در حالیکه صدها هزار نفر در میدان آزادی پایتخت دود آلود و ملتهب مصر منتظر  حرفی  تازه از لب های  دیکتاتور چنبره انداخته بر کشورشان بودند به جز تکرار "من" فلان میکنم نشنیدند. آنها و میلیونها نفر از مردم زمین پای گیرنده هایشان بودند تا حسنی حرفی بزند که با آن بتوانند قشنگترین قصه ی عالم را بسازند و این انتظاری بد فرجام بود.ولی امشب حسنی مرد.امشب آخرین فرصتی بود که برای ادامه ی حیات داشت ولی او مرگ را انتخاب کرد .شاید به این امید که یک جمله اش برای او مایه ی آبرویش در تاریخ باشد و آن اینکه من به دستور اوباما گوش نمیکنم. ولی او باید به دستور مردمش گوش میکرد و توجهی به سخنان همکارانش در سایر کشورها نمیکرد. او خودش را وکیل مردم خواند و باید توجه میکرد که موکلینش از او چه میخواهند .او بازی را باخت و هر چند فرزندان نیل امشب غمگینند و با چشمانی نمناک و دلی پردرد خواهند خوابید ولی فرداهایی پر افتخار در انتظارشان است و مراسم امشب میدان التحریر قاهره کلاس آموزشی برای همه ی مردم دنیا بود .برای آنها که دلی عبرت بین دارند و البته امشب با دعای میلیونها نفر پدرهای تعدادی از دیکتاتورهای تاریخ آمرزیده شدند .چون گفتند : خدا پدر فلانیها را بیامرزد که آنقدر شعور سیاسی داشتند و موقع رفتن را توانستند تشخیص بدهند.