وسیله ایاب ذ هاب ده
وسیله نقلیه زمان ما الاغ بود برای حمل ونقل از همین حیوون استفاده ميشد چه بار چه سواره هرسال ایام 28 صفر که می شد روز اما م زاده آقا علی عباس درتوابع بادرود معروف است به روز چهل و هشتم مردم ابوزید آباد اعتقادی که به ا مام زاده داشتند ودارند دوروز مانده به روزش از ده با همین وسیله الاغ به سمت امام زاده حرکت میکردند فاصله ابوزید آباد تا آ قا علی عباس 35 یا 40کیلومتر راه است

یاد مه پدرم چند روز مونده بود تا ایام 28 صفر مادرم آذوغه 10 روزو آماده میکرد و پدرم وسیله الاغو مرتب می کرد رفقای پدرم عمویم وهمسایه ها مون وخونواده خودم با هم نماز صبح که می خو ندند دسته جمعی حرکت می کردن روی الاغها خورجین پر از آذوغه وروی خورجین توشک نرم برای نشستن.

هر الاغی دونفر سوار بودند من خیلی شیطون بودم پیاده می شدم دنبال الاغ می دویدم الاغها را اذیت می کردم منو دعوا می کردن بیشتر سوار الاغم میکردن .

بین راه به روستای یزدلان می رسیدیم یه استراحت یه نهار حرکت میکردیم شب می رسیدیم روستای ( فمی ) پای چشمه فمی ا طراق می کردیم اجاقو بر پا می کردیم وسیله چایی وشام بر قرار بود از نور مهتاب اون شب فمی استفاده می کردیم شب اونجا می خوا بیدیم صبح زود نماز که می خوندند پس از صرف صبحانه به سمت ا مام زاده آقا علی عباس حرکت می کردیم از فمی تا ا مام زاده راهی نیست سا عت 9 یا10 دقیقا یادم نیست می رسیدیم اونجا زیارت ا مام زاده قدیمی بود مثل ا لان نبود دور تا دور ا مام زاده تپه های ما سه بادی بود پشت بام ساختمان زیارت از ضلع جنوبی با کف زمین یکسان بود به علت ما سه بادی . ما بچه که بودیم می رفتیم روی پشت بام زیارت بازی می کردیم وحتی زائران روی پشت بام از کمبود جا وشلوغی زائر ا طراق می کردند در ضلغ شرقی ا مام زاده یه حیاط بزرگی داشت که دور تا دور اون ا طاق زیادی داشت که هر ا طا قی چند نفری مشترک 10 روزی که قصد می کردن می موندن چه صفایی داشت دور همی بودیم هر کسی یه نوع غذا داشت سفره پهن می کردن نهار یا شام میل می کردیم .

دور تادور زیارت به صورت بازار چادر بسته بودند چیزی می فروختن همسایه مون اونجا خرازی فروشی داشت منم کمکش می کردم .