دموکرات ترین آدم هایی که شما دیده اید چه کسانی هستند؟
من اولین بار کلمه دموکراسی را در دهه 60 از کتاب های شریعتی دریافتم. به خصوص آن جا که از دموکراسی رأسها و دموکراسی رأیها صحبت می کند. دموکراسی رأسها از نظر وی مربوط به جوامعی است که آرای افراد وابسته به دیگران است و مثلاً رییس قبیله رأی خود را بر تمام قبیله تحمیل میکند. اما دموکراسی رأیها مربوط به جوامعی است که افراد به آگاهی رسیده اند.
در دهه 70 خاتمی در یک جمله آموخت که بگویید: زنده باد مخالف من . سومین دموکراتی که شناخته ام سروش است. وی در سایت خود عملا تمام نظرات مخالف را در کنار مقالات خود آورده است.
اما در این انتخابات با دموکرات دیگری آشنا شدم. مسعود بهنود را سال هاست که می شناسم . شنیده بودم که می گفت ما کسانی هستیم که در هر نظامی اصلاح طلبیم.
اما این بار از او شنیدم که در هر انتخاباتی شرکت می کند . حتی اگر فقط دو گزینه جنتی و خزعلی در آن باشند.
در این انتخابات بعضی از دوستانم پای صندوق رای نرفتند. برخی از آنان می گفتند تلخ کامیم. بعضی می گفتند با رای دادن باید حال کرد. لذتی در این انتخابات نیست. برخی می گفتند رایمان شمرده نمی شود. برخی به حوادث 88 و کشته ها اشاره داشتند و...
به همین ترتیب شمار آنان که این بهانه ها را آوردند و رای ندادند در این انتخابات به 14 میلیون نفر می رسد.
اما یکی از شگفتی های این انتخابات به رسمیت شناخته شدن مخالفان توسط رهبری بود. این نقطه مثبت و روشن را که برای اولین بار بیان شد ، نباید از یاد برد.
سید محمد علوی