از کتاب عبوری
شب عید دوتا ماهی گرفتند.
یکیش سفید بود.
سرخش کردند.
یکیش سرخ بود.
انداختندش داخل تنگ آب.
از کتاب کافه ی خنده /علیرضا لبش
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 6:30 توسط اکبر ستاری
|
شب عید دوتا ماهی گرفتند.
یکیش سفید بود.
سرخش کردند.
یکیش سرخ بود.
انداختندش داخل تنگ آب.
از کتاب کافه ی خنده /علیرضا لبش