دلم برای کودییم تنگ شده

 برای زیر گذر حاج حسن بقال و نصرالله قصاب خدا بیامرز

 برای تابستونایی که هندونه از نوش آباد میومد

برای کتاب فارسی ام

برای کتاب علوم

برای بابا آب داد

برای حسینیه ی وشا

 وقتی علمات هیئت میومد عشق می کردیم

این طرف اون طرف میدویدیم

 برای مداح دهنو حاج علی اخباری خدابیامرز

 برای شمشیری

که روی یک صندلی آهنی سبز رنگ و رو رفته می نشست و روضه می خوند

 برای پهلون حسن حیدر زاده که می گفت: یا ابوالفضل.

 دلم برای حاجی تنگ شده

 زیر گذر دعا می کرد

 ما هم که معنی اونا نمی دونستیم  و آمین می گفتیم.

 دلم برای هوای اون روزها که بوی خاص خودشا داشت

برای گرمای تابستونش

تنگ شده.

 برای پشت بومای کاه گلی که خونا را بهم وصل می کرد.

 چه زیبا بود پشت بام ها!

در نداشتن

ده تا خونه بهم وصل بود

 از این پُش بوم میدویدیم اون پُش بوم.

 برای آب تنی توی حوض بزرگ وسط خونمون.

سروصدا می کردیم

کتک می خوردیم.

با هم دعوا می کردیم

بعد از ده دقیقه هم دوست بودیم.

شیخ حسین کفاش خدا بیامرزدش

 علی رزاق

( عابده بقال محل بود)

 علی اکبر بابا

 اوسا حسن

 علی قندی

 حاجی قندی

 علی اکبر حمومیه

شخصیت هر کدوم کار کرد خودشا داشت

 دلم برای کودکیم تنگ شده .

خونه ی عظیم ،خونه ی همسایه داری بود

بیش از 30 نفر توش زندگی می کردن

 گاهی باهم دعوا می کردن

به هم فحش می دادن

و مثل بچه ها شب با هم خوب بودن

توی خونشون صدای گاو گوشفند مرغ خروس هم میومد

به قول خودشون حیوون دار بودن

و چقدر با صفا بودن .

دلم برای زهرا سید تنگ شده

پیرزن برای گوساله و گاوش پوسته هندونه می خواست

 وما برایش می بردیم .

همیشه می گفت :پسر تو جقدر خوشگلی! مثل نقل می مونی.

 حظ کردم دیدمت!

دلم برای کوچه های خاکی و تنگ

برای حموم عنایتی که دودش تموم خونه ی ما را می گرفت

 برای ربابه کشوره

 گووره

 برا ی زینته

پیرزن هایی که هر روز می آمدن خونمون

و هر روز مهمون داشتیم

در خونمون همیشه باز بود

آخر شب می بستیم

البته در همه ی خونا باز بود

تنگ شده

 اینها همه به دیار آخرت رفته اند

خدا همه را بیامرزد

 خدایا همه ی اینها از زندگی فقط رنجش را داشتن

و همواره شاکر بودن

صداقت

سادگی

 پاکی

خصوصیت بارز اینها بود

خدایا تو در آن سرای باقی از ناز ونعمت الاهیت سیرابشان کن

http://fkarani.blogfa.com/