بیوگرافی و توضیحات:

بخشی از فیلمشناسی

نام: بهرام بیضائی

تاریخ تولد: 1317 

همسر: مژده شمسایی ( بازیگر و گریمور )

...............................................

متولد 1317 در تهران. تحصیل نیمه تمام در رشته ادبیات

در زمینه تئاتر بسیار موفق بود. نمایشنامه های بسیار زیادی نوشت که بعدها نمایش های بسیاری بر اساس آنها به روی صحنه رفت. و نشان داد که سینما را هم خوب می شناسد.  در زمینه سینما هم توانایی های خود را نشان داد. فیلمنامه های روز واقعه، مسافران و سگ کشی از شاهکارهای او به حساب می آیند. او در حال حاضر بهترین کارگردان سینمای ایران به شمار می رود.

رگبار (1351)

 

غریبه و مه (1354)

 

کلاغ (1356)

 

چریکه تارا (1357)

 

مرگ یزدگرد (1361)

 

باشو غریبه کوچک (1365)

 

شاید وقتی دیگر (1366)

 

مسافران (1370)

 

گفتگو با باد (فیلم کوتاه، 1377)

سگ کشی (1

استاد بهرام بيضايی نوه ی ملا محمد آرانی ( روح الامين آرانی ) ميباشند. ملا محمد رضا ( ابن روح ) فرزند روح الامين آرانی ميباشد.

ميرزا علی محمد ( اديب بيضايی) و ميرزا يحيی بيضايی آرانی و ميرزا نعمت ا... بيضايی ( ذکايی بيضايی آرانی ) از فرزندان ابن روح هستند.

حسين بيضايی ( پرتو ) فرزند ميرزا علی محمد است که همگی اديب شاعر و نويسنده بوده اند .

 
اصفهان _ خبرگزاري ميراث فرهنگي _ حسن ظهوري _ شناسايي عميق‌تر، تعيين حريم و چندين فصل كاوش‌هاي باستان‌شناسي از جمله برنامه‌هاي پژوهشكده باستان‌شناسي استان اصفهان براي كاوش در "ويگول"، بزرگترين شهر اسلامي مدفون و كشتارگاه ملك شاه سلجوقي دراستان اصفهان است.
 
«محسن جاوري»، مدير دفتر پژوهشكده باستان‌شناسي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان اصفهان دراين‌باره به ميراث خبر گفت: «محوطه تاريخي ويگول كه شهري مدفون از دوره اسلامي است، اسفند سال گذشته در پي بررسي و شناسايي باستان شناسي در نزديكي شهرستان آران و بيدگل شناسايي شد. نخستين بررسي‌ها نشان داد كه ويگول بزرگترين شهر اسلامي شناسايي شده در استان اصفهان است كه بيش‌از 60 هكتار وسعت دارد.»
 
وي افزود: «به منظور شناسايي عميق‌تر، تعيين حريم با انجام چندين فصل كاوش باستان شناسي قصد داريم اين محطوطه تاريخي را كه اكنون تنها بخش‌هايي از دو برج آن بيرون مانده بهتر بشناسيم.»
 
باستان‌شناسان احتمال مي‌دهند شهر مدفون ويگول همان محل استقرار اوليه ساكنان فعلي شهر آران و بيدگل باشد.
 
اين احتمال تا آن‌جا پيش‌ مي‌رود كه آن‌ها معتقدند نام اوليه آران و بيدگل به احتمال زياد ويگول بوده است.
 
شهر اسلامي ويگول از جمله شهرهاي دو كانوني بوده است به اين معنا كه از دو دژ تشكيل مي‌شده كه اكنون بخش‌هايي از آن‌ها از زير شن‌ها نمايان است.
 
جاوري درباره تاريخ اين شهر اسلامي به ميراث خبر گفت: «شهر ويگول متعلق به قرون اوليه اسلامي تا دوره سلجوقي است. آن‌گونه كه در مكتوبات موجود ديده مي‌شود، ملك شاه به همراه سربازان خود به اين شهر حمله كرده و تمام ساكنان آن را از دم تيغ گذرانده است.»
 
به گفته وي اين دليل خوبي براي متروك ماندن شهر است اما از آن‌جا كه كاوش‌هاي باستان‌شناسي تا كنون در اين شهر مدفون انجام نشده، نمي‌توان تنها به نوشته‌هاي مكتوب استناد كرد.
 
بررسي و شناسايي شهر اسلامي ويگول توسط پژوهشكده باستان‌شناسي استان اصفهان و با همكاري موسسه دانشگاه تهران و هدايت حسن كريمان انجام گرفته است.
 
باستان‌شناسان در اين بررسي و شناسايي آثار چندين محوطه باستاني ديگر را نيز در حومه شهر ويگول پيدا كردند كه احتمالا مراكز اقماري اين شهر اسلامي بوده است.
 
سلطان جلال الدين ملك شاه سلجوقي از جمله شاهان سلجوقي بود كه در هفده سالگي به پادشاهي رسيد و پس‌از مرگ وي سلسله سلجوقيان دچار تزلزل شد.
 
شهر آران و بيدگل در 5 كيلومتري شمال كاشان و در حاشيه كوير زيباي مركزي ايران قرار گرفته است و علاوه بر داشتن جاذبه هاي كم نظير طبيعي همچون درياچه بي نظير نمك , بندريگ با تپه هاي مرتفع و ديدني و گياهان كويري از لحاظ تاريخي و نقاط ديدني جز مناطق پر جاذبه كشور است.

 
  • کاشان - بهاييها-بابيها-يهوديها

کاشان نيز، مانند همدان، از کانون‌هاي اصلي رشد بابي‌گري و بهائي‌گري در سراسر ايران است و اين امر به‌دليل وجود جمع کثيري از يهوديان آشکار و مخفي در اين منطقه بود. به‌نوشته فاضل مازندراني، شهر کاشان و توابعش در زمان آغاز دعوي ميرزا حسينعلي نوري (بهاء) «مرکز پرجمعيتي از بهائيان بود.» علاوه بر بابي‌هاي پيشين، گروهي از يهوديان کاشان نيز بهائي شدند و اين فرقه را در منطقه کاشان و توابع قدرت بخشيدند. در بخش‌هاي بعد، با برخي از خاندان‌هاي يهودي بهائي‌شده کاشان آشنا خواهيم شد.

به‌علاوه، بايد به حضور جمعي از بابي‌ها و بهائي‌ها در مناطق روستايي کاشان اشاره کرد. مهم‌ترين اين مناطق نراق و آران و جوشقان و قمصر است. به‌نظر مي‌رسد که در نراق غلبه با بابي‌هاي ازلي بود و در آران و جوشقان و قمصر با بهائيان.

در دوران احمد شاه، در روستاي آران (مرکز بلوک آران) محفل بهائي تأسيس شد که بهائيان مقتدري چون ارباب ميرزا محمدرضا آراني (نياي خاندان فلاح) گردانندگان اصلي آن بودند. ارباب ميرزا محمدرضا آراني در سال 1332 ق./ 1292ش. در اين روستا به تأسيس مدرسه ويژه بهائيان دست زد که بعدها (1300ش.) به مدرسه معرفت تبديل شد. از خاندان‌هاي سرشناس بهائي آران، علاوه بر فلاح، بايد به ضيايي و فروغي اشاره کرد. سکنه روستاي آران کاشان در سال 1329 ش. حدود ده هزار نفر گزارش شده است. در روستاهاي بيدگل و نوش‌آباد (از توابع آران) نيز تعدادي بهائي ساکن بودند.

در روستاي جوشقان و توابع آن، به‌ويژه فتح‌آباد و ضياءآباد، نيز تعدادي بهائي وجود داشت. جمعيت روستاي جوشقان در سال 1329 ش. 2766 نفر ذکر شده است.

http://www.shahbazi.org/pages/bahaism1.htm

 

 

 

وحيد دوشنبه 10/2/1386 - 19:14

جريان اين روستای در محاصره ماسه های بادی رابيشتر توضيح بده
يعنی خودروستارا
درمطلبی درباب بهائيت که نقل کرده ای جمعيت آران رادرسال۱۳۲۹ حدود ۱۰هزار نفر غيرازبيدگل ذکر می کند يعنی بابيدگل تقريبا ۲۰هزار نفر درسال ۱۳۲۹
آنوقت اين روستای ۲۰ هزارنفری آن هم در سال ۱۳۲۹ رامن يعنی مانمی توانيم هضم کنيم
يعنی واقعا آن روزها به آران وبيدگل روستا می گفتند

ستاری: احتمالانويسنده کل جمعيت منطقه را حدس زده است . من با نظر شما موافقم آران و بيدگل و نوش آباد با تصوری که ما از روستا داريم ( تعدادی باغ و چند مزرعه و چند خانه ی گلی و احتمالا يک مسجد و يک چشمه ی آب ) هيچوقت روستا نبوده اند .بلکه شهرهايی بوده اند در رديف يزد و کاشان ولی با جمعيت و مساحت کمتر . چطور ممکن است به جايی که دارای برج و بارويی محکم و عظيم بوده و از ۱۲ محله تشکيل شده باشد و هر محله مستقلا مسجد و حسينيه و آب انبار و حمام و بازار سرپوشيده ی درست و حسابی با قصابی و عطاری و بقالی و نانوایی و آرایشگاه و کفاشی و...مکتبخانه  و منازل زيبا و کوچه های مرتب و کارگاههای شعربافی و رنگرزی باشد و مردمی صنعتگر، هنرمند و کشاورز با قدمت فرهنگی قوی داشته باشد عنوان قريه و روستا داد ؟ آران و بيدگل و نوش آباد در دوران قاجار از شهرهای خيلی آباد و زيبای کشور بوده اند ولی متاسفانه در دوره ی پهلوی که ملاکشان احتمالا برای شهر و روستا جمعيت و مساحت بوده در حد يک روستا - ده و قريه بودجه تخصيص ميداده اند و به اين ترتيب بوده که آباديهای گذشته در زمان پهلوی ها روی به کهنگی و خرابی گذاشتند و تصويری را که در خاطره ی من  به جای گذاشته از زرق و برق يک شهر تهيست و روستايی در محاصره ی ماسه بادی ميباشد که آسمانش از طوفان سرخ ميشود و سرگرمی بچه هايش در کوچه های خاکی بازی کردن و آب در سوراخ عقرب ها ريختن است . تازه اين کار راهم بچه ای ميتوانست بکند که پدر و مادرش از روی ناچاری او را اجبارا روی تخته ی قالیبافی ننشانده باشند. داستان محروميتها و رنجها و تحقيرها بسيار زياد است اميدوارم در فرصتی ديگر بنويسم. ....وحيد چه بگويم که نه شما را ديده ام و نه ميشناسم ولی در دلم احساس دوستی و محبت نسبت به شما دارم و به اندازه ی بچه های خودم شمارا دوست دارم .