یکی از کارهای عجیبی که آنروزها در بهداری انجام می شد و حالا نیز شاید شما خواننده عزیز باور نکنید ، دادن تریاک به معتادان مسن بود ...یک روز متوجه شدم که  سر هر ماه عده ای پیرمرد با کارتی که شبیه کارت های واکسن امروزی بود  به داروخانه بهداری مراجعه کرده و چیزی را از آنجا تحویل میگیرند . کنجکاو شدم از مسئول این کار که دیگر با هم آشنا شده بودیم جریان را پرسیدم .

گفت فلانی ، این ها سر هر ماه می آیند و سهمیه یکماهه تریاک مصرفی خود را میگیرند

گفتم مگر تریاک قدغن نیست پس چگونه این ها در روز روشن از یک اداره دولتی سهمیه تریاک میگیرند ؟  

همکار مان اینگونه توضیح داد  که این کار باعث میشود قاچاقچی نباشد و تریاکی که میگیرند سالم است و در ضمن معتادان افراد مشخصی هستند  . ....

بعداً فهمیدم تریاکی که میگرفتند اسمش سناتوری بود ، مارکدار بود ، مثل سیگار بسته بندی کرده بودند .

حالا نمیدانم اینکار خیری داشت یا نه . هرچه بود در آن روزها اعتیاد به این شدت نبود . و قبح مسئله به این صورت از بین نرفته بود و اگر تعدادی معتاد هم بود اغلب مسن بودند د و اگر هم جوانی معتاد میشد اغلب در شهرهای بزرگ مبتلا می شدند و و اعتیاد به اندازه ای قبیح بود که  در روستاها و شهرهای کوچک تهیه مواد مخدر شاید برای جوانان کاری غیر ممکن بود .

در ضمن آن همکارمان میگفت اگر از این سهمیه ای که میگیرند بفروشند و یا به کسی بدهند مجازات سنگینی در انتظارشان خواهد بود .

البته من فکر نمیکنم آنگونه که میگفت ، حقیقت داشته چون گاهاً خلاف این مسئله دیده میشد . و هیچ تندی در حق آنان نمیشد و یا ما در آن خطها نبودیم و از چند و چون واقعی کارها خبر نداشتیم. 

در اینجا لازم است بگویم زشتی مسئله اعتیاد از بین رفته و مواد خطرناکتری جایگزین تریاک گردیده و بیشتر جوانان را که سرمایه های گرانبهای این مرز و بوم هستند هدف قرار داده است که امیدوارم فکر اساسی در این مورد بشود و گرنه اعتیاد به همراه بیماری های خطرناک همراه آن جامعه جهانی را با مشکل مواجه خواهد کرد .


http://s32.blogfa.com/post-81.aspx