اسلام شيعي،‌ با رهنمودهاي قرآن مبين و عترت طاهرين، مي‌تواند و مي‌بايد در عرصه ی حقوق نوع بشر و كرامت انساني ميدان‌دار و پيشتاز بوده و البته مطالبه‌گرانه وارد عرصه شود؛
شاه‌بيت بيانيه جامع مولي‌ علي(ع) به مالك اشتر كه مي‌فرمايد «الناس كلهم صنفان، اما اخ لك في‌الدين او نظر لك في‌الخلق» دلالت‌هاي فراواني از حيث برابري و همبستگي و همزيستي مسالمت‌آميز براي انسان‌ها دارد؛
 وقتي حضرت بر حق دادخواهي عادلانه در محكمه و برابري حتي در" نگاه "و مساوات در محاورات بين قاضي و متداعيين تاكيد دارد مي‌توان استنتاج كرد كه بسياري از آموزه‌هاي نوين حقوق‌بشري ريشه در اديان الهي و آموزه‌هاي اسلامي ناب و مبتني بر فطرت دارد.
آموزه‌هاي شيعي كه منطبق با عقل و رهاورد خرد و تجربه زيسته بشري است ظرفیت بالایی در این اقلیم دارد.
 اسلام مي‌تواند تأمين‌كننده خواست‌هاي انساني و عقلاني باشد و هرگز در مجامع جهاني حقوق‌بشري، محكوم و ناموجه نباشد.
صرف‌نظر از برخوردهاي دوگانه و ابزاري كه با حقوق‌بشر صورت مي‌گيرد، نسبت به نفس اين موازين آن‌ها كه مي‌پندارند محكوميت‌ها بي اثر است و ورق‌پاره‌اي بيش نيست، يا غافلند يا تغافل مي‌كنند.
 اسلام بايد ميدان‌دار صيانت از حقوق نوع بشر و پرچمدار پاسباني از كرامت انسان به ماهو انسان باشد.رفتار ما نباید خلاف این را نشان دهد.


انكار موازين حقوق بشر و استنكاف از تحقق‌پذيري حقوق ملت و اعطاي استحقاق شهروندان، پاك كردن صورت مساله به جاي حل مساله است.
 حال آن كه وسواس‌هاي شرعي نسبت به رعايت حق‌الناس و تقدم آن بر حق‌ا... بار گراني است كه مستلزم انقياد و تمكين است. دادگستري متكفل اين بار سنگين است و بايد به جاي اولويت‌بخشي به تأمين حقوق و امنيت حكومت‌كننده، اهتمام نسبت به تأمين امنيت و حقوق حكومت‌شونده داشته باشد و کوچکترین تظلمات را پاسخی در خور دهد.