متن زير را آقاي عباس دانش بمناسبت اولين سالگرد درگذشت شادروان دكتر محمدرضا مسعودي نژاد نوشته بودند.

آفتاب مهربان پائیز

همراه با یاد خوش دوستی از دیار مهربانی و ایمان

روبروی ما سفره گشوده است.

آفتابی که هم ، رنگ خزان به خود دارد و هم ، یاد همیشه سبز محمدرضای عزیز را.

و اینک پس از یکسال مایلم  دوباره با او گفت و گوئی داشته باشم

پس از یکسال دوباره دوست دارم در سیمای نورانیش خیره شوم

و خطاب به او بگویم:

محمدرضای عزیز !

یکسال گذشت .

اما بدون تو.

تو رفتی و ما ماندیم....

با لبخندهایت .

تو رفتی و ما ماندیم....

با رد پای تو در جای جای خانه و کاشانه ی ما

و نیز در شهر خاطره ها.

تو با بودنت زندگی را برایمان معنی کردی

و با رفتنت حیاتی جاودانه را.

آقای دکتر مسعودی نژاد !

 پزشک وارسته و بلند مردی که هماره ، خدایی می اندیشیدی

و انسانها در قاب اندیشه ات

چون گلی می درخشیدند.

تواضع و فروتنی تو

با ظاهری آراسته و صفای باطن

لبخندهای تو را چقدر زیبا و دوست داشتنی می کرد.

تو همیشه مدال افتخار نوع دوستی و خدمت به مردم سرزمینت را به گردن داشتی.

چرا که خداوندگار هستی به انسانهایی که فرهنگ مردم دوستی اشان به قامت بلند یک تاریخ  است نشان افتخار می دهد.

محمدرضا !

اگر در این جهان آفرینش قطعه ای از بهشت وجود داشته باشد

تو یکی از ساکنانش بودی.

و به گواه تاریخ همه ی آنهایی که در نسلهای متمادی از داعیان خدمت به خلق و حامی مظلومان و از بندگان مخلص خدا بودند

همواره نام و یادشان ، در حافظه ی روزگار ثبت است.

و تو ماندگار شدی و در یادها خواهی ماند.

امروز پس از یکسال

دوستان ، آشنایان ،فامیل و جامعه ی پزشکی شهرمان

تو را می خوانند و تو را می جویند چرا که :

زنده معشوق است و عاشق مرده ای      جمله معشوق است و عاشق پرده ای


عباس دانش آرانی