همه ی پنجره های چوبی اتاق ، برای تحویل گرفتن باد های خنک ، باز بود.


درست مثل گدایی که دست هایش را برای گرفتن هر کمک ناچیزی دراز می کند .


تلق و تولوق پنجره ها هم همان دعای خیری بود که گدا ، حواله باد بخشنده میکرد .


http://adabiat.boomobar.com/fiction/short-story/000584-chera-kachal-ha-aghebat-be-kheir-mishavand-p1.php