عبدالجبار کاکایی...چرا انتخابات.....؟
عارف را متدین و موقر می بینم.
روحانی را مودب و عاقل.
و قالیباف را دلسوز و عاطفی.
راجع به بقیه فعلا نظری ندارم .
حداد و ولایتی را بیشتر دوست دارم در کتابخانه ببینم نه در راهرو های قدرت.
غرضی را زیاد نمی شناسم به نظر آدم اجرایی و توانایی می آید .
و جلیلی تکرار احمدی نژاد است بااین بداقبالی که ساده زیستی و پرکاری هم نمی تواند برایش محبوبیت بیاورد که ریشه ی این صفتها هم خشکیده...
اما قول ها و پیشگویی ها در زمینه اشتغال و درآمد و رفاه مقداری نامعقول و خیال بافانه است.
کشوری که منافع بزرگش با مواضع بزرگش در تضاد است نباید منتظر رفاه و پیشرفت باشد .
ماطبق آرمان های دهه شصت قرار است بخشی از محور مقاومت منطقه باشیم مگر اینکه دستگاه دیپلماسی مستقل در اختیار یک رییس جمهور قرار بگیردکه به دنبال توسعه و رفاه و پیشرفت ازنوع ترکیه ای باشد با کمتر تزاحمی با جهان...
در این صورت تازه با حزب الله لبنان جه کنیم ؟
با طوایف شیعه پرچم به دست چه کنیم ؟
ما سهم رفاه و عدالت و پیشرفتمان را با بخشهای محروم جهان تشیع تقسیم کردیم و ناچاریم دوش به دوش ان ها در گردونه قدرت سیاسی جهان بچرخیم این واقعیت جامعه ماست.
بد یا خوب چقدر در استطاعت ما بود یا نبود اجازه داشتیم به عنوان تکلیف شرعی بپذیریم یا نه.. فقاهت مجوز شرعی داد یا نداد ...
جهان ما همین جهان آرمانی پر از تزاحم و شعار و مقاومت است..
البته فقیه نیستم اما می دانم خیلی جاها به فقه عمل نکردیم خیلی جاها سیاسی کاری کردیم .
عدالت همانطور که روحانی گفت حتی در داخل با گروههای فکری مسلمان و متدین رعایت نشد.
دوست شاعر ما افشین علا به اتهام عدم التزام به ولایت و اسلام در انتخابات شورا ها رد صلاحیت شد این نمونه ای از عدالت ایرانی اسلامی عصر انقلابی ما بود خدا همه را به کرم و فضل خودش ببخشد...و بعد هدایت کند .
http://jabbarkakaei.blogfa.com/