موجودات آب زیرکاه
اگر چه لزومی ندارد، اما باز هم برگردیم به اندرون شاه بابای خودمان
چنانکه قبلاً اشاره شد، اینهمه هوو و زن عقدی و صیغه ی اندرون که سایۀ همدیگر را با تیر میزدند، برای اینکه پیازشان کونه بکند و عزیز دردانه و سوگلی شاه بابا بشوند - با وجودیکه وسایل مشروع و نامشروع گوناگون از قبیل: جام چهل کلید و جادوگر و فالگیر و دعانویس و جن گیر و دربان و هیزم شکن و لحاف دوز و " علی چینی بند زن " و آب حوض کش و برف پارو کن و غیره در اختیارشان بود - از همۀ اینها که سر میخوردند، آنوقت میرفتند و دست بدامان توپ مرواری میشدند.
چنانکه قبلاً اشاره شد، اینهمه هوو و زن عقدی و صیغه ی اندرون که سایۀ همدیگر را با تیر میزدند، برای اینکه پیازشان کونه بکند و عزیز دردانه و سوگلی شاه بابا بشوند - با وجودیکه وسایل مشروع و نامشروع گوناگون از قبیل: جام چهل کلید و جادوگر و فالگیر و دعانویس و جن گیر و دربان و هیزم شکن و لحاف دوز و " علی چینی بند زن " و آب حوض کش و برف پارو کن و غیره در اختیارشان بود - از همۀ اینها که سر میخوردند، آنوقت میرفتند و دست بدامان توپ مرواری میشدند.
لذا اگر توپ مرواری نبود، خیلی از این موجودات آب زیرکاه که امروز میبینیم شق و رق عرض اندام میکنند و یا تو ادارات محترم، فتق امور را رتق مینمایند وجود نداشتند.پس ببینید بیخود نبود که گفتیم:" شاه بابا با ملت خودش ندار بود "، یعنی اگر توپ مرواری را در اندرونش احتکار میکرد، آنوقت چوب تو سر سگ میزدی " حضرت والا " از آب در میامد، اما شاه بابا اگر چه اسمش مستبد در رفته بود، با وجود این، احساسات آزادیخواهی و دموکراتیش میچربید.
به همین علت بود که توپ مرواری را بی ریا در اختیار ملتش گذاشت و بعد از آنهم که قتل عام شد، تا سی چهل سال پیش هیچ کدام از تخم و ترکه اش که تکیه بر اریکۀ سلطنت زدند کاری بکار این توپ نداشتند و آن بزرگوار هم مشغول بخت گشایی و آبستن کردن خاله شلخته ها بود.هدایت1327
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 6:18 توسط اکبر ستاری
|