شتر داران
میدان سرمحله در زمستان و تابستان از ساربان ها و شتر ها خالی نمی شد .
شتر دارانی بودند که بچه ی سرمحله بودند مثل علی میر زا اقا که چند شتر داشت
یا علی تشت زرین که یک شتر داشت .
حسن مونده علی یا حسن شبان که شتر های زیادی داشت که از کویر هیزم یا هندوانه می اورد.
چند پسر داشت که در این کار او را کمک می کردند
محمد .تقی و اسدالله و کوچک ترین ان ها نصر الله
حسن مونده علی بزرگ خاندان شبان های امروز سرمحله هستند .
.......................
البته طایفه ای هم در سر محله بودند به نام ملا احمدی ها که از زمان های قدیم دارای شتر های زیادی بودند که بین شهر های ایران بار جا به جا می کردند شهر هایی مثل ملایر و خمین و کرمانشاه و حتی مازندران و گیلان رفت و امد میکردند و برای تجار بار جا به جا می کردند .
...............................
در زمستان هیزم و خاکه زغال از کویر سمنان به وسیله ساریانان ابو زید ابا دی به محله ما می امد هر خانواده با توجه به وضع مالی و احتیاج چند بار هیزم که همان همه قیچ بود و چند لنگه خاکه زغال می خریدند .
در ان سرمای زمستان ظاهر این ساربان ها خیلی جالب بود غالبا شالی از جنس پشم شتر بر کمر می بستند و کلاهی از همان جنس .پا ها را از مچ تا زانو با مچ پیچ می پیچیدند و گیوه ای که معمولا تخت ان لاستیکی بود بر پا داشتند .
شب که مجبور می شدند در حسینیه ی سر محله می ماندند و با کشک و پیاز در یه قدح کالجوش درست می کردند و این غذایشان بود حسینیه بسیار سرد بود چند جل شتر ها را روی خود می انداختند و زیر ان کز می کردند و می خوابیدند .
جالب ترین چیزی که از از اتراق زمستانی ان ها به یادم مانده غذا دادن به شتران است .
چون علف نبود در یک تغار ارد جو را خمیر می کردند و به شکل چانه ای گلوله شکل در می اوردند و شتر ها دهانشان را باز می کردند این گلوله خمیر را در ته حلق ان ها می انداختند
به این گلوله های خمیر نواله می گفتند .
نوشته ی آقای جعفر سحابی