در سوگ شادروان حاجی عباس آقا عنایتی بیدگلی
|
رفت آن یار و داغ صد افسوس بر دل داغدار یار گذاشت
ما ز پس ماندگان قافله ایم او به منزل رسید و بار گذاشت تن به مستی زد و خراب افتاد جان هشیار درخمار گذاشت بر بد و نیک کار و بار جهان نتوان هیچ اعتبار گذاشت کی سواری از این کریوه گذشت که نه برخاطری غبار گذاشت او به پایان راه خویش رسید همرهان را در انتظار گذاشت اشک خونین من از این ره دور گل سرخی بر آن مزار گذاشت استاد محمد عظیمی |
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 9:56 توسط اکبر ستاری
|