بریم سر اصل موضوع و ببینیم قضیه چیست؟
اصلها و قضیهها را برای نخستین بار، دانشمندان یونانی وارد دانش کردند. ارشمیدس (سده سوم پیش از میلاد) در کتابهای خود، بارها از «اصل» و «قضیه» استفاده کرده است. تا سرانجام اقلیدس (سده سوم پیش از میلاد) در کتابِ اصولِ خود در سیزده کتاب، اصلها و قضیههای هندسی را منظم کرده است.
شماری از اصلها را، اقلیدس پوستلا (postulate ~ خواست) نامیده است. برای نمونه، نخستین پوستلا در اصولِ اقلیدس، به این ترتیب تنظیم شده است:
«کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه خط راستی است که آنها را به هم وصل میکند.»
اصل یا بُنداشت، در فلسفه، ریاضیات، منطق و فیزیک، گزارهای است که بدونِ اثبات
و به شکل پیشفرض پذیرفته میشود و از رویِ آن سایر گزارهها استخراج
میشوند. اصولِ موضوعه میتوانند بدیهی نباشد، اما بههرحال نقطهٔ آغازِ
کار است و به همین دلیل نمیتوان آنها را از هیچ گزارهٔ دیگری استخراج
کرد. گزارهای که از یک یا چند اصلِ دیگر استنتاج شود قضیه (theorem) نام دارد.