دست كودك با تماس شن داغ نان سوخت و فرصت مناسبي براي اختلاط بيشتر پيش آمد . كودك فرزند صاحب خانه‌ي زن است و او كه از همسر خود جدا شده است براي اين‌كه تنها به خيابان نيايد گاهي كودك را با خود بيرون مي‌آورد . او مي گويد يك دختر و پسر دو قلو نزد شوهر دارد و اقوامش هم از جدايي‌اش خبر ندارند .نام این زن هما است و شوهرش بنای خشنی بوده است.صاحبخانه مطرب است وهما به موسیقی علاقه دارد و گاهی با موسیقی صاحبخانه می رقصد.