پاسخ به درخواست شمای عزیز
جوانی پدربزرگ شما مرحوم علی لطف آبادی را مسلما مادر و داییها و خاله های شما بیشتر به یاد دارند.اطلاعات من ممکن است کامل نباشد شما کاملش خواهید کرد.دو برادر دیگر پدربزرگ شما مرحومان محمد و قاسم هم در خانه ی روبروی خانه ی ما زندگی میکردند. همسر عمو محمد ، ماهرخ نام داشت .هر سه برادر کشاورز بودند و الاغ و طویله در منزل داشتند .هیچوقت ندیدم به جز کشاورزی کار دیگری داشته باشند.الان درب خانه ی پدربزرگ شما آهنی و دو لنگه است .قدیم این درب و دیوار نبود .چند متر جلوتر در جنب دیوار خانه ی ما که شیب کمی هم داشت یک درب چوبی بود.بعد از درب ، سمت چپ و پشت به کوچه اطاق و زیر زمینی بود که پیرمرد تنهایی به نام مرحوم نایب ( دایی عمو شکرالله و عمو سیف الله خدمتی )زندگی میکرد.روبروی درب خانه هم در فضای باز راهرو باریکی بود که به اطاقها ختم میشد.از پشت خانه ی ما دالانی بود که به خانه ی پدر بزرگ شما راه داشت و ما از آنجا وارد حیاط میشدیم و از جوب آب خانه ی لطف آبادی استفاده میکردیم و به کوچه ی باغه می رفتیم.مرحوم نصرالله خدمتی و همسرش مرحومه رضیه هم در خانه ی پدربزرگ شما زندگی میکردند که فکر کنم نزدیک 50 سال است که به خانه ی جدید در روبروی خانه ی مرحوم عبدالله جلوداریان نقل مکان و سپس فوت نموده اند.ادامه خواهد یافت انشاالله....
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 21:14 توسط اکبر ستاری
|