داستان میمونها
-
گروهی از دانشمندان پنج میمون را در یک قفس قرار دادند.
-
وسط قفس یک نردبان و بالای نردبان موز گذاشتند.
-
هر بار که میمونی از نردبان بالا رفت، دانشمندان بقیهی میمونها را با آب سرد خیس میکردند.
-
بعد از مدتی، هر بار که یکی از میمونها از نردبان بالا میرفت، بقیهی میمونها او را کتک مفصلی میزدند.
-
چندی بعد هیچ میمونی هرقدر هم که وسوسه میشد جرئت بالا رفتن از نردبان را پیدا نمیکرد.
-
یکی از میمونها را از قفس خارج و میمون جدیدی را جایگزین کردند.
-
اولین کاری که میمون جدید کرد این بود که از نردبان بالا برود و موز را بخورد.
-
بلافاصله بقیهی میمونها کتکش زدند.
-
پس از چندین بار کتک خوردن، عضو جدید یاد گرفت که با اینکه از علتش خبر ندارد، ولی از نردبان بالا نرود.
پس از چندی، میمون دوم جایگزین شد و همین روند طی شد. -
میمون اول جایگزین شده در کتک زدن میمون دوم جایگزین شده مشارکت داشت.
-
میمون سوم عوض شد و ماجرا تکرار شد.
-
میمون چهارم نیز عوض شد و همان اتفاق مجدداً افتاد و نهایتاً میمون پنجم نیز عوض شد.
-
اکنون هیچیک از میمونهای اولیه در قفس نبودند.
-
آنچه باقی ماند گروه پنجنفره از میمونهایی بودند که با اینکه هیچوقت با آب سرد خیس نشده بودند، هر وقت هر میمونی سعی میکرد از نردبان بالا برود او را کتک میزدند.
بیدار شهر:من نمیدانم این داستان واقعیت دارد یا نه .ولی در چندین سایت و وبلاگ تکرار شده است و داستان عبرت آموزی میباشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 23:13 توسط اکبر ستاری
|