سماع به نوعی از رقص صوفیه شامل چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی گفته می‌شود. سماع سابقه ی دیرین تاریخی داشته و پس از اسلام موافقان و مخالفانی نیز در این دین پیدا نموده است.

حافظ و سماع

سروبالای من آن گه که درآید به سماع
چه محل جامه ی جان را که قبا نتوان کرد
****
یار ما چون گیرد آغاز سماع
قدسیان بر عرش دست افشان کنند
***
در سماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقص
ور نه با گوشه رو و خرقه ی ما در سر گیر
****
شاها فلک از بزم تو در رقص و سماع است
دست طرب از دامن این زمزمه مگسل
****

سماع در لغت به معنی شنیدن، شنوایی و آوای گوش‌نواز است.[۱] در اصطلاح صوفیان سماع به معنی خواندن آواز و یا ترانه ی عرفانی توسط قوال یا قوالان (گاه همراه با نغمه ی ساز) و به وجد آمدن شنوندگان در مجالس «ذکر جلی» است. از آنجا که این به وجدآمدن گاه به رقص و دست افشانی می‌انجامد، تقلیبا به مجموعه قوالی، نغمه ساز، به وجد آمدن و رقص، سماع گفته می‌شود.[۲]