دشت تقی آباد هنوز زنده است. تقی آباد کویر را عرض می کنم. دو کیلومتر بالا تر از زیارت فیض آباد.سر راه مرنجاب.
امروز بعدازظهر ( جمعه 21 / 9 / 89 ) به همراه سید محمد علوی و یکی دوتا از دوستان ساعتی را در اطراف دشت تقی آباد گشت زدیم. این کویر در پاییز، عجیب بوی خدا می دهد. ماشین های نو، خرامان کنار تپه رمل ها پارک شده بود و صاحبانش از آفتاب لذت بخشی که روبه سوی مغرب داشت بهره می بردند.
یکبار در جایی نوشته بودم خوب است شهرداری آران و بیدگل مقداری امکانات بهداشتی در اطراف زیارت فیض آباد فراهم بیاورد تا مردم رغبت بیشتری برای استفاده از این هوای پاک و آفتاب روشن داشته باشند.
قلعه ی تقی آباد، سخت متروکه و مخروبه است. چند خانوار که جوانتر هستند، از قلعه بیرو ن آمده و در جوار این بنای خشتی دویست ساله، آلونک هایی را با سیمان و آجر برای خود دست و پا کرده اند. امّا پیرزن سرزنده و باهوش و خندانی که هشتاد سال پیش در این قلعه به دنیا آمده است ،( بانو نصرت الله پور غلام ) با حفظ لحن و لهجه ی آبا ء و اجدادی اش ( ابوزید آباد ) هنوز در یکی از اتاق های قلعه با شوهرش زندگی می کند.

: زمانی بود که ما ده سال آب نداشتیم . اما با همه ی سختی ها ساختیم.

تقی آبادِ امروز، آب شیرینی دارد . موتور آب، با صدای امید بخشی ، آب را در کانال های سیمانی جاری می سازد.گوسفندهای فراوانی در اطراف می چرند .
صدای سگ چوپان همان بکارتی را از طبیعت اطراف تداعی می کند که در زندگی عهد شبانی. با این تفاوت که امروز موتور سیکلت های رونده و جهنده و پر قدرت ، زندگی و آمد و رفت به شهر و نیز در نوردیدن بیابان را برای ساکنین این روستای گمنام آسان کرده است. تعداد نوجوان های نوبالغ نیز که در اطراف قلعه به بازی مشغولند، قابل توجه است.
سبیل و کلاه و صورت مردها که هریک به کار خودشان در گوشه ای مشغولند ، همه یک شکل است.
زن های جوان، بی اعتنا به غریبه های رهگدر، در سایه ی قلعه دور هم جمع هستند و تخمه های آفتاب گردان را از« کپه » ها خارج می کنند.

: در حال حاضر چند شتر در این اطراف می چرند؟

: سیصد نفر

شترها چالاکند. پشم قهوه ای که دم به سرخی می زند. بیابان خدا در افق ها رها شده است. شترها در صحرا .و در چشم بهم زدنی می توان فهمید که « عشق » در اینجا ریشه دار تر از شهر است.خرامش و رعنایی در میان خاک هایی که بوی پهن و پشکل می دهد ، زندگی را در تقی آباد تداوم بخشیده است.بشر در میان خاک ها ی بیابان هم میل به رویش را در خود پنهان نمی دارد.
.........................

توضیح : اوایل انقلاب یک کتا ب خارجی در باره ی انقلاب ایران به فارسی ترجمه شد با عنوان : شترها باید بروند. ولی در تقی آباد شترها نباید بروند.


نویسنده:حیدر علی عنایتی بیدگلی