«میرزا علی خان اعتماد السلطنه»، فرزند «آقا حسین مراغه ای»، از صاحبمنصبان ودرباریان دوره قاجار است. پدرش در مراغه به تجارت اشتغال داشت و خدمت اداری و دیوانی خود را از زمانی که به خدمت «عباس میرزا نایب السلطنه» در آمد، آغاز کرد و با سمت پیشخدمت باشی به خدمت «محمّد شاه» فرزند نایب السلطنه درآمد. آقا حسین مراغه ای سپس از طرف عباس میرزا نایب السلطنه لقب «خانی» گرفت و پس از آمدن محمّد شاه به تهران، حکومت کاشان به وی واگذار شد.

بیدار شهر: پس پدر قاتل در کاشان سابقه ی سکونت و حکومت داشته است.

میرزا علی خان و نیز محمّد حسن خان اعتماد السلطنه فرزند او و ادیب الملک فرزند دیگرش، از چهره های سرشناس این دوره هستند.

در آن دوران که پدر میرزا علیخان به دربار عباس میرزا نایب السلطنه راه یافت و به مراغه آمد، میرزا علیخان ده سال بیشتر نداشت و در همان زمان به غلام بچگی مخصوص محمّد شاه انتخاب میشود.

بیدارشهر: پس معلوم شد که چه سابقه ای دارد. 

سپس به منصب «پیشخدمتی» نایل و پس از مصالحه با دولت روس، «نایب السلطنه» در تبریز آقا حسین مراغه ای را به پیشخدمت باشیگری محمّد شاه منصوب میکند و میرزا علی خان را به نیابت پدرش میگمارد. آنگاه پس از دوسال وبه هنگام مراجعت از سفرکرمان وخراسان، به منصب صندوقداری و خزانهداری میرسد و در سفر اوّل محمّد شاه به هرات، باردیگر برتریِ مقام یافته، اغلب خدمات و انتظامات اردوی شاه به وی محوّل میشود.

پس از آن که خبر فوت «فتحعلی شاه» از اصفهان به آذربایجان میرسد، محمد شاه برای جلوس به تخت سلطنت، از تبریز عازم تهران میشود و مناصب جدیدی به اطرافیان و همراهان داده، در این میان منصب «نظارت و خوانسالاری» را، که از مناصب مهم بود، به میرزا علی واگذار میکند.

میرزا علیخان پس از چندی، همراه شاه به تهران آمده، لقب «خانی» را دریافت میکند. افزون بر حکومت تهران، حکومت کاشان و بلوکات اطراف تهران برای مخارج آشپزخانه شاهی نیز به او واگذار میشود. پس از دورانی، در سمت نظارت خطایی، از وی سر میزند که از کار برکنار و تحت تعقیب قرار میگیرد، به شکلی که فرار کرده به قم میرود و در آنجا متحصن میگردد، سپس به وساطت حاج میرزا آقاسی، از مجازات معاف میگردد.

آنگاه به قصد حج، عازم بیت الله الحرام میشود که در دمشق با «مهد علیا» مادر «ناصر الدین شاه» همراه گشته به مکه و مدینه میرود.

آنگاه پس از مراجعت از سفر، با حمایت مهد علیا مادر ناصر الدین شاه، بار دیگر به قدرت بازمیگردد.

در اوایل روی کارآمدن ناصرالدین شاه، وقتی گیلان و رشت دچار بینظمی شد، به پیشنهاد مهد علیا، مادر شاه، که در اینگونه کارها نیز دخالت میکرد، میرزا علیخان به آن منطقه اعزام شد و در مدت کوتاهی نظم را برقرار ساخت. او مالیات فراوانی گرفت و به تهران بازگشت. شاه او را، که تا این زمان به «میرزا علیخان» معروف بود به لقب «حاجب الدوله» ملقّب ساخت و «فراشخانه» و «سرایدارخانه» و «خیام خانه» و «مهمان خانه» و «معمار خانه» و «باغات» و «خالصهجات»، که در آن عمارات و بناهای دولتی بود، به او سپردند. همچنین امور تشریفات سفرای دول خارجه و درآمدهای سالانه دولتی، و عمارات و باغهای تحت پوشش حکومت، همه به او واگذار شد.

در سفر شاه به اصفهان، در دار السلطنه قزوین، حکم حکومت «اردو» و «اردو بازار»، به علاوه حکومت هر ولایت، تا مادام توقف موکب سلطنتی در آن صفحات، به اعتماد السلطنه محول گردید.

درسال 1268هـ.ق. که به دستور یکی از نوّاب میرزا علی محمّد باب به نام «ملا شیخ علی» به جان شاه سوء قصد شد، اعتماد السلطنه وارد میدان شده، نزدیک به هشتاد نفر از آنان را کشت و همچنان حکومت خویش را استحکام میبخشید تا اینکه، در سال 1275هـ.ق. صدر اعظم از کار برکنار میشود و در نتیجه حاجب الدّوله نیز از مناصب و خدمات معزول میگردد امّا به خاطر خوش خدمتی به شاه و جنایت بزرگی که مرتکب شد و سردار نامـی ایران، میرزا تقی خـان فراهانی معـروف به «امیر کبیر» را در فین کاشان به شهادت رسانید، بار دیگر به صحنه بازگشـت، و شاه لقـب «ضیـاء الملکی» را به وی داد و حاکم خوزستانش کرد. یک سال بعد; یعنی سال 1276، لرستان نیز به خوزستان ملحق گردید و دایره حکمرانی او توسعه یافت.

همچنین منطقه «بختیاری» را نیز به استانهای «عربستان» (خوزستان امروز) و «لرستان» منضم کرده، در اختیار وی قرار میدهند و وی به سمت «امیر تومانی» نایل میشود. او را در سال 1281 به دربار دعوت میکنند که پس از آمدن به تهران، لقب «صنیع الدوله» و پس از آن «اعتماد السلطنه» را میگیرد و به وزارت عدلیه منصوب میشود و سرانجام در جرگه وزرای دارالشورای کبری در میآید. لیکن بار دیگر مورد بیمهری حکومت قرار میگیرد و از وزارت عدلیه کنار گذاشته میشود و به حکومت گلپایگان و خوانسار مأمور میگردد. امّا مدّتی نمیگذرد که باردیگر به تهران دعوت و به سِمَتِ «وزارت وظایف و اوقاف» منصوب میگردد و افزون بر آن، حکومت «شاهرود»، «بسطام»، «سمنان»، «دامغان» و «نردین» نیز در حیطه حکومتی او واقع میشود. او در همین سمت میماند تا در ربیعالاول سال 1285هـ.ق. در سن 63 سالگی، مرگ گریبانش را گرفته از دار دنیا میرود. پس از مرگ، جنازهاش را به نجف اشرف حمل میکنند و در گورستان وادی السلام به خاک میسپارند.

«میرزا علی خان اعتماد السلطنه» سه زن داشته و از آنان چهار فرزند، سه پسر و یک دختر پیدا کرده، که پسرها که هر کدام، از یک زن بوده اند.

فرزند بزرگ او «عبدالعلی خان ادیب الملک» است که مادرش صبیّه ملااحمد، از علمای مراغه معروف به «مستجاب الدعوه» بوده است.

 پسر میانیِ وی «عبدالحسین خان» سرهنگ فوج خلخال است که مادرش از سادات مرند بوده

و پسر کوچکش محمّد حسن خان صنیع الدوله است که مادر وی صبیّه رضا قلیخان قجر، از اولاد مصطفی خان قاجار قوانلو برادر آقا محمّد شاه قاجار بوده است.

وی به دلیل خوش خدمتیهای فراوانی که به دربار داشته، بارها از آنان جایزه و نشان دریافت کرده است.

منبع