مردم داری افراطی
برخی دوست دارند وجیه المله باشند .مردم دار باشند ولی در این راه به افراط کشیده میشوند و از روال معمولی زندگی خویش خارج میشوند و در مسیری که بر خلاف عقایدشان میباشد می افتند که ممکن است به صفت مردم فریب یا عوام فریب متهم شوند و یا فضول محله و یا در باره اشان گفته شود "فلانی چقدر بیکار است؟" یا اینکه " هر جا آشه فلانی فراشه؟" یا اینکه " فلانی چقدر سبکه؟"
![]()
مردمداران افراطی در همه ی مراسم های عروسی و عزا و عبادی و سیاسی شرکت میکنند و همیشه نگران هستند که کسی از آنها نرنجد که هیچ مورد تمجید هم قرار بگیرند و پیرو جو غالب جامعه هستند و در این وادی نیز افراط می نمایند.مثلا چند انگشتر به رنگها و اندازه های مختلف در دست دارند و پیشانیشان مانند آرنج دست پینه دارد و ریششان بلند است و پیراهنشان را روی شلوارشان میگذارند.
و اگر جو غیرمذهبی باشد صورتشان را چهار تیغه میکنند و شلوار تنگ میپوشند و ادکلن می زنند و کراوات به گردن می بندند و ...
این اندیشه که انسان در همه ی امور خدا را مد نظر قرار دهد و میانه روی نماید از افتادن به دام مردمداری افراطی جلوگیری مینماید.
مثلا برای تسلیت و احترام گذاشتن به یک میت یا بازماندگان وی شرکت در یک مراسم کافیست.
برای ابراز خوشحالی از پیوند دو نفر دوست ، شرکت در یک جلسه ی جشن چای و شیرینی کافیست.
اگر اعتقاد داریم که جوانان نباید در آغاز زندگی زیر بار هزینه های سنگین بروند لازم نیست در مراسمی که هزینه های سنگینی بر دوش عروس و داماد گذاشته شده است شرکت کنیم.باید در عمل هم با برخی پدیده های غیر قابل قبولمان مبارزه کنیم و مردمداری ما را در رنج نیندازد.
برخی همواره از صدای بلندگو های همسایه می نالند ولی برای همسایه داری خود نیز در جلسه شان شرکت میکنند.این را میگویند عالم بی عمل.و این است که جامعه اصلاح نمیشود.