مدرسه که می رفتم روزای تعطیلی و حتی درتابستان که مدرسه تعطیل می شد در کشاورزی به پدرم کمک می کردم یادمه پدرم زمینی را برای کاشت گندم و تنباکو با بیل داشت شخم می زد منم بچه که بودم روی خاکهای شخم زده نشسته بودم هم بازی می کردم هم علفهای هرزه ی زیر شخمو جمع میکردم خسته که می شدم می رفتم کنار جوب آب ، آب بازی میکردم بابام صدام میکرد برو یه مشت چوب جمع کن چایی درست کن .

یه کتری مسی سیاه داشتیم با اون چایی درست می کردم .

چایی آتشی چه مزه ای داشت !

چایی که آماده می شد بابامو صدا میکردم و رفقای بابام که نزدیک زمین ما کار میکردن میومدن چایی وصبحانه می خوردن .

مادرم سفره ی نان و یه مقدار پنیر محلی و سیب زمینی پخته برامون داخل سفره میذاشت میل می کردیم چه صفایی داشت .

زمین که از زیر شخم آماده می شد پدرم صافش میکرد آماده برای کاشت گندم.

وزمینی که برای کاشت تنباکو بود به صورت جوب - جوب درست میکرد.

روزی که می خواست گندم بکاره منم دنبال پدرم به دشت میومدم دونه ی گندمو تویه چادر می ریخت دوگوشه ی چادرو گره میزد گل گردنم مینداخت و دو گوشه چادرو تو دستم می گرفتم .

بابام تو زمینی که آماده کرده بود با سر بیل چال می زد منم یه مقدار گندم داخل چال می ریختم وخاک بر روش می ریخت .بذر پاشی که تموم می شد کردوها را آب می داد .

برای کاشت تنباکو یک ماه قبل از کاشت  زمینی را پدرم تهیه می کرد بنام ( نهالدو ) .

تخم تنباکو را تو نهالدو میکاشت نهال که آماده میشد همون نهالدو را آب میداد که نرم بشه که راحت نهالها از زمین با ریشه  کشیده بشه .داخل یه جعبه ی چوبی میذاشت می آورد پیش زمینی که قبلا برای کاشت نهال آماده و آب داده شده بود حاضر میکرد و دوستای پدرم می آمدن دسته جمعی کمک می کردن . برای نشاندن نهال تنباکو. پاچه های شلوارو بالا میزدن می رفتن داخل جوبکی که پراز آب بود .نهالها را چنتایی بین دو انگشت قرار میدادن بالای چشاب آب داخل جوب با فاصله حدود 30 یا 40 سانت فرو می بردن . منم دوست داشتم و تونهال کاشتن به پدرم کمک می کردم .