وصيت عجيب
روز مرگم هر كه شيون كند از دور و برم دور كنيد
همه را مست و خراب از مي انگور كنيد
مزد غسال مرا سير شرابش بدهيد
مست مست از همه جا حال خرابش بدهيد
بر مزارم نگذاريد بيايد واعظ
پير ميخانه بخواند غزلي از حافظ
جاي تلقين، به بالاي سرم دف بزنيد
شاهدي رقص كند جمله شما كف بزنيد
روز مرگم وسط سينه من چاك كنيد
اندرون دل من، يك قلمه تاك زنيد
روي قبرم بنويسيد: وفادار برفت
آن جگر سوخته، خسته از اين دار برفت
2012-03-11
بيستم اسپندارمذ
كوههاي بختياري
http://azadi-poetry.blogfa.com/post-6.aspx
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 7:9 توسط اکبر ستاری
|