اردی بهشت گذشته باطری ماشینم را در کوچه ی خودمان صبح زود باز کردند و بردند.من به پاسگاه زنگ زدم و آمدند و ماوقع را نوشتند و رفتند .امروز در اداره بودم که از آگاهی خیابان ژاندارمری کاشان با من تماس گرفته شد تا به آنجا بروم.گفتم من ماشین را فروخته ام و اسناد مالکیت ندارم. گفتند : کارت ملی کافیست.اولین بار بود که به این مکان می رفتم.در اطاق ورودی کارت ملی ام را نگاه کردند و برگه ی ورود دادند و موبایلم را در صندوقی گذاشتم و کلیدش را برداشتم .از حیاط گذشتم و به ساختمان رسیدم و به اطاق 14 رفتم. حدود 20 تا باطری کهنه آنجا بود.من یادم رفته بود باطری ام چه شکلی بوده .کارمندی که لباس شخصی پوشیده بود گفت : باطری ات بردار.منظورش را فهمیدم. یک باطری پرایدی تمیز را برداشتم.فرمی را برایم پر کرد و گزارشی تهیه کرد و من هر دو را امضا و تشکر کردم و باطری را برداشتم و به اطاقک برگشتم و موبایلم را برداشتم و برگه را برگرداندم به سرباز و ماجرا خاتمه یافت.این را برای دوستان جهت استفاده از این تجربه نوشتم .

آن کارمند به من گفت :دزدان باطری هزاران باطری را در یک کارخانه ی فرش ماشینی در شهرک جعفرآباد انبار کرده بودند تا با کامیون به قم ببرند.