توسعه ی پایدار یا ....؟
شاید بتوان آغاز تولید انبوه به کمک صنایع ماشینی دارای دستگاه های نیازمند به برق و گازوئیل و کارگران و کارمندان بسیار در کاشان و حومه را کارخانجاتی دانست که تحت عنوان کارخانجات ریسندگی با تلاش مردی بلند همت به نام جناب آقای حسن تفضلی بنیان گذاشته شد و زمان افول کارگاه های کوچک ریسندگی و پارچه بافی / زری بافی /شعر بافی / مخمل بافی از همین سالها فرا رسید. مخمل نوعی پارچه نخی یا ابریشمی است که یک روی آن صاف و روی دیگر آن دارای پرزهای لطیف و نزدیک به هم و به یک سو خوابیده است.به خاطر همین از این پارچه ها برای لباس عروس، روتختی، سجاده، کت و عبا، پرده و رویه مبل و صندلی استفاده میشد. در دوره قاجار نیز بیش از 42 نوع پارچه از جمله پارچه های زربافت، مخمل، اطلس و حریر در این شهر تولید میشد .در بافت پارچه زربفت یا زربافت از نخ ابریشم و گلابتون (مفتول طلا و نقره) تابیده به دور نخ ابریشم استفاده می شد.
اولين كارخانه ريسندگي (شماره 1 /میدان ۱۵ خرداد) آن زمان در خارج از شهر توسط آقای تفضلي در سال 1313 راه اندازي شد. سرمايه اوليه اين كارخانه آن موقع 225 هزار تومان بود كه در قالب 450 سهم 500 توماني عرضه شد. البته ابتداي كار، فقط ريسندگي و توليد نخ پارچه، چله و پود قالي دستي بود. ولي بعداً فعاليت هاي شركت توسعه يافت و بافندگي و تكميل و دستگاه ها و تجهيزات مربوط به آن ها اضافه شد و كارخانجات شماره 2 و 3 هم راه اندازي گرديدند. البته شركاي ديگر اين كارخانه افرادي هم چون آقايان كيهان، محمديان و فرشچي بودند. به لحاظ حقوقي، كارخانه هاي ريسندگي و بافندگي سهامي عام بودند، يعني آن كه تمام كارگران در آن سهام داشتند. ابتدا پارچه هاي عرض 90 سانت را توليد مي كردند كه بعداً حتي به عرض 3 متر هم رسيد. اين اواخر كه كارخانه داراي مشكلات جدي شد و نهايتاً فعاليتش متوقف گرديد، حدود 90 هزار دوك ريسندگي و 2 هزار دستگاه بافندگي داشت.
در ابتدای دهه ۵۰ اولین فرش ماشینی تولید داخل در کارخانجات مخمل و ابریشم کاشان توسط ماشینهای مخمل بافی ژاکارد و با الیاف مصنوعی براق و پرز نسبتاً کوتاه و وزن سبک، بافته و روانه بازار گردید. همزمان با آن عدهای از تجار، فرشهایی با همین مشخصات و تا حدی مرغوبتر از کشور بلژیک وارد بازار ایران نمودند و سلیقه ایرانی را با پدیده فرش ماشینی آشنا کردند.
با مشاهده استقبال نسبتاً مطلوبی که مردم از فرش ماشینی به عمل آوردند صاحبان گروه صنعتی بهشهر (خاندان لاجوردی) که از کارخانهداران و سرمایهگذاران خوشنام کشور بودند، اقدام به تاسیس شرکت بزرگی به نام شرکت صنایع کاشان (فرش راوند) نمودند که فعالیت آن در زمینه تولیدات مواد مرتبط با فرش و همچنین خود فرش ماشینی بود و اولین محصول آن در سال ۱۳۵۳ به بازار عرضه شد.
آن سالها دولتمردان و کارآفرینان کاشانی در ضمن ایجاد اشتغال به فکر محیط زیست و آب و هوای شهر هم بودند.من هر وقت به یاد انکه در لابلای کوه های نیاسر سیمان تولید میشود می افتم و یا نگاهم به کارخانه ی درین در بالای فین می افتد خدا شاهد است خیلی غمگین میشوم.چند روز قبل از کاشان رفتم تا علی آباد و محمد آباد و چند تریلی که حدس زدم بارشان محصولات کارخانه ی فولاد بود در جاده ی ۵ متری از من سبقت گرفتند. واقعا این حس به من دست داد که یک کامیون در یک پارک وارد زمین بازی کودکان شده است .مدتهاست فکر میکنم منطقه ی ما افراد دلسوز با نفوذ در مراکز تصمیم گیری ندارد و هیچ کس مواظب ما نیست در این باره یادداشتی هم برای وبلاگ جوان کویر نوشتم که همینجا می آورم.
"اصفهان و اراک را با دود و دم خفه کردند حالا نوبت کاشان و آران و بیدگل است. این همه صنایع فاقد آلودگی وجود دارد .میروند سراغ سیمان و فولاد و گوگرد و ذوب .1000نفر می روند سر کار 500هزارنفر تا عمر دارند باید آلودگی هایش را تحمل کنند و به انواع امراض مبتلا شوند .من از همه ی وبلاگ نویسان تقاضا دارم با این اقدامات ، منتقدانه برخورد کنند و اجازه ندهند دامنه های زیبای کرکس و دشتهای پاک آران و بیدگل ونوش آباد و ابوزیدآباد را آلوده و آسمانشان را سیاه کنند. کشاورزی و صنایع غذایی و عرقیات و نساجی و فرش و توریسم و بازرگانی ما را بس است .بگذارید باقیمانده ی عمرمان را راحت نفس بکشیم"
وقتی گل سرخ و بیدمشک و نعناع است.دانشگاه اسانس و باغ پرندگان است .انار و پنبه و انجیر و گردو و بادام و عسل و توت و ماست و شیر و پنیر و کشک است.خانه های تاریخی و مرنجاب و باغ فین است.صنایع دستی است . فرش و نخ و پارچه است .سهراب و بابا افضل و قالیشویان و تعزیه است.چشمه ی سلیمان و ابشار نیاسر است.محتشم و صباحی است.بازار کاشان و کلوچه است.ماسه بادیهای عزیز هستند چرا باید به فولاد و سیمان و گوگرد روی آوریم.روح این منطقه با این صنایع سازگار نیست.خشونت در ذات این مردم نیست.تجربه های تلخ تهران و اصفهان و اراک کافی نیست که ما در دام این قبیل صنایع گرفتار نیائیم.این چند کوره ی سنتی آجرپزی باقیمانده برای ریه های ما به قدر کافی هوا را آلوده میکنند.هیچکس هم حریفشان نمیشود تا تعطیل کنند.۵متر با جدول خیابان فاصله دارند.