سلام آقای ستاری از اینکه هنوز بر اعتقاد یا گمان اولی خود استوارید از یک سو ناراحت و از جهتی دیگر خوشحالم .

ناراحت از این بابت که استدلالهای عقلی و نقلی ما نتوانسته تأثیری در نظر شما بگذارد.

و خوشحال بدین خاطر که تأکید همچنان شما بر حرف و ادعایتان هم مجال بحث را برای اظهارات مستدل دیگران باز می گذارد و هم ثبات شما را بر اعتقادتان سوا از صحت و سقم آن می رساند.

در ابتدای این کامنت اعتقاد افراد عامی و مسن را به باد انتقاد گرفته اید که شخصا معتقدم صفا و خلوص و پایداری این نسل بر عقاید کهنه اما ریشه دار خود نشان ایستادگی و ثبات رأی آنهاست و همین اعتقاد قلبی آنان و پدران و پدربزرگ های ما در امر دین بوده که اکنون ما نمازخوانیم و پرچم و علمی را که به ما سپرده اند در عزای حسین (ع) بر دوش می گیریم.

در جایی تقدس گرایی را مذمت کرده اید که علت آن برای بنده نامعلوم است چرا که راه روشن پاکی و تدین از مسیر خرافه و گمان نمی گذرد بلکه شواهد تاریخی و منابع نقلی از کسانی که تاریخ به بزرگی و پارسایی آنان شهادت داده می تواند کمک کار عقل ما در فهم بعضی مسائل باشد.

در ادامه نگاه تجربی و علمی شما به پدیده هایی که از جنس مابعدالطبیعه و از نوع کرامات هستند جالب و باعث تعجب است چرا که همه می دانیم چیزهایی در دنیا و عالم طبیعت هستند که به هیچ وجه قابل تحدید و تشخیص کمّی و کیفی با ابزار تجربه و عقل ظاهری نیستند و بحث در این خصوص مفصل است و مجال آن نیست

و در پایان نیز نگاهی تمسخر آمیز به خوارق عادات و مسلماتی داشته اید که شواهد عینی و نقلی و تجربه شده ای در تأیید آنها وجود دارد و این بی پروایی در قلم انکار کشیدن به اعتقاداتی که از متن احادیث معتبر و نقل قول های صحیح و مشاهدات عینی برآمده و به کرات ثبت و ضبط شده نه تنها کمکی به حل سؤالات و مسائل شما و دیگران نمی کند بلکه کلاف مجهولات را پیچیده تر و بنای اعتقادات را سست تر می کند.